سآࢪگلِ مَطࢪود ،
𖤐
𝟧𝟢𝟧
_ دوست داره ؟ چقد دوسش داری ؟
+ من دوسش دارم ولی اون دوسم داره ؟
+ من دوسش دارم ولی اون دوسم داره ؟
چه عاشقانهای بنویسم که دلتان برایم بلرزد؟ وقتی نه دستانشرا گرفتهام ، نه در آغوشش کشیدهام ، نه حتی او را بوسیدهام !
من فقط ازدور ، اورا درخویش گریستهام.
عشق میان ما ، معصوم ترین عشق جهان بود.
من فقط ازدور ، اورا درخویش گریستهام.
عشق میان ما ، معصوم ترین عشق جهان بود.
خستهام،خستگی چنان به روحم چنگ میاندازد که میخواهم ناپدید شوم ،زخم هایی دردمند روی روحم جا خوش کرده عفونت میکنند و من در این میان درمانده و خستهام.
شازده کوچولو گفت : هرکی دوستت داره برمیگرده؟
روباه گفت : نه ، هرکی پشیمون بشه برمیگرده ، هرکی ډوستت داره میمونه .
روباه گفت : نه ، هرکی پشیمون بشه برمیگرده ، هرکی ډوستت داره میمونه .
سآࢪگلِ مَطࢪود ،
⎯❀࣪ بابالنگ دراز عزیز از عیدی کریسمس تشکر میکنم. من از پوست روباه، گردنبند و.. خوشم میآید ولی از همه بیشتر شمارا دوست دارم . ولی بابا شما نباید مرا اینطور لوس کنید. وقتی…
🌷 بابا لنگ دراز عزیز تمام دلخوشی دنیای من
به این است ګه ندانی و دوستت بدارم وقتی
میدانی و میرانیام چیزی درون دلم فرو میریزد
به این است ګه ندانی و دوستت بدارم وقتی
میدانی و میرانیام چیزی درون دلم فرو میریزد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
IMG_20240710_174546_701.jpg
110.9 KB
وقتی فکر میکنم که مال یکی دیگه باشی ...
دستای یکی دیگهرو میگیری ، بغلش میکنی ، اونو میبوسی ، به اون محبت میکنی ، حرفای قشنگتو به اون میزنی ، با چشمات به اون نگاه میکنی ، بااون حرف میزنی ، پیش اون میخوابی ، موهای اونو نوازش میکنی ، بااون میرقصی ، روی شونه اون سرتو میذاری ، اجازه میدی اون روی سینت بخوابه ، برای اون اهنگ میخونی ، برای اون اشپزی میکنی ، بااون زیر بارون قدم میزنی ، کنار اون غروب افتاب رو تماشا میکنیو ...
همه اینا باعث میشه ساعتها بشینم و گریه کنم ، فقط چون میترسم بهت بگم چه حسی بهت دارم و چقدر دوست دارم . نمیخوام بجز من این کارهارو با بقیه انجام بدی
فقط میخوام تو مال من باشی ولی نمیشه چون من نمیتونم احساساتم رو بهت بگم
دستای یکی دیگهرو میگیری ، بغلش میکنی ، اونو میبوسی ، به اون محبت میکنی ، حرفای قشنگتو به اون میزنی ، با چشمات به اون نگاه میکنی ، بااون حرف میزنی ، پیش اون میخوابی ، موهای اونو نوازش میکنی ، بااون میرقصی ، روی شونه اون سرتو میذاری ، اجازه میدی اون روی سینت بخوابه ، برای اون اهنگ میخونی ، برای اون اشپزی میکنی ، بااون زیر بارون قدم میزنی ، کنار اون غروب افتاب رو تماشا میکنیو ...
همه اینا باعث میشه ساعتها بشینم و گریه کنم ، فقط چون میترسم بهت بگم چه حسی بهت دارم و چقدر دوست دارم . نمیخوام بجز من این کارهارو با بقیه انجام بدی
فقط میخوام تو مال من باشی ولی نمیشه چون من نمیتونم احساساتم رو بهت بگم