صبح تا شب به هرنحوی میگذشت
اما وقتی که شب میآمد
همهٔ غصهها و رنجها میآمدند.
اما وقتی که شب میآمد
همهٔ غصهها و رنجها میآمدند.
یاد این جمله از برادران کارامازوفِ داستایفسکی افتادم :
کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود ؟
کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود ؟
- و اما زن تجسمی است از نور ، تلفیقی است از هنر و موسیقی ، رنگی است به زیبایی آسمان و درخششی است به روشنایی خورشید .
صورتت را به چه تشبیه کنم در شعرم؟
ماه بیجا بکند مثل تو زیبا بشود ؛
ماه بیجا بکند مثل تو زیبا بشود ؛
کلی کتاب نخونده، کلی فیلم ندیده، کلی مسافرت نرفته، کلی چای نخورده و کلی زندگی نکرده دارم ...