سآࢪگلِ مَطࢪود ، ‌
5.32K subscribers
487 photos
186 videos
8 files
24 links
Download Telegram
‏می‌دانم چرا هیچ‌گاه یادِ من نیستی،من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشته‌ام که با هر تلنگری به یادِ من بیوفتی،انسان به زخم‌ها بیشتر می‌اندیشد تا مرهم‌ها.
اگه به مو رسید پاره کنید ، اگه ارزششو داشت به مو نمیرسید .
ببینیم این یکی قراره چه بلایی سر احساساتمون بیاره :)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح تا شب به هرنحوی می‌گذشت
اما وقتی که شب می‌آمد
همهٔ غصه‌ها و رنج‌ها می‌آمدند.
‏یاد این جمله از برادران کارامازوفِ داستایفسکی افتادم :
‏کسی چه می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود ؟
استکانی چای دارم و هزارو یک اندوه.
- و اما زن تجسمی است از نور ، تلفیقی است از هنر و موسیقی ، رنگی است به زیبایی آسمان و درخششی است به روشنایی خورشید .
و زن را باید بوسید ، چنان که انگار لب‌هایش آخرین پناهِ بهارند ، و جهان زمستانی طولانی‌ست.
صورتت را به چه تشبیه کنم در شعرم؟
ماه بیجا بکند مثل تو زیبا بشود ؛
کلی کتاب نخونده، کلی فیلم ندیده، کلی مسافرت نرفته، کلی چای نخورده و کلی زندگی نکرده دارم ...
خیلی ها میشنون، ولی کم پیدا میشن که بفهمن.
روزهای جالبی نیست، اما صبر میکنم.