من میخواستم هنرمند باشم، کتاب بخونم، گلامو آب بدم، فرش خونهام رو جارو کنم و برای کارام ذوق داشته باشم .
اما الان ازم یه آدم شکست خورده در اهداف با دایره لغاتی سراسر فحش و ناسزا مونده .
اما الان ازم یه آدم شکست خورده در اهداف با دایره لغاتی سراسر فحش و ناسزا مونده .
_به زودی دوباره خوشگل و بامزه خواهم شد، فعلا دارم واسه زندگی میجنگم
1
زندگیم شبیه به زمان غروب بود،نه کاملا روشن و نه کاملا تاریک،زندگیم جایی میان امید و اندوه بود.
میدانم چرا هیچگاه یادِ من نیستی،من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشتهام که با هر تلنگری به یادِ من بیوفتی،انسان به زخمها بیشتر میاندیشد تا مرهمها.
صبح تا شب به هرنحوی میگذشت
اما وقتی که شب میآمد
همهٔ غصهها و رنجها میآمدند.
اما وقتی که شب میآمد
همهٔ غصهها و رنجها میآمدند.
یاد این جمله از برادران کارامازوفِ داستایفسکی افتادم :
کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود ؟
کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود ؟