سآࢪگلِ مَطࢪود ، ‌
5.32K subscribers
488 photos
186 videos
8 files
24 links
Download Telegram
آدمی را میخواست که وقت رفتن؛نرود.
من می‌خواستم هنرمند باشم، کتاب بخونم، گلامو آب بدم، فرش خونه‌ام رو جارو کنم و برای کارام ذوق داشته باشم .
اما الان ازم یه آدم شکست خورده در اهداف با دایره لغاتی سراسر فحش و ناسزا مونده .
_به زودی دوباره خوشگل و بامزه خواهم شد، فعلا دارم واسه زندگی میجنگم
1
زندگیم شبیه به زمان غروب بود،نه کاملا روشن و نه کاملا تاریک،زندگیم جایی میان امید و اندوه بود.
‏می‌دانم چرا هیچ‌گاه یادِ من نیستی،من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشته‌ام که با هر تلنگری به یادِ من بیوفتی،انسان به زخم‌ها بیشتر می‌اندیشد تا مرهم‌ها.
اگه به مو رسید پاره کنید ، اگه ارزششو داشت به مو نمیرسید .
ببینیم این یکی قراره چه بلایی سر احساساتمون بیاره :)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح تا شب به هرنحوی می‌گذشت
اما وقتی که شب می‌آمد
همهٔ غصه‌ها و رنج‌ها می‌آمدند.
‏یاد این جمله از برادران کارامازوفِ داستایفسکی افتادم :
‏کسی چه می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود ؟