«کاش میشد فراموش کنم گذشتهام را، حرفهایی که نگفتم و گفتم، کارهایی که کردم و نکردم، و احساساتی که با تمام وجود باورشان داشتم، کاش میشد همه را فراموش کنم.»
تو قبلها این چنین نبودی زن...
بگو به من چه بر سرت آوردهاند که پلکهایت همیشه بارانیست؟
بگو به من چه بر سرت آوردهاند که پلکهایت همیشه بارانیست؟
من میخواستم هنرمند باشم، کتاب بخونم، گلامو آب بدم، فرش خونهام رو جارو کنم و برای کارام ذوق داشته باشم .
اما الان ازم یه آدم شکست خورده در اهداف با دایره لغاتی سراسر فحش و ناسزا مونده .
اما الان ازم یه آدم شکست خورده در اهداف با دایره لغاتی سراسر فحش و ناسزا مونده .
_به زودی دوباره خوشگل و بامزه خواهم شد، فعلا دارم واسه زندگی میجنگم
1
زندگیم شبیه به زمان غروب بود،نه کاملا روشن و نه کاملا تاریک،زندگیم جایی میان امید و اندوه بود.
میدانم چرا هیچگاه یادِ من نیستی،من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشتهام که با هر تلنگری به یادِ من بیوفتی،انسان به زخمها بیشتر میاندیشد تا مرهمها.