سآࢪگلِ مَطࢪود ، ‌
5.31K subscribers
488 photos
186 videos
8 files
24 links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدم ضعیفی نبود ؛ اما دیگر حوصله سختی ها را نداشت .
میل عجیبی به گریز پیدا کرد
به ندیدن ، ندانستن ، فرار از همه چیز. . .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بنده دیگر باور خود را به همه‌چیز و همه‌کس از دست داده‌ام. باورم را به مهربانی آدم‌ها، عشق مادران ، معرفت پدران، حمایت دوستان، شیطان، خودم، ارگان‌های بدنم و سلول‌های مغزم از دست داده‌ام. سرگردان و بدون نقطه اتکا، روزهایم را به شب می‌رسانم.
هیچوقت نمی‌تونی تصور کنی یه آدم چه اتفاقایی براش افتاده، تا شده اینی که الان هست.
این دفعه تنگت‌شه دلم؛
دلمو از جاش می‌کنم.
من نمی‌دونم چجوری آدم در بچگیش میتونه انتخاب کنه که کی ‌می‌خواد بشه درحالی که من هنوز در حدود پنجاه و سه سالگی هم هنوز واقعا نمی‌دونم که شغلم چی هست و همیشه به قول یک دوستی؛ می‌گفت ''ما همیشه در یک شغل موقت داریم زندگی می‌کنیم''
‌ ‌ ‌- ‌عباس کيارستمي
"if I can't have you baby no one else in this world can"
ولی من میگم
«عزیزا تو اگر مرا نخواهی،اگر مهرم پس زنی وگر عشقم ردکنی،اگر سوی یار دگر روی و راغب عشق و مهر وی باشی؛دیده برتو نخواهم بست،مهر ازتو نخواهم کاست،عزیزِ دگری نخواهم جست. عزیزا تو گر بروی،آگاهم که بِه از من یافتی که رهت بر رهم کج کردی،ولی من‌ گر بِه از تو گر سر تر از تو گر عاشق تر از تو یابم باز دلم پیش تو گیر است. این دل چو و کبوتر و تو چون دام،پیش تو گیر است که گیر است و رهایی نخواهد یافت.»