چشم من چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد
مدتى هست به دلسوزى خود مشغولم؛
كه دلم بند نفس هاى كسى هست؛ كه نيست!
كه دلم بند نفس هاى كسى هست؛ كه نيست!
- فريدونمشيرى -
آدم ضعیفی نبود ؛ اما دیگر حوصله سختی ها را نداشت .
میل عجیبی به گریز پیدا کرد
به ندیدن ، ندانستن ، فرار از همه چیز. . .
میل عجیبی به گریز پیدا کرد
به ندیدن ، ندانستن ، فرار از همه چیز. . .
بنده دیگر باور خود را به همهچیز و همهکس از دست دادهام. باورم را به مهربانی آدمها، عشق مادران ، معرفت پدران، حمایت دوستان، شیطان، خودم، ارگانهای بدنم و سلولهای مغزم از دست دادهام. سرگردان و بدون نقطه اتکا، روزهایم را به شب میرسانم.
هیچوقت نمیتونی تصور کنی یه آدم چه اتفاقایی براش افتاده، تا شده اینی که الان هست.
من نمیدونم چجوری آدم در بچگیش میتونه انتخاب کنه که کی میخواد بشه درحالی که من هنوز در حدود پنجاه و سه سالگی هم هنوز واقعا نمیدونم که شغلم چی هست و همیشه به قول یک دوستی؛ میگفت ''ما همیشه در یک شغل موقت داریم زندگی میکنیم''
- عباس کيارستمي