او آخرین ذوق کودکانهی من بود ، آخرین باری که معصومانه کسی را دوست داشتم .
💘18
سآࢪگلِ مَطࢪود ،
🌹 بابا لنگ درازِ عزیزم کسی که در زندگانیاش کسی رااز ته دلش دوست دارد همیشه نگران است ! نگران غذا خوردنش ؛ نگران ماشینهایی که به او نزدیک میشوند و بوقهایشان که نکند خراب باشد ، نگران…
بابا لنگ درازِ عزیزم
لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند نمیگذارم، نمیخواهم
بابا لنگدرازِ من، همین که هستی دوستت دارم
حتی سایهات را که هرگز به آن نمیرسم
لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند نمیگذارم، نمیخواهم
بابا لنگدرازِ من، همین که هستی دوستت دارم
حتی سایهات را که هرگز به آن نمیرسم
چشم من چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد
مدتى هست به دلسوزى خود مشغولم؛
كه دلم بند نفس هاى كسى هست؛ كه نيست!
كه دلم بند نفس هاى كسى هست؛ كه نيست!
- فريدونمشيرى -
آدم ضعیفی نبود ؛ اما دیگر حوصله سختی ها را نداشت .
میل عجیبی به گریز پیدا کرد
به ندیدن ، ندانستن ، فرار از همه چیز. . .
میل عجیبی به گریز پیدا کرد
به ندیدن ، ندانستن ، فرار از همه چیز. . .
بنده دیگر باور خود را به همهچیز و همهکس از دست دادهام. باورم را به مهربانی آدمها، عشق مادران ، معرفت پدران، حمایت دوستان، شیطان، خودم، ارگانهای بدنم و سلولهای مغزم از دست دادهام. سرگردان و بدون نقطه اتکا، روزهایم را به شب میرسانم.
هیچوقت نمیتونی تصور کنی یه آدم چه اتفاقایی براش افتاده، تا شده اینی که الان هست.