تنهایی آدم رو عوض میکنه ، چیزی ازت میسازه که هیچوقت نبودی بعضی وقتا اینقدر بیتفاوتی مثل یه سنگ یا اینقدر حساس مثل یه شیشه ، با خودت حرف میزنی و با خودت فکرمیکنی ، ساعتها به یه آهنگ تکراری گوش میدی ولی میدونی هیچوقت حفظ نمیشی ، شبا توی افکارت غرق میشی و خفه میشی فکرمیکنی و فکرمیکنی تا وقتی که خوابت ببره ، بعضی وقتا با خودم میپرسم شخصیتم باعث تنهاییمه ؟ یا آدمای اطرافم بیمصرفن ، در آخر آدمی ساخته میشه که نمیشناسمش ، هیچوقت نتونستم بشناسمش و درکش کنم . .
💘29
او آخرین ذوق کودکانهی من بود ، آخرین باری که معصومانه کسی را دوست داشتم .
💘18
سآࢪگلِ مَطࢪود ،
🌹 بابا لنگ درازِ عزیزم کسی که در زندگانیاش کسی رااز ته دلش دوست دارد همیشه نگران است ! نگران غذا خوردنش ؛ نگران ماشینهایی که به او نزدیک میشوند و بوقهایشان که نکند خراب باشد ، نگران…
بابا لنگ درازِ عزیزم
لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند نمیگذارم، نمیخواهم
بابا لنگدرازِ من، همین که هستی دوستت دارم
حتی سایهات را که هرگز به آن نمیرسم
لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند نمیگذارم، نمیخواهم
بابا لنگدرازِ من، همین که هستی دوستت دارم
حتی سایهات را که هرگز به آن نمیرسم
چشم من چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد
مدتى هست به دلسوزى خود مشغولم؛
كه دلم بند نفس هاى كسى هست؛ كه نيست!
كه دلم بند نفس هاى كسى هست؛ كه نيست!
- فريدونمشيرى -
آدم ضعیفی نبود ؛ اما دیگر حوصله سختی ها را نداشت .
میل عجیبی به گریز پیدا کرد
به ندیدن ، ندانستن ، فرار از همه چیز. . .
میل عجیبی به گریز پیدا کرد
به ندیدن ، ندانستن ، فرار از همه چیز. . .
بنده دیگر باور خود را به همهچیز و همهکس از دست دادهام. باورم را به مهربانی آدمها، عشق مادران ، معرفت پدران، حمایت دوستان، شیطان، خودم، ارگانهای بدنم و سلولهای مغزم از دست دادهام. سرگردان و بدون نقطه اتکا، روزهایم را به شب میرسانم.