سآࢪگلِ مَطࢪود ، ‌
5.31K subscribers
488 photos
186 videos
8 files
24 links
Download Telegram
💘29
هیچ‌چیز راحتم نمیکند نه دریا ، نه آفتاب ، نه درخت‌ها ، نه فیلم‌ها ، نه لباس‌هایی که تازه خریده‌ام.
نمیدانم چه کار کنم بروم و سرم را به درخت‌ها بکوبم ، داد بزنم ، گریه کنم ، نمیدانم ..
_ فروغ‌فرخزاد
💘38
عشـق!
می‌دانم که تمامش رویاست.خیال کوچک دنیای تنها برای لحظه‌ای باهم ماندن.آرزوی شیرین جوانی،همانی که کلمات به تصویرش می‌کشند حتی اگر برای توصیفش کافی نباشند.جادویی پر افسون که با حسرتی پر افسوس پایان می‌یابد.
چطور می‌تواند نگاه را اجیر کند،معشوقه را فرشته سازد و دنیا را به رنگ های شیرین بیامیزد؟ خرافه‌ای قدیمی‌ست یا که نیرویی فراطبیعی؟ آزاد می‌کند یا که اسیر و زنجیر؟
هربار مهر دل کسی را به گردن دیگری می‌اندازد تا تیرش برهدف بنشیند و او را در اقیانوس عظیم عشق غرق کند.آدم ها عشق را نمی‌شناسند،مهم نیست چندین هزار سال گذشته باشد.آنها فقط مدهوش افسون عشق می‌شوند و آرام به دام او می‌افتند.
عاشق اسیر عشقی‌ست که فرای درک ماست یا حتی شاید وجود ندارد.
💘38
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💘39
💘41
💘44
هیچ اندوهی نیست که شب ها به بخت من گره نخورد. هیچ پشیمانی ای نیست که از طناب دردم بالا نرود. من به صدای آفتابی که خاموش است حساسیت دارم، به کلاغ هایی که بی‌رنگند، به سری که کمرش خم شده، به زمستانی که گرم است، من به غم سبک حساسیت دارم.
💘43
تنهایی آدم رو عوض میکنه ، چیزی ازت میسازه که هیچوقت نبودی بعضی وقتا اینقدر بی‌تفاوتی مثل یه سنگ یا اینقدر حساس مثل یه شیشه ، با خودت حرف میزنی و با خودت فکرمیکنی ، ساعتها به یه آهنگ تکراری گوش میدی ولی میدونی هیچوقت حفظ نمیشی ، شبا توی افکارت غرق میشی و خفه میشی فکرمیکنی و فکرمیکنی تا وقتی که خوابت ببره ، بعضی وقتا با خودم میپرسم شخصیتم باعث تنهاییمه ؟ یا آدمای اطرافم بی‌مصرفن ، در آخر آدمی ساخته میشه که نمیشناسمش ، هیچوقت نتونستم بشناسمش و درکش کنم . .
💘29
او آخرین ذوق کودکانه‌ی من بود ، آخرین باری که معصومانه کسی را دوست داشتم .
💘18
سآࢪگلِ مَطࢪود ، ‌
‌ 🌹 ‌ ‌ ‌بابا لنگ درازِ عزیزم کسی که در زندگانی‌اش کسی رااز ته دلش دوست دارد همیشه نگران است ! نگران غذا خوردنش ؛ نگران ماشین‌هایی ‌که به او نزدیک می‌شوند و بوق‌هایشان ‌که نکند خراب باشد ، نگران…
بابا لنگ درازِ عزیزم
لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند نمی‌گذارم، نمی‌خواهم
بابا لنگ‌درازِ من، همین که هستی دوستت دارم
حتی سایه‌ات را که هرگز به آن نمیرسم
چشم من چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد