سآࢪگلِ مَطࢪود ،
عزیزِمن، دیگرتوان دوری ندارم ،دیگر توان گلچین خاطراتمانرا ندارم، کاش میدانستی که شبها در رویای خود بوسه بر لب پر خندهات میزنم و چگونه زلفهای کوتاهترا نوازش میکنم ؛ خبر داری که عشقت درمیان ورقهای کتابم از انتظار تو خشکیده است؟همانند رویایی مطلوب میمانی…
عزیزِمن،
دلم بهانهی نبودنت را میکند، انگار بودنت نوری درون دل تاریکم بود تا بتوانم دیدگاه بهتری نسبت به کوچکترین چیزها داشته باشم ،چشمات عمیقتر از دریاو پاک و شفافتر از اینهاست ،چشمان تو مرا زیباتر از چیزی که هستم نشان میدهد و قلبم را عمیقتر از چیزی که هست نشان میدهد، هرروز دوریت برایم دردناکتر و عمیقتر از همیشه میشود انگاری چیزی درون خود جای دادهای که تلاش هایم برای دست یافتن به آن موثر نیست خودت چارهای جلوی پایم بگذار، من باور کردهام که با تمام وجودم عاشقت هستم لطفا توام باورم داشته باش !
دلم بهانهی نبودنت را میکند، انگار بودنت نوری درون دل تاریکم بود تا بتوانم دیدگاه بهتری نسبت به کوچکترین چیزها داشته باشم ،چشمات عمیقتر از دریاو پاک و شفافتر از اینهاست ،چشمان تو مرا زیباتر از چیزی که هستم نشان میدهد و قلبم را عمیقتر از چیزی که هست نشان میدهد، هرروز دوریت برایم دردناکتر و عمیقتر از همیشه میشود انگاری چیزی درون خود جای دادهای که تلاش هایم برای دست یافتن به آن موثر نیست خودت چارهای جلوی پایم بگذار، من باور کردهام که با تمام وجودم عاشقت هستم لطفا توام باورم داشته باش !
شناختمت ، باهات ارتباط برقرارکردم ، یه حسی بیشتر از دوست بهت پیدا کردم ، عاشقت شدم ، دوست داشتم ازهمه جهت بپرستمت و بهت محبت کنم...
اما تو هیچوقت متعلق به من نبودی و نشدی؛
و درآخر با خودم میگم خب بکیرم چونکه تو از اولم مالِ من نبودی .
اما تو هیچوقت متعلق به من نبودی و نشدی؛
و درآخر با خودم میگم خب بکیرم چونکه تو از اولم مالِ من نبودی .
سآࢪگلِ مَطࢪود ،
Photo
بهت گفتم ناراحت باش، من این گوشهها منتظرت وایسادم تا خودترو پیدا کنی .
گفتم اگه زمین خوردی مشکلی نیست، دست های من هست، بلندت میکنن، خاکِ روی زانوهاترو پاک میکنن .
گفتم اگه خسته شدی و دلت گریه میخواد عیبی نداره، هر چیرو که نداشته باشم به جاش بغلم هست .
گفتم اصلا مگه به جزمن جای دیگهای هم کسی هست که شونههاش همیشه برای تو باشه؟ هم برای تکیه دادن و هم برای ردِ اشک هات؟
گفتم اشکالی نداره، فاصله نیاز داری؟ من حرف میزنم تو گوش کن، من تعریف میکنم تو نگاه کن .
هیچی جواب نداد، هیچکدومش انگار کارساز نبود. منِ احمق نمیدونستم مشکل اصلی منیم که میخواد مشکلاتترو پیدا کنه .
تو حالت بامن خوب نبود از یه جا به بعد دیگه نبود ، معلق بودی نمیتونستی مستقیم کنارم بذاری اما دیگه چشمهات برام بخاطر خندههای بلند خط نمیشد . دیگه وقتی دستهاتو میگرفتم، قلبت یه تپش رو رد نمیکرد دیگه حرف هات تک کلمهای شد، دیگه بغلهای بزرگ من برات خونه نبود
نوازش گونه هات با انگشتهام، بهت احساس امنیت نمیداد .
تو ذره ذره ساکتتر میشدی و من دیر فهمیدم که مشکل اصلی، دقیقا منِ جلوی آیینه بودم دلیل خستگیات، خودم بودم عزیزکرده .
گفتم اگه زمین خوردی مشکلی نیست، دست های من هست، بلندت میکنن، خاکِ روی زانوهاترو پاک میکنن .
گفتم اگه خسته شدی و دلت گریه میخواد عیبی نداره، هر چیرو که نداشته باشم به جاش بغلم هست .
گفتم اصلا مگه به جزمن جای دیگهای هم کسی هست که شونههاش همیشه برای تو باشه؟ هم برای تکیه دادن و هم برای ردِ اشک هات؟
گفتم اشکالی نداره، فاصله نیاز داری؟ من حرف میزنم تو گوش کن، من تعریف میکنم تو نگاه کن .
هیچی جواب نداد، هیچکدومش انگار کارساز نبود. منِ احمق نمیدونستم مشکل اصلی منیم که میخواد مشکلاتترو پیدا کنه .
تو حالت بامن خوب نبود از یه جا به بعد دیگه نبود ، معلق بودی نمیتونستی مستقیم کنارم بذاری اما دیگه چشمهات برام بخاطر خندههای بلند خط نمیشد . دیگه وقتی دستهاتو میگرفتم، قلبت یه تپش رو رد نمیکرد دیگه حرف هات تک کلمهای شد، دیگه بغلهای بزرگ من برات خونه نبود
نوازش گونه هات با انگشتهام، بهت احساس امنیت نمیداد .
تو ذره ذره ساکتتر میشدی و من دیر فهمیدم که مشکل اصلی، دقیقا منِ جلوی آیینه بودم دلیل خستگیات، خودم بودم عزیزکرده .
سآࢪگلِ مَطࢪود ،
عزیزِمن، دلم بهانهی نبودنت را میکند، انگار بودنت نوری درون دل تاریکم بود تا بتوانم دیدگاه بهتری نسبت به کوچکترین چیزها داشته باشم ،چشمات عمیقتر از دریاو پاک و شفافتر از اینهاست ،چشمان تو مرا زیباتر از چیزی که هستم نشان میدهد و قلبم را عمیقتر از…
عزیزِمن ،
حالا که دیگر برایت مینویسم حس غم دردلم نهفته است ،انگاری دستانمان درمیان جاده عشق شل و بیجان شده است ،من آموختم هرجاو هرلحظه به دنبال عشق تو بگردم گمون میکنم برای عاشق بودنت زندگی میکنم، عشقی که هر روز بال و پر خواهم داد و پیوند خود را باتو محکم میکنم، اما دیگر چیزی برای پیشکش کردن عشقمان ندارم محتاج دستان توهستم محتاج دستانی که در گذشته گرمایشان قند در دلم آب میکردند، بندبند وجودم میخواهد تورا عمیق نگاه کند، آنقدر به تو نگاه کنم تا از خجالت تمام شوم و چای جلویمان بخاطر گذشت زمان سرد شود.
حالا که دیگر برایت مینویسم حس غم دردلم نهفته است ،انگاری دستانمان درمیان جاده عشق شل و بیجان شده است ،من آموختم هرجاو هرلحظه به دنبال عشق تو بگردم گمون میکنم برای عاشق بودنت زندگی میکنم، عشقی که هر روز بال و پر خواهم داد و پیوند خود را باتو محکم میکنم، اما دیگر چیزی برای پیشکش کردن عشقمان ندارم محتاج دستان توهستم محتاج دستانی که در گذشته گرمایشان قند در دلم آب میکردند، بندبند وجودم میخواهد تورا عمیق نگاه کند، آنقدر به تو نگاه کنم تا از خجالت تمام شوم و چای جلویمان بخاطر گذشت زمان سرد شود.
گویا ستارهها با هرانسان به خواب میروند و میمیرند، اما بعد از مرگ هرانسان و فرو پاشیِ هرستاره چه میشود؟ انسانها به قبر فرو میروند و ستارهها متلاشی میشوند و بجای آن دو انسانها و ستارههای جدیدی بوجود میآید .
دردناک است ؛ همهی ما دنبال جایگزین برای انسان های قبلی و ستارههای متلاشی شده هستیم و مشکلِ اصلی انسان های این جهان این است ، با کوچک ترین اتفاق افراد زندگی شان را با آدم جدیدی جایگزین میکنند...
دردناک است ؛ همهی ما دنبال جایگزین برای انسان های قبلی و ستارههای متلاشی شده هستیم و مشکلِ اصلی انسان های این جهان این است ، با کوچک ترین اتفاق افراد زندگی شان را با آدم جدیدی جایگزین میکنند...
سآࢪگلِ مَطࢪود ،
Photo
منو ببوس؛
قبل از اینکه همهی جهان روی سرم خرابشه ، دیگران باعث جداییمون بشن ، تمام روشناییها تبدیل به تاریکیشه ، داشتنت باعث از دست دادنتشه ، آغازمون سرانجام به پایانی دردناکشه ، وجودم خودش رو از من بگیره و جسمی بی روح و بدونِ اشتیاقشم.. درواقع منو ببوس قبل از این که هراتفاقی بیوفته ، منو ببوس زیرا شاید فقط به یک بوسه از طرف تو نیاز دارم ، زیرا شاید فردایی وجودِ خارجی نداشته باشه پرستیدنیِ من .
قبل از اینکه همهی جهان روی سرم خرابشه ، دیگران باعث جداییمون بشن ، تمام روشناییها تبدیل به تاریکیشه ، داشتنت باعث از دست دادنتشه ، آغازمون سرانجام به پایانی دردناکشه ، وجودم خودش رو از من بگیره و جسمی بی روح و بدونِ اشتیاقشم.. درواقع منو ببوس قبل از این که هراتفاقی بیوفته ، منو ببوس زیرا شاید فقط به یک بوسه از طرف تو نیاز دارم ، زیرا شاید فردایی وجودِ خارجی نداشته باشه پرستیدنیِ من .
Forwarded from سآࢪگلِ مَطࢪود ،
از یک چیز توی خودم مطمئنم، این که هیچکسو توی زندگی به اندازه خودم اذیت نکردم
تصورکن؛ همونقدری که تو اونو دوست داری اون یکی دیگهرو دوست داره، به خودت بیا