سآࢪگلِ مَطࢪود ، ‌
5.34K subscribers
488 photos
187 videos
8 files
24 links
Download Telegram
سآࢪگلِ مَطࢪود ، ‌
Photo
عزیزِمن،
دیگر دست‌هایم توان نوشتن متنی را نداردحتی دیگر با قلم سازگار‌ نیستند ،دیگر چای برایم مزه‌ای ندارد ، دیگر نمیتوانم به درستی پرتو نور خورشیدرا در آغوش بگیرم ، همانند قوری بدون چای شده‌ام همانقدر زشت و بی‌روح ،غروب‌های جمعه برام یکی پس از دیگری غمگین‌ تر شده‌اند ،انگار چیزی درمن‌ گمشده است ،عصرها فقط یک جابند میشوم‌ و به رقص غبار کنار پنجره درنور خیره می‌شوم ، خالیه‌ خالی شده‌ام، خالی از احساسات‌

_ ڕێژنە
3
برخی آدم‌ها‌ شما را ترک میکنند‌ ،اما این پایان داستان شما نیست این پایان نقش آن‌ها در زندگی شما است.
4
کاری که کردی با کلمه‌ها درست شدنی نیست .
4
میروی از پیش چشم اما زِ خاطر هیچوقت ؛
4
سآࢪگلِ مَطࢪود ، ‌
عزیزِمن، دیگر دست‌هایم توان نوشتن متنی را نداردحتی دیگر با قلم سازگار‌ نیستند ،دیگر چای برایم مزه‌ای ندارد ، دیگر نمیتوانم به درستی پرتو نور خورشیدرا در آغوش بگیرم ، همانند قوری بدون چای شده‌ام همانقدر زشت و بی‌روح ،غروب‌های جمعه برام یکی پس از دیگری غمگین‌…
عزیزِمن،
دیگرتوان دوری ندارم ،دیگر توان گلچین‌ خاطراتمان‌‌را ندارم، کاش میدانستی که شب‌ها در رویای خود بوسه بر لب‌ پر خنده‌ات میزنم و چگونه زلف‌های کوتاهت‌را نوازش میکنم ؛ خبر داری که عشقت درمیان ورق‌های کتابم از انتظار تو خشکیده است؟همانند رویایی‌ مطلوب میمانی و من شب‌ها در خیال دیدار با تو به خواب میروم آیا این‌ها برای اثبات عشق من به تو کافی نیست؟گه گاهی با خود میگویم ،کاش فنجان‌ چایت‌ می‌بودم که آن را می‌نوشیدی‌ و دستانت‌ را دورآن حلقه میکردی توان لمس‌ کردن عطرت‌را داشتم و میتوانستم سبوسبو آن را بچشم هنگام‌ تَرک کردنش تنها اثری که به جا می‌گذاشتی عطر تنت باشد نه ترک بزرگ برروی دلم.
3
قلبم شکسته نه اینکه یکدفعه و برای آخرین بار، توی این چهارسال متوالی توسط آدم‌های مختلف به هرنحوی شکسته بی‌دلیل یا بادلیل شکست با حرف شکست با عملکرد شکست با تمجید شکست گاهیم با تعریف شخص دیگه‌ای جلوی من شکست و هیچوقت نه فراموش شد و نه درست شد .
4
‏یک انسان کوچکی بیش نیستی، اما اقیانوس‌اقیانوس اندوه درونت جا می‌شود.
4
«خیلی طول می‌کشه تا بفهمی همون یبار بوده»
6
تو برای من خوب نیستی ، امامن تورو میخوام
3
از وابستگی بود
4
سآࢪگلِ مَطࢪود ، ‌
عزیزِمن، دیگرتوان دوری ندارم ،دیگر توان گلچین‌ خاطراتمان‌‌را ندارم، کاش میدانستی که شب‌ها در رویای خود بوسه بر لب‌ پر خنده‌ات میزنم و چگونه زلف‌های کوتاهت‌را نوازش میکنم ؛ خبر داری که عشقت درمیان ورق‌های کتابم از انتظار تو خشکیده است؟همانند رویایی‌ مطلوب میمانی…
عزیزِمن،
دلم بهانه‌ی نبودنت ‌را می‌کند، انگار بودنت نوری درون دل تاریکم‌ بود تا بتوانم دیدگاه بهتری نسبت به کوچک‌ترین چیزها داشته باشم ،چشمات‌ عمیق‌تر از دریاو پاک و شفاف‌تر از اینه‌است‌ ،چشمان تو مرا زیباتر از چیزی که هستم نشان می‌دهد و قلبم را عمیق‌تر از چیزی‌ که هست نشان‌ می‌دهد، هرروز دوریت‌ برایم دردناک‌تر و عمیق‌تر از همیشه می‌شود انگاری چیزی درون خود جای داده‌ای که تلاش هایم‌ برای دست یافتن‌ به آن موثر نیست خودت چاره‌ای جلوی‌ پایم بگذار، من باور کرده‌ام که با تمام وجودم‌ عاشقت هستم لطفا توام‌ باور‌م‌ داشته باش !
5
‌ ‌نیاز دارم به یه بغل محکم از اون تا همه‌ی دردام فراموش‌شه ‌
2
تنگ میشه دلم واقعاً برات
1
شناختمت ، باهات ارتباط برقرارکردم ، یه حسی بیشتر از دوست بهت پیدا کردم ، عاشقت شدم ، دوست داشتم ازهمه جهت بپرستمت و بهت محبت کنم...
اما تو هیچوقت متعلق به من نبودی و نشدی؛
و درآخر با خودم میگم خب بکیرم چونکه تو از اولم مالِ من نبودی .
1