A single branch, an orchid flower With tired eyes, closed lips Sadness is sitting quietly in his eyes The blossom of his happiness is broken You know the sun is cold There is sadness in his cold heart 🤩
. The moonlight of his life in the pile
. The moonlight of his life in the pile
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1🕊285🍓41💋32🎄14🔥10🆒9🫡8🐳7☃6🥰6🍾6
شب داستانش فرق میکند؛ همه چیز یکدفعه ساکت و خاموش میشود، زمان دیر میگذرد، خیابان تاریک میشود، آدمها سکوت میکنند، درآخرتو میمانی با اندوهو خاطرات و دلتنگی و شبی که شاید هرگز به صبح نرسد .
🕊41🍾7💘6☃5💋5🔥3 3
همیشه اینجوریه که به یکی وابسته میشی و همون شخص بلایی سرت میاره که حتی نمیتونی باورکنی و باخودت میگی واقعا این همونیه که من میشناختم؟
💘37🐳5❤🔥4🆒4☃3🍓3❤2
با من مثل کسایی رفتار کردن که انگارقلب و احساس ندارم و انقدر ادامه دادن تا واقعابه همچین آدمی تبدیل شدم و همون آدما ازم شاکی میشن که چرا دیگه مثل قبل نیستم .
💔29👍5👎5❤4🔥4
از یک چیز توی خودم مطمئنم، این که هیچکسو توی زندگی به اندازه خودم اذیت نکردم
❤28👍4😁4🎉4💋4
بهای تسکین این زخمِ همهجانبهی عمیق چقدر است؟ مرگ؟ میپردازمش. من آمادهی مُردنم اگر به راستی چارهای بر دردهایم باشد. اما من فکر میکنم که مرگِ من، زخمی خواهد بود فزون برزخمهای کسانی دیگر؛ دوست دارم که نباشم، لیکن هیچ تمایلی به وجود داشتن در اینجا، آنهم به شکل رنجشِ روح دیگران، ندارم. منظورم این نیست که انسان دوستداشتنی و به یادماندنیای هستم، اتفاقا نه کسی آنچنان دوستم میدارد و نه مخاطب تمام گفتههای مغموم کسی هستم. اما با این حال، همیشه کسانی هستند، باید باشند، کسانی که تا همیشه با یادما غمگین میشوند. ولی خب اصلِ مرگ خوب است، فکر میکنم بهتر از زندگی.
راستی امروز باران بارید، از پیالههای غم چه خبر؟ پُر نشدند؟ آری همینطور است، باران یا به قدر کفایت نمیبارد، یاآنچنان میبارد که هرکدام پر شده نیز از دوباره تهی گردد.
تنم بوی باران میدهد، در آغوشم نمیکشی؟ آه بله، یادم نبود، همه که باران دوست ندارند. همانطور که من را، هیچکس.
باری، آنچه میخواهم بگویم و هربار نمیتوانم، این است که در من میلی شدید به رفتن و نبودن ریشهی دیرینه دارد. نبودن، ووجود نداشتن حتی در یاد تاریکِ کسی.
نمیدانم. خستهام. خستگی باید گناه خیلی بزرگی باشد که تاوان انجام دادنش، شعلهورتر شدن شررهی ماهیتِ خودش دروجود ماست.
بیگمان، در نهایت همهی ما میرویم، فقط زمان کمی فاصله میاندازد و ما در ژرفای نبودن، دستانِ یکدیگر را گم میکنیم.
میروم، و اگر نبودنم را حس کردید، در جای خالیام درخت بنشانید.
راستی امروز باران بارید، از پیالههای غم چه خبر؟ پُر نشدند؟ آری همینطور است، باران یا به قدر کفایت نمیبارد، یاآنچنان میبارد که هرکدام پر شده نیز از دوباره تهی گردد.
تنم بوی باران میدهد، در آغوشم نمیکشی؟ آه بله، یادم نبود، همه که باران دوست ندارند. همانطور که من را، هیچکس.
باری، آنچه میخواهم بگویم و هربار نمیتوانم، این است که در من میلی شدید به رفتن و نبودن ریشهی دیرینه دارد. نبودن، ووجود نداشتن حتی در یاد تاریکِ کسی.
نمیدانم. خستهام. خستگی باید گناه خیلی بزرگی باشد که تاوان انجام دادنش، شعلهورتر شدن شررهی ماهیتِ خودش دروجود ماست.
بیگمان، در نهایت همهی ما میرویم، فقط زمان کمی فاصله میاندازد و ما در ژرفای نبودن، دستانِ یکدیگر را گم میکنیم.
میروم، و اگر نبودنم را حس کردید، در جای خالیام درخت بنشانید.
✍26🎄5❤3👍3🥰3🐳3🔥2
هیچکس متوجه ناراحتیت نمیشه تاوقتی که این ناراحتی به عصبانیت تبدیل بشه وتو بشی آدم بده...
🔥27🍓4👏3🐳3👍2🕊2😍2
Forwarded from کیپاپ | ورنیوس (˶𝖟𝓼...)
▼؛ Isfp میدونم میخوایی شجاع به نظر بیایی اما عیبی نداره یه وقتایی کنار بکشی و استراحت کنی.
🍓28💅4❤3👍3👏3🕊2👻2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاداشِ هربار در آغوش کشیدنِ تو انگار عذرخواهی دنیاست ازمن ؛ منی که تمام دردهارا تحمل کردهام .
💘27🔥5🐳5😍3🥰2💊2🕊1🍾1
همین که دیگه منتظر پیام کسی نیستم یعنی دارم راهودرست میرم .
☃25🐳5❤🔥4👎4👌4🍓2👍1👏1🕊1
هرچه دنیارا بیشتر میبینم بیشتر ناراضی میشوم . هر روز نظرم درمورد بی.ثباتی آدمها بیشتر تایید می شود و اطمینان پیدا میکنم که نباید به ظاهر خوب ادمها اطمینان کرد .
_ غرورو تعصب
_ غرورو تعصب
🐳30🍓5🔥4❤🔥3🎄3🕊2🥰1