در نامهٔ خودکشیاش نوشته بود:
«فکر نکنید که خودکشیِ من یک تصمیمِ ناگهانی بود.
من تمامِ درها را زدم؛ هیچکس باز نکرد.»
«فکر نکنید که خودکشیِ من یک تصمیمِ ناگهانی بود.
من تمامِ درها را زدم؛ هیچکس باز نکرد.»
2
از تو،
چنان رنجی به من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبندهای نداشتم.
حتی امروز، فکرِ تو در ذهنم با رنج آمیخته است.
چنان رنجی به من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبندهای نداشتم.
حتی امروز، فکرِ تو در ذهنم با رنج آمیخته است.
1
دلم برات تنگ شده؛
اما نمیام سمتت.
حتی ازت فرار هم میکنم؛
چون یه جایی از مغزم میدونه اگه بیام،
دیگه برنمیگردم.
اما نمیام سمتت.
حتی ازت فرار هم میکنم؛
چون یه جایی از مغزم میدونه اگه بیام،
دیگه برنمیگردم.
1