دچار | Duchar
172K subscribers
3.88K photos
39 videos
618 links
دچار باید بود؛
دچار یعنی عاشق…
تبلیغات؟ @DucharRates
Download Telegram
وقتی کسی دوستت دارد،
چیزهای ترسناک، کمتر ترسناک‌اند؛
مثلاً زندگی.
1
آغوش.
کاش مرا عاشقانه‌تر ترک می‌کردی؛ همین!
1
آیا هرگز کسی را چنان بوسیده‌ای
که جهانت تقسیم شده باشد
به قبل و بعدِ آن بوسه؟
1
گفت: «تو بی‌اندازه زیبا و غمگین هستی،
و آدم را دو چیز می‌تواند تا این حد غمگین و دل‌شکسته کند:
اول، وطنی که خانهٔ اوست؛
دوم، کسی که عمیقاً دوستش دارد.»
2
«مهم نیست که یک نفر چقدر قوی باشد؛
او همچنان محتاجِ آغوشِ کسی‌ست که دوستش دارد.»
1
هیچ‌کس نمی‌داند
در دلِ دیگری چه می‌گذرد؛
شاید لبخندی که می‌بینی،
آخرین تلاشِ او برای فرو نریختن باشد.
1
گِرِه.
1
من استادِ حرف زدن در سکوتم!
تمامِ زندگی‌ام را در سکوت حرف زده‌ام
و در سکوت، تراژدی‌های زیادی را با خودم زندگی کرده‌ام.
1
از آن غم‌هایی بود
که اشک هم حریفش نمی‌شد.
غمی که در گلو می‌مانَد،
در سینه می‌پیچد
و بی‌صدا آدم را فرسوده می‌کند…
1
عشق.
1
«مگر
چیزِ دیگری از ما باقی مانده
که مرگ با خود ببرد؟»
1
نمی‌گذرد عزیزِ من؛
نمی‌گذرد، حتی اگر بسیار گذشته باشد.
2
به قدرِ کافی زیبا بودی؛
اما راهی به سویت نداشتم.
این نیمهٔ غمگین و منزویِ قلبم بود که تو را دوست داشت؛
همان بخشی از من که هرگز نمی‌توانست آغازگرِ ارتباط باشد.
2
نوازش.
3
از آشتی با اندوهش بیزار بود؛
اما در نهایت، مجبور می‌شد او را به جایِ تمامِ کسانی که نداشت، در آغوش بگیرد.
3
«چه کسی پیروزِ جنگ شد؟»
نمی‌دانم عزیزِ من؛
اما بی‌شک، کسانی که جوانیِ خود را باخته‌اند، ماییم.
5
باد که می‌وزد، درخت خم می‌شود و برمی‌گردد سرِ جایش.
تو گرفتارِ چه طوفانی شدی که
به خودت هم برنگشتی…؟
3
آدم‌ها قلبت را می‌شکنند و سپس، بابت این‌که از کنارشان می‌روی، از تو می‌رنجند.
2
درود بر قلبی که قبل از خواب درد می‌کشد،
و به وسعتِ دنیا می‌گرید،
و کسی آن را احساس نمی‌کند.
1