دچار | Duchar
164K subscribers
3.78K photos
39 videos
622 links
تبلیغات؟ @Ducharad
Download Telegram
او کسی بود که پس از او، علاقه‌ام را به دیگران از دست دادم.
لمس.
اما عزیز من،
یک زن می‌تواند هر اشتباهی را ببخشد، اگر آن اشتباه زنی دیگر نباشد.
و…
می‌دانی؟
دروغ چرا،
دلم برایت تنگ شده است…
آرامش.
من عیب‌های زیادی دارم عزیزِ من؛
اما بسیار وفادارم،
و تو را از وفای خود خسته خواهم کرد…
چشم‌ها.
دستانت را اندکی به من امانت بده؛
می‌خواهم با آن‌ها گره از بافته‌های اندوهم بگشایم.
اطمینان.
امّا عزیزِ من،
هیچ دوست‌داشتنی اگر واقعی باشد،
تو را پژمرده نمی‌کند.
می‌دانستم… خیلی خوب هم می‌دانستم که باید مدت‌ها پیش آن‌جا را ترک می‌کردم.
آری؛ باید می‌رفتم، نه فقط برای آن‌که رفته باشم،
بلکه برای نجاتِ خودم!
از روزِ اولی که با تو سفر کردم، سوراخِ قایقت را دیدم؛
با این حال با تو دل به دریا زدم،
با این امید که عشق معجزه می‌سازد…
نساخت!
Khaterat
Dark & Dj Mr Remix
شب و این ریمیکس.
@Duchar
تکیه‌گاه.
گاهی نباید صبر کرد؛
باید رها کرد و رفت، تا بدانند اگر مانده بودی،
رفتن را هم بلد بوده‌ای…
«در رفتن هیچ چاره‌ای نبود… و در ماندن، هیچ امیدی.»
خونه.
ناگهان به یاد آن‌چه از سر گذرانده بود، به گریه افتاد؛ چنان‌که اشک برای گریستن کم می‌آورد.
گویی دیگر برایش زنده ماندن دردناک بود؛ کم‌طاقت، کم‌حوصله و به‌ظاهر آرام شده بود، در میان پوکه‌های سیگاری که به سمت افکار غم‌انگیز ذهنش روانه کرده بود.
اگر سینه‌اش را می‌شکافتی، چیزی جز قلبِ پاره‌پاره و مچاله‌ای که به گوشه‌ی سینه‌اش خزیده بود نمی‌دیدی.
ناگهان دست از گریه کشید و زیرِ لب گفت: «نمی‌توانستم او را غمگین ببینم؛ نگاهِ غمگینش قلبم را می‌درید.»
و فندکش را جرقه زد.
«ارزشِ خانه، به خنده‌هایِ مادر است.»
Sheyda 5
Sowlo
سیگار داری؟
@Duchar