دچار | Duchar
167K subscribers
3.81K photos
39 videos
618 links
تبلیغات @DucharAd
Download Telegram
و چقدر غم‌انگیز است، این‌که آدم بخواهد تمام‌وقت مراقبِ خود باشد، تا آنچه را که از سر گذرانده، به یاد نیاورد.
Ze Mojgane Siahe To
Duchar
دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است
چاره کن درد کسی کز همه ناچارتر است :)
@Duchar
نور.
گمان می‌کردم آن‌که دوستم دارد،
حتی اگر غرق در تاریکی‌ام باشم،
باز هم دوستم خواهد داشت؛
حتی اگر پُر از زخم باشم،
حتی اگر قادر به دوست‌داشتنِ خودم نباشم،
او با همه‌ی این‌ها، دوستم خواهد داشت!
اما نه!
هیچ‌کس خودش را به خطر نمی‌اندازد،
و دستش را داخلِ چاه نمی‌برد.
تاریکی، تنها برای ماست
و آدم، در رنج‌ها تنها… تنها…
آرامش.
روزی از او گذشتم…
و پس از آن، قدرتِ گذشتن از هر چیزی را پیدا کردم.
Bad Az To
Mohsen Chavoshi
من مثل زیبایی تو از سر دنیا زیادم
هم خودم مُردم عزیزم، هم عزیز از دست دادم :)
@Duchar
نگاه.
من نمی‌توانم تو را فراموش کنم؛ نه چون حافظه‌ای قوی دارم، بلکه چون قلبی دارم که هرگز کسانی را که روزی در آن ساکن شده‌اند، انکار نمی‌کند.
پناه.
«حُلْوٌ بِكَ الآهُ»
باور کن، دردهایم با تو شیرین می‌شوند…
بوسه‌گاه.
همه‌ی ما، یک روز، یک‌جا، با یک اتفاق…
تمام وجودمان را از دست داده‌ایم.
من به تنهایی معتاد شده بودم.
اگر تنهایی را از من می‌گرفتند، مثل آدمی می‌شدم که آب و خوراکش را از او گرفته‌اند.
اگر هر روز کمی با خودم خلوت نمی‌کردم، احساس می‌کردم ضعیف‌تر شده‌ام.
چیزی نبود که بشود به آن افتخار کرد، اما بدجوری به آن وابسته شده بودم.
تاریکیِ اتاق برایم مثل نور آفتاب بود.
امن.
همه چیز مصرف می‌شود و سپس دور انداخته می‌شود…
بیشتر از همه، انسان!
Mohsen Chavoshi - Zol Bezan Be Shahkaret
@Duchar
زل بزن به شاهکارت
به غمی که روبه‌روته
پشت خنده‌هام عزیزم
گریه گریه برهوتِ...
00:15
آرامش.
گاهی می‌رویم؛ نه از سرِ میلِ رفتن، که از سرِ بی‌فایدگیِ ماندن…
کمی قبل‌تر از بوسه.
می‌خواستم به تو بگویم که جز تو از همه ناامید شده‌ام و می‌ترسم…
اما پیش از آن‌که بگویم، تو هم ناامیدم کردی.