- آدم کمحرفی هستی، درسته؟
- متأسفم… زندگی من زیاد جالب نیست؛ میرم سرِ کار و برمیگردم خونه… باید دفتر خاطراتم رو ببینی، کاملاً خالیه!
- متأسفم… زندگی من زیاد جالب نیست؛ میرم سرِ کار و برمیگردم خونه… باید دفتر خاطراتم رو ببینی، کاملاً خالیه!
درخشش ابدی یک ذهن پاک.
باید کسانی باشند؛
که بتوانیم در میانشان بنشینیم، اشک بریزیم، و همچنان دلاور شمرده شویم…
که بتوانیم در میانشان بنشینیم، اشک بریزیم، و همچنان دلاور شمرده شویم…
«بیشک، اگر دوستت داشت، اینگونه آشفتهحال نبودی. بخواب، آدمِ ساده.»
Emo Band - Midoonestam
@Duchar
من هنوزم که هنوزه مثل قدیما عاشقت هستم :)
00:46
00:46
تلاش کردم اندوهم را دوست بدارم؛
شاید که برود…
به رسم تمام چیزهایی که دوستشان داشتم و رفتند.
شاید که برود…
به رسم تمام چیزهایی که دوستشان داشتم و رفتند.
نشون دادن احساساتم به تو، مثل خونریزی کردن کنار کوسه بود عزیزم.
با او قدم میزنی در مسیری که از آنِ تو نیست، و یک روز ناگهان تنها بازمیگردی!
Hauser & Petrit Çeku - Concierto de Aranjuez - Adagio
@Duchar
این قطعه نماد شکوه و عظمت موسیقی بیکلام است.
@Duchar
@Duchar
الان باید از پسِ زندگی بر بیام.
بعداً یادم بنداز برات تعریف کنم که چقدر
همهچیز پیچیده و دور از دسترس بود؛
چطور یهسری چیزا رو به ناچار تحمل کردم،
و فهمیدم بعضی مسیرها نه انتخابِ من بودن،
و نه چیزی که دلم میخواست.
اما مجبور بودم ادامه بدم و ازشون رد بشم؛
الان فقط باید از پسِ زندگی بر بیام…
بعداً یادم بنداز برات تعریف کنم که چقدر
همهچیز پیچیده و دور از دسترس بود؛
چطور یهسری چیزا رو به ناچار تحمل کردم،
و فهمیدم بعضی مسیرها نه انتخابِ من بودن،
و نه چیزی که دلم میخواست.
اما مجبور بودم ادامه بدم و ازشون رد بشم؛
الان فقط باید از پسِ زندگی بر بیام…
اما عزیز من!
در این حوالی، از همیشه همین بوده…
باید میجنگیدیم، میدویدیم، میترسیدیم؛
و افسوس که لبخند، شادی، عشق را
آنگونه که باید، لمس نکردهایم!
آری… این جهان، جرعهای آرامش
به عمرِ به تاراج رفتهمان بدهکار است.
در این حوالی، از همیشه همین بوده…
باید میجنگیدیم، میدویدیم، میترسیدیم؛
و افسوس که لبخند، شادی، عشق را
آنگونه که باید، لمس نکردهایم!
آری… این جهان، جرعهای آرامش
به عمرِ به تاراج رفتهمان بدهکار است.