🍇 کوگاوو بولاوی(تیزاب کردن انگور در باغ نوانه دره و نظری)توسط محمد سعید آغه ویسی در باغ خود کاملا سنتی و محلی👌👌👌
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
🍇 کوگاوو بولاوی(تیزاب کردن انگور در باغ نوانه دره و نظری)توسط محمد سعید آغه ویسی در باغ خود کاملا سنتی و محلی👌👌👌
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
این دو برج زیبا که به«جنگلهای در آسمان» معروفند در مجموع۹۰۰درخت را در خود جای دادهاند كه تقریبا معادل یک هکتارجنگل است!
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
دلی رانشکن
شایدخانه خداباشد
کسی راتحقیر مکن
شایدمحبوب خداباشد
هيچ گناهي راكوچك ندان
شايددوری ازخدا درآن باشد
ازهیچ غمی ناله نکن
شایدامتحانی ازسوی خداباشد
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
شایدخانه خداباشد
کسی راتحقیر مکن
شایدمحبوب خداباشد
هيچ گناهي راكوچك ندان
شايددوری ازخدا درآن باشد
ازهیچ غمی ناله نکن
شایدامتحانی ازسوی خداباشد
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
سه شنبه تون عالی🌸
الهی
برای دوستانم
پایان مردادپایان تمام غم ها،
گرفتاری و
مشکلاتشان باشد
وشروع ماه
جدیدشروع بهترین آرزوهایشان باشد🌹
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
الهی
برای دوستانم
پایان مردادپایان تمام غم ها،
گرفتاری و
مشکلاتشان باشد
وشروع ماه
جدیدشروع بهترین آرزوهایشان باشد🌹
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پل طـراحی شده توسط لئوناردو داوینچی
این پل کوچک بدون هیچ پیچ و مهرهای و فقط با چوب ساخته میشود 👌🏻
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
این پل کوچک بدون هیچ پیچ و مهرهای و فقط با چوب ساخته میشود 👌🏻
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
✨از دیروز یاد بگیر،در امروز زندگی کن
💫و به فردا امیدوار باش.
💫مسئله ی مهم دست نکشیدن
از پرسیدن و یادگیری است.
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
💫و به فردا امیدوار باش.
💫مسئله ی مهم دست نکشیدن
از پرسیدن و یادگیری است.
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
عصب سیاتیک بزرگترین عصب بدن است که از قسمت پایین کمر تا پاها ادامه دارد ، اختلال این عصب ممکن است باعث دردهای شدید در ناحیه زانو، کمر و دنده ها شود.
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
(☕️) این چای ها را هرگز میل نکنید👇
🔺چای مانده⇦ایجاد سم
▫️چای بلافاصله بعد غذا⇦کمخونی
▫️چاى داغ⇦سرطان مری
▫️چاى پررنگ⇦کم خونی
🔻چای ناشتا⇦سوءهاضمه
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
🔺چای مانده⇦ایجاد سم
▫️چای بلافاصله بعد غذا⇦کمخونی
▫️چاى داغ⇦سرطان مری
▫️چاى پررنگ⇦کم خونی
🔻چای ناشتا⇦سوءهاضمه
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
ای کاش...
مرکز اهدای جوانی هم بود
آنگاه تمام جوانی ام
را اهدا میکردم
به آن زنی که تمام جوانی اش
را پای من گذاشت
❣فدایت مادر❣
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
مرکز اهدای جوانی هم بود
آنگاه تمام جوانی ام
را اهدا میکردم
به آن زنی که تمام جوانی اش
را پای من گذاشت
❣فدایت مادر❣
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
فه رماودی بوه ردی،هه نگوری زه ردی
شفای درونی و ده رمان و ده ردی
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
شفای درونی و ده رمان و ده ردی
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
سلام دوستان
اخرهفته تون پرازشادی
وآرامش
امیدوارم همیشه
نشاط، دلخوشی،
عشق و محبت،
وخوشبختی درزندگیتون
جاری باشه
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
اخرهفته تون پرازشادی
وآرامش
امیدوارم همیشه
نشاط، دلخوشی،
عشق و محبت،
وخوشبختی درزندگیتون
جاری باشه
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
آیا میدانید؟
📍علت استفاده از حلقهی ازدواج در انگشت دست چپ(انگشت حلقه)این است که تنها این انگشت است که از آن یک رگ مستقیما به قلب وصل میشود.
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
📍علت استفاده از حلقهی ازدواج در انگشت دست چپ(انگشت حلقه)این است که تنها این انگشت است که از آن یک رگ مستقیما به قلب وصل میشود.
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
╭┅═ঊ🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺ঊ═┅╮
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺ঊ═┅╯
#مردباش👇
مردبودن فقط جنسیت نیست،بلکه جوهر مردونگی است.
معلم مدرسهای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»
معلم گفت: «ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ یک بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بياورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯد. ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ به دنیا آورد. ﭘﺪﺭﺵ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺷﺐ كنار میدان شهر ﺭﻫﺎ میکرد. ﺻﺒﺢ ﮐﻪ میآمد، ﻣﯽﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ طفل ﺭﺍ نبرده ﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺮای ﺁﻥ ﻃﻔﻞ دعا میکرد ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ میسپرد. ﺧﻼﺻﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ بازگرداند. ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بيآورد ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺴﺮ باشد ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﺪ ﭘﺴﺮ، ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺰﺭﮔﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ. ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ به دنیا ﺁﻭﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻭﻣﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ. ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﭘﺴﺮ به دنيا آورد ﺍﻣﺎ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﻫﻤﻪ فوت كردند. ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ میخواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪ. ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺪ.»
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ: «میدانید آن ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺵ میخواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ کی ﺑﻮﺩ؟ آن دختر ﻣﻨﻢ! ﻭ ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻡ ﭼﻮﻥ ﭘﺪﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻫﺴﺖ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ. ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺧﺪمت میکنم. آن ﭘﻨﺞ ﭘﺴﺮ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻢ، ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ خبرش را میگیرند. ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ میکند ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ.»
ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﯿﺮﯼ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
ﻭﺍﻟﻠﻪ ﯾﻌﻠﻢ ﻭﺍﻧﺘﻢ ﻻﺗﻌﻠﻤﻮﻥ..
ﺍﻟﻠﻪ میداند ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻓﻬﻢ ﻭ ﺩﺭﮎ ﺁﻥ ﻋﺎجز ﻫﺴﺘﯿﺪ.
ﺑﻪ ﻗﻀﺎﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﻭ اراده ﺍﻭ ﺭﺍﺿﯽ ﻭ ﺧﺸﻨﻮﺩ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﻃﻌﻢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐنی.
👇باماهمراه باشید👇
🌷دولاب بهشت کردستان🌷
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺ঊ═┅╯
#مردباش👇
مردبودن فقط جنسیت نیست،بلکه جوهر مردونگی است.
معلم مدرسهای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»
معلم گفت: «ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ یک بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بياورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯد. ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ به دنیا آورد. ﭘﺪﺭﺵ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺷﺐ كنار میدان شهر ﺭﻫﺎ میکرد. ﺻﺒﺢ ﮐﻪ میآمد، ﻣﯽﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ طفل ﺭﺍ نبرده ﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺮای ﺁﻥ ﻃﻔﻞ دعا میکرد ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ میسپرد. ﺧﻼﺻﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ بازگرداند. ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بيآورد ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺴﺮ باشد ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﺪ ﭘﺴﺮ، ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺰﺭﮔﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ. ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ به دنیا ﺁﻭﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻭﻣﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ. ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﭘﺴﺮ به دنيا آورد ﺍﻣﺎ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﻫﻤﻪ فوت كردند. ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ میخواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪ. ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺪ.»
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ: «میدانید آن ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺵ میخواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ کی ﺑﻮﺩ؟ آن دختر ﻣﻨﻢ! ﻭ ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻡ ﭼﻮﻥ ﭘﺪﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻫﺴﺖ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ. ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺧﺪمت میکنم. آن ﭘﻨﺞ ﭘﺴﺮ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻢ، ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ خبرش را میگیرند. ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ میکند ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ.»
ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﯿﺮﯼ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
ﻭﺍﻟﻠﻪ ﯾﻌﻠﻢ ﻭﺍﻧﺘﻢ ﻻﺗﻌﻠﻤﻮﻥ..
ﺍﻟﻠﻪ میداند ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻓﻬﻢ ﻭ ﺩﺭﮎ ﺁﻥ ﻋﺎجز ﻫﺴﺘﯿﺪ.
ﺑﻪ ﻗﻀﺎﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﻭ اراده ﺍﻭ ﺭﺍﺿﯽ ﻭ ﺧﺸﻨﻮﺩ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﻃﻌﻢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐنی.
👇باماهمراه باشید👇
🌷دولاب بهشت کردستان🌷
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
╭┅═ঊ🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺ঊ═┅╮
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺ঊ═┅╯
#حس_مادرانه
در عالم کودکی به مادرم قول دادم ،
که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم.
مادرم مرا بوسید.
و گفت : نمی توانی عزیزم !
گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .
مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی .
نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم .
ولی خوب که فکر می کردم مادرم را دوست داشتم .
معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم !
بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم .
ولی وقتی پیش خودم گفتم ؛
کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود ، که انتخاب شد.
سالها گذشت و یکی آمد ، یکی که تمام جان من بود .
همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی !
من هرچه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم ،
او با آمدنش سلطان قلب من شده بود .
من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم .
آخر من خودم مادر شده بودم ...
#سیمین_بهبهانی
👇باماهمراه باشید👇
🌷دولاب بهشت کردستان🌷
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺ঊ═┅╯
#حس_مادرانه
در عالم کودکی به مادرم قول دادم ،
که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم.
مادرم مرا بوسید.
و گفت : نمی توانی عزیزم !
گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .
مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی .
نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم .
ولی خوب که فکر می کردم مادرم را دوست داشتم .
معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم !
بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم .
ولی وقتی پیش خودم گفتم ؛
کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود ، که انتخاب شد.
سالها گذشت و یکی آمد ، یکی که تمام جان من بود .
همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی !
من هرچه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم ،
او با آمدنش سلطان قلب من شده بود .
من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم .
آخر من خودم مادر شده بودم ...
#سیمین_بهبهانی
👇باماهمراه باشید👇
🌷دولاب بهشت کردستان🌷
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
سلامی پرازمهر
بر قلب هایی که جزعشق
و دوست داشتن
چیزی نیاموخته اند
جمعه تون سرشاراز
شادی و آرامش باشد
درکنار خانواده ودوستانتان
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
بر قلب هایی که جزعشق
و دوست داشتن
چیزی نیاموخته اند
جمعه تون سرشاراز
شادی و آرامش باشد
درکنار خانواده ودوستانتان
╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯