خیال دیدن رویت
دیشبم به سر میزد
نیامدی که ببینی
دلم چه پر میزد
شب تاریک سرد بی مهتاب
تازیانه به دوش من میزد
بغضِ دیرینهام در آن شبِ سرد
مشت بر استخوانِ من میزد
من به او شک نداشتم اما
قلبِ من سازِ دیگری میزد
عقل فریاد میکشید اما
قلب بر طبل بیکسی میزد
زخم را میشناختم اما
قلب من بوسه بر تبر میزد
هرچه گفتم نزن بر این درِ سنگ
باز هم حلقه بر دری میزد
من که گفتم جوابِ این در چیست
او فقط مُهرِ «نه» به در میزد
من که گفتم سکوتِ او یعنی...
خنجر از پشتِ ماجرا میزد
من خطر را نشان تو دادم
او فقط رنگِ ادّعا میزد
نوبت قلب من رسیده بود...
گوشهای خسته و ترک خورده
چشم بر سایه عدم میزد
پارهپاره میان آن همه درد
از دل سینه دست و پا میزد
قلبِ مجروح ناگهان لرزید
قلبِ من شعله بر هوا میزد
گفت با خشمِ شعلهور در خود
حرف از تهمت و خطا میزد
تو که پیش از من ای شبِ خالی
روزگارت فقط هدر بودی
هیچ اگر بودی و اگر رفتی
شکلِ بینامِ بیخبر بودی
خاک بودی میان این همه راه
آنکه دادت نفس، من بودم
بی من این زندگی تهی بودی
آن که بخشید رنگ و بر بودم
تو نه رؤیا نه آسمانت بود
آن که دادت جنونِ پر بودم
آن که بر ریشهٔ امیدت زد
صاحبِ آن تبر نبودم من
آن که در اوجِ گریهات خاموش
ماند تا سحر نبودم من
آن که در اوجِ بیکسی لب بست
پشتِ آن ماجرا، نبودم من
آن که از پشت خنجری میزد
دستِ آن راهزن، نبودم من
هرچه شد، پیش از آنکه حکم کنی
سهمِ خود را مگر ندیدی تو؟
از همان روزهای اول راه
حرف چشمان او نخواندی تو
غرق تصویر خویش بودی و باز
از خودت یک قدم نماندی تو
نامِ او را صدا زدی اما
رد خود را فقط کشیدی تو
...
این شعر رو بالاخره بعد از یک ماه و نیم تونستم تا یه حد قابل قبولی برسونمش
❤1🔥1
برا بقیهاش خوشحال میشم نظر بدین
http://t.me/HidenChat_Bot?start=2027547152
http://t.me/HidenChat_Bot?start=2027547152
Telegram
Hidden Chat
کانال هیدن چت:
✅ @HidenChat
✅ @HidenChat
بزرگوار توی سه روز گذشته با دو فاکینگ عدد سوسیس و ۵ پاکت سیگار زنده موندم
🥰1