Forwarded from L'histoire d'Andréa (Andréa)
بله عزیزان، بله من با همه مخالفم و با همه مشکل دارم و به نظرم همه دارن گه میخورن. کیرم دهن اول تا آخرتون. امیدوارم بار آخری باشه که با الاغهایی مثل مردم ایران مواجه میشم.
۱۵ دقیقه قبل از فروپاشی بنده همچنان درس میخوندم و میخونم و خواهم خواند
Forwarded from L'histoire d'Andréa (Andréa)
#Quote
بنویس ما برای خودمان کسی بودیم، وطنی داشتیم، آبرویی داشتیم. آره بنویس ما آرمانهایی داشتیم، سر پرشوری داشتیم، وگرنه اینجور نابود نمیشدیم.
تماماً مخصوص- عباس معروفی
بنویس ما برای خودمان کسی بودیم، وطنی داشتیم، آبرویی داشتیم. آره بنویس ما آرمانهایی داشتیم، سر پرشوری داشتیم، وگرنه اینجور نابود نمیشدیم.
تماماً مخصوص- عباس معروفی
Forwarded from L'histoire d'Andréa (Andréa)
#Quote
اگر جای دیگری بودیم اگر هوای بهتری برای ما بود هیچوقت چنین نبودیم. اگر این علایق و این اعتقادات این چنین به دستوپایمان نچسبیده بودند آدم دیگری بودیم. زندگی داشتیم، نفله نشده بودیم.
طاهره، طاهرهی عزیزم(نامههای غلامحسین ساعدی به طاهره کوزهگرانی)
اگر جای دیگری بودیم اگر هوای بهتری برای ما بود هیچوقت چنین نبودیم. اگر این علایق و این اعتقادات این چنین به دستوپایمان نچسبیده بودند آدم دیگری بودیم. زندگی داشتیم، نفله نشده بودیم.
طاهره، طاهرهی عزیزم(نامههای غلامحسین ساعدی به طاهره کوزهگرانی)
Forwarded from L'histoire d'Andréa (Andréa)
#Quote
مسائل دردناک زیادی را میبینم، پیدا میکنم. و به ناچار غصهناک میشوم. اندوه سنگینی، بیآنکه الزامی توکار باشد به سراغات میآید.
طاهره، طاهرهی عزیزم(نامههای غلامحسین ساعدی به طاهره کوزهگرانی)
مسائل دردناک زیادی را میبینم، پیدا میکنم. و به ناچار غصهناک میشوم. اندوه سنگینی، بیآنکه الزامی توکار باشد به سراغات میآید.
طاهره، طاهرهی عزیزم(نامههای غلامحسین ساعدی به طاهره کوزهگرانی)
Forwarded from L'histoire d'Andréa (Andréa)
«وقتی مردم از بالا تا پایین مطلقاً سرشان نمیشود عاقبتاندیشی یعنی چه، و اول میگویند فعلاً این را یله کن تا بعد خدا کریم است میبینی که جز تداوم و تشدید ظلم حاصلی نمیبرند.»
Forwarded from L'histoire d'Andréa (Andréa)
#Quote
توی این مملکت پیش از اینکه به سی سالگی برسیم تباه میشویم. تو یک جور، من یک جور، آیدا هم یک جور دیگر.
سمفونی مردگان- عباس معروفی
توی این مملکت پیش از اینکه به سی سالگی برسیم تباه میشویم. تو یک جور، من یک جور، آیدا هم یک جور دیگر.
سمفونی مردگان- عباس معروفی
اسنپیه زنگ زد گفت درود خدا بر شما
حس کردم توی مختارنامه امیرِ کوفهام
حس کردم توی مختارنامه امیرِ کوفهام
😭9