منو فاطمه امروز بعد از این ک از جلسه امتحان اومدیم اینطوری بودیم ک :
زندگی کردن
تو این بدن
و با این مغز
قطعا بدترین مجازاتی بود ک برام تعیین شده.
تو این بدن
و با این مغز
قطعا بدترین مجازاتی بود ک برام تعیین شده.
کاش میتونستم انقدر سرمو بکوبم ب دیوار و جمجممو متلاشی کنم و مغزمو از کاسه شکسته سرم درارم و تو دستام بگیرم و جوری فشارش بدم و با دندونام پارش کنم و زیر دستو پام لهش کنم ک مطمئن شم چیزی ازش باقی نمونده حتی ی نورون عصبی فاکی!
گاهی اوقات دلم میخواد یک سرطان ترجیحا کم درد داشته باشم.
و ی تایم محدود برای زندگی.
قطعا تو اون تایم دنبال درمان نمیرفتم.
ب جاش میرفتم و هرکار انجام نداده ای رو تجربه میکردم. تمام کارهای معقول و غیر معقولی ک تو سرم لیستشون کردم.
ک ترجیحم معمولا نامعقولات از نظر دیگران و معقول از نظر خودمه.
و از تایم کوتاهی ک در اختیارمه نهایت استفاده رو میبردم.
و بعدش تو یکی از همون روزا وقتی درد شروع ب ازدیاد کرد؛ درانک میکردم و ی عالمه قرص میخوردم و ی قایق میگرفتم و میرفتم وسط دریا و موزیکای مورد علاقمو پلی میکردم تا زمانی ک چشمام خواستار بسته شدن بشن و بعد خودمو تو دریا برای همیشه گم و گور میکردم.
و ی تایم محدود برای زندگی.
قطعا تو اون تایم دنبال درمان نمیرفتم.
ب جاش میرفتم و هرکار انجام نداده ای رو تجربه میکردم. تمام کارهای معقول و غیر معقولی ک تو سرم لیستشون کردم.
ک ترجیحم معمولا نامعقولات از نظر دیگران و معقول از نظر خودمه.
و از تایم کوتاهی ک در اختیارمه نهایت استفاده رو میبردم.
و بعدش تو یکی از همون روزا وقتی درد شروع ب ازدیاد کرد؛ درانک میکردم و ی عالمه قرص میخوردم و ی قایق میگرفتم و میرفتم وسط دریا و موزیکای مورد علاقمو پلی میکردم تا زمانی ک چشمام خواستار بسته شدن بشن و بعد خودمو تو دریا برای همیشه گم و گور میکردم.
Forwarded from برنامه ناشناس
میشه از چک لیستت برام بگی؟
میشه از چک لیستت برام بگی؟