گفت: صبر کن زمان همه چیزو درست میکنه...
گفتم: ببین! میدونم کلید همه چیز زمانه،ولی با گذشتنش سمباده میشه کشیده میشه به تنمون، تیر میشه میخوره وسط قلبمون،غبار میشه میشینه توی مغزمون، سایه میشه میفته روی رنگای زندگیمون... بار میشه میشینه رو شونه هامون..
میدونم با صبر همه چیز درست میشه.. ولی ما دیگه اون آدمای سابق نمیشیم...
ببین منو؛همه چیز درست میشه جز ما؛ ما دیگه درست نمیشیم...
_.__
@Distortedhuman
گفتم: ببین! میدونم کلید همه چیز زمانه،ولی با گذشتنش سمباده میشه کشیده میشه به تنمون، تیر میشه میخوره وسط قلبمون،غبار میشه میشینه توی مغزمون، سایه میشه میفته روی رنگای زندگیمون... بار میشه میشینه رو شونه هامون..
میدونم با صبر همه چیز درست میشه.. ولی ما دیگه اون آدمای سابق نمیشیم...
ببین منو؛همه چیز درست میشه جز ما؛ ما دیگه درست نمیشیم...
_.__
@Distortedhuman
| Distorted Human |
Winter Willow – I en Värld av Ensamheh
تو که نیستی
دهکدهای را میمانم
که سرش را بر دامن کوهی نهاده
با اولین چراغهای زرد شب
#جواد_گنجعلی
@Distortedhuman
#post_rock
#blackgaze
#shoegaze
دهکدهای را میمانم
که سرش را بر دامن کوهی نهاده
با اولین چراغهای زرد شب
#جواد_گنجعلی
@Distortedhuman
#post_rock
#blackgaze
#shoegaze
فقط برای سی ثانیه چشمان خود را ببندیم...
شاید كمی احساس كنیم كوری چه دردی است!!!
و بیاَندیشیم آیا ما آن طور كه تصور میكنیم بینا هستیم؟!
'BLINDNESS'
"ژوزه_ساراماگو"
شاید كمی احساس كنیم كوری چه دردی است!!!
و بیاَندیشیم آیا ما آن طور كه تصور میكنیم بینا هستیم؟!
'BLINDNESS'
"ژوزه_ساراماگو"
دکتر کافکا تقریبا با عصبانیت به چشمهایم خیره شد و با صدایی آهسته و گرفته که پیدا بود احساس شدیدی را کتمان میکند، گفت:
"اشتباه میکنید، من در قفس هستم."
می فهمم، اداره…
دکتر کافکا حرفم را قطع کرد: "نه تنها در اداره، بلکه اصولا."
دست راستش را مشت کرد و روی سینهاش گذاشت:
میلهها در درونِ مناند.
گوستاو یانوش
گفتگو با کافکا
"اشتباه میکنید، من در قفس هستم."
می فهمم، اداره…
دکتر کافکا حرفم را قطع کرد: "نه تنها در اداره، بلکه اصولا."
دست راستش را مشت کرد و روی سینهاش گذاشت:
میلهها در درونِ مناند.
گوستاو یانوش
گفتگو با کافکا