در تمام زندگی اش درد دید
او یه لحظه رنگ آرامش ندید
شب سحر شد از اشک های ناتمام
خسته بود و در پی مردن ! تمام !
سرد و جای آرامش نداشت
او فضای عاری از سایش نداشت
در قیافه نیست او را مشکلی
باطنش....
او یه لحظه رنگ آرامش ندید
شب سحر شد از اشک های ناتمام
خسته بود و در پی مردن ! تمام !
سرد و جای آرامش نداشت
او فضای عاری از سایش نداشت
در قیافه نیست او را مشکلی
باطنش....
من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله ی زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرفِ شکسته همان است که اول داشته ام.
آنچه که شکست شکسته و من ترجیح می دهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تا اینکه آن تکه ها را به هم بچسبانم و تا وقتی که زنده ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم !
| مارگارت میچل |
Join US! @Distortedhuman
آنچه که شکست شکسته و من ترجیح می دهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تا اینکه آن تکه ها را به هم بچسبانم و تا وقتی که زنده ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم !
| مارگارت میچل |
Join US! @Distortedhuman
شب آمد و چیره شد سیاهی
آرام گرفت مرغ و ماهی
تنها منم اشک بار و بیدار
ای شب، تو ز جانِ من چه خواهی؟
ه.ا. سایه
زادرور هوشنگ ابتهاج
Join US! @Distortedhuman
آرام گرفت مرغ و ماهی
تنها منم اشک بار و بیدار
ای شب، تو ز جانِ من چه خواهی؟
ه.ا. سایه
زادرور هوشنگ ابتهاج
Join US! @Distortedhuman
دیشب به خودم گفتم: شعور یک گیاه در وسط زمستان، از تابستان گذشته نمی آید، از بهاری می آید که فرا میرسد.
گیاه به روزهایى که رفته، نمی اندیشد، به روزهایى می اندیشد که می آید، اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسان ها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آن چه میخواهیم، دست یابیم؟
| جبران خلیل جبران |
Join US! @Distortedhuman
گیاه به روزهایى که رفته، نمی اندیشد، به روزهایى می اندیشد که می آید، اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسان ها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آن چه میخواهیم، دست یابیم؟
| جبران خلیل جبران |
Join US! @Distortedhuman