من را بگذارید که پامال شود...بازیچه ی اطفالِ کهنسال شود
من را بگذارید به پایان برسد...شاید لَت و پارَم به خیابان برسد
من شاهدِ نابودی دنیای منم...باید بروم دست به کاری بزنم . . . @Distortedhuman
من را بگذارید به پایان برسد...شاید لَت و پارَم به خیابان برسد
من شاهدِ نابودی دنیای منم...باید بروم دست به کاری بزنم . . . @Distortedhuman
صبحی که به جای عـــشق با یک سیگار شروع شود . . .
یک شروع دوبـــــاره نیست …
امتداد پایان اســــــت …
برای کســـــی که دیگر امیــــدی به ادامه ندارد . . . @Distortedhuman
یک شروع دوبـــــاره نیست …
امتداد پایان اســــــت …
برای کســـــی که دیگر امیــــدی به ادامه ندارد . . . @Distortedhuman
چقدر تلخ بود کودکیم !
که سیگار را قاتل پدرم می دانستم
و چقدر سخت است امروز که قاتل پدرم را روزی هزار بار می پرستم . . .
@Distortedhuman
که سیگار را قاتل پدرم می دانستم
و چقدر سخت است امروز که قاتل پدرم را روزی هزار بار می پرستم . . .
@Distortedhuman
زندگی در اعماق عادت ها هیچ فرقی با مرگ ندارد !
تو مرده ای فقط معنای مرگ را نمیدانی ! @Distortedhuman
تو مرده ای فقط معنای مرگ را نمیدانی ! @Distortedhuman
به امید داشتن ادامه دادم
به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم
ادامه دادم تو را هرشب تا صبح
تو را در ترانههای امّکلثوم
تو را در شعرها
تو را در گیجیِ گلدانِ علف
در بندِ ساعتِ جیبی
که به سهِ بعد از نیمهشب میرسید
ادامه دادم تو را
در بیتفاوتیِ چهرهات
بر سپیدیِ قمیص
ادامه دادم تو را
در قبرستان خواجهاباصلت
عزیزم!
اصراری در لبخند تو بود
که دوست نداشت با تو بمیرد...
#جواد_گنجعلی
https://t.me/Distortedhuman
به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم
ادامه دادم تو را هرشب تا صبح
تو را در ترانههای امّکلثوم
تو را در شعرها
تو را در گیجیِ گلدانِ علف
در بندِ ساعتِ جیبی
که به سهِ بعد از نیمهشب میرسید
ادامه دادم تو را
در بیتفاوتیِ چهرهات
بر سپیدیِ قمیص
ادامه دادم تو را
در قبرستان خواجهاباصلت
عزیزم!
اصراری در لبخند تو بود
که دوست نداشت با تو بمیرد...
#جواد_گنجعلی
https://t.me/Distortedhuman