| Distorted Human |
Violet Cold – Lovegaze
#VioletCold
#Atmospheric_Black_Metal
برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد
و قلبی که دوستش بدارند !
#Atmospheric_Black_Metal
برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد
و قلبی که دوستش بدارند !
بسته راه نفسم بغض و دلم شعله ور است
چون یتیمی که به او ،
فحش پدر داده کسی . . .
| مهدي اخوان ثالث |
Join US! @Distortedhuman
چون یتیمی که به او ،
فحش پدر داده کسی . . .
| مهدي اخوان ثالث |
Join US! @Distortedhuman
Forwarded from Toolkit
The Endless (An Overture From Now To Eternity)
Datik
بالینبروک: در تمام این مدت شادی در غیبت است و اندوه در حضور.
گانت: شش زمستان چیست؟زود میگذرد.
بالینبروک: برای انسانهای شادمان؛ اما اندوه، یک ساعت را ده ساعت میکند !
| شکسپیر |
Join US! @Distortedhuman
گانت: شش زمستان چیست؟زود میگذرد.
بالینبروک: برای انسانهای شادمان؛ اما اندوه، یک ساعت را ده ساعت میکند !
| شکسپیر |
Join US! @Distortedhuman
Forwarded from Toolkit
Dusk And Void Became Alive
Die Verbannten Kinder Evas
Toolkit
Die Verbannten Kinder Evas – Dusk And Void Became Alive
#Darkwave /Ambient /neo classical ....
امشب پی بردم که وجود داری: بسان قطرهای از زندگی که از هیچ جاری باشد. با چشم باز، در ظلمت محض دراز کشیده بودم که ناگهان در دل تاریکی، جرقهای از آگاهی و اطمینان درخشید: آری، تو آنجا بودی. وجود داشتی. گویی تیری به قلبم خورده بود. و وقتی صدای نامرتب و پر هیاهوی ضربانش را باز شنیدم احساس کردم تا خرخره در گودال وحشتناکی از تردید و وحشت فرو رفتهام. سعی کن بفهمی ... من از دیگران نمیترسم. با دیگران کاری ندارم. از خدا هم نمیترسم. به این حرفها اعتقادی ندارم. از درد هم نمیترسم. ترس من از توست. از تو که سرنوشت، وجودت را از هیچ بود و به جدار بطن من چسباند. هر چند همیشه انتظارت را کشیدهام، هیچگاه آمادگی پذیرایی از تو را نداشتهام و همیشه این سوال وحشتناک برایم مطرح بوده است: نکند دوست نداشته باشی به دنیا بیایی؟ نکند نخواهی زاده شوی؟ نکند روزی به سرم فریاد بکشی که: " چه کسی از تو خواسته بود مرا به دنیا بیاوری؟ چرا مرا درست کردی؟ چرا ؟"
-من به شما تسلیت میگویم،ممکن است اینجا را امضا کنید؟
او که کاملا حواسش جای دیگر است از جا برخاسته و دفتر را امضا می کند.
- بسیار خوب! حالا شما رسمی مُرده اید.
او نمیداند از کدام طرف برود و با تردید سوال میکند:
- کجا بایستی بروم؟
پیرزن میگوید:
- هر جا مایلید ، مُرده ها آزاد هستند !
| ژان پل سارتر |
"كار از كار گذشت"
Join US! @Distortedhuman
او که کاملا حواسش جای دیگر است از جا برخاسته و دفتر را امضا می کند.
- بسیار خوب! حالا شما رسمی مُرده اید.
او نمیداند از کدام طرف برود و با تردید سوال میکند:
- کجا بایستی بروم؟
پیرزن میگوید:
- هر جا مایلید ، مُرده ها آزاد هستند !
| ژان پل سارتر |
"كار از كار گذشت"
Join US! @Distortedhuman