ز حد بگذشت مشتاقی و صبر
اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن،
دل دیوانهٔ ما را . . .
| سعدی |
@Distortedhuman
اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن،
دل دیوانهٔ ما را . . .
| سعدی |
@Distortedhuman
من از عاشق ها خوشم میآید اما خودم نمیتوانم عاشق باشم، بیش از این ها دورم، رانده شدهام.
فرانتس کافکا
@Distortedhuman
فرانتس کافکا
@Distortedhuman
خودکاری که نمی نویسد
فندکی که روشن نمی شود
و آدمی که قدم می زند در تنهایی
تمام شده است...
محمد عسكرى ساج
@Distortedhuman
فندکی که روشن نمی شود
و آدمی که قدم می زند در تنهایی
تمام شده است...
محمد عسكرى ساج
@Distortedhuman
Forwarded from VKM Bot
Yearning the Seeds of a New Dimension
In the Woods...
شاهكاري از گروه نروژي"In The Woods"
پيشنهاد ميكنم دانلود كنيد...
#In_The_Woods
#Progressive_Metal
#Atmospheric_Black_Metal
#Masterpiece
#Norway
@DistortedHuman
پيشنهاد ميكنم دانلود كنيد...
#In_The_Woods
#Progressive_Metal
#Atmospheric_Black_Metal
#Masterpiece
#Norway
@DistortedHuman
ما برای رنج کشیدن آفریده شده ایم
ولی به دنبال لذت بردن می گردیم
باید پذیرفت که تنها راه ادامه دادن
لذت بردن از رنج هایی است که می کشیم!
چالز بوکوفسکی
@DistortedHuman
ولی به دنبال لذت بردن می گردیم
باید پذیرفت که تنها راه ادامه دادن
لذت بردن از رنج هایی است که می کشیم!
چالز بوکوفسکی
@DistortedHuman
چقدر دردناک است
این مشکل که همیشه
برای فرار از یک "آدم"
به "آدم" دیگری پناه برده ایم...
اعتیاد به آدمها بدترین نوع اعتیاد است!
| ریچارد یاتس |
@Distortedhuman
این مشکل که همیشه
برای فرار از یک "آدم"
به "آدم" دیگری پناه برده ایم...
اعتیاد به آدمها بدترین نوع اعتیاد است!
| ریچارد یاتس |
@Distortedhuman
من می دانستم نومیدی هست‚
اما نمی دانستم یعنی چه!
من هم مثل همه خیال می کردم که
نومیدی بیماری روح است.
اما نه،بدن زجر می کشد.
پوست تنم درد می کند،
سینه ام،دست و پایم.
سرم خالی است و دلم به هم می خورد.
و از همه بدتر این طعمی است که
در ذهنم است.
نه خون است،نه مرگ،نه تب،
اما همه ی اینها با هم.
کافی است زبانم را تکان بدهم
تا دنیا سیاه بشود
و از همه موجودات
احساس نفرت کنم.
چه سخت است،
#چه_تلخ_است_انسان_بودن...!
| آلبر گامو |
@Distortedhuman
اما نمی دانستم یعنی چه!
من هم مثل همه خیال می کردم که
نومیدی بیماری روح است.
اما نه،بدن زجر می کشد.
پوست تنم درد می کند،
سینه ام،دست و پایم.
سرم خالی است و دلم به هم می خورد.
و از همه بدتر این طعمی است که
در ذهنم است.
نه خون است،نه مرگ،نه تب،
اما همه ی اینها با هم.
کافی است زبانم را تکان بدهم
تا دنیا سیاه بشود
و از همه موجودات
احساس نفرت کنم.
چه سخت است،
#چه_تلخ_است_انسان_بودن...!
| آلبر گامو |
@Distortedhuman