به خودم میخندیدم به زندگانی میخندیدم می دانستم که دراین بازیگرخانه بزرگ دنیا هرکسی یک جوربازی می کند تا هنگام مرگش فرابرسد.
"زنده بگور" #صادق_هدایت
@Distortedhuman
"زنده بگور" #صادق_هدایت
@Distortedhuman
تراژدی این نیست که تنها باشی،بلکه این است که نتوانی تنها باشی.گاهی آماده ام همه چیزم را بدهم تا هیچ پیوندی با جهان انسان ها نداشته باشم.
@Distortedhuman
@Distortedhuman
-اگر می شد به ماه سفر کنم؛
در نیمه ی روشن اش
یک صندلی می گذاشتم،
خیره می شدم به زمین
تا سرزمینی را که از آن فرار کرده ام
پیدا کنم...
و در نیمه ی تاریک اش ؛
کافه هایی کوچک می ساختم
برای گریستن خودم
و آن هایی که از زمین فرار کرده اند...
| حسن آذری |
@Distortedhuman
در نیمه ی روشن اش
یک صندلی می گذاشتم،
خیره می شدم به زمین
تا سرزمینی را که از آن فرار کرده ام
پیدا کنم...
و در نیمه ی تاریک اش ؛
کافه هایی کوچک می ساختم
برای گریستن خودم
و آن هایی که از زمین فرار کرده اند...
| حسن آذری |
@Distortedhuman
ﻫﺮﮔﺎﻩ ﮐﻪ ﺩﺭﺩﻣﻨﺪﯼ ﺭﺍ
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﺭﺩ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺩﯾﺪﻩﺍﻡ ،
ﺍﺯ شرماش ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﺷﺪﻩﺍﻡ ؛
ﺯﯾﺮﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻦﺍﻡ ،
ﻏﺮﻭﺭﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﻤﺎﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
|فریدریش نیچه|
@Distortedhuman
ﻫﺮﮔﺎﻩ ﮐﻪ ﺩﺭﺩﻣﻨﺪﯼ ﺭﺍ
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﺭﺩ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺩﯾﺪﻩﺍﻡ ،
ﺍﺯ شرماش ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﺷﺪﻩﺍﻡ ؛
ﺯﯾﺮﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻦﺍﻡ ،
ﻏﺮﻭﺭﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﻤﺎﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
|فریدریش نیچه|
@Distortedhuman
خاطره ای از شادروان دکتر کاتوزیان
(پدر علم حقوق ایران)
چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم :
خروسی داشتید که صبح ها همه را از خواب بیدار میکرد چه کارش کردید ؟؟؟
گفت: سرش را بریدیم !
همسایه ها همه شاکی بودند و می گفتند:
خروس شما ما را صبح از خواب بیدار می کند...
آنجا بود که فهمیدم هرکه مردم را از خواب بیدار کند
سرش باید بریده شود!
| امیر ناصر کاتوزیان |
@Distortedhuman
(پدر علم حقوق ایران)
چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم :
خروسی داشتید که صبح ها همه را از خواب بیدار میکرد چه کارش کردید ؟؟؟
گفت: سرش را بریدیم !
همسایه ها همه شاکی بودند و می گفتند:
خروس شما ما را صبح از خواب بیدار می کند...
آنجا بود که فهمیدم هرکه مردم را از خواب بیدار کند
سرش باید بریده شود!
| امیر ناصر کاتوزیان |
@Distortedhuman
👍1