انسان، تنها آفریده ای است که نمی خواهد، آن باشد که هست...
@Distortedhuman
@Distortedhuman
@Distortedhuman
اندوه را میتکانَد از یقۀ پیراهنم
انگشتانی که جمعیتِ یاری است
بهگاهِ تنهایی
در تو نگاه میکنم،
شعر فراموشم میشود
ای ابر بردبار!
که آسمان اتاق را به حرکت درمیآوری
و چون قصیدهای بلند بر من فرود میآیی!
لبخندت عفو عمومی است
بر گناهانِ من
طعم دهانت را
در جیبهایم بریز
میخواهم به دیدنِ ماهیها که رفتم،
دستِ خالی نباشم.
#جواد_گنجعلی
@Distortedhuman
اندوه را میتکانَد از یقۀ پیراهنم
انگشتانی که جمعیتِ یاری است
بهگاهِ تنهایی
در تو نگاه میکنم،
شعر فراموشم میشود
ای ابر بردبار!
که آسمان اتاق را به حرکت درمیآوری
و چون قصیدهای بلند بر من فرود میآیی!
لبخندت عفو عمومی است
بر گناهانِ من
طعم دهانت را
در جیبهایم بریز
میخواهم به دیدنِ ماهیها که رفتم،
دستِ خالی نباشم.
#جواد_گنجعلی
@Distortedhuman
همه آزادی می خواهند ،
بی آنکه بدانند اسارت چیست !
اسارت به میله های دورت نیست ،
به حصارهای دور تفکرت است ...!
@Distortedhuman
همه آزادی می خواهند ،
بی آنکه بدانند اسارت چیست !
اسارت به میله های دورت نیست ،
به حصارهای دور تفکرت است ...!
@Distortedhuman
موزيك پيشنهادي از دوستان
اثري بي نظير از گروه "Forest of Shadows"
#Doom_Metal
#Forest_Of_Shadows
@Distortedhuman
اثري بي نظير از گروه "Forest of Shadows"
#Doom_Metal
#Forest_Of_Shadows
@Distortedhuman
ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺲ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﯾﺎﺑﯽ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﻭﺍﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ، ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ،
ﺯﯾﺮﺍ ﻧﺎﮔﺬﯾﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ، ﺳﺨﻦ، ﺣﺎﻟﺖ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺗﻮ ﻧﯿﺮﻧﮓ ﻭ
ﻓﺮﯾﺐ ﺍﺳﺖ ...
#فریدریش_نیچه
#Distortedhuman
ﺯﯾﺮﺍ ﻧﺎﮔﺬﯾﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ، ﺳﺨﻦ، ﺣﺎﻟﺖ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺗﻮ ﻧﯿﺮﻧﮓ ﻭ
ﻓﺮﯾﺐ ﺍﺳﺖ ...
#فریدریش_نیچه
#Distortedhuman
به پشت سرم سرکی می کشم، روی سرخ میشوم.
به پیش رویم نگاهی می اندازم ، از ترس سرخی رویم میپرد.
به عقب که نمی توان برگشت، به پیش قدم گذاشتن هم بسی خوف ناک است.
از خود میپرسم ، از چه ترسیده ای مردک؟ خود پاسخ میدهم، از اینکه نتوانسته ام روشنایی را از تاریکی تشخیص دهم.
از اینکه نمیدانم آنچه پیش رویم است تاریکیست یا روشنایی.
در دنیای من چپ و راست تعریف نشده است. چاره ای جز پیش یا پس رفتن ندارم. پس از پاسخ به ضمیر خود, متوجه میشوم نا خودآگاه جلو رفته ام . درمیابم که خواه یا ناخواه سرنوشتم رقم خواهد خورد. به سوی " روشنایی تاریک " قدم خواهم گذاشت بی آنکه بدانم شاه راهم به روشنایی ختم خواهد شد یا به تاریکی. آنچه به یقین میدانم اجتناب ناپذیری این روند است.
#پ_احمدی
@DistortedHuman
به پیش رویم نگاهی می اندازم ، از ترس سرخی رویم میپرد.
به عقب که نمی توان برگشت، به پیش قدم گذاشتن هم بسی خوف ناک است.
از خود میپرسم ، از چه ترسیده ای مردک؟ خود پاسخ میدهم، از اینکه نتوانسته ام روشنایی را از تاریکی تشخیص دهم.
از اینکه نمیدانم آنچه پیش رویم است تاریکیست یا روشنایی.
در دنیای من چپ و راست تعریف نشده است. چاره ای جز پیش یا پس رفتن ندارم. پس از پاسخ به ضمیر خود, متوجه میشوم نا خودآگاه جلو رفته ام . درمیابم که خواه یا ناخواه سرنوشتم رقم خواهد خورد. به سوی " روشنایی تاریک " قدم خواهم گذاشت بی آنکه بدانم شاه راهم به روشنایی ختم خواهد شد یا به تاریکی. آنچه به یقین میدانم اجتناب ناپذیری این روند است.
#پ_احمدی
@DistortedHuman