هم ز گل میپرسم احوالِ تو هم از عندلیب
کم تو را میبینم و بسیار میگیرم سراغ
#قصاب_کاشانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
کم تو را میبینم و بسیار میگیرم سراغ
#قصاب_کاشانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤🔥6
وقتی همه چیز رو قشنگ براش تعریف کردم ،
جناب سروان با اینکه عاقل مرد بود ،سبیل داشت گریه اش گرفت .
گفت : حالا می خوای چی کار کنی؟
گفتم : حالا می خوام چی کار کنم ؟
می خوام برم وایسم سر راه باباش تا دیدمش خودمو آتیش بزنم.
وقتی رسید به من ، بگیرم بغلش کنم تا باهم بسوزیم.
دست کم باباش بفهمه که من دارم چی می کشم.
#محمد_صالح_علاء
● کاپوچینو، کیک پنیر
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
جناب سروان با اینکه عاقل مرد بود ،سبیل داشت گریه اش گرفت .
گفت : حالا می خوای چی کار کنی؟
گفتم : حالا می خوام چی کار کنم ؟
می خوام برم وایسم سر راه باباش تا دیدمش خودمو آتیش بزنم.
وقتی رسید به من ، بگیرم بغلش کنم تا باهم بسوزیم.
دست کم باباش بفهمه که من دارم چی می کشم.
#محمد_صالح_علاء
● کاپوچینو، کیک پنیر
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤6💔2
چنان زلال شود
آن کسی که تو را یک بار
فقط یک بار نگاه کند
که هیچگاه کسی جز تو را نبیند از آن پس
حتی اگر هزار بار هزاران چهره را نگاه کند.
یتیمِ زیبایی خواهد بود این جهان
اگر آدمهایش بدون رؤیتِ تو
چشم گشوده باشند.
چگونه جهان به غربتِ ابدی
دوباره عادت خواهد کرد
اگر تو را نبیند...
#رضا_براهنی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
آن کسی که تو را یک بار
فقط یک بار نگاه کند
که هیچگاه کسی جز تو را نبیند از آن پس
حتی اگر هزار بار هزاران چهره را نگاه کند.
یتیمِ زیبایی خواهد بود این جهان
اگر آدمهایش بدون رؤیتِ تو
چشم گشوده باشند.
چگونه جهان به غربتِ ابدی
دوباره عادت خواهد کرد
اگر تو را نبیند...
#رضا_براهنی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤9
میدانم که واردِ یک خواب شدهام
و تاریکی مثلِ یک کشتی
آرام آرام در من پهلو گرفته است
و من با مرجانها و ماهی ها زیرِ دریا
فراموشیهایِ دورماندهام را آغاز کردهام...
#شهرامشیدایی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
و تاریکی مثلِ یک کشتی
آرام آرام در من پهلو گرفته است
و من با مرجانها و ماهی ها زیرِ دریا
فراموشیهایِ دورماندهام را آغاز کردهام...
#شهرامشیدایی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤🔥4❤2
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کافی است زنگِ خانه را بزنی
تا هزار پرنده در حیاطِ خانه به پرواز درآیند
و من سراسیمه صورتم را در آینه وارسی کنم،
به موهایم دست بکشم
و پس از سالها نگران زیباییام باشم
درِ کمد را باز کنم
آن پیراهنِ سفیدِ تترون
دوباره پیدایم کند
و من سراسیمه
زیر این چهرهء اندوهگین
دنبال جوانیام بگردم.
#جواد_گنجعلی
@Daar_wag
#شعررابهدستاهلشبرسانید
تا هزار پرنده در حیاطِ خانه به پرواز درآیند
و من سراسیمه صورتم را در آینه وارسی کنم،
به موهایم دست بکشم
و پس از سالها نگران زیباییام باشم
درِ کمد را باز کنم
آن پیراهنِ سفیدِ تترون
دوباره پیدایم کند
و من سراسیمه
زیر این چهرهء اندوهگین
دنبال جوانیام بگردم.
#جواد_گنجعلی
@Daar_wag
#شعررابهدستاهلشبرسانید
❤🔥4👏3❤1👌1
هیچ قلبی صرفا به واسطه ی هماهنگی با قلب دیگر وصل نیست. زخم است که قلب ها را عمیقا به هم پیوند می دهد. پیوند درد با درد، شکنندگی با شکنندگی. تا صدای زجه بلند نشود سکوت معنی ندارد و تا خونی ریخته نشود عفو معنی ندارد و تا از دل ضایعه ای بزرگ گذر نکنی رضا و رضایت بی معنی است.
●سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های
زیارتش
#هاروکی_موارکامی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
●سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های
زیارتش
#هاروکی_موارکامی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤10👌3
نه کاری از من برمیآید
و نه از تو...
زخم چه میتواند بکند
با چاقویی که در آن میچرخد؟
#نزار_قبانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
و نه از تو...
زخم چه میتواند بکند
با چاقویی که در آن میچرخد؟
#نزار_قبانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤9
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
با مردمان به نفاق می باید زیست
تا در میان ایشان به خوشی باشی
راستی آغاز کردی
به کوه و بیابان باید رفت
#شمس_تبریزی
●از کتاب خط سوم، اثر دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
تا در میان ایشان به خوشی باشی
راستی آغاز کردی
به کوه و بیابان باید رفت
#شمس_تبریزی
●از کتاب خط سوم، اثر دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
👏7💔2❤1
❤🔥8
... و آفتاب
در کبود درههای آب غرق شد ...
هوا بد است، تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تیرهای گرفته سینه ترا؟
که با هزار سال بارش شبانه روز هم،
دل تو وا نمیشود ...
#ابتهاج
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
در کبود درههای آب غرق شد ...
هوا بد است، تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تیرهای گرفته سینه ترا؟
که با هزار سال بارش شبانه روز هم،
دل تو وا نمیشود ...
#ابتهاج
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤6