شخصیتهایی در مناند
که همدیگر را زخمی میکنند
همدیگر را میکشند
همدیگر را
درخرابههای روحم خاک میکنند
من اما
باتمام شخصیتهایم
دوستت دارم
#گروس_عبدالملکیان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
که همدیگر را زخمی میکنند
همدیگر را میکشند
همدیگر را
درخرابههای روحم خاک میکنند
من اما
باتمام شخصیتهایم
دوستت دارم
#گروس_عبدالملکیان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤14👏1
ما انسانها، حتی وقتی بدبختیم، باز هم رؤیا میبافیم؛ این یکی از رازهای زنده بودن ماست.
ابله،
#داستایفسکی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
ابله،
#داستایفسکی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
💔10❤9👏1
این دردها را نمیتوان به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیشآمدهای نادر و عجیب بشمارند.
#بوف_کور
#صادق_هدایت
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
#بوف_کور
#صادق_هدایت
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤10
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزگاری عاشق دختر جنگلبان بود
افرای نر
سعی کرد پایش به خانه ی آنها باز شود
مبل راحتی شد، میز تحریر
خلالدندان
دورهگردی شد با دلِ چوبی
برای همین بوی خوش میدهد
این کُنده ی درخت
که حالا دارد میسوزد!
#جواد_گنجعلی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
افرای نر
سعی کرد پایش به خانه ی آنها باز شود
مبل راحتی شد، میز تحریر
خلالدندان
دورهگردی شد با دلِ چوبی
برای همین بوی خوش میدهد
این کُنده ی درخت
که حالا دارد میسوزد!
#جواد_گنجعلی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
❤12❤🔥4
امرسون میگفت هر بار قلمت خشک میشود و نمیتوانی بنویسی بنشین و برای آنکه دوستش داری نامهای مفصل بنویس. گرهِ کارت باز میشود.
تا روشنایی بنویس؛
#احمد_اخوت
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
تا روشنایی بنویس؛
#احمد_اخوت
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤16❤🔥1
یک روز دلتنگ تمام چیزهایی که از من گله میکنی، خواهی شد...
#اوزدمیرآصف
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
#اوزدمیرآصف
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤15💔1
من امیدم را در یأس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سالِ بد یافتم
و هنگامی که داشتم خاکستر میشدم
گُر گرفتم.
زندگی با من کینه داشت
من به زندگی لبخند زدم
#احمد_شاملو
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
مهتابم را در شب
عشقم را در سالِ بد یافتم
و هنگامی که داشتم خاکستر میشدم
گُر گرفتم.
زندگی با من کینه داشت
من به زندگی لبخند زدم
#احمد_شاملو
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤6💔5
آسمان از هر کجا که تو باشی شروع میشود
کهکشان از کنار تو آغاز میشود
منظومهها در طواف توأند
تو در همهٔ کرات مهربانی میریزی
تو حتی کنار پنجرهٔ کوچک من
پیدا میشوی
همزمان با آن ماهی
که در اعماق اقیانوسها گریه میکند
یک پرنده در دفتر من
بال بال میزند
تو هر دو را میشنوی.
#سلمان_هراتی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
کهکشان از کنار تو آغاز میشود
منظومهها در طواف توأند
تو در همهٔ کرات مهربانی میریزی
تو حتی کنار پنجرهٔ کوچک من
پیدا میشوی
همزمان با آن ماهی
که در اعماق اقیانوسها گریه میکند
یک پرنده در دفتر من
بال بال میزند
تو هر دو را میشنوی.
#سلمان_هراتی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤7❤🔥2
نان را از من بگیر، اگر میخواهی،
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه.
گل سرخ را از من مگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند،
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید.
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بیهیچ دگرگونی،
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید.
عشق من، خندهی تو
در تاریکترین لحظهها میشکفد
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاریست،
بخند، زیرا خندهی تو
برای دستان من
شمشیری است آخته.
خندهی تو، در پاییز
در کنارهی دریا
موج کفآلودهاش را
باید برفرازد،
و در بهاران، عشق من،
خندهات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم،
گل آبی، گل سرخ
کشورم که مرا میخواند.
بخند بر شب
بر روز، بر ماه،
بخند بر پیچاپیچ
خیابانهای جزیره، بر این پسربچه کمرو
که دوستت دارد،
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند،
نان را، هوا را،
روشنی را، بهار را،
از من بگیر
اما خندهات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم.
#پابلو_نرودا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه.
گل سرخ را از من مگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند،
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید.
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بیهیچ دگرگونی،
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید.
عشق من، خندهی تو
در تاریکترین لحظهها میشکفد
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاریست،
بخند، زیرا خندهی تو
برای دستان من
شمشیری است آخته.
خندهی تو، در پاییز
در کنارهی دریا
موج کفآلودهاش را
باید برفرازد،
و در بهاران، عشق من،
خندهات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم،
گل آبی، گل سرخ
کشورم که مرا میخواند.
بخند بر شب
بر روز، بر ماه،
بخند بر پیچاپیچ
خیابانهای جزیره، بر این پسربچه کمرو
که دوستت دارد،
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند،
نان را، هوا را،
روشنی را، بهار را،
از من بگیر
اما خندهات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم.
#پابلو_نرودا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤12😢2❤🔥1
من با چشمان تو
اندوه آزادیِ هزار پرندهٔ بی راه را
گریسته بودم
و تو
نمیدانستی...
#سید_علی_صالحی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
اندوه آزادیِ هزار پرندهٔ بی راه را
گریسته بودم
و تو
نمیدانستی...
#سید_علی_صالحی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤6❤🔥2
منم درختی که
برگهایش را ریخت
تا تو ماه را
از میان شاخههایش
تماشا کنی.
#علیرضا_روشن
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
برگهایش را ریخت
تا تو ماه را
از میان شاخههایش
تماشا کنی.
#علیرضا_روشن
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤🔥11
با توام؛
ای شور،
ای دلشورهٔ شیرین.
با توام؛
ای شادی غمگین!
هر چه هستی باش.
اما کاش . . .
نه!
جز اینم آرزویی نیست.
هر چه هستی باش؛
اما باش...
#قیصر_امین_پور
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
ای شور،
ای دلشورهٔ شیرین.
با توام؛
ای شادی غمگین!
هر چه هستی باش.
اما کاش . . .
نه!
جز اینم آرزویی نیست.
هر چه هستی باش؛
اما باش...
#قیصر_امین_پور
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤9
| Distorted Human | pinned «ibna.ir/x6HYt دربارهٔ جایزه مستقل کتاب سال هوا اعلام اسامی عوامل و برخی داوران جایزه✅»
چند اسکناس مچاله،
چند نخ شکستهی سیگار،
آه، بلیط یک طرفه
چیزی غمگینتر از تو
در جیبهای دنیا پیدا نکردهام ...!
#گروس_عبدالملکیان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
چند نخ شکستهی سیگار،
آه، بلیط یک طرفه
چیزی غمگینتر از تو
در جیبهای دنیا پیدا نکردهام ...!
#گروس_عبدالملکیان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤9
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
💔6❤1
سلام بر آنها
که گل عشقشان را در وجودمان کاشتند
و بیمراقبت از آن رفتند.
#محمود_درویش
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
که گل عشقشان را در وجودمان کاشتند
و بیمراقبت از آن رفتند.
#محمود_درویش
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤10💔4👌2
تو نمردهای اما تو را از دست دادهام
و این غم انگیزتر از آن است
که مرده باشی
نیستی و کوهستان با من میگرید
نیستی و غم
روی صندلی عقب مینشیند
و مدام از آینه به چشم های من زل میزند....
#جواد_گنجعلی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
و این غم انگیزتر از آن است
که مرده باشی
نیستی و کوهستان با من میگرید
نیستی و غم
روی صندلی عقب مینشیند
و مدام از آینه به چشم های من زل میزند....
#جواد_گنجعلی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤22💔4❤🔥1
تو را چنان دوست دارم که در آغوشم نیستی اما بوی تنت را نفس میکشم.
صدای تو در گوشم زمزمهی زندگیست، حتی وقتی سکوت کردهای…
و چشمهایت… همانجاست که شعرهایم خانه دارند.
-نامه
#پابلو_نرودا
به ماتیلده اوروتیا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
صدای تو در گوشم زمزمهی زندگیست، حتی وقتی سکوت کردهای…
و چشمهایت… همانجاست که شعرهایم خانه دارند.
-نامه
#پابلو_نرودا
به ماتیلده اوروتیا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤7❤🔥4💔1
دست های تو
تصمیمم بود
باید میگرفتم و
دور میشدم...
#شمس_لنگرودی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
تصمیمم بود
باید میگرفتم و
دور میشدم...
#شمس_لنگرودی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤7💔6👏1
برای زیستن هنوز بهانه دارم
من هنوز میتوانم
به قلبم که فرسوده است فرمان بدهم
که تو را دوست داشته باشد...
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
#احمدرضا_احمدی
من هنوز میتوانم
به قلبم که فرسوده است فرمان بدهم
که تو را دوست داشته باشد...
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
#احمدرضا_احمدی
❤9