| Distorted Human |
3.17K subscribers
3.43K photos
144 videos
53 files
132 links
شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم
دغدغه‌های شاعرانه
کانال اول ما

https://t.me/Daar_wag
Download Telegram
«نفس به نفسِ من بده آنگونه که غریق را نجات می‌دهند…»

هالیتا پوشویاتوسکا


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
7❤‍🔥3😢1
گفته بودم که دل از دست تو بیرون آرم
باز دیدم که قوی پنجه درانداخته‌ای

#سعدی



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
12❤‍🔥2😢1
باید بپذیری که برخی افراد
برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت
بدون اینکه جایی در زندگی‌ات داشته باشند...


#هاروکی_موراکی


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
👏8💔4😢1
«عتابِ یارِ پری‌چهره عاشقانه بکِش
‏که یک کرشمه تلافیِ صد جفا بکند.»

#حافظ



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
8😢2
بعضی‌ها دوست دارند شعر را


بعضی‌ها —
یعنی نه همه.
حتا نه اکثریتِ همه، بلکه اقلیت.
اگر مدرسه‌ها را به حساب نیاوری
که در آن‌جا شعر اجباری‌ست
و خودِ شاعران را.
و شاید از میان هزار نفر، دو نفر پیدا شود.


دوست دارند —
اما آش رشته را هم دوست داریم،
تعارف‌ها و رنگِ آبی را دوست داریم،
شال گردنِ کهنه را هم دوست داریم،
دوست داریم حق با ما باشد،
نوازش‌کردنِ سگ‌ها را دوست داریم.
شعر را —
اما این شعر چیست.
پاسخ‌های تردیدآمیزی که داده شده
یکی دو تا نیست.
اما من می‌دانم و نمی‌دانم، و می‌چسبم به همین،
مثلِ حفاظِ پله‌ها.




Wisława Szymborska
#ویسواوا_شیمبورسکا
آدم‌ها روی پل
ترجمه‌ی مارک اسموژنسکی، شهرام شیدایی، چوکا چکاد

@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
8😢2
«در دل من چیزی است
مثل یک بیشه نور،
مثل خواب دم صبح
و چنان بی‌تابم که دلم می‌خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا می‌خواند.»


#سهراب_سپهری



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
😢71
هنوز از گریستن فارغ نشده بودم
مرا صدا کردند
لباسم را پوشیدم
به کوچه رفتم
کسی در کوچه نبود
به خانه آمدم
کسی در خانه نبود
پس دیگر تنهایی ابدی بود...

#احمدرضا‌_احمدی



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
7❤‍🔥3💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمی با من بنشین
تا در آن نقشه جغرافیایی عشق،
تجدید نظر کنیم.
بنشین تا ببینیم
تا کجاها مرز چشمان توست،
تا کجاها مرز غم‌های من.
کمی با من بنشین
تا بر سر شیوه‌ای از عشق
به توافق برسیم.
......

بنشین تا بتوانم ببینم مرز چشمانت کجاست
مرز غم‌های من کجاست
و آب‌های مرزی تو از کجا آغاز می‌شود
و زندگی من کجا به پایان می‌رسد
بنشین تا بتوانیم به توافق برسیم
در کدام بخش از جسمِ من فتوحات تو پایان می‌یابد
و در چه ساعتی از ساعاتِ شب جنگ تو آغاز می‌گردد

 #نزار_قبانی



@Daar_wag
#هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید



داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه
9👌2❤‍🔥1
خودم را در آغوش گرفته‌ام
نه چندان با لطافت
نه چندان با محبت
امّا
وفادار،
وفادار...

#ساموئل_بکت


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
9👌4❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مباحثی در شعر و موسیقی


برای اولین بار در مشهد
کارگاه حضوری

اطلاعات تکمیلی بزودی


#جواد_گنجعلی
#مهدی_سالاری



@javadganjali1
@mehdisalari2
👌9
.
پایم را روی مین گذاشته‌ام!
اگر تکان بخورم مرده‌ام
باید
همین جا که هستم
بمانم تا آخر دنیا

درست
وضعیت سرباز جنگی را دارم
کنار تو و زیبایی‌ات...

#رسول_یونان



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
9❤‍🔥1👌1
سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان دیده
شاید دوباره گلی بروید؛
شبیه آنچه در بهار بوییدی.

#پل_الوار



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
10❤‍🔥1
«صبح‌هایی هستند بسیار غمگین.»

• خاطرات سوگواری / رولان بارت؛ برگردان محمدحسین واقف

@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
5💔1
از هزاران زنی که فردا
پياده می‌شوند از قطار
يکی زيبا
و مابقی مسافرند.

#عباس_صفاری


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
10👌2❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در بی‌خوابی
در کاسۀ سرم، دنبال تو می‌گردم
در این سینه‌پهلوی لعنتی

مرگ
آستینم را می‌کشد
از تخت پایین می‌افتم
و صفِ طویلی از مورچه‌ها
دانه‌های یکسانِ تنهایی‌ را
به خانه می‌برند.


#جواد_گنجعلی



@Daar_wag
#هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید



داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه
❤‍🔥93💔1
در راسته‌‌ی عطر فروشان،
‏در بین هزار شیشه‌ی
مشک و گلاب
‏می‌پرسم؛
‏دستمال عطر‌آگینی از نفس او چند؟


#محمدعلی_سپانلو


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
8❤‍🔥2
«بودن با او، همچون نشستن
در آفتابِ پاییزی است.»

(از نامهٔ ویرجینیا وولف به وایولت دیکنسون، سپتامبر)




@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
6❤‍🔥1
تقریباً نیم ساعت دیگر شام می‌خوریم، بعد هم خواب، بعد هم سر بوق سگ از خواب بیدار می‌شویم مثل Automate. روزها همه یک‌جور می‌گذرد، بیخود و بی‌فایده. چیز تازه ندارم.

#صادق_هدایت
نامه به دکتر #تقی_رضوی

@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
💔72👌2
خلق مرغان اسیرند که در یک قفس‌اند

زان میان از که توان داشت امید مددی



#کلیم_کاشانی



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
😢6❤‍🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«تنهایی من مثل تنهایی رستم است، بعد از کشتن سهراب.»

نامه‌ها

#شاهرخ_مسکوب



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
10
غمت قدبلندی می‌کند
آنقدر که اگر بر نوک پنجه هم بایستم
تا سر ِ شانه‌هایش نیستم!
شب بود
تو را به خاطر آوردم
و گریستم
چون گریه‌ی کودکی بی‌آشنا
میان ِ های و هویِ بازار...

#معصومه_صابر


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
6❤‍🔥1