| Distorted Human |
3.17K subscribers
3.43K photos
144 videos
53 files
132 links
شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم
دغدغه‌های شاعرانه
کانال اول ما

https://t.me/Daar_wag
Download Telegram
امرسون می‌گفت هر بار قلمت خشک می‌شود و نمی‌توانی بنویسی بنشین و برای آن‌که دوستش داری نامه‌ای مفصل بنویس. گرهِ کارت باز می‌شود.


تا روشنایی بنویس

#احمد_اخوت



@Daar_wag
#هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید



داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه
6❤‍🔥1😢1👌1
«افسانه‌های پریان برتر از حقیقت‌اند: نه از آن جهت که به ما می‌‌گویند اژدها وجود دارد، بلکه از آن جهت که به ما می‌گویند اژدها نیز از پا در می‌آیند.»

• جی. کی. چسترتون

@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
👌62😢1
در سرزمین من اول زن طلوع می‌کند
بعد آفتاب...


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
12😢2
چقدر انسان جسور می‌شود وقتی مطمئن است کسی دوستش دارد.

#فروید

نامه به نامزدش


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
6👌3❤‍🔥2😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدرم همیشه می گفت:
" زود خوابیدن و زود بیدار شدن ، آدم را سالم ، پولدار و عاقل می‌کند".
در خانه ساعت هشت چراغها خاموش بود.
و سپیده دم با بوی بیکن و قهوه و نیمرو از خواب بلند می‌شدیم.

پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد.
اما خودش جوان مُرد و مفلس بود و فکر می‌کنم چندان هم عاقل نبود.

من نصیحت او را گوش نکردم،
دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم.
حالا نمی گویم دنیا را فتح کرده ام،
اما ترافیک صبح‌ها را دیگر ندارم
از خیلی از دردسرهای معمولی دورم
و با آدم‌های جدید و بی‌نظیری آشنا شده‌ام
یکی از آنها خودم؛
کسی که پدرم هرگز او را نشناخت...

#چارلز_بوکوفسکی


@Daar_wag
#شعررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید
🌸 داروگ‌ خانهء شعر 🌸
10👌4👏2😢1
چگونه جهان به غربتِ ابدی
دوباره عادت خواهد کرد
اگر تو را نبیند؟

#رضا_براهنی


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
💔7😢1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از زندگی بدون تو
بیشتر از مردن ترسیده‌ام
عشق
برای به زانو درآوردن آدمی کافی است؛

به چشم‌هایت نگاه می‌کنم
جهان رنگ می‌بازد
و قرارم را از یاد می‌برم

زندگی سعی بیهوده است
دل دیوانه می‌خواهد
و تحمل بسیار
جهان تنها در میخانه‌ها متوقف می‌شود
غم‌ها دوری می‌کنند
تا میان دستان ما
گلی قرمز بروید.


#جواد_گنجعلی


@Javadganjali1
❤‍🔥63👏2😢2
تنوری را چون آتش به غايت تيز باشد،
از او منفعت نتوانی گرفتن و نزديك او نتوانی رفتن

و از چراغی ضعيف هزار فايده گيری.


فیه ما فیه

#مولانا

@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
👏7👌3😢1
«نفس به نفسِ من بده آنگونه که غریق را نجات می‌دهند…»

هالیتا پوشویاتوسکا


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
7❤‍🔥3😢1
گفته بودم که دل از دست تو بیرون آرم
باز دیدم که قوی پنجه درانداخته‌ای

#سعدی



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
12❤‍🔥2😢1
باید بپذیری که برخی افراد
برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت
بدون اینکه جایی در زندگی‌ات داشته باشند...


#هاروکی_موراکی


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
👏8💔4😢1
«عتابِ یارِ پری‌چهره عاشقانه بکِش
‏که یک کرشمه تلافیِ صد جفا بکند.»

#حافظ



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
8😢2
بعضی‌ها دوست دارند شعر را


بعضی‌ها —
یعنی نه همه.
حتا نه اکثریتِ همه، بلکه اقلیت.
اگر مدرسه‌ها را به حساب نیاوری
که در آن‌جا شعر اجباری‌ست
و خودِ شاعران را.
و شاید از میان هزار نفر، دو نفر پیدا شود.


دوست دارند —
اما آش رشته را هم دوست داریم،
تعارف‌ها و رنگِ آبی را دوست داریم،
شال گردنِ کهنه را هم دوست داریم،
دوست داریم حق با ما باشد،
نوازش‌کردنِ سگ‌ها را دوست داریم.
شعر را —
اما این شعر چیست.
پاسخ‌های تردیدآمیزی که داده شده
یکی دو تا نیست.
اما من می‌دانم و نمی‌دانم، و می‌چسبم به همین،
مثلِ حفاظِ پله‌ها.




Wisława Szymborska
#ویسواوا_شیمبورسکا
آدم‌ها روی پل
ترجمه‌ی مارک اسموژنسکی، شهرام شیدایی، چوکا چکاد

@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
8😢2
«در دل من چیزی است
مثل یک بیشه نور،
مثل خواب دم صبح
و چنان بی‌تابم که دلم می‌خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا می‌خواند.»


#سهراب_سپهری



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
😢71
هنوز از گریستن فارغ نشده بودم
مرا صدا کردند
لباسم را پوشیدم
به کوچه رفتم
کسی در کوچه نبود
به خانه آمدم
کسی در خانه نبود
پس دیگر تنهایی ابدی بود...

#احمدرضا‌_احمدی



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
7❤‍🔥3💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمی با من بنشین
تا در آن نقشه جغرافیایی عشق،
تجدید نظر کنیم.
بنشین تا ببینیم
تا کجاها مرز چشمان توست،
تا کجاها مرز غم‌های من.
کمی با من بنشین
تا بر سر شیوه‌ای از عشق
به توافق برسیم.
......

بنشین تا بتوانم ببینم مرز چشمانت کجاست
مرز غم‌های من کجاست
و آب‌های مرزی تو از کجا آغاز می‌شود
و زندگی من کجا به پایان می‌رسد
بنشین تا بتوانیم به توافق برسیم
در کدام بخش از جسمِ من فتوحات تو پایان می‌یابد
و در چه ساعتی از ساعاتِ شب جنگ تو آغاز می‌گردد

 #نزار_قبانی



@Daar_wag
#هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید



داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه
9👌2❤‍🔥1
خودم را در آغوش گرفته‌ام
نه چندان با لطافت
نه چندان با محبت
امّا
وفادار،
وفادار...

#ساموئل_بکت


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
9👌4❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مباحثی در شعر و موسیقی


برای اولین بار در مشهد
کارگاه حضوری

اطلاعات تکمیلی بزودی


#جواد_گنجعلی
#مهدی_سالاری



@javadganjali1
@mehdisalari2
👌9
.
پایم را روی مین گذاشته‌ام!
اگر تکان بخورم مرده‌ام
باید
همین جا که هستم
بمانم تا آخر دنیا

درست
وضعیت سرباز جنگی را دارم
کنار تو و زیبایی‌ات...

#رسول_یونان



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
9❤‍🔥1👌1
سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان دیده
شاید دوباره گلی بروید؛
شبیه آنچه در بهار بوییدی.

#پل_الوار



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
10❤‍🔥1
«صبح‌هایی هستند بسیار غمگین.»

• خاطرات سوگواری / رولان بارت؛ برگردان محمدحسین واقف

@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
5💔1