لذتی که از کار میماند از هیچ عشقی نمیماند. فقط با مرور زمان متوجه این مسئله خواهی شد. من همیشه فکر میکردم نهایت لذت روحی در عشق اتفاق میافتد، خیلی طول کشید که نظرم عوض شد البته آگاه و ناخودآگاه من نهایت لذت رو همیشه از کار بردهام اما یک وقتها یادم میرفت و گمراه میشدم! البته این تفاوت کار هنری با کارهای دیگر است.
#عباس_کیارستمی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
#عباس_کیارستمی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤10😢1👌1
بلقيس
رفته بودی انار بگيری
تكههايت برگشت
آنها بيروت را رها كردند
و غزالی را كشتند
چشمهايت كه بسته شد
دريا استعفا داد
بلقيس
كيفت را كه از لای آوارهای بيروت بيرون كشيدند
فهميدم كه با رنگينکمان
زندگی میکردهام.
#نزار_قبانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
رفته بودی انار بگيری
تكههايت برگشت
آنها بيروت را رها كردند
و غزالی را كشتند
چشمهايت كه بسته شد
دريا استعفا داد
بلقيس
كيفت را كه از لای آوارهای بيروت بيرون كشيدند
فهميدم كه با رنگينکمان
زندگی میکردهام.
#نزار_قبانی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
💔15❤🔥2😢1
Forwarded from شعروصدای "جواد گنجعلی"
به امید داشتن ادامه دادم
به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم
ادامه دادم تو را هرشب تا صبح
تو را در ترانههای امّکلثوم
تو را در شعرها
تو را در گیجیِ گلدانِ علف
در بندِ ساعتِ جیبی
که به سهِ بعد از نیمهشب میرسید
ادامه دادم تو را
در بیتفاوتیِ چهرهات
بر سپیدیِ قمیص
ادامه دادم تو را
در قبرستان خواجهاباصلت
عزیزم!
اصراری در لبخند تو بود
که دوست نداشت با تو بمیرد...
#جواد_گنجعلی
@Javadganjali1
به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم
ادامه دادم تو را هرشب تا صبح
تو را در ترانههای امّکلثوم
تو را در شعرها
تو را در گیجیِ گلدانِ علف
در بندِ ساعتِ جیبی
که به سهِ بعد از نیمهشب میرسید
ادامه دادم تو را
در بیتفاوتیِ چهرهات
بر سپیدیِ قمیص
ادامه دادم تو را
در قبرستان خواجهاباصلت
عزیزم!
اصراری در لبخند تو بود
که دوست نداشت با تو بمیرد...
#جواد_گنجعلی
@Javadganjali1
❤23💔4❤🔥1😢1
زنهای خاورمیانه
از هرچه خالی باشند در سه چیز غنیاند؛
چشم های زیبا،
غم های همیشگی
و شجاعت ناگزیر…
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
از هرچه خالی باشند در سه چیز غنیاند؛
چشم های زیبا،
غم های همیشگی
و شجاعت ناگزیر…
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤17😢3👏2❤🔥1💔1
" به چشمانم زل میزند و میگوید: میخواهم به یاد من باشی؛ اگر تو به یاد من باشی، عین خیالم نیست که همه فراموشم کنند."
کافکا در کرانه |
#هاروکی_موراکامی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
کافکا در کرانه |
#هاروکی_موراکامی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤11😢3❤🔥1
نمیدانی چقدر آرزو دارم که یکبار با آن چشمهایت، به خاطر من به من نگاه کنی ..
شرق بنفشه
#شهریار_مندنیپور
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
شرق بنفشه
#شهریار_مندنیپور
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤🔥10❤3😢3💔1
Forwarded from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
خود را جا میگذارد
تا هیچکس نفهمد
که رفته است..
#عمران_صلاحی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
تا هیچکس نفهمد
که رفته است..
#عمران_صلاحی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
💔10❤🔥1😢1
انگار من از جای بریدگی زخمی، در تنِ تو روئیدهام .
#فروغ_فرخزاد
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
#فروغ_فرخزاد
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
💔7❤2❤🔥1😢1
و با این همه ما به این جهان نیامدهایم
که به آسانی بمیریم
آن هم در سپیدهدمی که بوی لیمو میآید.
#یانیس_ریتسوس
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
که به آسانی بمیریم
آن هم در سپیدهدمی که بوی لیمو میآید.
#یانیس_ریتسوس
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤8😢1👌1💔1
آدمها گاهی اوقات گریه میکنند
نه به خاطر اینکه ضعیف هستند
بلکه به این خاطر که
برای مدت طولانی قوی بودهاند.
#هرتا_مولر
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
نه به خاطر اینکه ضعیف هستند
بلکه به این خاطر که
برای مدت طولانی قوی بودهاند.
#هرتا_مولر
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
💔12👌3😢1
تو را چنان دوست دارم که در آغوشم نیستی اما بوی تنت را نفس میکشم.
صدای تو در گوشم زمزمهی زندگیست، حتی وقتی سکوت کردهای…
و چشمهایت… همانجاست که شعرهایم خانه دارند.
-نامهٔ
#پابلو_نرودا
به ماتیلده اوروتیا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
صدای تو در گوشم زمزمهی زندگیست، حتی وقتی سکوت کردهای…
و چشمهایت… همانجاست که شعرهایم خانه دارند.
-نامهٔ
#پابلو_نرودا
به ماتیلده اوروتیا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤7❤🔥3😢2
همسایه کناریام غمگینم میکند.
زن و شوهر صبحِ زود بیدار میشوند،
سرِ کار میروند،
عصر باز میگردند.
یک پسر و دختر بچه دارند.
ساعتِ نُه شب، همه چراغهای خانه خاموش است.
صبحِ فردا نیز، زود بیدار میشوند،
سرِ کار میروند،
عصر باز میگردند،
ساعتِ نه، خاموشی.
همسایه کناریام، غمگینم میکند.
آدمهای خوبی هستند،
دوستشان دارم.
اما حس میکنم در حال غرق شدنند،
و من نمیتوانم کمکشان کنم.
گذرانِ زندگی میکنند.
بیخانمان نیستند.
اما بهای گزافی میپردازند.
گاهی در میانه روز،
به خانهشان مینگرم،
و خانه نگاهم میکند.
خانه، میگرید.
میتوانم حس کنم.
#چارلز_بوکفسکی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
زن و شوهر صبحِ زود بیدار میشوند،
سرِ کار میروند،
عصر باز میگردند.
یک پسر و دختر بچه دارند.
ساعتِ نُه شب، همه چراغهای خانه خاموش است.
صبحِ فردا نیز، زود بیدار میشوند،
سرِ کار میروند،
عصر باز میگردند،
ساعتِ نه، خاموشی.
همسایه کناریام، غمگینم میکند.
آدمهای خوبی هستند،
دوستشان دارم.
اما حس میکنم در حال غرق شدنند،
و من نمیتوانم کمکشان کنم.
گذرانِ زندگی میکنند.
بیخانمان نیستند.
اما بهای گزافی میپردازند.
گاهی در میانه روز،
به خانهشان مینگرم،
و خانه نگاهم میکند.
خانه، میگرید.
میتوانم حس کنم.
#چارلز_بوکفسکی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤15💔5👏1😢1
این مردمان به نِفاقْ خوشدل میشوند،
و به راستی غمگین میشوند.
او را گفتم: "تو مرد بزرگی، و در عصرْ یگانهیی."
خوشدل شُد و دست من گرفت و گفت:
"مُشتاق بودم و مُقَصِّر بودم".
و پارسال به او راستی گفتم،
خَصْمِ من شُد و دشمن شُد.
عجب نیست این؟
با مردمانْ به نفاق میباید زیست،
تا در میان ایشان با خوشی باشی.
همین که راستی آغاز کردی،
به کوه و بیابان برون میباید رفت.
که میان خَلْق راه نیست.
#شمس_تبریزی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
و به راستی غمگین میشوند.
او را گفتم: "تو مرد بزرگی، و در عصرْ یگانهیی."
خوشدل شُد و دست من گرفت و گفت:
"مُشتاق بودم و مُقَصِّر بودم".
و پارسال به او راستی گفتم،
خَصْمِ من شُد و دشمن شُد.
عجب نیست این؟
با مردمانْ به نفاق میباید زیست،
تا در میان ایشان با خوشی باشی.
همین که راستی آغاز کردی،
به کوه و بیابان برون میباید رفت.
که میان خَلْق راه نیست.
#شمس_تبریزی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤15👌3❤🔥1😢1
Forwarded from شعروصدای "جواد گنجعلی"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش مثل فیلمهای مسخره
مثل قاتلی که به محل جنایت باز میگردد
عذاب وجدان بگیری
به سراغم بیایی
ببینی نبودنت چه به روز من آورده
#جواد_گنجعلی
@javadganjali1
#هنرهشتمآشفتگیهایشاعرانه
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
مثل قاتلی که به محل جنایت باز میگردد
عذاب وجدان بگیری
به سراغم بیایی
ببینی نبودنت چه به روز من آورده
#جواد_گنجعلی
@javadganjali1
#هنرهشتمآشفتگیهایشاعرانه
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
👏8❤1❤🔥1😢1
عاشقان به طعنه
روز جمعه را صدا میکنند
صدای عاشقان رامیشنوم
در انتهای کوچهی بنبست
به عاشقان میرسم
مهمانان در هنگام خداحافظی
میگویند: عاشقان در یک غروب آدینه
به خواب رفتند
هنوز کسی آنها را
بیدار نکرده است.
چهرهام را در آینه دفن میکنم
امروز جمعه است.
#احمدرضا_احمدی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
روز جمعه را صدا میکنند
صدای عاشقان رامیشنوم
در انتهای کوچهی بنبست
به عاشقان میرسم
مهمانان در هنگام خداحافظی
میگویند: عاشقان در یک غروب آدینه
به خواب رفتند
هنوز کسی آنها را
بیدار نکرده است.
چهرهام را در آینه دفن میکنم
امروز جمعه است.
#احمدرضا_احمدی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤9👏2😢1
❤9😢2👌2❤🔥1
کاش اسبی بودم
ولی سوارم عاشق بود
کاش آیینهای بودم
ولی به دیوار اتاق زنی زیبا آویخته بودم
کاش گل سرخی بودم
ولی در روز عشاق به دختری هدیهام می دادند
کاش قرص نانی بودم
ولی بر سفره ی زنی گرسنه.
کاش رودی بودم
ولی از وطنم کردستان میگذشتم
کاش بی هیچ شرطی
برای آخرین بار
تو را در آغوش میکشیدم وُ
آنگاه جان میسپردم
#شیرکو_بیکس
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
ولی سوارم عاشق بود
کاش آیینهای بودم
ولی به دیوار اتاق زنی زیبا آویخته بودم
کاش گل سرخی بودم
ولی در روز عشاق به دختری هدیهام می دادند
کاش قرص نانی بودم
ولی بر سفره ی زنی گرسنه.
کاش رودی بودم
ولی از وطنم کردستان میگذشتم
کاش بی هیچ شرطی
برای آخرین بار
تو را در آغوش میکشیدم وُ
آنگاه جان میسپردم
#شیرکو_بیکس
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤🔥8💔4❤1😢1👌1
آنچه من میبینم
ماندنِ دریاست
رستن و از نو رستن باغ است
کشش شب به سوی روز است
گذرا بودن موج و گل و شبنم نیست.
گرچه ما میگذریم،
راه میماند.
غم نیست.
#اسماعیل_خویی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
ماندنِ دریاست
رستن و از نو رستن باغ است
کشش شب به سوی روز است
گذرا بودن موج و گل و شبنم نیست.
گرچه ما میگذریم،
راه میماند.
غم نیست.
#اسماعیل_خویی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤8👏1😢1
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
#فریدون_مشیری
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
#فریدون_مشیری
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤12😢2👌1
تاریکی به رسم خود آدم را محو میکند
بهرسم خود از یادت میبرد.
برای گذشتن از این تاریکی است
آتش بر تن کردهام امشب
بهسوی تو بال میزنم
به تو دل باختم
سرباز تنها
به تفنگش پناه میبرد
یادت
پرچم میهن است
وقتی وطنی ندارم.
#شمس_لنگرودی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
بهرسم خود از یادت میبرد.
برای گذشتن از این تاریکی است
آتش بر تن کردهام امشب
بهسوی تو بال میزنم
به تو دل باختم
سرباز تنها
به تفنگش پناه میبرد
یادت
پرچم میهن است
وقتی وطنی ندارم.
#شمس_لنگرودی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
❤9😢2👌1