| Distorted Human |
3.17K subscribers
3.43K photos
144 videos
53 files
132 links
شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم
دغدغه‌های شاعرانه
کانال اول ما

https://t.me/Daar_wag
Download Telegram
لگد زدن به عزیز‌ترین کَسان‌مان
اتفاقی‌ست
که از شکم مادر شروع می‌شود.

#اجه_آیهان



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
12💔4😢2
«پرِ سفید یک کبوتر، چرخ‌زنان پایین می‌آید. جلو پایم می‌افتد. پر را برمی‌دارم. بو می‌کنم، بوی آزادی و بوی آسمان می‌دهد. بغض می‌کنم.»

#علی‌اشرف_درویشیان



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
💔123😢1
«اگر دیدی میان ویرانه‌های خانه‌ای
گل سرخی قد کشیده است،
هرگز تعجب نکن:
ما اینطور دوام آوردیم.»


#مصعب_ابوتوهة



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
💔13😢1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آه عزیزم!
زندگی چیز غم‌انگیزی است
حتی اگر فیل باشی
زندگی چیز غم‌انگیزی است
و مرگ
همیشه آن رهگذر مهربان نیست
که از طرف دیگر خیابان
برایت دست تکان می‌دهد.

#جواد_گنجعلی


@Javadganjali1
💔81👏1😢1👌1
و عمقِ عشق
هیچگاه شناخته نمی‌شود
مگر در زمان فراق..!

#جبران‌خلیل‌جبران


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
❤‍🔥13😢2
در لبانِ تو، شعرِ روشن صیقل می‌خورد‌
من تو را دوست می‌دارم،
و شب از ظلمتِ خود وحشت می‌کند...

#احمد_شاملو


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
11😢1
لذتی که از کار می‌ماند از هیچ عشقی نمی‌ماند. فقط با مرور زمان متوجه این مسئله خواهی شد. من همیشه فکر می‌کردم نهایت لذت روحی در عشق اتفاق می‌افتد، خیلی طول کشید که نظرم عوض شد البته آگاه و ناخودآگاه من نهایت لذت رو همیشه از کار برده‌ام اما یک وقت‌ها یادم می‌رفت و گمراه می‌شدم! البته این تفاوت کار هنری با کارهای دیگر است.

#عباس_کیارستمی


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
10😢1👌1
‏بلقيس
رفته بودی انار بگيری
تكه‌هايت برگشت

آن‌ها بيروت را رها كردند
و غزالی را كشتند

چشمهايت كه بسته شد
دريا استعفا داد

بلقيس
كيفت را كه از لای آوارهای بيروت بيرون كشيدند
فهميدم كه با رنگين‌کمان
زندگی می‌کرده‌ام.

#نزار_قبانی



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
💔15❤‍🔥2😢1
به امید داشتن ادامه دادم
به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم
ادامه دادم تو را هرشب تا صبح
تو را در ترانه‌های امّ‌کلثوم
تو را در شعرها
تو را در گیجیِ گلدانِ علف
در بندِ ساعتِ جیبی
که به سهِ بعد از نیمه‌شب می‌رسید

ادامه دادم تو را
در بی‌تفاوتیِ چهره‌ات
بر سپیدیِ قمیص


ادامه دادم تو را
در قبرستان خواجه‌اباصلت

عزیزم!
اصراری در لبخند تو بود
که دوست نداشت با تو بمیرد...


#جواد_گنجعلی


@Javadganjali1
23💔4❤‍🔥1😢1
زن‌های خاورمیانه
از هرچه خالی باشند در سه چیز غنی‌اند؛
چشم های زیبا،
غم های همیشگی
و شجاعت ناگزیر…


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
17😢3👏2❤‍🔥1💔1
" به چشمانم زل می‌زند و می‌گوید: می‌خواهم به یاد من باشی؛ اگر تو به یاد من باشی، عین خیالم نیست که همه فراموشم کنند."

کافکا در کرانه |

#هاروکی_موراکامی


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
11😢3❤‍🔥1
‏نمی‌دانی چقدر آرزو دارم که یکبار با آن چشم‌هایت، به خاطر من به من نگاه کنی ..


شرق بنفشه

#شهریار_مندنی‌پور


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
❤‍🔥103😢3💔1
خود را جا می‌گذارد
تا هیچ‌کس نفهمد
که رفته است..

#عمران_صلاحی


@Daar_wag
#هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید



داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه
💔10❤‍🔥1😢1
انگار من از جای بریدگی زخمی، در تنِ تو روئیده‌ام .

#فروغ_فرخزاد

@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
💔72❤‍🔥1😢1
و با این همه ما به این جهان نیامده‌ایم
که به آسانی بمیریم
آن هم در سپیده‌دمی که بوی لیمو می‌آید.

#یانیس_ریتسوس


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
8😢1👌1💔1
آدم‌ها گاهی اوقات گریه می‌کنند
نه به خاطر اینکه ضعیف هستند
بلکه به این خاطر که
برای مدت طولانی قوی بوده‌اند.

#هرتا_مولر


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
💔12👌3😢1
تو را چنان دوست دارم که در آغوشم نیستی اما بوی تنت را نفس می‌کشم.
صدای تو در گوشم زمزمه‌ی زندگی‌ست، حتی وقتی سکوت کرده‌ای…
و چشم‌هایت… همان‌جاست که شعرهایم خانه دارند.

-نامهٔ
#پابلو_نرودا

به ماتیلده اوروتیا

@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
7❤‍🔥3😢2
همسایه کناری‌ام غمگینم می‌کند.
زن و شوهر صبحِ زود بیدار می‌شوند،
سرِ کار می‌روند،
عصر باز می‌گردند.
یک پسر و دختر بچه دارند.
ساعتِ نُه شب، همه چراغ‌های خانه خاموش است.
صبحِ فردا نیز، زود بیدار می‌شوند،
سرِ کار می‌روند،
عصر باز می‌گردند،
ساعتِ نه، خاموشی.
همسایه کناری‌ام، غمگینم می‌کند.
آدم‌های خوبی هستند،
دوستشان دارم.
اما حس می‌کنم در حال غرق شدنند،
و من نمی‌توانم کمکشان کنم.
گذرانِ زندگی می‌کنند.
بی‌خانمان نیستند.
اما بهای گزافی می‌پردازند.
گاهی در میانه روز،
به خانه‌شان می‌نگرم،
و خانه نگاهم می‌کند.
خانه، می‌گرید.
می‌توانم حس کنم.


#چارلز_بوکفسکی



@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
15💔5👏1😢1
این مردمان به نِفاقْ خوش‌دل می‌شوند،
و به راستی غمگین می‌شوند.
او را گفتم: "تو مرد بزرگی، و در عصرْ یگانه‌یی."
خوش‌دل شُد و دست من گرفت و گفت:
"مُشتاق بودم و مُقَصِّر بودم".
و پارسال به او راستی گفتم،
خَصْمِ من شُد و دشمن شُد.
عجب نیست این؟
با مردمانْ به نفاق می‌باید زیست،
تا در میان ایشان با خوشی باشی.
همین که راستی آغاز کردی،
به کوه و بیابان برون می‌باید رفت.
که میان خَلْق راه نیست.


#شمس_تبریزی


@Distortedhuman




🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
15👌3❤‍🔥1😢1