| Distorted Human |
Blak – Mig de tot
.دوستت دارم
بیشتر از تمام زنانی که تا امروز دیدهام
اگر عشقم را پنهان کنم،
شاید اندوهم را ندانی
اگر ابراز کنم،
مردانِ دیگری متوجهت خواهند شد
با اینهمه به خاطر داشته باش
در روزگاری که عشق، مسخره بهنظر میرسید،
دوستت داشتم
ـ و کار دیوانگان
جدیگرفتنِ همین کارهای مسخره بود! ـ
#صدایشاعر
#جواد_گنجعلی
- بیتفاوتی در نور زرد
#نشر_نگاه
@Javadganjali1
@DistortedHuman
بیشتر از تمام زنانی که تا امروز دیدهام
اگر عشقم را پنهان کنم،
شاید اندوهم را ندانی
اگر ابراز کنم،
مردانِ دیگری متوجهت خواهند شد
با اینهمه به خاطر داشته باش
در روزگاری که عشق، مسخره بهنظر میرسید،
دوستت داشتم
ـ و کار دیوانگان
جدیگرفتنِ همین کارهای مسخره بود! ـ
#صدایشاعر
#جواد_گنجعلی
- بیتفاوتی در نور زرد
#نشر_نگاه
@Javadganjali1
@DistortedHuman
❤1
| Distorted Human |
Da Voile – You're My Sun. Then And Now. Forever
غرق در خیال.....
دوباره و دوباره گوش کنید
#Da_Voile
Album: The Air We Breathe
#Post_Rock
@DistortedHuman
دوباره و دوباره گوش کنید
#Da_Voile
Album: The Air We Breathe
#Post_Rock
@DistortedHuman
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میلِنا، گمان نمیرود این را درست دریافته باشی که ما هر دو در کنار هم به تماشای این موجود افتاده بر زمین که من باشم ایستادهایم، اما من تا آنجا که تماشاگرم، دیگر از هستی ساقط شدهام و وجود ندارم.
به علاوه پاییز هم مرا به بازی گرفته.
گاه بهطور مشکوکی سردم میشود، گاه بهطور مشکوکی گرمم میشود.
فرانتس کافکا
پ.ن میلنا نویسنده، روزنامهنگار و مترجم آثار کافکا بود که در اردوگاه کار اجباری نازیها، جان سپرد.
L ávventura (1960)
Andrei Tarkovsky
مجله هنری اپوخه
@epochemagazine
به علاوه پاییز هم مرا به بازی گرفته.
گاه بهطور مشکوکی سردم میشود، گاه بهطور مشکوکی گرمم میشود.
فرانتس کافکا
پ.ن میلنا نویسنده، روزنامهنگار و مترجم آثار کافکا بود که در اردوگاه کار اجباری نازیها، جان سپرد.
L ávventura (1960)
Andrei Tarkovsky
مجله هنری اپوخه
@epochemagazine
شب از شیار معلّقی به درون اتاق چکه میکند؛
دیوانهبودن
عاشقشدن
نالههای سگی را داشتن
که استخوانهای انسان اندوهگینی را بوییدهست
چنان شدم از فرط تنهایی
که بام دنیا
در آن بلندی
حالا دارم از مراسم تدفین خودم باز میگردم
تا زین پس تنها نگران تو باشم؛
سنگی برابر خانهات
با رگههای عقیق
تا خونم به گردن تو بیفتد.
#جواد_گنجعلی
https://t.me/Distortedhuman
دیوانهبودن
عاشقشدن
نالههای سگی را داشتن
که استخوانهای انسان اندوهگینی را بوییدهست
چنان شدم از فرط تنهایی
که بام دنیا
در آن بلندی
حالا دارم از مراسم تدفین خودم باز میگردم
تا زین پس تنها نگران تو باشم؛
سنگی برابر خانهات
با رگههای عقیق
تا خونم به گردن تو بیفتد.
#جواد_گنجعلی
https://t.me/Distortedhuman