سکوت دردناک است. اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد؛ و در زندگی ما لحظههایی هست که تنها کارِ ما باید انتظار باشد. درون هر چیز، در اعماقِ هستی، نیرویی است که چیزی را میبیند و میشنود که هنوز قادر به درکش نیستیم. هر آنچه امروز هستیم، از سکوت دیروز زاده شده است .
جبران خلیل جبران
@DistortedHuman
جبران خلیل جبران
@DistortedHuman
| Distorted Human |
A Shelter in the Desert – Y Dormir, Por Primera Vez, Con El Alma Al Lado
هزار روز از جوانی گذشته
قرن عوض شده
دارم پیر میشوم
میترسم حافظهام ضعیف شود
تو را از یاد ببرم
و ندانم این همه غم
از کجا در دلم رخنه کرده است
#جواد_گنجعلی
@DistortedHuman
قرن عوض شده
دارم پیر میشوم
میترسم حافظهام ضعیف شود
تو را از یاد ببرم
و ندانم این همه غم
از کجا در دلم رخنه کرده است
#جواد_گنجعلی
@DistortedHuman
👏1
| Distorted Human |
Follow The Compass – Lunar Eclipse
#melancholy_post_rock
میخواهم اسم تورا لو بدهم
قرارهای مخفیمان را
نامههایی را که بهرمز نوشتیم
میخواهم همهچیز را لو بدهم
بهجرم خیانت، زندان بیفتم
ملاقات حضوری بگیرم به دیدنم بیایی
زندانبان
به کبک کوهی در صدایت گیر بدهد
با چند خبرنگار آماتور مصاحبه کنیم
و روزنامههای سیاسی بالاخره
من و تو و شعرم را جدی بگیرند.
#جواد_گنجعلی
⚫️🎧
@DistortedHuman
میخواهم اسم تورا لو بدهم
قرارهای مخفیمان را
نامههایی را که بهرمز نوشتیم
میخواهم همهچیز را لو بدهم
بهجرم خیانت، زندان بیفتم
ملاقات حضوری بگیرم به دیدنم بیایی
زندانبان
به کبک کوهی در صدایت گیر بدهد
با چند خبرنگار آماتور مصاحبه کنیم
و روزنامههای سیاسی بالاخره
من و تو و شعرم را جدی بگیرند.
#جواد_گنجعلی
⚫️🎧
@DistortedHuman
👏1
ریشه در اعماق ِ اقیانوس دارد –شاید–
این گیسو پریشان کرده
بید ِ وحشی ِ باران
یا، نه، دریاییست گویی، واژگونه، برفراز شهر،
شهرِ سوگواران.
هرزمانی که فرو میبارد از حد بیش
ریشه در من میدواند پرسشی پیگیر،
با تشویش:
رنگ این شبهای وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران؟
چشمها و چشمهها خشکاند.
روشنیها محو در تاریکی دلتنگ،
همچنان که نامها در ننگ!
هرچه پیرامون ما رنگ تباهی شد.
آه، باران، ای امیدِ جان ِ بیداران!
بر پلیدیها _که ما عمریست در گرداب آن غرقیم_
آیا، چیره خواهی شد؟
#فریدون_مشیری
این گیسو پریشان کرده
بید ِ وحشی ِ باران
یا، نه، دریاییست گویی، واژگونه، برفراز شهر،
شهرِ سوگواران.
هرزمانی که فرو میبارد از حد بیش
ریشه در من میدواند پرسشی پیگیر،
با تشویش:
رنگ این شبهای وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران؟
چشمها و چشمهها خشکاند.
روشنیها محو در تاریکی دلتنگ،
همچنان که نامها در ننگ!
هرچه پیرامون ما رنگ تباهی شد.
آه، باران، ای امیدِ جان ِ بیداران!
بر پلیدیها _که ما عمریست در گرداب آن غرقیم_
آیا، چیره خواهی شد؟
#فریدون_مشیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیگر دیهگو هم با من نیست. رهایش کردم.حالا خودم هستم. اینبار خودم را نقاشی میکنم. دست در دست خودم،با خودم ازدواج کردهام.
راستی،آیا من برای خودم کافیام؟
فریدا کالو
نقاش مکزیکی
فیلم: فریدا (۲۰۰۲)
راستی،آیا من برای خودم کافیام؟
فریدا کالو
نقاش مکزیکی
فیلم: فریدا (۲۰۰۲)
Your eyes are like a vain word
like an exclamation without a sound, silence.
This is how you see them every morning
leaning over his lonely reflection.
Oh dear hope, on that day we will finally find out: you are life and you are emptiness.
Death will look at everyone differently.
Mine - on me - with your eyes,
and something will happen, as if parted
with a bad habit, as if he saw
like a dead face surfaced in the mirror,
as if I heard my lips tightly compressed.
Silence. We plunge silently into the abyss ...
/ Cesare Pavese /
@Distortedhuman
like an exclamation without a sound, silence.
This is how you see them every morning
leaning over his lonely reflection.
Oh dear hope, on that day we will finally find out: you are life and you are emptiness.
Death will look at everyone differently.
Mine - on me - with your eyes,
and something will happen, as if parted
with a bad habit, as if he saw
like a dead face surfaced in the mirror,
as if I heard my lips tightly compressed.
Silence. We plunge silently into the abyss ...
/ Cesare Pavese /
@Distortedhuman