طب، تشریح و آناتومی
1.19K subscribers
86 photos
18 videos
57 files
208 links

مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را...
🌺 @Astrology786
🌼 @Marefat786
💐 @Reason786
🔥 @Saqeb786
@Aresmatiq
⁉️ @Farazehn
«وَعَلَامَاتٍ ۚوَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ؛ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ»
💫 @shahab_saqeb
www.shahab-saqeb.com
Download Telegram
📋 سوالات شرح حال برای تشخیص مزاج

برای تشخیص دقیق مزاج، باید سوالات زیر را از بیمار یا مراجع بپرسید. این سوالات در چهار گروه اصلی (حرارت و برودت، رطوبت و یبوست، علائم روحی و رفتاری، علائم فیزیکی و ظاهری) تنظیم شده‌اند.


🔥 گروه اول: سوالات مربوط به حرارت و برودت (گرمی و سردی)

۱. آیا بدن شما بیشتر گرم است یا سرد؟ (دست‌ها و پاها)

۲. آیا تشنگی زیادی دارید؟ چه مقدار آب در روز می‌نوشید؟

۳. آب خنک را ترجیح می‌دهید یا آب گرم؟

۴. آیا عرق کردن زیاد دارید؟ عرق شما بدبو است یا بی‌بو؟

۵. آیا در فصل سرما راحت‌تر هستید یا در فصل گرما؟

۶. آیا غذاهای گرم (مثل آش، آبگوشت) برای شما سنگین است یا غذاهای سرد (مثل ماست، سالاد)؟

۷. آیا نبض شما تند است یا کند؟



💧 گروه دوم: سوالات مربوط به رطوبت و خشکی

۱. آیا پوست شما خشک است یا چرب؟

۲. موهای شما خشک است یا چرب؟ آیا ریزش مو دارید؟

۳. آیا دهان شما خشک است یا آب‌دهی طبیعی دارد؟

۴. آیا یبوست دارید یا اسهال؟ قوام مدفوع شما چگونه است؟

۵. آیا مفاصل شما خشک و سفت است یا نرم و انعطاف‌پذیر؟

۶. آیا عطش شدید دارید که با خوردن آب هم برطرف نمی‌شود؟

۷. آیا پوست شما مستعد ترک‌خوردگی یا تعریق است؟



🧠 گروه سوم: سوالات مربوط به علائم روحی و رفتاری

۱. خلق و خوی شما بیشتر چگونه است؟ (شاداب، غمگین، عصبی، آرام)

۲. آیا زود عصبانی می‌شوید یا صبور هستید؟

۳. آیا افکار وسواسی یا نگرانی‌های مکرر دارید؟

۴. میزان خواب شما چقدر است؟ (کم، متوسط، زیاد)

۵. آیا خواب شما عمیق است یا سطحی و پرپرش؟

۶. آیا کابوس می‌بینید یا خواب‌های آشفته دارید؟

۷. آیا زود خسته می‌شوید یا پرانرژی هستید؟



👁️ گروه چهارم: سوالات مربوط به علائم فیزیکی و ظاهری

۱. رنگ چهره شما چگونه است؟ (سفید، زرد، سرخ، گندمگون، تیره)

۲. بافت بدن شما چگونه است؟ (لاغر، متوسط، چاق)

۳. آیا نبض شما پر و قوی است یا ضعیف و نرم؟

۴. آیا زبان شما خشک است یا تر؟ رنگ زبان چگونه است؟ (سفید، زرد، قرمز، تیره)

۵. آیا جوش یا دمل یا کهیر روی پوست دارید؟

۶. آیا اشتهای شما زیاد است یا کم؟

۷. آیا سردرد دارید؟ نوع سردرد شما چگونه است؟ (ضربان‌دار، سنگین، یک طرفه، تمام سر)

۸. آیا مشکلات گوارشی مانند نفخ، ترش کردن، تلخی دهان یا سوزش معده دارید؟



سوالات تکمیلی برای تشخیص دقیق‌تر

۱. چه نوع آب و هوایی برای شما مناسب‌تر است؟ (گرم و خشک، سرد و مرطوب، معتدل)

۲. چه غذایی برای شما سنگین است و چه غذایی سبک؟

۳. آیا به برخی غذاها حساسیت دارید؟

۴. سن شما چقدر است؟ (در سنین مختلف مزاج تغییر می‌کند)

۵. شغل شما چیست و چقدر تحرک دارید؟

۶. آیا داروی خاصی مصرف می‌کنید که روی مزاج تأثیر داشته باشد؟


طب و طبیب 🌺


  🔥شِهابٌ ثاقِبْ🔥

        •✾☘️🕊☘️✾••┈┈••┈┈••✾☘️🕊☘️✾•

             Www.Shahab-saqeb.com

             «مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ»

               Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺                 @Dissection786
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
📋 فرم تشخیص مزاج (چهار گزینه‌ای)

لطفاً به هر سوال پاسخ دهید و گزینه‌ای که بیشترین تطابق را با وضعیت شما دارد، انتخاب کنید.

---

بخش اول: حرارت و برودت بدن (گرمی و سردی)

۱. دمای بدن شما به طور کلی چگونه است؟

· الف) بدنم همیشه گرم است، دست و پاهام داغ است
· ب) بدنم متعادل است، نه خیلی گرم و نه خیلی سرد
· ج) بدنم سرد است، دست و پاهام یخ می‌کند
· د) گاهی خیلی گرم و گاهی خیلی سرد می‌شوم

۲. میزان تشنگی شما چگونه است؟

· الف) خیلی زیاد تشنه می‌شوم، روزی چند لیوان آب می‌خورم
· ب) تشنگی معمولی دارم
· ج) کم تشنه می‌شوم، اصلاً میل به آب ندارم
· د) تشنگی ام نامنظم است، گاهی زیاد و گاهی کم

۳. چه نوع آبی را بیشتر دوست دارید؟

· الف) آب بسیار خنک یا یخ
· ب) آب ولرم یا دمای اتاق
· ج) آب گرم یا جوشیده سرد شده
· د) فرقی نمی‌کند

۴. میزان عرق کردن شما چگونه است؟

· الف) زیاد عرق می‌کنم و عرق بدم بوی تندی دارد
· ب) عرق کردن متوسط دارم
· ج) کم عرق می‌کنم یا اصلاً عرق نمی‌کنم
· د) عرق سرد می‌کنم، بدون اینکه گرم باشم

۵. در چه فصلی احساس راحتی بیشتری دارید؟

· الف) فصل های سرد (پاییز و زمستان)
· ب) همه فصل‌ها برایم تقریباً یکسان است
· ج) فصل های گرم (بهار و تابستان)
· د) هیچ فصلی برایم راحت نیست

۶. واکنش شما به غذاهای گرم (مثل آش، آبگوشت، دارچین، زنجبیل) چگونه است؟

· الف) خیلی دوست دارم و برایم سبک است
· ب) گاهی دوست دارم، گاهی نه
· ج) برایم سنگین است، داغ می‌شوم یا عرق می‌کنم
· د) اصلاً نمی‌توانم بخورم، حالم بد می‌شود

۷. واکنش شما به غذاهای سرد (مثل ماست، خیار، هندوانه، کاهو) چگونه است؟

· الف) خیلی دوست دارم، برایم سبک و گواراست
· ب) متعادل، گاهی می‌خورم
· ج) برایم سنگین است، نفخ می‌کنم یا سردم می‌شود
· د) اصلاً نمی‌توانم بخورم، معده‌ام درد می‌گیرد

۸. نبض شما چگونه است؟

· الف) تند و قوی، به راحتی حس می‌شود
· ب) متعادل و منظم
· ج) کند و ضعیف، به سختی حس می‌شود
· د) نامنظم، گاهی تند و گاهی کند

---

بخش دوم: رطوبت و خشکی بدن

۹. پوست شما چه وضعیتی دارد؟

· الف) خشک، پوسته پوسته، مستعد ترک خوردن
· ب) متعادل، نه خشک و نه چرب
· ج) چرب و براق
· د) ترکیبی، بعضی جاها خشک و بعضی جاها چرب

۱۰. موهای شما چگونه است؟

· الف) خشک، شکننده، وز و بدون برق
· ب) متعادل و سالم
· ج) چرب، زود کثیف می‌شود
· د) نازک و کم پشت، ریزش دارد

۱۱. دهان شما چه حالتی دارد؟

· الف) دهانم خشک است، دائماً نیاز به آب دارم
· ب) دهانم متعادل است، نه خشک و نه خیلی تر
· ج) آب دهانم زیاد است، دائماً باید قورت بدهم
· د) دهانم چسبناک است، مثل اینکه لعاب داشته باشد

۱۲. وضعیت دفع شما چگونه است؟

· الف) یبوست دارم، چند روز یک بار اجابت مزاج می‌شوم
· ب) منظم، روزی یک بار
· ج) اسهال دارم یا مدفوع شل و آبکی دارم
· د) مدفوعم سفت و خشک است یا گاهی یبوست و گاهی اسهال

۱۳. قوام مدفوع شما چگونه است؟

· الف) خشک و سفت، به سختی دفع می‌شود
· ب) معمولی و نرم
· ج) شل و آبکی
· د) گاهی سفت و گاهی شل

۱۴. مفاصل و عضلات شما چگونه است؟

· الف) خشک و سفت، گاهی درد می‌گیرد
· ب) نرم و انعطاف‌پذیر
· ج) سست و شل، زود خسته می‌شوم
· د) خشکی و سفتی همراه با درد دارم

۱۵. آیا عطش شدید دارید که با آب خوردن هم برطرف نمی‌شود؟

· الف) بله، همیشه تشنه هستم و آب نمی‌تواند مرا سیراب کند
· ب) خیر، آب معمولی برایم کافی است
· ج) اصلاً عطش ندارم
· د) گاهی عطش شدید پیدا می‌کنم

---

بخش سوم: علائم روحی و رفتاری

۱۶. خلق و خوی غالب شما چیست؟

· الف) تندخو، زودرنج، حساس، پرانرژی
· ب) شاداب، خوش‌برخورد، اجتماعی
· ج) آرام، تنبل، بی‌حال، کسل
· د) غمگین، افسرده، وسواسی، نگران

۱۷. میزان عصبانیت شما چگونه است؟

· الف) خیلی زود عصبانی می‌شوم و دیر آرام می‌شوم
· ب) گاهی عصبانی می‌شوم، اما زود آرام می‌شوم
· ج) به ندرت عصبانی می‌شوم، خیلی صبورم
· د) عصبانیتم همراه با نگرانی و دلشوره است

۱۸. آیا افکار وسواسی یا نگرانی‌های مکرر دارید؟

· الف) بله، مدام نگران هستم و فکرهای تکراری دارم
· ب) گاهی نگران می‌شوم، اما کنترل دارم
· ج) نه، آرام و بی‌دغدغه هستم
· د) نگرانی‌های عمیق و طولانی دارم که رهایم نمی‌کند

۱۹. میزان و کیفیت خواب شما چگونه است؟

· الف) کم می‌خوابم (کمتر از ۶ ساعت) و خوابم سبک است
· ب) متوسط می‌خوابم (۶ تا ۸ ساعت) و خوابم عمیق است
· ج) زیاد می‌خوابم (بیش از ۸ ساعت) و خیلی سنگین می‌خوابم
· د) کم می‌خوابم و خوابم بی‌کیفیت و آشفته است

۲۰. آیا کابوس یا خواب‌های آشفته می‌بینید؟

· الف) گاهی کابوس می‌بینم یا خواب‌های عجیب
· ب) خواب‌های معمولی و خوش می‌بینم
· ج) خیلی سنگین می‌خوابم و اصلاً خواب نمی‌بینم
· د) زیاد کابوس می‌بینم و شب‌ها کابوس مرا آزار می‌دهد

۲۱. میزان انرژی و خستگی شما چگونه است؟
· الف) پرانرژی هستم، اما زود خسته می‌شوم
· ب) انرژی متعادل دارم
· ج) زود خسته می‌شوم و کسل هستم
· د) همیشه خسته و بی‌حال هستم

---

بخش چهارم: علائم فیزیکی و ظاهری

۲۲. رنگ چهره شما چگونه است؟

· الف) زرد یا گندمگون
· ب) سرخ و گل‌انداز، روشن
· ج) سفید یا بسیار روشن
· د) تیره، خاکستری، کبود یا زرد تیره

۲۳. بافت بدن شما چگونه است؟

· الف) لاغر، استخوانی و خشک
· ب) نسبتاً چاق و پرگوشت، اما نه مبتلا به چاقی مفرط
· ج) چاق با بافت سست و نرم
· د) لاغر با پوست خشک و چروکیده

۲۴. اشتهای شما چگونه است؟

· الف) زیاد است، اما در بعضی مواقع بی‌اشتها می‌شوم
· ب) خوب و متعادل
· ج) کم است، میل به غذا ندارم
· د) بی‌نظم، گاهی پرخوری و گاهی بی‌اشتهایی

۲۵. مشکلات گوارشی شما چیست؟

· الف) تلخی دهان، سوزش معده، ترش کردن
· ب) بدون مشکل خاص
· ج) نفخ، سنگینی معده، آروغ زیاد
· د) ترش کردن، درد معده، سوءهاضمه

۲۶. وضعیت زبان شما چگونه است؟

· الف) خشک، با پوشش زرد رنگ
· ب) تر، قرمز یا با پوشش سفید نازک
· ج) تر، بزرگ و با پوشش سفید غلیظ
· د) خشک، کوچک، با پوشش تیره یا سیاه

۲۷. آیا جوش، دمل، کهیر یا مشکلات پوستی دارید؟

· الف) بله، جوش‌های قرمز، کهیر یا تبخال دارم
· ب) گاهی جوش می‌زنم
· ج) جوش ندارم، اما پوست خشکی دارم
· د) جوش‌های زیرپوستی، زگیل یا خارش دارم

۲۸. سردرد دارید؟ اگر بله، چه نوع سردردی؟

· الف) سردرد ضربان‌دار در شقیقه‌ها یا یک طرف سر
· ب) سردرد سنگین و منتشر، همراه با سنگینی سر
· ج) سردرد مبهم و ملایم
· د) سردرد عمیق و مزمن، همراه با تاری دید

۲۹. رنگ ادرار شما چگونه است؟

· الف) زرد پررنگ یا نارنجی
· ب) زرد روشن و شفاف
· ج) کم‌رنگ و آبکی
· د) تیره، زرد کهربایی یا کدر

۳۰. آیا بوی خاصی از بدن یا عرق خود احساس می‌کنید؟

· الف) بوی تند و تیز
· ب) بوی معمولی و قابل تحمل
· ج) بدون بوی خاص
· د) بوی ترش یا کهنگی

---

بخش پنجم: سوالات تکمیلی

۳۱. در چه نوع آب و هوایی احساس بهتری دارید؟

· الف) آب و هوای سرد و خشک
· ب) آب و هوای معتدل
· ج) آب و هوای گرم و مرطوب
· د) آب و هوای سرد و مرطوب

۳۲. چه غذایی برای شما سنگین است؟

· الف) غذاهای خشک و سرخ شده
· ب) غذاهای چرب و سنگین
· ج) غذاهای سرد مثل ماست و دوغ
· د) غذاهای ترش و اسیدی

۳۳. آیا به غذاهای خاصی حساسیت دارید؟

· الف) به غذاهای گرم و تند (فلفل، ادویه)
· ب) به غذاهای سنگین (گوشت گاو، چربی)
· ج) به لبنیات (ماست، پنیر، شیر)
· د) به غذاهای ترش و سرد

۳۴. محدوده سنی شما کدام است؟

· الف) کمتر از ۲۰ سال
· ب) ۲۰ تا ۴۰ سال
· ج) ۴۰ تا ۶۰ سال
· د) بیشتر از ۶۰ سال

۳۵. میزان تحرک و ورزش شما چگونه است؟

· الف) زیاد (روزانه ورزش می‌کنم)
· ب) متوسط (هفته‌ای چند بار)
· ج) کم (به ندرت ورزش می‌کنم)
· د) بسیار کم (تقریباً بی‌تحرک هستم)

طب و طبیب 🌺


  🔥شِهابٌ ثاقِبْ🔥
۹خ۹
        •✾☘️🕊☘️✾••┈┈••┈┈••✾☘️🕊☘️✾•

             Www.Shahab-saqeb.com

             «مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ»

               Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺                 @Dissection786
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
بسم الله الرحمن الرحيم

🔸تشریح منصوری

"المقدمة "

چون مقصود بالذات تشریح اعضاء است اشارتی به ذکر و تقسیمات آن می رود.‌اعضاء عبارت است از اجسامی چند غلیظ که از امتزاج اخلاط حاصل می شود.
و ارسطو بر آن است که اول عضوی که متکون میگردد دل است بنابر آنکه معدن حرارت غریزی است و تعلق نفس ناطقه اولاً بدوست. و
مقتضای حدیث نبوی مؤيد این معنی و مؤكد این دعوی است ـ علیه من الصلوات افضلها و من التحيات اكملها ان في البدن المضغة اذا صلحت صلح البدن كله و اذا فسدت فسد البدن كله الا و هي القلب». بنابر این شرف و قربت در رتبت تکون اگر سابق باشد بعید نبود.
و بقراط بر آن است که اوّل دماغ متكون میشود بنابر آنکه در فرخ مشاهده می رود. و این دلیل ضعیف است، چرا که شاید تقدم در تكون"،
قلب را باشد و بعد از آن ظهور دماغ را و دیگر آنکه قیاس انسان با طیور
چندان معتبر نیست.
و محمد بن زکریا بر آن است که جگر در تکون مقدم است. دلیل آنکه
منی که ماده بدن است قلیل است و محتاج باشد به غاذیی و منمیی.
عضوی که مظهر این قوت است کبد است پس در تقدم اولی باشد. و این سخن ضعیف است. بنابر آنکه غذا دادن موقوف است بر حیات و حیات از قلب است.
و ابو علی سینا گوید: سره مقدم است بنابر آنکه غذا از او به جنین
می رسد و ضروری است که ممر غذا او را حاصل گردد اولاً. و این سخن
را تزییف کرده اند به واسطه آنکه شاید در تكون مؤخر باشد. و ظهور او به سبیل حس بعد از سره باشد.
و بعضی بر آنند که اول فقرات ظهر مخلوق میشود جهت آنکه اساس
است و اساس مقدم باشد بر ما يُبنى عليه و این نیز اعتبار نکرده اند.
جهت آنکه فقرات از برای اساس ترکیب است نه کل فرد فرد. و مراد به آنکه عظام اساس بدن است به اعتبار صلابت است نه تقدم در وجود. و الا هیچ بحث در این نیست که موقوف است بر حیات و منبع آن قلب است.
و بعضی بر آنند که چون ماده منی به محل زرع رسد در او غلیانی پیدا
شود و چهار نقطه پدید آید یکی در محل قلب و یکی در محل دماغ و
دیگر در محل جگر و آخر بر همه محتوی گردد. و این قول به صواب اقرب می نماید.
و اگر چه دلیل ارسطو بر آنکه قلب اوّل متكون می شود مشاهده است و قیاس و پیش اهل تشریح مشاهده اوضح است و اقوی، از قیاس یکی آنکه در منی اجزاء هوایی بسیار است و حرارت قویه، به همین سبیل و اوّل چیزی که حاصل می شود از او، جوهر روح است بنابر آنکه تکون او آسانتر بود و حاجت به جانب او زیاده. پس اولاً جوهر روح متميز گردد و جمع شود. و چون روح جسمی است سیال، به نزد اطباء، به نفس خود قائم نمی شود، لابد او را شیئی باید که محیط شود بدو و به تحلیل نرود و از آن شیء حرکت و توجه به جوانب باشد. بنابراین واجب بود که در وسط باشد تا نسبت او به جوانب علی السوية باشد و الا ترجیح به غیر مرجح لازم آید. و آن عضوی که محیط او گشته تجویف قلب است.
پس اول چیزی که متکون میشود از اعضاء، وعاء روح است و آن قلب است و دیگر آنکه تا چون بدن موجود نشود قوت غاذية بدو
متعلق نشود و تكون او موقوف است به حرارت غریزی.
پس عضوی که منبع حرارت غریزی است باید که در تکون مقدم باشد
بر عضوی که مظهر قوت غاذية است. بنابراین ضروری باشد که قلب مقدم باشد بر کبد.
و همچنین مادامی که بدن خالی از حیات باشد محال است که حساس بود. پس تكون قلب مقدم باشد بر دماغ. و امام فخر الدین رازی فرموده که در سخن بقراط و ابن زكريا و شیخ ابو علی سینا، عند التحقيق منافات نیست. بنابر آن که اگرچه قلب در تکون مقدم است بر سایر اعضاء، اما در اول تكون ظاهر و روشن نیست.
و مراد بر آنکه قلب مجمع ارواح است آن است که مقدم باشد و لحميت او لابد است که متأخر باشد. چرا که تا منی با علقه نشود و بعد از آن با مضغه نگردد و این مجموع حاصل نشود لحم متکون نگردد. پس باید که تجویف قلب مقدم باشد و ظهور تمامی اعضاء مذکوره پیش از تمامی قلب بود.

  🔥شِهابٌ ثاقِبْ🔥

        •✾☘️🕊☘️✾••┈┈••┈┈••✾☘️🕊☘️✾•

             Www.Shahab-saqeb.com

             «مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ»

               Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺                 @Dissection786
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
1👏1
طب، تشریح و آناتومی
بسم الله الرحمن الرحيم 🔸تشریح منصوری "المقدمة " چون مقصود بالذات تشریح اعضاء است اشارتی به ذکر و تقسیمات آن می رود.‌اعضاء عبارت است از اجسامی چند غلیظ که از امتزاج اخلاط حاصل می شود. و ارسطو بر آن است که اول عضوی که متکون میگردد دل است بنابر آنکه معدن…
بسم الله الرحمن الرحیم

و اعضاء یا مفرد بود یا مركب مفرد را اعضای بسيطه و متشابهة الاجزاء خوانند و مرکب را آلية. بنابر آن که اگر جزوی از او مشابه کل باشد در رسم و حد آن را متشابهة الاجزاء خوانند چنانکه اندکی از گوشت به نسبت با بسیاری و اگر چنین نباشد اعضای آلية خوانند. بنابر آن که آلت نفس است در اتمام حرکات و افعال. چنانچه دست، که پاره ای از آن، را دست نمی توان گفت مادام که هیأت مجموعی نیست.

و در این محل، مراد به مفرد آن است. یعنی جزوی از او مشابه کل باشد در رسم و حد، نه به معانی دیگر که اطلاق کنند که عبارت از آن است که شیء اصلاً جزو نداشته باشد یا جزو داشته باشد و دلالت نباشد یا جزو باشد و دلالت باشد اما بر معنی مقصود نباشد یا جزو باشد و دلالت باشد و مقصود نباشد. یا آن که اقل الاجزاء باشد چنانچه عضل به نسبت با چشم.
و مفرد و بسیط قریب اند به هم. و فرق میان ایشان آن است که مفرد به ازاء مؤلف موضوع است و بسيط به ازاء مرکب.
و فرق میان مؤلف و مرکب گفته اند که مرکب آن است که چیزی با چیزی ضم کند؟ اعم از آن که میان ایشان مناسبت باشد یا نه. مؤلف، ضم
دو امر است به شرط مناسبت و تقدم. و اعضاء مرکبه از مفرده حاصل می شود. و مجموع اعضاء مفرده از منی متولد می گردد غیر از لحم، که او از دم حاصل می گردد، و حرارت تعقید او می کند.

  🔥شِهابٌ ثاقِبْ🔥

        •✾☘️🕊☘️✾••┈┈••┈┈••✾☘️🕊☘️✾•

             Www.Shahab-saqeb.com

             «مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ»

               Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺                 @Dissection786
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
1
بسم الله الرحمن الرحیم

و سمین و شحم که ایشان از مائیت دم متولد اند و تعقید ایشان برودت
می کند. بنابر آنکه محلل ایشان حرارت است.
اگر سئوال کنند که چون لحم از دم متولد شود پس قلب بعد از لحم
حاصل گردد؟
جواب گوید که قلب عضوی لحمانی است پس منی غیر لحم در او
باشد و حدوث او از لحم اولاً معتبر نباشد.
و اعضای مفرده از منی متولد میشود خواه که قوت عاقده، خاص
باشد به منی مرد و قوت منعقده به منی زن؛ یا آنکه در هر دو، قوت عاقده و منعقده موجود باشد و عاقده در منی مرد زیاده و منعقده در منی زن چنان که جالینوس بر آن است.
و اعضاء يا معطى مطلق بود چون دل به مذهب ارسطو که اعطای
قوت حیوانی به جميع بدن میکند و از غیر هیچ نمی ستاند. یعنی چون
محل روح حیوانی، دل است و و مجموع قوی از مبدأ حقیقی که آن نفس ناطقه است فایض می شود به روحی که در قلب است و به واسطه شرائین از او به جميع بدن منتشر می گردد، بنابراین محل و منبع جميع قوی قلب باشد و مظهر قوای نفسانی دماغ و مظهر قوای طبیعی کبد. و پیش اطباء آن است که نفس ناطقه افاضت قوای نفسانی نمی کند
1
الا زمانی که روح میل کند به دماغ و مستحیل شود بر مزاجی که اعدل
باشد به نسبت با او و در قوای طبیعی هم چنین.
و ابو علی سینا در شفاء آورده که قول ارسطو به تحقیق و تدقيق
اقرب است و قول اطباء در بادى الرأی اظهر چنانچه اشارت بدین
سخن فرموده اند: نظم یکی روح است و هر جایی از او کاری شود پیدا اگر چه هیچ نستاند همه کارش بود اعطا پس معلوم گشت که معطي مطلق، قلب است.
یا قابل مطلق همچون لحم حساس که قبول حس و حرکت می کند از دماغ و اعطاء قوای محتاج اليها به دیگری نمی کند.
یا معطی و قابل بود چون کبد که قوت حیوانی از دل می ستاند و
اعطاء قوت تغذیه به اعضاء دیگر می کند. یا نه معطی و نه قابل بود چون لحم غیر حساس و عظام که در ایشان نه قبول است و نه اعطاء در او.
و بدین اشارت فرموده اند: شعر

و مِنْها القابِلُ الْمُعْطِي وَ مِنْهَا أَخِذْ وَحْدَه
وَ مِنْهَا الْعَكْسُ لِلاولى فَهَذَا أَرْبَعُ يُروى

و وجهی دیگر آن که اعضاء یا رئیس بود یا خادم یا مرئوس، یا نه رئیس و نه مرئوس و نه خادم زیرا که اگر مبدأ قوتی است که محتاج الیه است در بقای شخص یا نوع، آن را رئیس خوانند و رئیس به حسب بقای شخص سه است: قلب و دماغ و کبد. که شخص بی این سه مدت حیات باقی نمی تواند بود؛ یا به حسب نوع و آن چنان باشد که این هر سه باشد با انثیان که تولید منی
از اوست.
و اگر متمم فعل رئیس است او را خادم گویند. و خادم یا مهیی بود
چون ریه به نسبت با قلب، و معده به نسبت با کبد. که از اول، ترویح حاصل می شود و از آخر، امداد؛ یا مؤدی چون شرائین قلب را که به
واسطه او روح در بدن منتشر می گردد، و آورده کبد را که خونی که
جگر تحصیل کرد، اورده بر اعضاء تقسیم می کند، و اعصاب دماغ
را که قوت حس و حرکت در اعضاء به واسطه اوست، و احلیل انثیان را که منی از آنجا به محل زرع می رسد.

ادامه دارد...

#تشریح بدن منصوری

🔥شِهابٌ ثاقِبْ🔥

        •✾☘️🕊☘️✾••┈┈••┈┈••✾☘️🕊☘️✾•

             Www.Shahab-saqeb.com

             «مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ»

               Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺                 @Dissection786
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
بسم الله الرحمن الرحیم

و اگر نه مبدأ قوت و ممد اوست ببینیم که قابل فعل رئیس است یا نه. اول را مرئوس گویند چون لحم حساس و ثانی را نه رئیس و نه مرئوس چون لحم غیر حساس . شعر :

وفي الأعضاء تركيب و في التركيب ترتيب
عَلَى الْمُرْوُوسِ مَا كَانَتْ رئيساً سابقاً طَبْعا

و اعضایی که از منیین متولد میگردد هرگاه که تفرق اتصال
عارض ایشان گردد حقیقتاً منجبر نشوند الا بعضی در زمان صبا.
بنابر آن که در این وقت، ماده بسیار بود و آنچه از لحم متولد می گردد.
صلاح می پذیرد و به حال طبیعی می شود.
و اعضایی چند که در میان صدر واقع اند به طريق التفات محل آن غشاء مستبطن اضلاع صدر است و آن غشایی است شبیه به تافته عنکبوت که ملصق به جميع اعضاء صدر است و گرد برآمده بر اعضایی که در داخل اوست. و ناشی می گردد از او دو غشاء که قاسم صدر اند به دو نیمه به طریق طول و آن اعضایی که بر بطن واقع است مبدأ اغشیه ایشان غشاء مستبطن بطن است و آن به غایت باریک افتاده در شیب عضل بطن.
و ممتد میشود از غضروف خنجری که نزدیک فم معده افتاده تا به
عانه مشتمل بر اعضاء بطن و آن را صفاق خوانند. و اعضاء لحمى يا
آن که با لیف باشد یا خالی از لیف.
و ليف جهت امداد است بر حرکات طبیعی و ارادی و قول آن کسانی که گویند که فعل عضو موقوف است به وجود لیف معتبر نیست. بنابر آنکه لحم کبد و رطوبت جلیدی و مجموع شایا از لیفات جذب غذا میکنند با آنکه لیف داخل ایشان نگشته و
هرچه از آن کبد و رطوبت جلیدی است ظاهر است خلو ایشان از لیف
و از آن شظایا. بنابر آن که هرگاه که جذب غذا موقوف بر لیفیت بود؟
تسلسل لازم آید و آن توقف كل واحد واحد است از لیفات بر آن دیگر الى ما لا نهاية له، و تسلسل محال پس وجود لیفیت ۰ واجب نباشد. و آن عضوی که با لیف است منقسم می شود به سه قسم
اول آن که لیفات به به طول افتاده باشد و آن از جهت جذب بود.
و دیگر آن که لیفات او به طریق عرض واقع باشد و آن به جهت
دفع بود.و آن که به و راب افتاده باشد به جهت امساک.
و نزد جالینوس آن است که هر جایی که لیف مستطیل و مورب باشد‌ مستعرض نیز باشد. و اما شاید که مستعرض باشد و ایشان نباشند.


ادامه دارد...

#تشریح بدن منصوری

🔥شِهابٌ ثاقِبْ🔥

        •✾☘️🕊☘️✾••┈┈••┈┈••✾☘️🕊☘️✾•

             Www.Shahab-saqeb.com

             «مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ»

               Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺                 @Dissection786
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
1
طب، تشریح و آناتومی
بسم الله الرحمن الرحیم و اگر نه مبدأ قوت و ممد اوست ببینیم که قابل فعل رئیس است یا نه. اول را مرئوس گویند چون لحم حساس و ثانی را نه رئیس و نه مرئوس چون لحم غیر حساس . شعر : وفي الأعضاء تركيب و في التركيب ترتيب عَلَى الْمُرْوُوسِ مَا كَانَتْ رئيساً سابقاً…
بسم الله الرحمن الرحیم

و اسناد افاعیل به لیفات از جهت آن است که مشاهده می شود که
هرگاه که ضرری به ایشان لاحق میشود ضرر آن فعل خاص، ظاهر می گردد و هرگاه که عضوی از اعضایی یک طبقه باشد لیفات او به طریق طول بود و هرگاه که دو طبقه باشد به طريق عرض.
و نزد ابو علی آن است که لیف عرضی در طبقه خارجی باشد و
آن دو لیف دیگر در طبقه داخلی
و جالینوس بر این نص کرده و پیش بعضی از اهل تشریح آن است
که لیفات مستعرضه در طبقه داخلی نیز هست و سخن جالینوس در تشریح اوثق است بنابر آنکه او مشاهده کرده و ابوعلی گوید: در این باب قیاس معتبر است نه مشاهده. و اعضای عصبانی که محیط است به اجسام غریبه بسیط است یا مرکب.
بسيط دو نوع است: اول چنانچه اغشیه، و آن یا یک طبقه باشد
چنان چه اغشیه عضلات یا دو طبقه چون اغشیه اعضای باطنی و صاحب کامل در تشریح اغشیه نص کرده بر این.
و دوم چنانچه عروق. او هم چنین یک طبقه بود چنانچه بیشتر
اورده یا دو طبقه چنانکه بیشتر شرائین.

و اعضای مرکبه دو نوع است:
اول معده
دوم امعاء.

و کل واحد از ایشان دو طبقه آفریده شده تا به واسطه حرکات عنيفه منشق نگردند و دیگر شدت احتیاط جهت آن چیزی که در جوف اوست چنانچه روح و دم. و دیگر تفریق میان آلت جذب و دفع یا آنکه تفریق میان آلت حس لمس به ملاقات است و فعل هضم در عضوی که محتاج باشد در او این دو امر، چنانچه معده که آلت فعل هضم در
خارجی باشد اول بنابر آن که قریب است به مزاج دم و بعضی دیگر از اعضاء".
و دوم بنابر آن که شاید ملاقی مهضوم نشود، چنانچه آن چه در دیگ است پخته می گردد و ملاقی آتش نمی شود.
و دیگر آنکه مزاج بعضی از اعضاء بعید افتاده از مزاج دمی که غاذی اوست و محتاج بود آن دم به آن که غذا گردد به زمانی بعید تا مستحيل گردد به چیزی که مشاكل جوهر اعضاء باشد.
و از اعضای بسيطه که او را متشابة الاجزاء خوانند اول عظم است. اگر گویند که اعضای متشابهة الاجزاء در خارج موجود نیست بنابر آنکه چون نظر میکنیم هر یک از ایشان مرکب اند از عناصر اربعه جواب گوییم که مراد به اعضاء مفرده آن است که جزو محسوس از او مشابه کل باشد در رسم و حد و بر این تقدیر چیزی وارد نشود و الله اعلم بالصواب.


#تشریح بدن منصوری

🔥شِهابٌ ثاقِبْ🔥

        •✾☘️🕊☘️✾••┈┈••┈┈••✾☘️🕊☘️✾•

             Www.Shahab-saqeb.com

             «مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ»

               Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺                 @Dissection786
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
بسم الله الرحمن الرحیم

المقالة الأولى في العظام

عظام از آن جهت مقدم است که اساس بدن است و اساس بر مؤسس، مقدم است. پس بنابراین باید که در او صلابت باشد.
و بعضی از او در بدن به نسبت چوب میان سفینه افتاده که مدار علیه است و دیگر چوبها از طرفین بدو متصل میشود. مانند فقرات ظهر که از طرفین عظام بدو متصل اند. و بعضی در وقایت به مرتبه جنه اند چون استخوان سر به نسبت با دماغ و اضلاع صدری به نسبت با احشایی که در جوف او اند.
و بعضی از عظام مجوف است تا صدور حرکت از او به سهولت بود و
بعضی مصمت چون عظام سلاميات.
و بعضی اندرون او محشو به مخ است جهت تغذیه و دیگر آنکه تا
هوا اندرون او نرود و او را متغیر نگرداند. و بعضی از او متخلخل چون مصفات تا روایح بدو زود وصول یابد و فضلات از او به آسانی مندفع گردد.و مجموع عظام متصل اند به یکدیگر و متعدد اند. بنابر آنکه اگر آفتی به قطعه ای رسد دیگری محفوظ باشد.
و دیگر آن که علت غایی از خلقت هر یک امری است منافی آن دیگر. پس هر گاه که به مقتضای آن وضع باشد مقصود حاصل گردد.
و اختلاف اوضاع سبب كثرت است و مجاورت ایشان به واسطه سهولت ترکیب و ربط جهت اصول وحدت است و ترکیب معتمد و موثق باشد. و ربط و وثاقت آن به رباطات و اوتار و اعصاب بود تا به واسطه حرکات شدیده متنوعه و افعال قویه مختلفه از هم جدا و منفصل نگردند .و مفاصل آن موثق است و غیر موثق.
موثق آن است که حرکت یکی از دو عظم بی آن دیگر ظاهر نباشد و
آن سه نوع است جهت آن که ترکیب ایشان به زایده و حفره است یا نه؟
اگر هست و زایده و حفره در هر دو عظم است آن را شان و دروز
خوانند و این چون دندان منشار است و در استخوان سر ظاهر است.
و اگر در یکی زایده هست و در دیگر حفره و زایده در حفره است
چنان چه در آن متحرک نیست آن را رکز خوانند، چنان چه ترکیب
دندان در فک اعلی و اسفل.و اگر ترکیب ایشان به زایده و حفره نیست آن را التصاق و التزاق
خوانند.
و آن در طول باشد مثل ترکیب زند اعلی و زند اسفل در ساعد و قصبه
صغری و کبری در ساق و در عرض باشد مانند فقرات عصعص و تركيب
عظام صدری.
و غیر موثق دو نوع است سلس و غیر سلس. سلس آن است که حرکت احد العظمین بی عظم دیگر آسان باشد مثل مفصل رسغ با ساعد.

#تشریح بدن منصوری

🔥شِهابٌ ثاقِبْ🔥

        •✾☘️🕊☘️✾••┈┈••┈┈••✾☘️🕊☘️✾•

             Www.Shahab-saqeb.com

             «مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ»

               Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺                 @Dissection786
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
طب، تشریح و آناتومی
بسم الله الرحمن الرحیم المقالة الأولى في العظام عظام از آن جهت مقدم است که اساس بدن است و اساس بر مؤسس، مقدم است. پس بنابراین باید که در او صلابت باشد. و بعضی از او در بدن به نسبت چوب میان سفینه افتاده که مدار علیه است و دیگر چوبها از طرفین بدو متصل میشود.…
بسم الله الرحمن الرحیم

و عسر آن است که حرکت احد العظمین بی آن عظم دیگر دشوار
باشد مثل مفصل رسغ با مشط.
و مفصل به حسب لغت موضع انفصال باشد. و در اصطلاح اطباء
موضع تلاقی عضوی است به عضوی بالطبع.
و عظام که بعضی مصمت و بعضی مجوف و بعضی متخلخل واقع
می شود. بنابر آن است که هر عضوی را منفذی هست که غذا در او نفوذ می کند.
اگر آن منفذ محسوس نیست آن را عظم مصمت خوانند.
و اگر محسوس است در جرم عضو متفرق است یا نه؟
اگر متفرق است آن را عظم هش خوانند و متخلخل چنان که عظم فک اسفل. و اگر متفرق نیست و در یک موضع است از جرم عظم، آن را عظم مجوف خوانند مانند عظم فخذ و ساق. و بعضی از عظام نوع او یکی است در بدن چون عظم لامی و عظم وتدى.و بعضی نوع آن دو و عضد است چون کتف. و بعضی چهار است چون ساعدین و ساقین و بعضی زیاده از چهار چون عظم انامل و کف و قدم و اضلاع .
جمجمه به مذهب اصح مخلوق است از هفت عظم. چهار به منزله جدران و یکی به منزله سطح که آن را قاعده دماغ و وتدی خوانند.
و دو به منزله سقف که آن را قحف خوانند. و جدران یمین و یسار را حجری خوانند به واسطة صلابت.
و آن چه به پیش سر افتاده آن راه جبهه گویند و آن چه بر خلف افتاده
قمحدوة .
و چون در عدد استخوان سر خلاف بود قید به مذهب اصح کردیم. چه
پیش بعضی یازده است. جدران یمین و یسار که حجریان خوانند و
جدار مقدم که آن عظم جبهه است دو عدد است و جدار مؤخر دو
عدد و عظام صدغ چهار و عظام وتدى دو عدد. و بعضی بر آنند که بعد از عظم یا فوخ ده است. و بعضی گویند که نه، و آن عبارت از جدران اربعة است و عظام صدغ و عظام وتدى.
و سر طبیعی آن است که او را نتو مقدم و مؤخر باشد و در او پنج درز موجود است سه حقیقی و دو کاذب و دروز را شؤون و قبایل خوانند. و بعضی قبایل بر استخوان سر اطلاق کنند.
و سر غیر طبیعی آن است که یکی از دو نتو نداشته باشد.
پس استخوان سر طبیعی آن است که مستدير الشكل بوده و مایل به طول که از شأن او محافظت دماغ است و آن چه نزدیک اوست. و استداره او بنا بر دو امر است
یکی نظر با داخل و آن چنان بود که تا مغز را جایی وسیع و محلی
تمام بود. و هیچ شک نیست که شکل کری اوسع است از مربع، هرگاه که مساوی باشد در اضلاع و در کتب هندسه این معنی مقرر و مدلل است. و دوم که نظر با خارج است، بنابر آنکه شکل کری از آفات مصون تر از مربع بود


#تشریح بدن منصوری

🔥شِهابٌ ثاقِبْ🔥

        •✾☘️🕊☘️✾••┈┈••┈┈••✾☘️🕊☘️✾•

             Www.Shahab-saqeb.com

             «مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ»

               Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺                 @Dissection786
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐