در امر سوم كه اشارت به اهتمام زمامداران در ترويج و انتشار علوم و معارف فرموده است، از جنبه ى منفى آن، كار نابكارى را و رفتار ناهنجارى را با طبيب روزگار و حكيم نامدار جناب محمد زكرياى رازى صاحب «حاوى كبير» در پيش ملاحظه فرمودهايد.
و از جنبه ى مثبت اين كه چون ارسطو منطق را تدوين فرموده است، ذوالقرنين او را پانصد هزار دينار جايزه داد و دستور داد كه هر ساله نيز يك صد و بيست هزار دينار به ارسطو پيشكش شود. و اسكندر ذوالقرنين بر اثر اين ادب و احترام كه به پيشگاه دانش و دانشمند به كار برده بود، در قديم، علم منطق را به ميراث ذى القرنين لقب داده بودند به تفصيلى كه در كتاب «نثر الدرارى على نظم اللئالى» تحرير كردهايم.
و ديگر اين كه ابوريحان بيرونى كتاب عظيم الشأن «قانون» را كه مجسطى اسلامى در علم شريف هيئت استدلالى است به نام سلطان مسعود غزنوى كرده است. سلطان مسعود محض جايزه و انعام مقرر كرد تا بر فيلى يكباره نقره ى خالص حمل كرده نزد وى بردند، به تفصيلى كه در «نامه ى دانشوران» مسطور است.
آرى، هر يك از امراى سهگانه ى ياد شده به وفق اقتضاى عين ثابت و طنيت و سرشت خود با علم و عالم رفتار كردهاند. به قول عارف رومى در اول دفتر ششم «مثنوى»:
مه فشاند نور و سگ عوعو كند هر كسى بر خلقت خود مىتند
به موضوع بحث برگرديم؛ در اوائل اين رساله اشارهاى شد كه «در پيوند كليه مسئلهاى فقهى روى مىآورد كه گفته آيد»، اكنون هنگام گفتن آن فرارسيده است:
در حدود سىوپنج سال پيش از تاريخ اين رساله روزى در محضر اعلاى استاد بزرگوار جناب آيةالله حاج ميرزا ابوالحسن رفيعى قزوينى رفع الله درجاته بحث از پيوند اعضا به انسان مسلمان به لحاظ عمل پزشكى پيش آمده است كه چون عضوى از بدنى جدا شده است آن عضو ميته و متصف به احكام ميته است و عضو ميته نجس است، چه عضو بدن مسلم باشد و چه كافر، و چه عضو حيوان نجسالعين باشد و چه غير آن، و حال اين كه نمازگزار نمىتواند با محمول نجس - يعنى با عضو پيوند داده - نماز بخواند. در مسئله ى يازدهم فصل شرائط لباس مصلّى از كتاب «العروة الوثقى» گويد:
«استصحاب جزء من أجزاء الميتة فى الصلوة موجبٌ لبطلانها و إن لم يكن ملبوساً.»
و همچنين با ديگر مسائل متفرع بر ميته چه بايد كرد؟
حلّ آن به اين واقعيت منتهى شده است كه چون نفس مسلمان آن عضو پيوند شده را جذب كرده و تصرّف كرده است عضو حى جزء بدن او مىشود و مانند سائر اعضا، حى به حيات بدن است و ديگر اطلاق ميته بر آن عضو صادق نيست.
نگارنده گويد كه: مطلب فوق در جواب سؤال از پيوند اعضا كلامى كامل و در غايت اتقان است؛ ولكن سؤالى ديگر در اصل جواز قطع اعضا پيش مىآيد؛ زيرا كه در شرع از مُثله ى انسان بلكه حيوان نهى شده است.
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
و از جنبه ى مثبت اين كه چون ارسطو منطق را تدوين فرموده است، ذوالقرنين او را پانصد هزار دينار جايزه داد و دستور داد كه هر ساله نيز يك صد و بيست هزار دينار به ارسطو پيشكش شود. و اسكندر ذوالقرنين بر اثر اين ادب و احترام كه به پيشگاه دانش و دانشمند به كار برده بود، در قديم، علم منطق را به ميراث ذى القرنين لقب داده بودند به تفصيلى كه در كتاب «نثر الدرارى على نظم اللئالى» تحرير كردهايم.
و ديگر اين كه ابوريحان بيرونى كتاب عظيم الشأن «قانون» را كه مجسطى اسلامى در علم شريف هيئت استدلالى است به نام سلطان مسعود غزنوى كرده است. سلطان مسعود محض جايزه و انعام مقرر كرد تا بر فيلى يكباره نقره ى خالص حمل كرده نزد وى بردند، به تفصيلى كه در «نامه ى دانشوران» مسطور است.
آرى، هر يك از امراى سهگانه ى ياد شده به وفق اقتضاى عين ثابت و طنيت و سرشت خود با علم و عالم رفتار كردهاند. به قول عارف رومى در اول دفتر ششم «مثنوى»:
مه فشاند نور و سگ عوعو كند هر كسى بر خلقت خود مىتند
به موضوع بحث برگرديم؛ در اوائل اين رساله اشارهاى شد كه «در پيوند كليه مسئلهاى فقهى روى مىآورد كه گفته آيد»، اكنون هنگام گفتن آن فرارسيده است:
در حدود سىوپنج سال پيش از تاريخ اين رساله روزى در محضر اعلاى استاد بزرگوار جناب آيةالله حاج ميرزا ابوالحسن رفيعى قزوينى رفع الله درجاته بحث از پيوند اعضا به انسان مسلمان به لحاظ عمل پزشكى پيش آمده است كه چون عضوى از بدنى جدا شده است آن عضو ميته و متصف به احكام ميته است و عضو ميته نجس است، چه عضو بدن مسلم باشد و چه كافر، و چه عضو حيوان نجسالعين باشد و چه غير آن، و حال اين كه نمازگزار نمىتواند با محمول نجس - يعنى با عضو پيوند داده - نماز بخواند. در مسئله ى يازدهم فصل شرائط لباس مصلّى از كتاب «العروة الوثقى» گويد:
«استصحاب جزء من أجزاء الميتة فى الصلوة موجبٌ لبطلانها و إن لم يكن ملبوساً.»
و همچنين با ديگر مسائل متفرع بر ميته چه بايد كرد؟
حلّ آن به اين واقعيت منتهى شده است كه چون نفس مسلمان آن عضو پيوند شده را جذب كرده و تصرّف كرده است عضو حى جزء بدن او مىشود و مانند سائر اعضا، حى به حيات بدن است و ديگر اطلاق ميته بر آن عضو صادق نيست.
نگارنده گويد كه: مطلب فوق در جواب سؤال از پيوند اعضا كلامى كامل و در غايت اتقان است؛ ولكن سؤالى ديگر در اصل جواز قطع اعضا پيش مىآيد؛ زيرا كه در شرع از مُثله ى انسان بلكه حيوان نهى شده است.
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
👍1
در «نهج البلاغة» و در بسيارى از جوامع و مصادر روايى فريقين در ذيل وصيّت حضرت امام اميرالمؤمنين على عليه السلام به فرزندانش امام حسن و امام حسين عليهما السلام پس از ضربت خوردنش از ابن ملجم آمده است كه:
«ألا لايُقْتَلَنَّ بى إلّا قاتِلى. انظُروا إذا أنا مُتُّ مِن ضَرْبِتِه هذه فاضرِبوهُ ضَربَةً بِضربةٍ و لايُمْثَلُ بالرَجُلِ فإنّى سمعتُ رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يقول: إيّاكم وَ المُثلَةَ و لو كان بالكلبِ العَقُور.»
ترجمه: آگاه باشيد كه به كشته شدن من نبايد كسى - بجز كشنده ى من - كشته شود. پس بزنيد او را (قاتل مرا) يك بار زدنى در ازاى يك بار زدنش (يك ضربت شمشير در مقابل يك ضربت شمشيرش)، و آن مرد (يعنى ابن ملجم) نبايد مثله بشود؛ زيرا كه از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: از مثله حذر كنيد، اگرچه به سگ گزنده باشد.
ابن ابى الحديد در پايان شرح همين وصيّت از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم روايت نقل كرده است كه فرمود:
«لا مُثلَةَ، المُثْلَةُ حَرامٌ.»
و بدين مفاد و مضمون در نهى از مثله، روايات ديگر نيز در جوامع روايى فريقين مروى است.
در «منتهىالأرب فى لغةالعرب» گويد:
«مثله بالضم: گوش و بينى بريدگى، اسم مصدر است. مثله به ضم الثاء و سكونها: عقوبت و كارى كه بدان عبرت گيرند. مَثُولات و مَثُلات جمع.»
طبرسى در «مجمعالبيان» در تفسير كريمه ى:(وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاٰتُ) گويد:
«المثلات: العقوبات، واحدها مثلة بفتح الميم و ضم الثاء و من قال فى الواحد: مثلة بضم الميم و سكون الثاء قال فى الجمع: مثلات بضمتين نحو غرفة و غرفات.»
فيروزآبادى در «قاموساللغة» گويد:
«مَثَلَ بِفلانٍ مَثْلاً و مُثْلَةً بالضم: نَكَّلَ كمَثَّل تَمثيلاً و هى المَثُلَة بضم الثاء و سكونها.»
راقم گويد: با تتبع تام در كتب اصيل لغت عرب مانند «صحاح» جوهرى، «جمهره» ى ابندريد، «نهايه» ى ابناثير، «قاموس» فيروزآبادى، «تاجالعروس» زبيدى، «مفردات» راغب، «مجمع» طريحى و «معياراللغه» ى شيرازى دانسته مىشود كه مُثلَه مثل مَثُله، به معناى صرف بريدن عضو يا اعضاى آدمى - مثلاً - نيست، بلكه بريدن از روى قهر و غضب و تشفّى غيظ و عقوبت و عبرت و تشويه ى خلقت و زشت نمودن هيأت است. لذا ابنميثم در «شرح نهج البلاغة» در ذيل شرح وصيّت ياد شده در بيان نهى از مثله فرموده است:
«و ذلك لِما فى المُثْلَةِ مِن تعدّى الواجبِ و قَسوة القلب و شفاء الغيظ، و كلّ ذلك رذائل يجب الانتهاء عنها.»
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
«ألا لايُقْتَلَنَّ بى إلّا قاتِلى. انظُروا إذا أنا مُتُّ مِن ضَرْبِتِه هذه فاضرِبوهُ ضَربَةً بِضربةٍ و لايُمْثَلُ بالرَجُلِ فإنّى سمعتُ رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يقول: إيّاكم وَ المُثلَةَ و لو كان بالكلبِ العَقُور.»
ترجمه: آگاه باشيد كه به كشته شدن من نبايد كسى - بجز كشنده ى من - كشته شود. پس بزنيد او را (قاتل مرا) يك بار زدنى در ازاى يك بار زدنش (يك ضربت شمشير در مقابل يك ضربت شمشيرش)، و آن مرد (يعنى ابن ملجم) نبايد مثله بشود؛ زيرا كه از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: از مثله حذر كنيد، اگرچه به سگ گزنده باشد.
ابن ابى الحديد در پايان شرح همين وصيّت از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم روايت نقل كرده است كه فرمود:
«لا مُثلَةَ، المُثْلَةُ حَرامٌ.»
و بدين مفاد و مضمون در نهى از مثله، روايات ديگر نيز در جوامع روايى فريقين مروى است.
در «منتهىالأرب فى لغةالعرب» گويد:
«مثله بالضم: گوش و بينى بريدگى، اسم مصدر است. مثله به ضم الثاء و سكونها: عقوبت و كارى كه بدان عبرت گيرند. مَثُولات و مَثُلات جمع.»
طبرسى در «مجمعالبيان» در تفسير كريمه ى:(وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاٰتُ) گويد:
«المثلات: العقوبات، واحدها مثلة بفتح الميم و ضم الثاء و من قال فى الواحد: مثلة بضم الميم و سكون الثاء قال فى الجمع: مثلات بضمتين نحو غرفة و غرفات.»
فيروزآبادى در «قاموساللغة» گويد:
«مَثَلَ بِفلانٍ مَثْلاً و مُثْلَةً بالضم: نَكَّلَ كمَثَّل تَمثيلاً و هى المَثُلَة بضم الثاء و سكونها.»
راقم گويد: با تتبع تام در كتب اصيل لغت عرب مانند «صحاح» جوهرى، «جمهره» ى ابندريد، «نهايه» ى ابناثير، «قاموس» فيروزآبادى، «تاجالعروس» زبيدى، «مفردات» راغب، «مجمع» طريحى و «معياراللغه» ى شيرازى دانسته مىشود كه مُثلَه مثل مَثُله، به معناى صرف بريدن عضو يا اعضاى آدمى - مثلاً - نيست، بلكه بريدن از روى قهر و غضب و تشفّى غيظ و عقوبت و عبرت و تشويه ى خلقت و زشت نمودن هيأت است. لذا ابنميثم در «شرح نهج البلاغة» در ذيل شرح وصيّت ياد شده در بيان نهى از مثله فرموده است:
«و ذلك لِما فى المُثْلَةِ مِن تعدّى الواجبِ و قَسوة القلب و شفاء الغيظ، و كلّ ذلك رذائل يجب الانتهاء عنها.»
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
👍1
حالا كه معناى مثله به تحقيق دانسته شده است، پاسخ پرسش دوم كه جواز قطع اعضا بوده باشد نيز دانسته مىشود؛ زيرا كه قطع عضو براى معالجه در واقع غير از قطع عضو به نظر مثله است؛ مثلاً استخوان انگشت انسانى به بيمارى خاصّى مبتلا شده است كه اگر پزشك آن را قطع نكند آن بيمارى به همه ى بدن سرايت مىكند و سبب مرگ آن كس مىشود. هيچ گاه فقه در تجويز قطع آن دغدغه ندرد، بلكه تأخير و مسامحه را روا نمىدارد، و هكذا قطع اعضاى ديگر به حدوث عوارض و امراض.
ولكن باز سؤالى ديگر پيش مىآيد و آن اين است كه: اگر معالجه ى بيمارى به قطع عضوى از اعضاى انسان ديگر و پيوند آن به بيمار بوده باشد، آيا قطع عضو جايز است يا نيست؟
در جواب آن بايد گفت: آن بدنى كه عضو او براى پيوند به بيمارى بايد قطع شود يا بدن مسلم است يا كافر، و در هر دو صورت بدن حى است يا ميت، و آيا قطع عضو براى معالجه ى عضو مريض است و يا حيات مريض در كل وابسته به آن پيوند عضو است و باز قطع عضو با اجازه ى خود شخص و يا با اجازه ى ولى اوست يا نه؟
اگر قطع عضو بدن ميّت كافر براى معالجه ى مسلم بوده باشد، جواز آن بدون اشكال است. و بعد از پيوند اگر بدن آن را تصرف كرده است جزء بدن مسلمان مىشود و احكام ميته بر آن صادق نيست، چنان كه در پيش گفته آمد، و هكذا هرگاه قطع عضو از بدن حى كافر بوده باشد. و امّا در صورت عكس كه قطع عضو مسلم براى معالجه ى كافر باشد، مطلقاً جايز نيست.
امّا قطع عضو بدن مسلم براى پيوند به بدن مسلم ديگر، اگر قطع عضو بدن حى باشد، مثلاً كسى يك كليه اش را به مسلمان بيمارى ببخشد يا بفروشد، شرعاً چنين رخصت ندارد و اولياى او نيز چنين اجازه ى شرعى ندارند.
و اگر قطع عضو بدن ميّت مسلمان باشد، در اين صورت يا براى معالجه ى عضو بدن حى مسلمان است و يا حيات شخص مسلمان در كل وابسته بدان است. در صورت نخستين، قطع عضو جايز نيست، و در صورت دوم كأنّ قول به جواز خالى از قوّت نباشد.
در وجوه ياد شده از حيث تعلق ديه بر قاطع عضو، ولو قاطع آثم، و يا بر مجيز به قطع، و نيز از حيث مالكيّت ديه و يا ثمن عضو مسائلى فقهى روى مىآورد و فعلاً
بدانچه نگاشتهايم اكتفا مىكنيم و رساله را بدان خاتمه مىدهيم، و خير و سعادت همگان را مسئلت داريم.
تدوين رساله در ۲۹ ذى قعده ى ۱۴۱۳ ه. ق. مطابق
با ۱۳۷۲/۳/۱ ه. ش. آغاز شد و در ۸ محرم ۱۴۱۴ ه. ق. برابر ۱۳۷۲/۴/۸ ه. ش. انجام يافت.
(وَ آخِرُ دَعْوٰاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ) .
قم - حسن حسن زاده ى آملى
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
ولكن باز سؤالى ديگر پيش مىآيد و آن اين است كه: اگر معالجه ى بيمارى به قطع عضوى از اعضاى انسان ديگر و پيوند آن به بيمار بوده باشد، آيا قطع عضو جايز است يا نيست؟
در جواب آن بايد گفت: آن بدنى كه عضو او براى پيوند به بيمارى بايد قطع شود يا بدن مسلم است يا كافر، و در هر دو صورت بدن حى است يا ميت، و آيا قطع عضو براى معالجه ى عضو مريض است و يا حيات مريض در كل وابسته به آن پيوند عضو است و باز قطع عضو با اجازه ى خود شخص و يا با اجازه ى ولى اوست يا نه؟
اگر قطع عضو بدن ميّت كافر براى معالجه ى مسلم بوده باشد، جواز آن بدون اشكال است. و بعد از پيوند اگر بدن آن را تصرف كرده است جزء بدن مسلمان مىشود و احكام ميته بر آن صادق نيست، چنان كه در پيش گفته آمد، و هكذا هرگاه قطع عضو از بدن حى كافر بوده باشد. و امّا در صورت عكس كه قطع عضو مسلم براى معالجه ى كافر باشد، مطلقاً جايز نيست.
امّا قطع عضو بدن مسلم براى پيوند به بدن مسلم ديگر، اگر قطع عضو بدن حى باشد، مثلاً كسى يك كليه اش را به مسلمان بيمارى ببخشد يا بفروشد، شرعاً چنين رخصت ندارد و اولياى او نيز چنين اجازه ى شرعى ندارند.
و اگر قطع عضو بدن ميّت مسلمان باشد، در اين صورت يا براى معالجه ى عضو بدن حى مسلمان است و يا حيات شخص مسلمان در كل وابسته بدان است. در صورت نخستين، قطع عضو جايز نيست، و در صورت دوم كأنّ قول به جواز خالى از قوّت نباشد.
در وجوه ياد شده از حيث تعلق ديه بر قاطع عضو، ولو قاطع آثم، و يا بر مجيز به قطع، و نيز از حيث مالكيّت ديه و يا ثمن عضو مسائلى فقهى روى مىآورد و فعلاً
بدانچه نگاشتهايم اكتفا مىكنيم و رساله را بدان خاتمه مىدهيم، و خير و سعادت همگان را مسئلت داريم.
تدوين رساله در ۲۹ ذى قعده ى ۱۴۱۳ ه. ق. مطابق
با ۱۳۷۲/۳/۱ ه. ش. آغاز شد و در ۸ محرم ۱۴۱۴ ه. ق. برابر ۱۳۷۲/۴/۸ ه. ش. انجام يافت.
(وَ آخِرُ دَعْوٰاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ) .
قم - حسن حسن زاده ى آملى
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♻️ تشریح تصویری عملکرد قلب
💠تشریح ضربان، دریچه های و بطن های قلب در کلیپی بسیار کوتاه...
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
💠تشریح ضربان، دریچه های و بطن های قلب در کلیپی بسیار کوتاه...
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
4_5904343278987249485.pdf
6.6 MB
نسخه خطی بسیار ارزشمند تشریح منصوری
طب فارسی
#خطی
#طب
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
طب فارسی
#خطی
#طب
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
4_686178689766917442.pdf
5.9 MB
🌺سرچشمه های علم تشریح🌹
🔥به قلم استاد حضرت علامه حسن زاده آملی روحی فداه🌸
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
🔥به قلم استاد حضرت علامه حسن زاده آملی روحی فداه🌸
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
4_931770705073143983.pdf
14.3 MB
کتاب شریف تشریح منصوری در علم تشریح(بدن انسان)،در کتاب ستینی امام فخر رازی این علم مستقل از طب بحث شده.
نسخه خطی بسیار ارزشمند تشریح منصوری
طب فارسی
#خطی
#تشریح
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
نسخه خطی بسیار ارزشمند تشریح منصوری
طب فارسی
#خطی
#تشریح
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
علم تشریح انسان.pdf
77.6 MB
تالیف: ابوالحسن تفرشی
(از طبیبان حاذق و مشهور قرن گذشته ایران).
چاپ سال 1312 ق.
#خطی
#تشریح
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
(از طبیبان حاذق و مشهور قرن گذشته ایران).
چاپ سال 1312 ق.
#خطی
#تشریح
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
4_5868401334796943988.pdf
17.8 MB
مختصر در علم تشریح
درسنامه کالبدشناسی پزشکی کهن
حکیم ابوالمجد بیضاوی
تصحیح و تحقیق : حسین رضوی برقعی
با مقدمه : دکتر مهدی محقق
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
درسنامه کالبدشناسی پزشکی کهن
حکیم ابوالمجد بیضاوی
تصحیح و تحقیق : حسین رضوی برقعی
با مقدمه : دکتر مهدی محقق
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
4_5893035205622497665.pdf
88.7 MB
تشریح بدن انسان معروف به تشریح منصوری
منصور بن محمد بن احمد شیرازی
به کوشش : سید حسین رضوی برقعی
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
منصور بن محمد بن احمد شیرازی
به کوشش : سید حسین رضوی برقعی
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
بسم الله الرحمن الرحیم
مزاج شناسی استاد #خیراندیش
#تشریح_اخلاط_اربعه
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786
مزاج شناسی استاد #خیراندیش
#تشریح_اخلاط_اربعه
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @dissection786