بسم الله الرّحمن الرّحیم
💢فصل سوم - اعصاب نخاعی گردن و مسیر آنها
اعصابی که از نخاع منشا گرفته اند و از مهره های گردن عبور میکنند هشت زوج هستند :
زوج اول این اعصاب از دو سوراخ مهره اول گردن بیرون میآید و بطور مجزا وبدون آمیزش با عصب دیگر در ماهیچه های سر منتشر میگردد این زوج عصب كوچك و باريك است چه همانطور که در مبحث استخوانها ، گفتیم محل عبور آن تنگ است و باريك بودن عصب متناسب با قطر کم گذرگاه آن است.
زوج دوم از منفذی که در وسط مهره اول و مهره دوم است بیرون می آید، یعنی همان منفذی که در مبحث استخوانها از آن یاد کردیم بیشترین بخش این زوج عصب برای حساس کردن سر بکار رفته است. این بخش حساس کننده بطور مورب بالا میرود و ببالاترین مهره ها میرسد و بعد به سوی جلو پیچ میخورد و در طبقه خارجی هر دو گوش ریشه میدواند این عمل کمبود و کوتاه آمدن زوج اول را تلافی میکند چه زوج اول نمیتوانست بواسطه کوچکی و کم مایگی اش در محیط اطراف خود بطور کامل منتشر گردد. بخش باقی مانده از این زوج به ماهیچه پهن پشت گردن میآید و موجب حر رکت آنها میگردد. زوج سوم اعصاب از منفذ بین مهره های دوم و سوم خارج می گردد و هر فردی از آن دوشاخه میشود.یکی از این شاخه ها در عمق ماهیچه ای منتشر میگردد که دارای انشعاباتی درمیان دو مهره دوم و سوم است و خاصه در ماهیچه ای نفوذ میکند و پخش میگردد که در محل رگشتن سر بهمراه ،گردن قرار دارد و سپس بطرف خارهای مهره بالا میرود. وقتی این شاخه به این خارها میرسد انشعابات خود را به بیخ آنها میرساند و بطرف راس آنها رویبالا میرود و در آنجا بازردپیهای غشائی که از این خارها روئیده اند می آمیزد. آنگاه هر دوشاخه عصب با هم به سوی دو گوش بر میگردند ولیکن بخود گوش نمی رسند. در بدن غیر آدمیان این دو شاخه در گوش خاتمه می یابند و به ماهیچه های گوش نیروی حرکت میدهند.شاخه دوم از هر يك از دو عصب بطرف جلو میآید تا به ماهیچه های پهن برسد رگها و ماهیچه ها در اولین مرحله ،بالارفتن بر آن میپیچند و آنرا در خود می گیرند.و موجب نيرومندتر و استوارتر شدن آن میگردند در بدن ،حیوانات این شاخه عصبی با ماهیچه های دو گیجگاه و دو گوش در می آمیزد انشعابات این شاخه بیشتر در ماهیچه های دوگونه پخش میگردد. زوج چهارم عصب از منفذی که در بین مهره های سوم و چهارم قرار دارد بیرون میآید و مانند زوج سوم به دوشاخه تقسیم میگردد که عبارتند از شاخه جلوئی و شاخه عقبی شاخه جلوئی چون كوچك است با زوج پنجم می آمیزد و گفته اند كه يك رشته و موجب نيرومندتر و استوارتر شدن آن میگردند در بدن حیوانات این شاخه عصبی با ماهیچه های دوگیجگاه و دو گوش در می آمیزد انشعابات این شاخه بیشتر در ماهیچه های دو گونه پخش میگردد. زوج چهارم عصب از منفذی که در بین مهره های سوم و چهارم قرار دارد بیرون می آید و مانند زوج سوم به دوشاخه تقسیم میگردد که عبارتند از شاخه جلوئی و عقبی شاخه جلوئی چون كوچك است با زوج پنجم می آمیزد و گفته اند كه يك رشته فرعی از آن جدا میشود که به تار عنکبوت میماند و همراه رگ سبات ادامه می یابد تا به حجاب حاجز برسد و بر هر دو نیمه حجاب حاجز که حد وسط سینه است میگذرد شاخه دیگر که بزرگتر از اولی است بطرف عقب بر میگردد و در عمق ماهیچه ها نفوذ میکند و خود را به خارها (سناسن) میرساند و انشعاباتی به ماهیچه های بین سر و گردن میفرستد و بعد از آن به سوی جلو بر میگردد و به ماهیچه های گونه متصل میشود این عصب در جانوران به ماهیچه های گوش می پیوندد و نیز گفته اند که هم از این عصب شاخه ای به سوی پشت سرازیر شده است. زوج پنجم عصب از منفذی بیرون می آید که بین مهره های چهارم و پنجم واقع است. این زوج عصب نیز به دورشته تقسیم میشود یکی رشته جلوئی که کوچکتر است وبه ماهیچه های گونه ها و ماهیچه های خم کننده سر و سایر ماهیچه های مشترك بين سر و گردن میرود و دیگری خود دوشاخه میشود که شاخۀ اول آن بین رشته اول وشاخه دوم قرار دارد و تا بالای شانه میآید. قسمتی از زوج ششم و زوج هفتم با این شاخه در آمیخته اند. شاخه دوم با شاخههایی از زوج پنجم و زوج هفتم یکی میشود و تا وسط حجاب حاجز نفوذ میکند. زوجهای ششم و هفتم و هشتم: این سه زوج عصب نخاعی بترتيب وبحسب نزدیکی شان به مهره ها از سوراخهای بین مهره ها بیرون می آیند و محل خروج زوج هشتم با این ترتیب سوراخی است که بین آخرین مهره گردن واولین مهره پشت قرار دارد. انشعابات این سه
💢فصل سوم - اعصاب نخاعی گردن و مسیر آنها
اعصابی که از نخاع منشا گرفته اند و از مهره های گردن عبور میکنند هشت زوج هستند :
زوج اول این اعصاب از دو سوراخ مهره اول گردن بیرون میآید و بطور مجزا وبدون آمیزش با عصب دیگر در ماهیچه های سر منتشر میگردد این زوج عصب كوچك و باريك است چه همانطور که در مبحث استخوانها ، گفتیم محل عبور آن تنگ است و باريك بودن عصب متناسب با قطر کم گذرگاه آن است.
زوج دوم از منفذی که در وسط مهره اول و مهره دوم است بیرون می آید، یعنی همان منفذی که در مبحث استخوانها از آن یاد کردیم بیشترین بخش این زوج عصب برای حساس کردن سر بکار رفته است. این بخش حساس کننده بطور مورب بالا میرود و ببالاترین مهره ها میرسد و بعد به سوی جلو پیچ میخورد و در طبقه خارجی هر دو گوش ریشه میدواند این عمل کمبود و کوتاه آمدن زوج اول را تلافی میکند چه زوج اول نمیتوانست بواسطه کوچکی و کم مایگی اش در محیط اطراف خود بطور کامل منتشر گردد. بخش باقی مانده از این زوج به ماهیچه پهن پشت گردن میآید و موجب حر رکت آنها میگردد. زوج سوم اعصاب از منفذ بین مهره های دوم و سوم خارج می گردد و هر فردی از آن دوشاخه میشود.یکی از این شاخه ها در عمق ماهیچه ای منتشر میگردد که دارای انشعاباتی درمیان دو مهره دوم و سوم است و خاصه در ماهیچه ای نفوذ میکند و پخش میگردد که در محل رگشتن سر بهمراه ،گردن قرار دارد و سپس بطرف خارهای مهره بالا میرود. وقتی این شاخه به این خارها میرسد انشعابات خود را به بیخ آنها میرساند و بطرف راس آنها رویبالا میرود و در آنجا بازردپیهای غشائی که از این خارها روئیده اند می آمیزد. آنگاه هر دوشاخه عصب با هم به سوی دو گوش بر میگردند ولیکن بخود گوش نمی رسند. در بدن غیر آدمیان این دو شاخه در گوش خاتمه می یابند و به ماهیچه های گوش نیروی حرکت میدهند.شاخه دوم از هر يك از دو عصب بطرف جلو میآید تا به ماهیچه های پهن برسد رگها و ماهیچه ها در اولین مرحله ،بالارفتن بر آن میپیچند و آنرا در خود می گیرند.و موجب نيرومندتر و استوارتر شدن آن میگردند در بدن ،حیوانات این شاخه عصبی با ماهیچه های دو گیجگاه و دو گوش در می آمیزد انشعابات این شاخه بیشتر در ماهیچه های دوگونه پخش میگردد. زوج چهارم عصب از منفذی که در بین مهره های سوم و چهارم قرار دارد بیرون میآید و مانند زوج سوم به دوشاخه تقسیم میگردد که عبارتند از شاخه جلوئی و شاخه عقبی شاخه جلوئی چون كوچك است با زوج پنجم می آمیزد و گفته اند كه يك رشته و موجب نيرومندتر و استوارتر شدن آن میگردند در بدن حیوانات این شاخه عصبی با ماهیچه های دوگیجگاه و دو گوش در می آمیزد انشعابات این شاخه بیشتر در ماهیچه های دو گونه پخش میگردد. زوج چهارم عصب از منفذی که در بین مهره های سوم و چهارم قرار دارد بیرون می آید و مانند زوج سوم به دوشاخه تقسیم میگردد که عبارتند از شاخه جلوئی و عقبی شاخه جلوئی چون كوچك است با زوج پنجم می آمیزد و گفته اند كه يك رشته فرعی از آن جدا میشود که به تار عنکبوت میماند و همراه رگ سبات ادامه می یابد تا به حجاب حاجز برسد و بر هر دو نیمه حجاب حاجز که حد وسط سینه است میگذرد شاخه دیگر که بزرگتر از اولی است بطرف عقب بر میگردد و در عمق ماهیچه ها نفوذ میکند و خود را به خارها (سناسن) میرساند و انشعاباتی به ماهیچه های بین سر و گردن میفرستد و بعد از آن به سوی جلو بر میگردد و به ماهیچه های گونه متصل میشود این عصب در جانوران به ماهیچه های گوش می پیوندد و نیز گفته اند که هم از این عصب شاخه ای به سوی پشت سرازیر شده است. زوج پنجم عصب از منفذی بیرون می آید که بین مهره های چهارم و پنجم واقع است. این زوج عصب نیز به دورشته تقسیم میشود یکی رشته جلوئی که کوچکتر است وبه ماهیچه های گونه ها و ماهیچه های خم کننده سر و سایر ماهیچه های مشترك بين سر و گردن میرود و دیگری خود دوشاخه میشود که شاخۀ اول آن بین رشته اول وشاخه دوم قرار دارد و تا بالای شانه میآید. قسمتی از زوج ششم و زوج هفتم با این شاخه در آمیخته اند. شاخه دوم با شاخههایی از زوج پنجم و زوج هفتم یکی میشود و تا وسط حجاب حاجز نفوذ میکند. زوجهای ششم و هفتم و هشتم: این سه زوج عصب نخاعی بترتيب وبحسب نزدیکی شان به مهره ها از سوراخهای بین مهره ها بیرون می آیند و محل خروج زوج هشتم با این ترتیب سوراخی است که بین آخرین مهره گردن واولین مهره پشت قرار دارد. انشعابات این سه
💢- عصب گوشی بزرگ از زوج دوم شبکه گردنی عصبی است حسی که شاخه هائی یه پوست گردن میدهد عصب پوستی قدامی گردن (گلوگاه از زوج سوم شبکه گردنی) است. عضلات گوش را عصب صورتی عصب میدهد.
💢 - مبداء عصب فرنیک حجاب (حاجزی از زوج چهارم شبکه گردنی است که الیافی از زوجهای سوم و پنجم نیز دریافت میکند و به حجاب حاجز (دیافراگم) میرود.
💢- شریان سبات در گردن بطرف بالا (سروصورت) میرود نه بطرف حجاب حاجز.
💢شاخههائی از زوجهای پنجم و ششم و هفتم با هم یکی میشوند وعصب عضله دندانه ای قدامی را بوجود میآورند.
🟢ادامه :: زوج بسیار در هم آمیخته اند لیکن بخش اعظم انشعابات زوج ششم سطح كتفيرا می پوشاند عصب فوق (کتفی و بخش کمتر آن که از بخش آمیخته زوج چهارم بیشتر ولیکن از بخش آمیخته زوج پنجم کمتر است به حجاب وارد .میشود قسمت اعظم انشعابات زوج هفتم در بازو جای میگیرد و بخش دیگر همراه شاخه ای از زوج پنجم به ماهیچه های سرو گردن و پشت و حجاب میرسد زوج هشتم بعد از آمیختن و همراه شدن با قسمتهای دیگر به پوست ساعد و ذراع وارد میشود و انشعاباتی به حجاب نمیفرستد. بخشی از زوج ششم به سوی دست روانه میشود و به کتف نمیرود بخشی از زوج هفتم که به سوی دست میرود از بازو عبور نمیکند آنچه از سوی کتف به ساعد میآید از انشعابات زوج هشتم است که با اولین عصب که از مهره های پشت میروید در آمیخته است. اینکه ملاحظه میشود سهم حجاب از اعصاب منحصر به همان عصبهائی است که ذکر شد و انشعاباتی از اعصاب نخاعی زیرین به آن نمی رسد از این است که هر عصبی به سوی حجاب می آید از بالا به پائین راه می پیماید تا تقسیمات آن بهتر انجام گیرد بخصوص که اولین مقصد آن عصب، غشاء وسط سینه است. اگر عصب نخاعی که به حجاب می آید از طرف پائین می آمد، بدون تشکیل زاویه منکسره نمیتوانست بطور راست و مستقیم به آن برسد و اگر اعصاب وارد به حجاب همگی از مغز به سوی این عضو می آمدند بایست راه دور و درازی را طی کنند باین جهت تمام اعصابی که به حجاب میرسند در وسط آن گرد میآیند تا توزیع و پخش آنها در حجاب بطور متعادل صورت گیرد چه اگر اعصاب مزبور به کناره آن میرسیدند، این عدالت در توزیع از بین می رفت و اگر در تمام کناره ها بودند و دروسط قرار داشتند، کاری را که باید انجام میدادند و وظیفه ای را که ایفا میکردند هدر میرفت؛ چه ماهیچه ها کناره های حجاب را به حرکت در می آورند و این حجاب است که محیط خود را حرکت میدهد و بنابراین انتهای اعصاب باید به کناره ها برسد نه آغاز آنها حال که ثابت شد اعصاب باید دروسط حجاب ،باشند لازم و بایسته است که به حجاب متعلق باشند و در آن منشعب ،گردند و در چنین وضعی باید مستور و محافظت گردند، باین جهت اعصاب وارد شده به حجاب بر آن تکیه کرده اند و بوسیله غشاء وسط سینه پوشیده و محافظت میشوند
.از آنجا که عمل این اندام بسیار مهم است برای عصبهای آن منشاء متعددی منظور شده است تا براثر آسیب وارد شده از کار ،نیافتد چه اگر همۀ اعصاب حجاب منشاء واحدی داشتند هر آسیبی وارد میشد همه را در بر میگرفت.
💢- زوجهای پنجم تا هشتم گردن و شاخه قدامی زوج اول شبکه قفس سینه ای
(پشتی) شبکه بازوئی را بوجود میآورند.
💢- حجاب حاجز از شاخه حرنتی عصب فرنیک و شاخه های حسی از بخش تحتانی اعصاب بین دنده ای و شبکه فرنیک حساب سمپاتیک عصب میگیرد.
💠 قانون 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
💢 - مبداء عصب فرنیک حجاب (حاجزی از زوج چهارم شبکه گردنی است که الیافی از زوجهای سوم و پنجم نیز دریافت میکند و به حجاب حاجز (دیافراگم) میرود.
💢- شریان سبات در گردن بطرف بالا (سروصورت) میرود نه بطرف حجاب حاجز.
💢شاخههائی از زوجهای پنجم و ششم و هفتم با هم یکی میشوند وعصب عضله دندانه ای قدامی را بوجود میآورند.
🟢ادامه :: زوج بسیار در هم آمیخته اند لیکن بخش اعظم انشعابات زوج ششم سطح كتفيرا می پوشاند عصب فوق (کتفی و بخش کمتر آن که از بخش آمیخته زوج چهارم بیشتر ولیکن از بخش آمیخته زوج پنجم کمتر است به حجاب وارد .میشود قسمت اعظم انشعابات زوج هفتم در بازو جای میگیرد و بخش دیگر همراه شاخه ای از زوج پنجم به ماهیچه های سرو گردن و پشت و حجاب میرسد زوج هشتم بعد از آمیختن و همراه شدن با قسمتهای دیگر به پوست ساعد و ذراع وارد میشود و انشعاباتی به حجاب نمیفرستد. بخشی از زوج ششم به سوی دست روانه میشود و به کتف نمیرود بخشی از زوج هفتم که به سوی دست میرود از بازو عبور نمیکند آنچه از سوی کتف به ساعد میآید از انشعابات زوج هشتم است که با اولین عصب که از مهره های پشت میروید در آمیخته است. اینکه ملاحظه میشود سهم حجاب از اعصاب منحصر به همان عصبهائی است که ذکر شد و انشعاباتی از اعصاب نخاعی زیرین به آن نمی رسد از این است که هر عصبی به سوی حجاب می آید از بالا به پائین راه می پیماید تا تقسیمات آن بهتر انجام گیرد بخصوص که اولین مقصد آن عصب، غشاء وسط سینه است. اگر عصب نخاعی که به حجاب می آید از طرف پائین می آمد، بدون تشکیل زاویه منکسره نمیتوانست بطور راست و مستقیم به آن برسد و اگر اعصاب وارد به حجاب همگی از مغز به سوی این عضو می آمدند بایست راه دور و درازی را طی کنند باین جهت تمام اعصابی که به حجاب میرسند در وسط آن گرد میآیند تا توزیع و پخش آنها در حجاب بطور متعادل صورت گیرد چه اگر اعصاب مزبور به کناره آن میرسیدند، این عدالت در توزیع از بین می رفت و اگر در تمام کناره ها بودند و دروسط قرار داشتند، کاری را که باید انجام میدادند و وظیفه ای را که ایفا میکردند هدر میرفت؛ چه ماهیچه ها کناره های حجاب را به حرکت در می آورند و این حجاب است که محیط خود را حرکت میدهد و بنابراین انتهای اعصاب باید به کناره ها برسد نه آغاز آنها حال که ثابت شد اعصاب باید دروسط حجاب ،باشند لازم و بایسته است که به حجاب متعلق باشند و در آن منشعب ،گردند و در چنین وضعی باید مستور و محافظت گردند، باین جهت اعصاب وارد شده به حجاب بر آن تکیه کرده اند و بوسیله غشاء وسط سینه پوشیده و محافظت میشوند
.از آنجا که عمل این اندام بسیار مهم است برای عصبهای آن منشاء متعددی منظور شده است تا براثر آسیب وارد شده از کار ،نیافتد چه اگر همۀ اعصاب حجاب منشاء واحدی داشتند هر آسیبی وارد میشد همه را در بر میگرفت.
💢- زوجهای پنجم تا هشتم گردن و شاخه قدامی زوج اول شبکه قفس سینه ای
(پشتی) شبکه بازوئی را بوجود میآورند.
💢- حجاب حاجز از شاخه حرنتی عصب فرنیک و شاخه های حسی از بخش تحتانی اعصاب بین دنده ای و شبکه فرنیک حساب سمپاتیک عصب میگیرد.
💠 قانون 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
👍1👎1
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرحمن الرحیم
💠تشریح عصب مهره های سینه
محل خروج زوج اول از رشته عصب های سینه ای شکاف بین مهره اول و دوم از مهره های سینه میباشد و به دو شاخه تقسیم میشود .:بزرگ ترین شاخه آن در بین ماهیچه های دنده ای( ۳)و ماهیچه های پشت پراکنده میگردد؛شاخه دوم كوچك تر روی دنده های نخستین امتداد می یابد و با هشتمین عصب گردنی همراه می گردد و هر دو به سمت دو دست امتداد می یابند تا برای رساندن حس و حرکت به ساعد کف دست برسند.و محل خروج زوج دوم از شکاف واقع بعد از شکاف یاد شده میباشد یک شاخه «۴» از آن برای رساندن حس به سطح بازو عصب
رسانی می کند. «۵»شاخه باقی مانده ۶» همراه با دیگر زوجهای به جا مانده «۷» پس از تجمع به سمت ماهیچه های واقع
بر استخوان شانه که حرکت دهنده باشد .
مفصل آن میباشند و نیز ماهیچه های پشت می روند.رشته هایی از این عصب که از مهره های سینه می روید و به سوی شانه نمیرود.برای عصب رسانی به ماهیچه های پشت و ماهیچه های بین دنده ای
متصل به استخوان باشد .جناغ و ماهیچه های واقع در خارج سینه می رسند، و رشته عصب هایی که مبدأ خروجی آن و از مهره های دنده ای کاذب میباشد به سوی ماهیچه های بین دنده ای و ماهیچه های شکم میروند.رگهای ضربان دار و ساکن با رشتههاي این اعصاب همراه میگردد و برای خون رسانی از منافذ خروجی این اعصاب وارد طناب نخاعی میگردند.
💢ترویح قلب و رساندن هوا بدان واعصاب نخاعى كه از مهره هاى سينه خارج مى گردد دوازده زوج و يك فرد از عصب مى باشد.
(۳) اعصاب دنده اى (Intercostal Nerves (اعصاب بين دنده اى شاخه هاى قدامى ۱۱ عصب نخاعى سينه اى اول هستند هر عصب بين دنده اى، وارد يك فضاى بين دنده اى مى شود.
۴_اين زوج نيز به دو شاخه از عصب تقسيم مى گردد.
(۵) لذا به دليل همين تقارن عصب در بيمارى ذات الجنب دست دچار درد مى گردد.
(۶) يعنى شاخه دوم از زوج دوم.
(۷) يعنى ده زوج عصب باقى مانده از اعصاب سينه اى.
💠 قانون 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرّحمن الرّحیم
💢فصل پنجم تشریح عصب
مهره های کمر💢
اعصاب کمری همگی در این که
شاخه ای از آنها به سوی عقب
برای عصب رسانی ماهیچه های
پشت و شاخه ای از آنها به سوی
جلو برای عصب رسانی ماهیچه های شکم و ماهیچه های پوشاننده پشت بروند، مشترکند لیکن سه زوج فوقانی از آنها با عصب فرود
آمده از مغز آمیخته می باشند و دو
زوج به جا مانده چنین آمیختگی را
ندارند.دو زوج پایین رو شاخه های بزرگی را به سوی دو ساق پا می فرستند، با این خصوصیت که شاخه ای از زوج سوم و شاخه ای از اولین عصب خاجی با این شاخه ها آمیخته میباشند جز این که دو شاخه یاد شده از مفصل سرین جلوتر نمی روند و در ماهیچه های مفصل آن پراکنده می،گردند ولی این دو زوج با عبور از سرین به سوی دو ساق پا پیش می روند.تفاوت بین عصب رسانی رانها و پاها با عصب رسانی در دستان در این است که اعصاب ران و پا همگی در یك نقطه متمرکز نمیشوند سپس فرو رفته به سوی درون مایل گردند، زیرا شکل پیوند بازو به استخوان شانه مانند پیوند ران به استخوان سرین نمیباشد و همچنین اتصال عصب ران به رویشگاه خود با اتصال عصب بازو به رویشگاه خود متفاوت می باشد.
💠 قانون 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرّحمن الرّحیم
🌿فصل ششم: تشريح عصب خاجى و دنبالچه اى
اولين زوج از رشته عصب هاى خاجى بنابر آنچه گفته شد، با عصب كمرى آميخته مى باشد.آنچه مانده از زوج هاى خاجى و تك عصب روييده از انتهاى دنبالچه در ماهيچه هاى مقعد و در خود آلت تناسلى و ماهيچه هاى مثانه و رحم و در غشاى شكم و در قسمت هاى داخلى عمقى از استخوان شرمگاه و در ماهيچه هاى فرستاده شده از استخوان خاجى پراكنده مى گردد.
🌱الفصل السادس تشريح العصب العجزي و العصعصي
الزوج الأول من العجزي: يخالط القطَنية على ما قيل و باقي الأزواج و الفرد النابت من طرف العصعص يتفرّق في عضل المقعدة و القضيب نفسه، و عضلة المثانة و الرحم و في غشاء البطن و في الأجزاء الانسية الداخلة من عظم العانة و العضل المنبعثة من عظم العجز.
💠 قانون 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرحمن الرحیم
💠تشریح عصب مهره های سینه
محل خروج زوج اول از رشته عصب های سینه ای شکاف بین مهره اول و دوم از مهره های سینه میباشد و به دو شاخه تقسیم میشود .:بزرگ ترین شاخه آن در بین ماهیچه های دنده ای( ۳)و ماهیچه های پشت پراکنده میگردد؛شاخه دوم كوچك تر روی دنده های نخستین امتداد می یابد و با هشتمین عصب گردنی همراه می گردد و هر دو به سمت دو دست امتداد می یابند تا برای رساندن حس و حرکت به ساعد کف دست برسند.و محل خروج زوج دوم از شکاف واقع بعد از شکاف یاد شده میباشد یک شاخه «۴» از آن برای رساندن حس به سطح بازو عصب
رسانی می کند. «۵»شاخه باقی مانده ۶» همراه با دیگر زوجهای به جا مانده «۷» پس از تجمع به سمت ماهیچه های واقع
بر استخوان شانه که حرکت دهنده باشد .
مفصل آن میباشند و نیز ماهیچه های پشت می روند.رشته هایی از این عصب که از مهره های سینه می روید و به سوی شانه نمیرود.برای عصب رسانی به ماهیچه های پشت و ماهیچه های بین دنده ای
متصل به استخوان باشد .جناغ و ماهیچه های واقع در خارج سینه می رسند، و رشته عصب هایی که مبدأ خروجی آن و از مهره های دنده ای کاذب میباشد به سوی ماهیچه های بین دنده ای و ماهیچه های شکم میروند.رگهای ضربان دار و ساکن با رشتههاي این اعصاب همراه میگردد و برای خون رسانی از منافذ خروجی این اعصاب وارد طناب نخاعی میگردند.
💢ترویح قلب و رساندن هوا بدان واعصاب نخاعى كه از مهره هاى سينه خارج مى گردد دوازده زوج و يك فرد از عصب مى باشد.
(۳) اعصاب دنده اى (Intercostal Nerves (اعصاب بين دنده اى شاخه هاى قدامى ۱۱ عصب نخاعى سينه اى اول هستند هر عصب بين دنده اى، وارد يك فضاى بين دنده اى مى شود.
۴_اين زوج نيز به دو شاخه از عصب تقسيم مى گردد.
(۵) لذا به دليل همين تقارن عصب در بيمارى ذات الجنب دست دچار درد مى گردد.
(۶) يعنى شاخه دوم از زوج دوم.
(۷) يعنى ده زوج عصب باقى مانده از اعصاب سينه اى.
💠 قانون 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرّحمن الرّحیم
💢فصل پنجم تشریح عصب
مهره های کمر💢
اعصاب کمری همگی در این که
شاخه ای از آنها به سوی عقب
برای عصب رسانی ماهیچه های
پشت و شاخه ای از آنها به سوی
جلو برای عصب رسانی ماهیچه های شکم و ماهیچه های پوشاننده پشت بروند، مشترکند لیکن سه زوج فوقانی از آنها با عصب فرود
آمده از مغز آمیخته می باشند و دو
زوج به جا مانده چنین آمیختگی را
ندارند.دو زوج پایین رو شاخه های بزرگی را به سوی دو ساق پا می فرستند، با این خصوصیت که شاخه ای از زوج سوم و شاخه ای از اولین عصب خاجی با این شاخه ها آمیخته میباشند جز این که دو شاخه یاد شده از مفصل سرین جلوتر نمی روند و در ماهیچه های مفصل آن پراکنده می،گردند ولی این دو زوج با عبور از سرین به سوی دو ساق پا پیش می روند.تفاوت بین عصب رسانی رانها و پاها با عصب رسانی در دستان در این است که اعصاب ران و پا همگی در یك نقطه متمرکز نمیشوند سپس فرو رفته به سوی درون مایل گردند، زیرا شکل پیوند بازو به استخوان شانه مانند پیوند ران به استخوان سرین نمیباشد و همچنین اتصال عصب ران به رویشگاه خود با اتصال عصب بازو به رویشگاه خود متفاوت می باشد.
💠 قانون 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرّحمن الرّحیم
🌿فصل ششم: تشريح عصب خاجى و دنبالچه اى
اولين زوج از رشته عصب هاى خاجى بنابر آنچه گفته شد، با عصب كمرى آميخته مى باشد.آنچه مانده از زوج هاى خاجى و تك عصب روييده از انتهاى دنبالچه در ماهيچه هاى مقعد و در خود آلت تناسلى و ماهيچه هاى مثانه و رحم و در غشاى شكم و در قسمت هاى داخلى عمقى از استخوان شرمگاه و در ماهيچه هاى فرستاده شده از استخوان خاجى پراكنده مى گردد.
🌱الفصل السادس تشريح العصب العجزي و العصعصي
الزوج الأول من العجزي: يخالط القطَنية على ما قيل و باقي الأزواج و الفرد النابت من طرف العصعص يتفرّق في عضل المقعدة و القضيب نفسه، و عضلة المثانة و الرحم و في غشاء البطن و في الأجزاء الانسية الداخلة من عظم العانة و العضل المنبعثة من عظم العجز.
💠 قانون 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
Forwarded from مباحثه توحیدی و خودشناسی
💫💫❤️بسم الله الرحمن الرحیم.❤️💫💫
((برنامه و ساعات درسی گروهها))
✍طب و تغذیه:::: شنبه ،پنج شنبه . ساعت ۱۰تا ۱۱صبح🍀
✍طهارت:::دوشنبه،سه شنبه. ساعت ۱۸تا۱۹ عصر🍀
✍ادب مع الله:: دوشنبه،پنجشنبه ساعت۱۵تا۱۶ عصر🍀
✍معرفت نفس جلد اول:: دوشنبه،چهارشنبه
ساعت. ۱۰ تا۱۲ ظهر🍀
✍معرفت نفس جلد دوم :دوشنبه ساعت۱۳تا۱۴ بعد از ظهر . چهارشنبه ساعت ۲۰:۳۰ تا۲۱:۳۰ 🍀
✍معرفت نفس جلد سوم::یکشنبه،سه شنبه ساعت: ۱۵ تا۱۷ عصر🍀
✍گنجینه گوهر روان:: شنبه،سه شنبه.ساعت: ۲۰تا۲۲شب🍀
✍عربی فوائد صمدیه:: یکشنبه ساعت ۱۰تا۱۲ ظهر. 🍀
صرف ونحو:: چهارشنبه.ساعت:۱۰تا۱۲ظهر🍀
✍منطق:: شنبه تا پنجشنبه.🍀
✍هیئت::: شنبه:: ساعت: ۱۷:۳۰تا۱۸:۳۰🍀
✍هندسه:: سه شنبه.ساعت:۱۷:۳۰تا۱۸:۳۰🍀
✍شرح عیون:: یکشنبه،چهارشنبه.ساعت:۱۶تا۱۸ عصر🍀
توجه::: دوستان عزیز نکات فایل را فقط به گروه مربوط به درس ارسال نمایید.
شِهابٌ ثاقِبْ
Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺 @Shahab_saqeb
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
((برنامه و ساعات درسی گروهها))
✍طب و تغذیه:::: شنبه ،پنج شنبه . ساعت ۱۰تا ۱۱صبح🍀
✍طهارت:::دوشنبه،سه شنبه. ساعت ۱۸تا۱۹ عصر🍀
✍ادب مع الله:: دوشنبه،پنجشنبه ساعت۱۵تا۱۶ عصر🍀
✍معرفت نفس جلد اول:: دوشنبه،چهارشنبه
ساعت. ۱۰ تا۱۲ ظهر🍀
✍معرفت نفس جلد دوم :دوشنبه ساعت۱۳تا۱۴ بعد از ظهر . چهارشنبه ساعت ۲۰:۳۰ تا۲۱:۳۰ 🍀
✍معرفت نفس جلد سوم::یکشنبه،سه شنبه ساعت: ۱۵ تا۱۷ عصر🍀
✍گنجینه گوهر روان:: شنبه،سه شنبه.ساعت: ۲۰تا۲۲شب🍀
✍عربی فوائد صمدیه:: یکشنبه ساعت ۱۰تا۱۲ ظهر. 🍀
صرف ونحو:: چهارشنبه.ساعت:۱۰تا۱۲ظهر🍀
✍منطق:: شنبه تا پنجشنبه.🍀
✍هیئت::: شنبه:: ساعت: ۱۷:۳۰تا۱۸:۳۰🍀
✍هندسه:: سه شنبه.ساعت:۱۷:۳۰تا۱۸:۳۰🍀
✍شرح عیون:: یکشنبه،چهارشنبه.ساعت:۱۶تا۱۸ عصر🍀
توجه::: دوستان عزیز نکات فایل را فقط به گروه مربوط به درس ارسال نمایید.
شِهابٌ ثاقِبْ
Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺 @Shahab_saqeb
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
بسم الله الرّحمن الرّحیم
فصل اول: تعريف سرخ رگ ها
رگ هاى زننده، همان سرخ رگها مى باشند، همه آنها به جز يكى، داراى دو لايه ظريف مى باشند، كه لايه زيرين (آسترى) به سبب تماس مستقيم با ضربان و حركت شديد از سوى گوهر روح سفت تر است، كه حفاظت از گوهر روح و نگه دارى آن از هرگونه گزند و تقويت آوند آن، غرض اصلى مى باشد. رويشگاه شريانها از حفره چپ از دو حفره قلب مى باشد زيرا حفره راست آن، نزديك تر به كبد قرار دارد بنا بر اين بايد به جذب غذا و به كارگيرى آن عهده دار باشد.
الفصل الأول صفة الشرايين
العروق الضوارب، و هي الشرايين خلقت إلا واحدة منها، ذات صفاقين، و أصلبهما المستبطن إذ هو الملاقي للضربان. و حركة جوهر الروح القوية المقصود صيانة جوهره و إحرازه و تقوية وعائه و منبت الشرايين هو من التجويف الأيسر من تجويفي القلب، لأن الأيمن منه أقرب من الكبد، فوجب أن يجعل مشغولًا بجذب الغذاء و استعماله.
💠 قانون 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
فصل اول: تعريف سرخ رگ ها
رگ هاى زننده، همان سرخ رگها مى باشند، همه آنها به جز يكى، داراى دو لايه ظريف مى باشند، كه لايه زيرين (آسترى) به سبب تماس مستقيم با ضربان و حركت شديد از سوى گوهر روح سفت تر است، كه حفاظت از گوهر روح و نگه دارى آن از هرگونه گزند و تقويت آوند آن، غرض اصلى مى باشد. رويشگاه شريانها از حفره چپ از دو حفره قلب مى باشد زيرا حفره راست آن، نزديك تر به كبد قرار دارد بنا بر اين بايد به جذب غذا و به كارگيرى آن عهده دار باشد.
الفصل الأول صفة الشرايين
العروق الضوارب، و هي الشرايين خلقت إلا واحدة منها، ذات صفاقين، و أصلبهما المستبطن إذ هو الملاقي للضربان. و حركة جوهر الروح القوية المقصود صيانة جوهره و إحرازه و تقوية وعائه و منبت الشرايين هو من التجويف الأيسر من تجويفي القلب، لأن الأيمن منه أقرب من الكبد، فوجب أن يجعل مشغولًا بجذب الغذاء و استعماله.
💠 قانون 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
[قانون ابن سينا]
🌿الفصل الثاني تشريح الشريان الوريدي🌿
و أوّل ما ينبت من التجويف الأيسر شريانان: أحدهما يأتي الرئة و ينقسم فيها لاستنشاق النسيم و إيصال الدم الذي يغذو الرئة إلى الرئة من القلب، فإن ممر غذاء الرئة هو القلب، و من القلب يصل إلى الرئة، و منبت هذا القسم هو من أرق أجزاء القلب، و حيث تنفذ فيه الأوردة إليه، و هو ذو طبقة واحدة بخلاف سائر الشرايين، و لهذا يسمى الشريان الوريدي، و إنما خلق من طبقة واحدة ليكون ألين و أسلس و أطوع للانبساط و الانقباض و ليكون أطوع لترشح ما يترشح منه إلى الرئة من الدم اللطيف البخاري الملائم لجوهر الرئة الذي قد قارب كمال النضج في القلب. و ليس يحتاج إلى فضل نضج كحاجة الدم الجاري في الوريد الأجوف الذي نورده، و خصوصاً إذ مكانه من القلب قريب فتتأدى إليه قوته الحارة المنضجة بسهولة، و أيضاً فإن العضو الذي ينبض فيه عضو سخيف لا يخشى مصادمته لذلك السخيف عند النبض أن تؤثر فيه صلابته، فاستغنى لذلك عن تثخين لجرمه ما لا يستغنى عنه في كل ما يجاور من الشرايين سائر الأعضاء الصلبة.
و أما الوريد الشرياني الذي نذكره فإنه و إن كان مجاوراً للرئة فإنما يجاور منه مؤخره مما يلي الصلب و هذا الشريان الوريدي إنما يتفرق في مقدم الرئة و يغوص فيها و قد صار أجزاء و شعباً، بل إذا قيس بين حاجتي هذا الشريان إلى الوثاقة و إلى السلاسة المسهلة عليه الإنبساط و الانقباض، و رشح ما يرشح منه وجدت الحاجة إلى التسليس أمس منها إلى التوثيق و التثخين. و أما الشريان الآخر و هو الأكبر و يسميه" ارسطوطالس"، أورطي فأول ما ينبت من القلب يرسل شعبتين أكبرهما تستدير حول القلب و تتفرق في أجزائه، و الأصغر يستدير و يتفرق في التجويف الأيمن، و ما يبقى بعد الشعبتين، فإنه إذا انفصل انقسم قسمين: قسم أعظم مرشح للإنحدار، و قسم أصغر مرشح للإصعاد. و إنما خلق المرشح للإنحدار زائداً في مقداره على الآخر لأنه يؤم أعضاء هي أكثر عدداً و أعظم مقادير و هي الأعضاء الموضوعة دون القلب. و على مخرج أورطي أغشية ثلاثة صلبة هي من داخل إلى خارج. فلو كانت واحدة أو اثنتين لما كانت تبلغ المنفعة المقصودة فيها إلا بتعظيم مقداره أو مقدارها، فكانت الحركة تثقل بهما و لو كانت أربعة لصغرت جداً و بطلت منفعيتها و إن عظمت في مقاديرها ضيقت المسلك. و أما الشريان الوريدي فله غشاءان موليان إلى داخل و إنما اقتصر على اثنين إذ ليس هناك من الحاجة إلى إحكام السكن ما ههنا بل الحاجة هناك إلى السلاسة أكثر ليسهل اندفاع البخار الدخاني و الدم الصائر إلى الرئة.
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
فصل دوم: تشريح شريان وريدى
اولين چيزى كه از حفره چپ قلب رويش مى يابد دو شريان مى باشد:
۱. يكى از آن دو شريان براى استنشاق هواى لطيف و رساندن خونى كه تغذيه ريه را به عهده دارد از جانب قلب به سوى ريه مى رود و در آن توزيع مى گردد، زيرا گذرگاه غذارسانى به ريه قلب و از قلب به سوى ريه است.رويشگاه اين قسم (شريان وريدى) از باريك ترين بخش هاى قلب مى باشد و (اين رويشگاه) در جايى قرار دارد كه وريدها در آن به سوى قلب نفوذ مى كنند.
اين قسم بر خلاف ديگر شريانها يك لايه مى باشد لذا شريان وريدى ناميده مى شود، و آفرينش يك لايه آن به دليل اين است كه:
الف. نرم تر، روان تر و قابليت باز و بسته شدن بهترى داشته باشد.
ب. قابليت بهترى نسبت به تراوش آنچه (خون) از آن به سوى ريه تراوش مى شود داشته باشد، يعنى تراوش از خون لطيف بخارى كه با گوهر ريه مجانست دارد و در قلب به نهايت پختگى خود نزديك شده و ديگر به پخته شدن مجدد نياز ندارد، بر خلاف خون جارى در وريد اجوف كه به پخته شدن نياز دارد و پيرامون آن سخن خواهيم گفت، بويژه اين كه به سبب نزديكى محل آن (شريان وريدى) به قلب، نيروى حرارت نضج يافته به سهولت بدان مى رسد.
ج. عضوى كه اين شريان در آن ضربان دارد، عضوى نازك و سبك است بنا بر اين ترس از آسيب هنگام ضربان در آن وجود ندارد تا استحكام را برگزيند، لذا به اين دليل از استحكام جرم آن (شريان وريدى) بى نيازى احساس گرديد به گونه اى كه اين بى نيازى در مورد شريان هاى هم جوار با اعضاى سخت وجود ندارد، و وريد شريانى ، كه درباره آن سخن خواهيم گفت، گرچه (مانند شريان وريدى)هم جوار با ريه مى باشد ولى به انتهاى ريه كه به طرف پشت قرار دارد، مجاور مى باشد، شريان وريدى در بخش قدامى ريه فرو رفته و به صورت بخشها و شاخه هايى در آن پراكنده مى باشد.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
[قانون ابن سينا]
🌿الفصل الثاني تشريح الشريان الوريدي🌿
و أوّل ما ينبت من التجويف الأيسر شريانان: أحدهما يأتي الرئة و ينقسم فيها لاستنشاق النسيم و إيصال الدم الذي يغذو الرئة إلى الرئة من القلب، فإن ممر غذاء الرئة هو القلب، و من القلب يصل إلى الرئة، و منبت هذا القسم هو من أرق أجزاء القلب، و حيث تنفذ فيه الأوردة إليه، و هو ذو طبقة واحدة بخلاف سائر الشرايين، و لهذا يسمى الشريان الوريدي، و إنما خلق من طبقة واحدة ليكون ألين و أسلس و أطوع للانبساط و الانقباض و ليكون أطوع لترشح ما يترشح منه إلى الرئة من الدم اللطيف البخاري الملائم لجوهر الرئة الذي قد قارب كمال النضج في القلب. و ليس يحتاج إلى فضل نضج كحاجة الدم الجاري في الوريد الأجوف الذي نورده، و خصوصاً إذ مكانه من القلب قريب فتتأدى إليه قوته الحارة المنضجة بسهولة، و أيضاً فإن العضو الذي ينبض فيه عضو سخيف لا يخشى مصادمته لذلك السخيف عند النبض أن تؤثر فيه صلابته، فاستغنى لذلك عن تثخين لجرمه ما لا يستغنى عنه في كل ما يجاور من الشرايين سائر الأعضاء الصلبة.
و أما الوريد الشرياني الذي نذكره فإنه و إن كان مجاوراً للرئة فإنما يجاور منه مؤخره مما يلي الصلب و هذا الشريان الوريدي إنما يتفرق في مقدم الرئة و يغوص فيها و قد صار أجزاء و شعباً، بل إذا قيس بين حاجتي هذا الشريان إلى الوثاقة و إلى السلاسة المسهلة عليه الإنبساط و الانقباض، و رشح ما يرشح منه وجدت الحاجة إلى التسليس أمس منها إلى التوثيق و التثخين. و أما الشريان الآخر و هو الأكبر و يسميه" ارسطوطالس"، أورطي فأول ما ينبت من القلب يرسل شعبتين أكبرهما تستدير حول القلب و تتفرق في أجزائه، و الأصغر يستدير و يتفرق في التجويف الأيمن، و ما يبقى بعد الشعبتين، فإنه إذا انفصل انقسم قسمين: قسم أعظم مرشح للإنحدار، و قسم أصغر مرشح للإصعاد. و إنما خلق المرشح للإنحدار زائداً في مقداره على الآخر لأنه يؤم أعضاء هي أكثر عدداً و أعظم مقادير و هي الأعضاء الموضوعة دون القلب. و على مخرج أورطي أغشية ثلاثة صلبة هي من داخل إلى خارج. فلو كانت واحدة أو اثنتين لما كانت تبلغ المنفعة المقصودة فيها إلا بتعظيم مقداره أو مقدارها، فكانت الحركة تثقل بهما و لو كانت أربعة لصغرت جداً و بطلت منفعيتها و إن عظمت في مقاديرها ضيقت المسلك. و أما الشريان الوريدي فله غشاءان موليان إلى داخل و إنما اقتصر على اثنين إذ ليس هناك من الحاجة إلى إحكام السكن ما ههنا بل الحاجة هناك إلى السلاسة أكثر ليسهل اندفاع البخار الدخاني و الدم الصائر إلى الرئة.
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
فصل دوم: تشريح شريان وريدى
اولين چيزى كه از حفره چپ قلب رويش مى يابد دو شريان مى باشد:
۱. يكى از آن دو شريان براى استنشاق هواى لطيف و رساندن خونى كه تغذيه ريه را به عهده دارد از جانب قلب به سوى ريه مى رود و در آن توزيع مى گردد، زيرا گذرگاه غذارسانى به ريه قلب و از قلب به سوى ريه است.رويشگاه اين قسم (شريان وريدى) از باريك ترين بخش هاى قلب مى باشد و (اين رويشگاه) در جايى قرار دارد كه وريدها در آن به سوى قلب نفوذ مى كنند.
اين قسم بر خلاف ديگر شريانها يك لايه مى باشد لذا شريان وريدى ناميده مى شود، و آفرينش يك لايه آن به دليل اين است كه:
الف. نرم تر، روان تر و قابليت باز و بسته شدن بهترى داشته باشد.
ب. قابليت بهترى نسبت به تراوش آنچه (خون) از آن به سوى ريه تراوش مى شود داشته باشد، يعنى تراوش از خون لطيف بخارى كه با گوهر ريه مجانست دارد و در قلب به نهايت پختگى خود نزديك شده و ديگر به پخته شدن مجدد نياز ندارد، بر خلاف خون جارى در وريد اجوف كه به پخته شدن نياز دارد و پيرامون آن سخن خواهيم گفت، بويژه اين كه به سبب نزديكى محل آن (شريان وريدى) به قلب، نيروى حرارت نضج يافته به سهولت بدان مى رسد.
ج. عضوى كه اين شريان در آن ضربان دارد، عضوى نازك و سبك است بنا بر اين ترس از آسيب هنگام ضربان در آن وجود ندارد تا استحكام را برگزيند، لذا به اين دليل از استحكام جرم آن (شريان وريدى) بى نيازى احساس گرديد به گونه اى كه اين بى نيازى در مورد شريان هاى هم جوار با اعضاى سخت وجود ندارد، و وريد شريانى ، كه درباره آن سخن خواهيم گفت، گرچه (مانند شريان وريدى)هم جوار با ريه مى باشد ولى به انتهاى ريه كه به طرف پشت قرار دارد، مجاور مى باشد، شريان وريدى در بخش قدامى ريه فرو رفته و به صورت بخشها و شاخه هايى در آن پراكنده مى باشد.
بنابر آنچه گذشت هرگاه بين دو نياز اين شريان- يعنى نياز به استحكام و نياز به سلاستى كه باز و بسته شدن و تراوش آنچه تراوش مى شود به عهده آن است. - مقايسه اى صورت پذيرد، نياز به سلاست نسبت به استحكام و ستبرى جرم بيشتر احساس مى گردد.
۲. شريان ديگر كه بزرگ تر مى باشد و ارسطو طاليس آن را ائورتى ناميده است، در ابتداى رويش از قلب دو شاخه مى فرستد كه بزرگ ترين آن به دور سطح قلب دايره مى زند و در اجزاى آن پراكنده مى گردد، و شاخه كوچك تر، قلب را دور مى زند و در حفره راست قلب پراكنده مى گردد.تنه به جا مانده از شريان آئورت ى پس از دو شاخه ياد شده، از قلب جدا مى شود و به دو بخش تقسيم مى گردد: بخش بزرگ تر (آئورت نزولى) به سوى پايين شايستگى دارد سرازير گردد و بخش كوچك تر (آئورت صعودى) به سوى بالا شايستگى دارد صعود نمايد.
بخش شايسته به سوى پايين نسبت به ديگرى از قطر بيشترى آفريده شده است، زيرا اين بخش به سوى اعضايى از بدن گسيل مى گردد كه تعداد آن بيشتر و قطر آنها بزرگ تر است، و آن اعضايى از بدن مى باشد كه پايين قلب قرار گرفته اند.
بر محل خروج شريان اورتى سه غشاى سفت از داخل به سوى خارج وجود دارد، كه اگر تعداد آن يك يا دو عدد بود، فايده مورد نظر حاصل نمى گرديد مگر در صورت بزرگى قلبى رويش مى يابد و رباطٌّهاى آن از داخل قلب به سوى خارج كه داخل آئورت ى باشد مايل مى گردد اين موضع بهترين جا براى باز شدن هنگام انبساط شريان و دفع روح و خون از قلب مى باشد و براى بسته شدن تا از بازگشت خون به قلب جلوگيرى نمايد... شكل آن هنگام باز شدن مانند سين در كتابت يونانى مى باشد....
فايده مورد نظر چنانچه بيايد جلوگيرى از بازگشت خون شريانى به داخل بطن چپ قلب است. حجم يك غشا يا دو غشا كه در اين صورت، حركت سنگين مى گرديد؛ و اگر تعداد آن چهار عدد بود، جرم آن بسيار كوچك (باريك) مى شد و در اين صورت فايده آن منتفى مى گرديد و اگر جرم آن نيز بزرگ مى بود، مجراى آن تنگ مى گرديد.
شريان وريدى داراى دو غشاى رو به داخل مى باشد و در آن به وجود دو غشا بسنده گرديد، زيرا در خصوص شريان وريدى نياز به استحكام دريچه به اندازه نيازى كه در شريان اورتى احساس مى شود، نيست، بلكه نياز در شريان وريدى به سستى آن بيشتر احساس مى شود تا تخليه گاز دودى و خون جارى به ريه توسط شريان وريدى به سهولت انجام پذيرد.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
۲. شريان ديگر كه بزرگ تر مى باشد و ارسطو طاليس آن را ائورتى ناميده است، در ابتداى رويش از قلب دو شاخه مى فرستد كه بزرگ ترين آن به دور سطح قلب دايره مى زند و در اجزاى آن پراكنده مى گردد، و شاخه كوچك تر، قلب را دور مى زند و در حفره راست قلب پراكنده مى گردد.تنه به جا مانده از شريان آئورت ى پس از دو شاخه ياد شده، از قلب جدا مى شود و به دو بخش تقسيم مى گردد: بخش بزرگ تر (آئورت نزولى) به سوى پايين شايستگى دارد سرازير گردد و بخش كوچك تر (آئورت صعودى) به سوى بالا شايستگى دارد صعود نمايد.
بخش شايسته به سوى پايين نسبت به ديگرى از قطر بيشترى آفريده شده است، زيرا اين بخش به سوى اعضايى از بدن گسيل مى گردد كه تعداد آن بيشتر و قطر آنها بزرگ تر است، و آن اعضايى از بدن مى باشد كه پايين قلب قرار گرفته اند.
بر محل خروج شريان اورتى سه غشاى سفت از داخل به سوى خارج وجود دارد، كه اگر تعداد آن يك يا دو عدد بود، فايده مورد نظر حاصل نمى گرديد مگر در صورت بزرگى قلبى رويش مى يابد و رباطٌّهاى آن از داخل قلب به سوى خارج كه داخل آئورت ى باشد مايل مى گردد اين موضع بهترين جا براى باز شدن هنگام انبساط شريان و دفع روح و خون از قلب مى باشد و براى بسته شدن تا از بازگشت خون به قلب جلوگيرى نمايد... شكل آن هنگام باز شدن مانند سين در كتابت يونانى مى باشد....
فايده مورد نظر چنانچه بيايد جلوگيرى از بازگشت خون شريانى به داخل بطن چپ قلب است. حجم يك غشا يا دو غشا كه در اين صورت، حركت سنگين مى گرديد؛ و اگر تعداد آن چهار عدد بود، جرم آن بسيار كوچك (باريك) مى شد و در اين صورت فايده آن منتفى مى گرديد و اگر جرم آن نيز بزرگ مى بود، مجراى آن تنگ مى گرديد.
شريان وريدى داراى دو غشاى رو به داخل مى باشد و در آن به وجود دو غشا بسنده گرديد، زيرا در خصوص شريان وريدى نياز به استحكام دريچه به اندازه نيازى كه در شريان اورتى احساس مى شود، نيست، بلكه نياز در شريان وريدى به سستى آن بيشتر احساس مى شود تا تخليه گاز دودى و خون جارى به ريه توسط شريان وريدى به سهولت انجام پذيرد.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرحمن الرحیم
🔶الفصل الثالث تشريح الشريان الصاعد
أما الجزء الصاعد من جزأي أورطي، فإنه ينقسم إلى قسمين أكبرهما يأخذ مصعداً نحو اللثة، ثم يتورب إلى الجانب الأيمن حتى إذا بلغ اللحم الرخو التوثي الذي هناك انقسم ثلاثة أقسام: اثنان منها هما الشريانان المسميان بالسباتيين و يصعدان يمنة و يسرة مع الوداجين الغائرين اللذين نذكرهما بعد و يرافقانهما في الانقسام على ما نذكره بعد. و أمّا القسم الثالث فيتفرق في القص، و في الأضلاع الأول الخلص و الفقارات الستّ العلا من الرقبة و في نواحي الترقوة حتى يبلغ رأس الكتف ثم يجاوزه إلى أعضاء اليدين. و أما القسم الأصغر من قسمي أورطي الصاعد فانه يأخذ إلى ناحية الإبط و ينقسم انقسام الثالث من القسم الأكبر.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
🔶فصل سوم: تشريح شريان بالارو
شاخه بالارو (آئورت صعودى) از دو بخش شريان اورتى به دو شعبه جداگانه تقسيم مى شود: بزرگ ترين آن دو به طرف گودى سينه بالا مى رود، سپس با تمايل به سمت راست به گوشت نرمِ توتى شكل كه در آنجا قرار دارد، مى رسد و در آنجا به سه شاخه تقسيم مى گردد: دو شاخه از آن دو شريانى مى باشند كه سباتى نام گذارى شده اند و اين دو به سمت راست و چپ همراه با دو وريد عمقى وداج ((وريد جوگولار :Jugular Vein )) كه دربارة آن سخن خواهيم گفت،بالا مى روند، دو شريان سباتى با دو وريد وداج- چنانچه خواهيم گفت- در تقسيم شدن با هم مى باشند. شاخه سوم در جناغ سينه و دنده هاى خالص نخستين و در مهره هاى ششگانه فوقانى گردنى و در اطراف ترقوه پراكنده مى گردد تا به سر شانه مى رسد، سپس از آن عبور كرده به طرف اعضاى هر دو دست مى روند.شعبه كوچك تر از دو شعبة شريان ائورتىِ بالارو به سوى زير بغل مى رود و مانند شاخه سوم از شعبه بزرگ تر شريان ائورتى تقسيم مى پذيرد.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرحمن الرحیم
🔶الفصل الثالث تشريح الشريان الصاعد
أما الجزء الصاعد من جزأي أورطي، فإنه ينقسم إلى قسمين أكبرهما يأخذ مصعداً نحو اللثة، ثم يتورب إلى الجانب الأيمن حتى إذا بلغ اللحم الرخو التوثي الذي هناك انقسم ثلاثة أقسام: اثنان منها هما الشريانان المسميان بالسباتيين و يصعدان يمنة و يسرة مع الوداجين الغائرين اللذين نذكرهما بعد و يرافقانهما في الانقسام على ما نذكره بعد. و أمّا القسم الثالث فيتفرق في القص، و في الأضلاع الأول الخلص و الفقارات الستّ العلا من الرقبة و في نواحي الترقوة حتى يبلغ رأس الكتف ثم يجاوزه إلى أعضاء اليدين. و أما القسم الأصغر من قسمي أورطي الصاعد فانه يأخذ إلى ناحية الإبط و ينقسم انقسام الثالث من القسم الأكبر.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
🔶فصل سوم: تشريح شريان بالارو
شاخه بالارو (آئورت صعودى) از دو بخش شريان اورتى به دو شعبه جداگانه تقسيم مى شود: بزرگ ترين آن دو به طرف گودى سينه بالا مى رود، سپس با تمايل به سمت راست به گوشت نرمِ توتى شكل كه در آنجا قرار دارد، مى رسد و در آنجا به سه شاخه تقسيم مى گردد: دو شاخه از آن دو شريانى مى باشند كه سباتى نام گذارى شده اند و اين دو به سمت راست و چپ همراه با دو وريد عمقى وداج ((وريد جوگولار :Jugular Vein )) كه دربارة آن سخن خواهيم گفت،بالا مى روند، دو شريان سباتى با دو وريد وداج- چنانچه خواهيم گفت- در تقسيم شدن با هم مى باشند. شاخه سوم در جناغ سينه و دنده هاى خالص نخستين و در مهره هاى ششگانه فوقانى گردنى و در اطراف ترقوه پراكنده مى گردد تا به سر شانه مى رسد، سپس از آن عبور كرده به طرف اعضاى هر دو دست مى روند.شعبه كوچك تر از دو شعبة شريان ائورتىِ بالارو به سوى زير بغل مى رود و مانند شاخه سوم از شعبه بزرگ تر شريان ائورتى تقسيم مى پذيرد.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
مسیر علمی معرفت نفس
#علامه_حسن_زاده
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
دانلود رایگان جلسات معرفت نفس؛ فایلها و کتابها 👇
🌸🌺🌼 @Marefat786
#علامه_حسن_زاده
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
دانلود رایگان جلسات معرفت نفس؛ فایلها و کتابها 👇
🌸🌺🌼 @Marefat786
❤1👍1
بسم الله الرحمن الرحیم
الفصل الرابع تشريح الشريانين السباتيين
و كل واحد من الشريانين السباتيين ينقسم عند انتهائه إلى الرقبة إلى قسمين: قسم مقدم و واحد مؤخر، و المقدم ينقسم قسمين: قسم يستبطن فيأخذ إلى اللسان و العضل الباطنة من عضل الفك الأسفل، و قسم يستظهر و يرتقي إلى ما يلي قدام الأذنين إلى عضل الصدغين و يجاوزها بعد أن يخلف فيها شعباً كثيرة إلى قلَة الرأس، و تتلاقى أطراف اليمنى مع أطراف اليسرى منها. و أما الجزء الآخر فيتجزأ جزأين، و الأصغر منهما يرتقي كثره إلى خلف و يتفرَق في العضل المحيطة بمفصل الرأس، و بعضه يتوجه إلى قاعدة مؤخر الدماغ داخلًا في ثقب عظيم عند الدرز اللامي.
و أما الأكبر فيدخل قدام هذا الثقب في الثقب الذي في العظم الحجري إلى الشبكة، بل و تنتسج عنه الشبكة عروقاً في عروق و طبقات على طبقات من غضون على غضون من غير أن يمكن أخذ كل واحد منها بانفراده إلا ملتصقاً باخر مربوطاً به كالشبكة، و يتفرق قداماً و خلفاً و يمنةً و يسرةً و ينتشر في الشبكة، ثم يجتمع منها زوج كما كان أولًا و ينثقب له الغشاء و يرتقي إلى الدماغ و يتفرّق منه فيه الغشاء الرقيق، ثم في جرم الدماغ إلى بطونه و صفاق بطونه و يلاقي فوهات شعبها التي قد صعدت، ثم فوهات شعب العروق الوريدية النازلة و إنما أصعدت هذه و أنزلت تلك لأن تلك ساقية صابة للدم الذي أحسن أوضاع أوعيته الساقية أن تكون منتكسة الأطراف. و أما هذه فإنها تنفذ الروح و الروح لطيف متحرّك صاعد لا يحتاج إلى تنكيس وعائه حتى ينصب، بل إن فعل ذلك أدى إلى إفراط إستفراغ الدم الذي يصحبه و إلى عسر حركة الروح فيه لأن حركته إلى فوق أسهل. و بما في الروح من الحركة و اللطافة كفاية في أن ينبث منه في الدماغ ما يحتاج إليه و يسخنه و لهذا فرشت الشبكة تحت الدماغ فيتردّد الدم الشرياني و الروح فيها و يتشبه بمزاج الدماغ بعد النضج، ثم يتخلّص إلى الدماغ على تدريج و الشبكة موضوعة بين العظم و بين الغشاء الصلب.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل چهارم: تشريح وريدهاى دست
وريد شانه اى همان قيفال مى باشد، اول چيزى كه وقت رسيدن در برابر بازو از آن منشعب مى شود، رشته هايى است كه در سطح پوست و بخش هاى سطحى بازو پراكنده مى گردند، سپس در نزديكى مفصل آرنج به سه شاخه تقسيم مى شوند:
۱.حبل ذراع، رگى كه بر سطح زند بالا امتداد دارد، سپس به طرف خارجى متمایل به برآمدگى زند زيرين كشيده مى گردد و در پايين بخش هاى خارجى از مچ دست پراكنده مى شود؛
۲. رگ دوم به طرف محل خميدگى آرنج در سطح ساعد رو مى آورد و با رشته اى از وريد زير بغلى آميخته مى شود، پس از مجموع آن دو وريد اكحل تشكيل مى گردد؛
۳. رگ سوم در عمق (بازو) فرو مى رود و آن نيز در عمق با رشته اى از وريد زير بغلى آميخته مى گردد.
وريد زير بغلى، اول چيزى كه از آن منشعب مى گردد، رشته هايى است كه در عمق بازو فرو مى روند و در بين ماهيچه هاى موجود در آنجا پراكنده مىگردند و در آن ناپديد مى شوند، مگر رشته اى كه به ساعد مى رسد.
هرگاه وريد زير بغلى به نزديكى مفصل آرنج رسيد، به دو رشته تقسيم مى گردد: يك رشته در عمق فرو مى رود و به رشته عمقى از وريد قيفال متصل مى شود و اندكى با آن همراه مى گردد، سپس از هم جدا مى شوند، يكى رو به پايين به جانب داخلى فرود مى آيد تا به انگشت كوچك و انگشترى و نيمى از انگشت ميانى مى رسد و ديگرى رو به بالا مى رود و در بخش هاى خارجى دست كه با استخوان در تماس است، توزيع مى گردد.
رشته دوم از دو رشته زير بغلى نزد ساعد به شاخه هاى چهارگانه تقسيم مى شوند:
۱. شاخه اول در بخش هاى پايين ساعد به سوى مچ توزيع مى گردد؛
۲. شاخه دوم بالاتر از محل زير شاخه اول و مانند آن (به سوى مچ) توزيع مى گردد؛
۳. شاخه سوم در وسط ساعد مثل پيشين (به سوى مچ) توزيع مى گردد.
۴. شاخه چهارم كه بزرگ ترين آنها است (پس از پنهان و عمقى بودن) آشكار و به سطح پوست مى آيد، پس رشته اى را مى فرستد كه با رشته اى از وريد قيفال يكى مى گردد، پس از مجموع آن دو، وريد اكحل به وجود مى آيد. بقيه وريد زير بغلى همان وريد باسليق مى باشد و آن نيز مجدداً به عمق فرو مى رود.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
توضيح دربارة اكحل:
وريد اكحل از جانب داخلى(ساعد) شروع مى شود و روى زند فوقانى قرار مى گيرد، سپس رو به جانب خارجى مى نمايد و دو شاخه فرعى به صورت حرف لام يونانى منشعب مى گردد، جزء بالايى لام به سوى انتهاى زند فوقانى مى رود و در ادامه، آهنگ مچ دست مى نمايد و در پشت انگشت شست و بين آن و انگشت اشاره و در انگشت اشاره پراكنده مى گردد. جزء پايينى لام به سوى انتهاى زند تحتانى مى رود و به رشته هاى سه گانه اى تقسيم مى گردد:
الفصل الرابع تشريح الشريانين السباتيين
و كل واحد من الشريانين السباتيين ينقسم عند انتهائه إلى الرقبة إلى قسمين: قسم مقدم و واحد مؤخر، و المقدم ينقسم قسمين: قسم يستبطن فيأخذ إلى اللسان و العضل الباطنة من عضل الفك الأسفل، و قسم يستظهر و يرتقي إلى ما يلي قدام الأذنين إلى عضل الصدغين و يجاوزها بعد أن يخلف فيها شعباً كثيرة إلى قلَة الرأس، و تتلاقى أطراف اليمنى مع أطراف اليسرى منها. و أما الجزء الآخر فيتجزأ جزأين، و الأصغر منهما يرتقي كثره إلى خلف و يتفرَق في العضل المحيطة بمفصل الرأس، و بعضه يتوجه إلى قاعدة مؤخر الدماغ داخلًا في ثقب عظيم عند الدرز اللامي.
و أما الأكبر فيدخل قدام هذا الثقب في الثقب الذي في العظم الحجري إلى الشبكة، بل و تنتسج عنه الشبكة عروقاً في عروق و طبقات على طبقات من غضون على غضون من غير أن يمكن أخذ كل واحد منها بانفراده إلا ملتصقاً باخر مربوطاً به كالشبكة، و يتفرق قداماً و خلفاً و يمنةً و يسرةً و ينتشر في الشبكة، ثم يجتمع منها زوج كما كان أولًا و ينثقب له الغشاء و يرتقي إلى الدماغ و يتفرّق منه فيه الغشاء الرقيق، ثم في جرم الدماغ إلى بطونه و صفاق بطونه و يلاقي فوهات شعبها التي قد صعدت، ثم فوهات شعب العروق الوريدية النازلة و إنما أصعدت هذه و أنزلت تلك لأن تلك ساقية صابة للدم الذي أحسن أوضاع أوعيته الساقية أن تكون منتكسة الأطراف. و أما هذه فإنها تنفذ الروح و الروح لطيف متحرّك صاعد لا يحتاج إلى تنكيس وعائه حتى ينصب، بل إن فعل ذلك أدى إلى إفراط إستفراغ الدم الذي يصحبه و إلى عسر حركة الروح فيه لأن حركته إلى فوق أسهل. و بما في الروح من الحركة و اللطافة كفاية في أن ينبث منه في الدماغ ما يحتاج إليه و يسخنه و لهذا فرشت الشبكة تحت الدماغ فيتردّد الدم الشرياني و الروح فيها و يتشبه بمزاج الدماغ بعد النضج، ثم يتخلّص إلى الدماغ على تدريج و الشبكة موضوعة بين العظم و بين الغشاء الصلب.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل چهارم: تشريح وريدهاى دست
وريد شانه اى همان قيفال مى باشد، اول چيزى كه وقت رسيدن در برابر بازو از آن منشعب مى شود، رشته هايى است كه در سطح پوست و بخش هاى سطحى بازو پراكنده مى گردند، سپس در نزديكى مفصل آرنج به سه شاخه تقسيم مى شوند:
۱.حبل ذراع، رگى كه بر سطح زند بالا امتداد دارد، سپس به طرف خارجى متمایل به برآمدگى زند زيرين كشيده مى گردد و در پايين بخش هاى خارجى از مچ دست پراكنده مى شود؛
۲. رگ دوم به طرف محل خميدگى آرنج در سطح ساعد رو مى آورد و با رشته اى از وريد زير بغلى آميخته مى شود، پس از مجموع آن دو وريد اكحل تشكيل مى گردد؛
۳. رگ سوم در عمق (بازو) فرو مى رود و آن نيز در عمق با رشته اى از وريد زير بغلى آميخته مى گردد.
وريد زير بغلى، اول چيزى كه از آن منشعب مى گردد، رشته هايى است كه در عمق بازو فرو مى روند و در بين ماهيچه هاى موجود در آنجا پراكنده مىگردند و در آن ناپديد مى شوند، مگر رشته اى كه به ساعد مى رسد.
هرگاه وريد زير بغلى به نزديكى مفصل آرنج رسيد، به دو رشته تقسيم مى گردد: يك رشته در عمق فرو مى رود و به رشته عمقى از وريد قيفال متصل مى شود و اندكى با آن همراه مى گردد، سپس از هم جدا مى شوند، يكى رو به پايين به جانب داخلى فرود مى آيد تا به انگشت كوچك و انگشترى و نيمى از انگشت ميانى مى رسد و ديگرى رو به بالا مى رود و در بخش هاى خارجى دست كه با استخوان در تماس است، توزيع مى گردد.
رشته دوم از دو رشته زير بغلى نزد ساعد به شاخه هاى چهارگانه تقسيم مى شوند:
۱. شاخه اول در بخش هاى پايين ساعد به سوى مچ توزيع مى گردد؛
۲. شاخه دوم بالاتر از محل زير شاخه اول و مانند آن (به سوى مچ) توزيع مى گردد؛
۳. شاخه سوم در وسط ساعد مثل پيشين (به سوى مچ) توزيع مى گردد.
۴. شاخه چهارم كه بزرگ ترين آنها است (پس از پنهان و عمقى بودن) آشكار و به سطح پوست مى آيد، پس رشته اى را مى فرستد كه با رشته اى از وريد قيفال يكى مى گردد، پس از مجموع آن دو، وريد اكحل به وجود مى آيد. بقيه وريد زير بغلى همان وريد باسليق مى باشد و آن نيز مجدداً به عمق فرو مى رود.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
توضيح دربارة اكحل:
وريد اكحل از جانب داخلى(ساعد) شروع مى شود و روى زند فوقانى قرار مى گيرد، سپس رو به جانب خارجى مى نمايد و دو شاخه فرعى به صورت حرف لام يونانى منشعب مى گردد، جزء بالايى لام به سوى انتهاى زند فوقانى مى رود و در ادامه، آهنگ مچ دست مى نمايد و در پشت انگشت شست و بين آن و انگشت اشاره و در انگشت اشاره پراكنده مى گردد. جزء پايينى لام به سوى انتهاى زند تحتانى مى رود و به رشته هاى سه گانه اى تقسيم مى گردد:
👍1
۱. يك رشته به محلى بين انگشت ميانى و انگشت اشاره رو مى آورد و با رشته رگى كه از جزء بالايى لام به سوى انگشت اشاره آمده، پيوند مى خورد و آن دو رگ واحدى را تشكيل مى دهند.
۲. رشته دوم از آن مى آيد و آن وريد اسيلم مى باشد كه بين انگشت ميانى و انگشترى پراكنده مى گردد.
✅باسليق در سريانى به معناى ملك بزرگ است، اين وريد بزرگ ترين وريد در دست مى باشد.
(۲) لام در كتابت يونانى دو جزء دارد يكى به سوى بالا و جزء ديگر به سوى پايين، در اينجا جزء بالايى لام به سوى انتهاى زند فوقانى مىرود.
(۳) كلمه اسَيلم، تصغير اسلم مى باشد دليل نام گذارى آن به اسيلم اين است كه گاه يك وريد مجاور يا سوار بر عصب و شريانى قرار دارد لذا فصد آن با مخاطره مى باشد در بين وريدها، وريد زير بغلى اسلم (سالم ترين) عروق مى باشد و وريد اسيلم نيز از اين جهت امتياز دارد و چون از وريد زير بغلى كوچك تر است به اسيلم (اسلم كوچك تر) نام گذارى شده است (به نقل از جيلانى).
۳. رشته سوم به سوى انگشت انگشترى و كوچك، امتداد مى يابد، همه اين رشته هاى وريدى (براى تغذيه) در انگشتان دست توزيع مى گردند.
✅گفته شده قيفال تعريب شده كيفالس از لغت سريانى مى باشد كه به معناى انتها است زيرا اين وريد در انتهاى ذراع قرار دارد برخى نيز آن را تعريب شده از كيفالس به معناى سر مى دانند وريد سرى، زيرا فصد آن باعث پاك سازى سر مى گردد.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
۲. رشته دوم از آن مى آيد و آن وريد اسيلم مى باشد كه بين انگشت ميانى و انگشترى پراكنده مى گردد.
✅باسليق در سريانى به معناى ملك بزرگ است، اين وريد بزرگ ترين وريد در دست مى باشد.
(۲) لام در كتابت يونانى دو جزء دارد يكى به سوى بالا و جزء ديگر به سوى پايين، در اينجا جزء بالايى لام به سوى انتهاى زند فوقانى مىرود.
(۳) كلمه اسَيلم، تصغير اسلم مى باشد دليل نام گذارى آن به اسيلم اين است كه گاه يك وريد مجاور يا سوار بر عصب و شريانى قرار دارد لذا فصد آن با مخاطره مى باشد در بين وريدها، وريد زير بغلى اسلم (سالم ترين) عروق مى باشد و وريد اسيلم نيز از اين جهت امتياز دارد و چون از وريد زير بغلى كوچك تر است به اسيلم (اسلم كوچك تر) نام گذارى شده است (به نقل از جيلانى).
۳. رشته سوم به سوى انگشت انگشترى و كوچك، امتداد مى يابد، همه اين رشته هاى وريدى (براى تغذيه) در انگشتان دست توزيع مى گردند.
✅گفته شده قيفال تعريب شده كيفالس از لغت سريانى مى باشد كه به معناى انتها است زيرا اين وريد در انتهاى ذراع قرار دارد برخى نيز آن را تعريب شده از كيفالس به معناى سر مى دانند وريد سرى، زيرا فصد آن باعث پاك سازى سر مى گردد.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
👍1
Forwarded from ریاضیات؛ هیئت و نجوم
http://t.me/Marefat786
﷽
#فایل_کتب و #صوت_دروس
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را...
🌹 @Dissection786
🌼 @shahab_saqeb
🌺 @Astrology786
💐 @Reason786
🔥 @Saqeb786
☯ @Aresmatiq
⁉️ @Farazehn
«وَعَلَامَاتٍ ۚوَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ؛ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ
﷽
#فایل_کتب و #صوت_دروس
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را...
🌹 @Dissection786
🌼 @shahab_saqeb
🌺 @Astrology786
💐 @Reason786
🔥 @Saqeb786
☯ @Aresmatiq
⁉️ @Farazehn
«وَعَلَامَاتٍ ۚوَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ؛ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ
Telegram
معرفت نفس
﷽
#فایل_کتب و #صوت_دروس
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را...
🌹 @Dissection786
🌼 @shahab_saqeb
🌺 @Astrology786
💐 @Reason786
🔥 @Saqeb786
☯ @Aresmatiq
⁉️ @Farazehn
مجموعه فرهنگی ثاقب👇
Www.Shahab-saqeb.com
🌺 @Shahab_saqeb
#فایل_کتب و #صوت_دروس
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را...
🌹 @Dissection786
🌼 @shahab_saqeb
🌺 @Astrology786
💐 @Reason786
🔥 @Saqeb786
☯ @Aresmatiq
⁉️ @Farazehn
مجموعه فرهنگی ثاقب👇
Www.Shahab-saqeb.com
🌺 @Shahab_saqeb
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرحمن الرحیم
🍂الفصل الخامس تشريح الشريان النازل
و أما القسم النازل، فإنه يمضي أولًا على الاستقامة إلى أن يتدلَى على الفقرة الخامسة إذ وضعها بحذاء وضع رأس على القلب و هناك التوثة كالمسند و الدعامة له ليحول بينه و بين عظام الصلب و المري، إذا بلغ ذلك الموضع تنحّى عنه يمنة و لم يجاوزه ثم استقل متعلقاً بأغشية عند موافاته الحجاب لئلا يضايقه.
و هذا الشريان النازل إذا بلغ الفقرة الخامسة انحرف و انحدر إلى أسفل ممتداً على الصلب إلى أن يبلغ عظم العجز، و لما يحاذي الصدر و يمر به يخلف شعباً منها شعبة صغيرة دقيقة تتفرق في وعاء الرئة من الصدر، و تأتي أطرافه قصبة الرئة و لا يزال يخلف عند كل فقرة يمر بها شعبة حتى يصير إلى ما بين الأضلاع و النخاع، فإذا تجاوز الصدر تفرع منه شريانان يأتيان الحجاب و يتفرقان فيه يمنة و يسرة. و بعد ذلك يخلف شرياناً تتفرق شعبه في المعدة و الكبد و الطحال و يتخلَّص من الكبد شعبة إلى المثانة و ينبت بعد ذلك شريان يأتي الجداول التي حول الأمعاء الدقاق و قولون ثم من بعد ذلك ينفصل منه ثلاثة شرايين: الأصغر منها يخص الكلية اليسرى و يتفرق في لفاتها و ما يحيط بها من الأجسام و يفيدها الحياة، و الآخران يصيران إلى الكليتين لتجتذب الكلية منهما مائية الدم فإنهما كثيراً ما يجتذبان من المعدة و الأمعاء دماً غير نقي ثم ينفصل شريانان يأتيان الأنثيين، فالآتي إلى اليسرى منهما يستصحب دائماً قطعة من الآتي إلى الكلية اليسرى بل ربما كان منشأ ما يأتي الخصية اليسرى هو من الكلية اليسرى فقط، و الذي يأتي اليمنى يكون منشؤه دائماً من الشريان الأعظم و في الندرة ربما استصحب شيئاً مما يأتي الكلية اليمنى، ثم ينفصل من هذا الشريان الكبير شرايين تتفرق في جداول العروق التي حول المعي المستقيم و شعب تتفرق في النخاع و تدخل في ثقب الفقار و عروق تصير إلى الخاصرتين، و أخرى تأتي الأنثيين. و من جملة هذا زوج صغير ينتهي إلى القُبُلِ غير الذي نذكره بعد ذلك في الرجال و النساء و يخالط الأوردة، ثم إن هذا الشريان الكبير إذا بلغ آخر الفقار انقسم مع الوريد الذي يصحبه كما نذكره قسمين على هيئة اللام في كتابة اليونايين هكذا قسم يتيامن و قسم يتياسر و كل واحد منهما يمتطي عظم العجز آخذاً إلى الفخذين، و قبل موافاتهما الفخذ يخلف كل واحد منهما عرقاً يأخذ إلى المثانة و إلى السرّة و يلتقيان عند السرة و يظهران في الأجنة ظهوراً بيناً.
و أما في المستكملين فيكون قد جفّت أطرافهما و بقي أصلاهما فيتفرغّ منهما فروع تتفرّق في العضل الموضوعة على عظم العجز. و التي تأتي منها المثانة تنقسم فيه و تأتي أطرافه القضيب، و باقيه يأتي الرحم من النساء، و هو زوج صغير. و أما النازلان إلى الرجلين فإنهما يتشعبان في الفخذين شعبتين عظيمتين وحشيا و إنسياً. و الوحشي فيه أيضا ميل إلى الأنسيّ و يخلف شعباً في العضل الموضوعة هناك ثم ينحدر و يميل منها إلى قدَام شعبة كبيرة بين الإبهام و السبابة، و تستبطن باقيه و هي في أكبر أجزاء الرجل، تنفذ ممتدّة تحت الشعب الوريدية التي نذكرها بعد. فمن هذه الضوارب ما يوافق الأوردة كالإتيان من الكبد إلى السرة في أبدان الأجنة و شعب الضارب الوريدي و الضارب النافذ إلى الفقرة الخامسة و الصاعد إلى اللبة و المائل إلى الإبط و السباتيين حيث يتفرقان في الشبكة و المشيمة و التي تأتي الحجاب و النافذ إلى الكتف مع شعبة و التي تأتي المعدة و الكبد و الطحال و الأمعاء و الذي ينحدر من مراق البطن و العروق التي في عظم العجز وحده. و إذا رافق الشريان العضل الموضوعة على الوريد على الصلب امتطى الشريان الوريد ليكون أخسهما حاملًا للأشرف.
و أما في الأعضاء الظاهرة فإن الشريان يغور تحت الوريد ليكون أستر و أكنّ له و يكون الوريد له كالجنة و إنما استصحب الشرايين الأوردة لشيئين: أحدهما لترتبط الأوردة بالأغشية المجللة للشرايين، و تستقي مما بينهما من الأعضاء، و الآخر ليستقي كل واحد منهما من الآخر فاعلم ذلك.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرحمن الرحیم
🍂الفصل الخامس تشريح الشريان النازل
و أما القسم النازل، فإنه يمضي أولًا على الاستقامة إلى أن يتدلَى على الفقرة الخامسة إذ وضعها بحذاء وضع رأس على القلب و هناك التوثة كالمسند و الدعامة له ليحول بينه و بين عظام الصلب و المري، إذا بلغ ذلك الموضع تنحّى عنه يمنة و لم يجاوزه ثم استقل متعلقاً بأغشية عند موافاته الحجاب لئلا يضايقه.
و هذا الشريان النازل إذا بلغ الفقرة الخامسة انحرف و انحدر إلى أسفل ممتداً على الصلب إلى أن يبلغ عظم العجز، و لما يحاذي الصدر و يمر به يخلف شعباً منها شعبة صغيرة دقيقة تتفرق في وعاء الرئة من الصدر، و تأتي أطرافه قصبة الرئة و لا يزال يخلف عند كل فقرة يمر بها شعبة حتى يصير إلى ما بين الأضلاع و النخاع، فإذا تجاوز الصدر تفرع منه شريانان يأتيان الحجاب و يتفرقان فيه يمنة و يسرة. و بعد ذلك يخلف شرياناً تتفرق شعبه في المعدة و الكبد و الطحال و يتخلَّص من الكبد شعبة إلى المثانة و ينبت بعد ذلك شريان يأتي الجداول التي حول الأمعاء الدقاق و قولون ثم من بعد ذلك ينفصل منه ثلاثة شرايين: الأصغر منها يخص الكلية اليسرى و يتفرق في لفاتها و ما يحيط بها من الأجسام و يفيدها الحياة، و الآخران يصيران إلى الكليتين لتجتذب الكلية منهما مائية الدم فإنهما كثيراً ما يجتذبان من المعدة و الأمعاء دماً غير نقي ثم ينفصل شريانان يأتيان الأنثيين، فالآتي إلى اليسرى منهما يستصحب دائماً قطعة من الآتي إلى الكلية اليسرى بل ربما كان منشأ ما يأتي الخصية اليسرى هو من الكلية اليسرى فقط، و الذي يأتي اليمنى يكون منشؤه دائماً من الشريان الأعظم و في الندرة ربما استصحب شيئاً مما يأتي الكلية اليمنى، ثم ينفصل من هذا الشريان الكبير شرايين تتفرق في جداول العروق التي حول المعي المستقيم و شعب تتفرق في النخاع و تدخل في ثقب الفقار و عروق تصير إلى الخاصرتين، و أخرى تأتي الأنثيين. و من جملة هذا زوج صغير ينتهي إلى القُبُلِ غير الذي نذكره بعد ذلك في الرجال و النساء و يخالط الأوردة، ثم إن هذا الشريان الكبير إذا بلغ آخر الفقار انقسم مع الوريد الذي يصحبه كما نذكره قسمين على هيئة اللام في كتابة اليونايين هكذا قسم يتيامن و قسم يتياسر و كل واحد منهما يمتطي عظم العجز آخذاً إلى الفخذين، و قبل موافاتهما الفخذ يخلف كل واحد منهما عرقاً يأخذ إلى المثانة و إلى السرّة و يلتقيان عند السرة و يظهران في الأجنة ظهوراً بيناً.
و أما في المستكملين فيكون قد جفّت أطرافهما و بقي أصلاهما فيتفرغّ منهما فروع تتفرّق في العضل الموضوعة على عظم العجز. و التي تأتي منها المثانة تنقسم فيه و تأتي أطرافه القضيب، و باقيه يأتي الرحم من النساء، و هو زوج صغير. و أما النازلان إلى الرجلين فإنهما يتشعبان في الفخذين شعبتين عظيمتين وحشيا و إنسياً. و الوحشي فيه أيضا ميل إلى الأنسيّ و يخلف شعباً في العضل الموضوعة هناك ثم ينحدر و يميل منها إلى قدَام شعبة كبيرة بين الإبهام و السبابة، و تستبطن باقيه و هي في أكبر أجزاء الرجل، تنفذ ممتدّة تحت الشعب الوريدية التي نذكرها بعد. فمن هذه الضوارب ما يوافق الأوردة كالإتيان من الكبد إلى السرة في أبدان الأجنة و شعب الضارب الوريدي و الضارب النافذ إلى الفقرة الخامسة و الصاعد إلى اللبة و المائل إلى الإبط و السباتيين حيث يتفرقان في الشبكة و المشيمة و التي تأتي الحجاب و النافذ إلى الكتف مع شعبة و التي تأتي المعدة و الكبد و الطحال و الأمعاء و الذي ينحدر من مراق البطن و العروق التي في عظم العجز وحده. و إذا رافق الشريان العضل الموضوعة على الوريد على الصلب امتطى الشريان الوريد ليكون أخسهما حاملًا للأشرف.
و أما في الأعضاء الظاهرة فإن الشريان يغور تحت الوريد ليكون أستر و أكنّ له و يكون الوريد له كالجنة و إنما استصحب الشرايين الأوردة لشيئين: أحدهما لترتبط الأوردة بالأغشية المجللة للشرايين، و تستقي مما بينهما من الأعضاء، و الآخر ليستقي كل واحد منهما من الآخر فاعلم ذلك.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
🍂ورید اجوف پایین رو
اولين چيزى كه از وريد پايين رو با خروج از كبد و پيش از تكيه دادن بر پشت منشعب مى گردد، رشته هاى مويرگى «۱» مى باشد كه به سوى لايه هاى پوششى «۲» كليه راست مى رود و در آن و اجسام نزديك به آن پراكنده مى گردد و باعث تغذيه آنها مى شود، سپس رگ بزرگى از آن به سوى كليه چپ جدا مى شود و آن نيز «۳» به رگ هاى موئين منشعب مى گردد و در لايه پوششى كليه چپ و در اجسام نزديك به آن براى تغذيه پراكنده مى گردد، سپس دو رگ بزرگ به نام طالعان «۴» از آن منشعب مى شود كه براى تصفيه مائيت خون به سوى دو كليه گسيل مى گردد، زيرا كليه توسط آن دو رگ غذاى خود را، كه مائيت خون است، به دست مى آورد.
رگى از طالع چپ، به سوى بيضه چپ مردان و (تخمدان) زنان منشعب مى گردد، به همان گونه كه در شريانها آن را بيان كرديم و در اين انشعاب و پس از اين كه دو رگ به سوى بيضهها گسيل مى گردد. چيزى فرو گذار نمى شود. رگى كه به بيضه چپ مى رود، پيوسته رشته اى را از طالع چپ مى گيرد و گاه در برخى افراد منشأ هر دو از آن «۵» باشد، و رگى كه به بيضه راست مى رود گاه به ندرت اتفاق مى افتد كه رشته اى را از طالع راست اخذ نمايد، ليكن در بيشتر اوقات با آن رشته آميختگى ندارد.
__ پانوشت ۱ تا ۵ 👇
(۱) وجود رشته هاى مويى به دليل آن است كه بر سطح كليه پوشش چربى وجود دارد و چربى از خون رقيق آبكى به وجود مى آيد و خون رقيق آبكى از رگ هاى مويى عبور مى كند.
(۲) مقصود از «لفائف كليه» در عبارت قانون لايه هاى چربى پوشاننده كليه مى باشد. چنانچه در اسنل مى گويد: در خارج از كپسول فيبروز، پوششى از چربى به نام چربى اطراف كليوى (چربى پرى رنال (fat Prerenal )وجود دارد.
(۳) با رسيدن به كليه چپ به رشته هاى مويى تقسيم مى گردد.
(۴) چنانچه قبلا اشاره شد به آن «بربخ» به معناى دهليز اطلاق مى شود.
(۵) يعنى منشأ هر دو، طالع چپ باشد و منشأ ديگرى نداشته باشد.
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
در دو رگى كه از كليه به سوى بيضهها فرستاده مى شود، مجرايى براى نضج منى وجود دارد و در اثر آن از رنگ سرخ به رنگ سفيد تغيير مى يابد، (اين نضج) به دليل زيادى پيچ و خم اين عروق و زيادى دوران منى در آن مى باشد و نيز همراهى آنچه از كمر مى آيد، بيشترين اين رگ (دو مجراى رو به بيضه ها) در آلت و گردن رحم و آنچه در بحث از شريانها بيان كرديم، پنهان مى گردد.
پس از رويش دو طالع و رشته هاى آن، بقيه وريد اجوف پايين رو از نزديك «۱» بر استخوان پشت تكيه مى نمايد و شروع به پايين رفتن مى كند و نزد هر مهره اى رشته هايى منشعب مى شوند كه به درون مهره وارد مى گردند و در بين ماهيچه هاى واقع در آن پراكنده مى شوند، پس از آن، رگ هايى منشعب مى شوند كه به طرف لگن خاصره مى روند و به ماهيچه هاى شكم منتهى مى گردند، سپس رگ هايى كه از شكاف مهره اى وارد نخاع مى شوند با رسيدن به انتهاى مهرهها «۲» به دو بخش «۳» تقسيم مى گردد، هر يك از ديگرى به سمت چپ و راست دور مى شوند، و در برابر ران قرار مى گيرند.
از هر يك از آن دو رگ پيش از رسيدن به ران، ده دسته وريد «۴» منشعب مى گردد:
۱. دسته اول از آن به سوى دو ماهيچه پشت (متنان) مى روند؛
۲. دسته دوم كه رشته هاى باريك و مويرگى دارد به سوى برخى بخش هاى پايين صفاق (نزديك كمر) مى رود؛
۳. دسته سوم در ماهيچه هاى واقع بر استخوان خاجى پراكنده مى گردد؛
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
اولين چيزى كه از وريد پايين رو با خروج از كبد و پيش از تكيه دادن بر پشت منشعب مى گردد، رشته هاى مويرگى «۱» مى باشد كه به سوى لايه هاى پوششى «۲» كليه راست مى رود و در آن و اجسام نزديك به آن پراكنده مى گردد و باعث تغذيه آنها مى شود، سپس رگ بزرگى از آن به سوى كليه چپ جدا مى شود و آن نيز «۳» به رگ هاى موئين منشعب مى گردد و در لايه پوششى كليه چپ و در اجسام نزديك به آن براى تغذيه پراكنده مى گردد، سپس دو رگ بزرگ به نام طالعان «۴» از آن منشعب مى شود كه براى تصفيه مائيت خون به سوى دو كليه گسيل مى گردد، زيرا كليه توسط آن دو رگ غذاى خود را، كه مائيت خون است، به دست مى آورد.
رگى از طالع چپ، به سوى بيضه چپ مردان و (تخمدان) زنان منشعب مى گردد، به همان گونه كه در شريانها آن را بيان كرديم و در اين انشعاب و پس از اين كه دو رگ به سوى بيضهها گسيل مى گردد. چيزى فرو گذار نمى شود. رگى كه به بيضه چپ مى رود، پيوسته رشته اى را از طالع چپ مى گيرد و گاه در برخى افراد منشأ هر دو از آن «۵» باشد، و رگى كه به بيضه راست مى رود گاه به ندرت اتفاق مى افتد كه رشته اى را از طالع راست اخذ نمايد، ليكن در بيشتر اوقات با آن رشته آميختگى ندارد.
__ پانوشت ۱ تا ۵ 👇
(۱) وجود رشته هاى مويى به دليل آن است كه بر سطح كليه پوشش چربى وجود دارد و چربى از خون رقيق آبكى به وجود مى آيد و خون رقيق آبكى از رگ هاى مويى عبور مى كند.
(۲) مقصود از «لفائف كليه» در عبارت قانون لايه هاى چربى پوشاننده كليه مى باشد. چنانچه در اسنل مى گويد: در خارج از كپسول فيبروز، پوششى از چربى به نام چربى اطراف كليوى (چربى پرى رنال (fat Prerenal )وجود دارد.
(۳) با رسيدن به كليه چپ به رشته هاى مويى تقسيم مى گردد.
(۴) چنانچه قبلا اشاره شد به آن «بربخ» به معناى دهليز اطلاق مى شود.
(۵) يعنى منشأ هر دو، طالع چپ باشد و منشأ ديگرى نداشته باشد.
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
در دو رگى كه از كليه به سوى بيضهها فرستاده مى شود، مجرايى براى نضج منى وجود دارد و در اثر آن از رنگ سرخ به رنگ سفيد تغيير مى يابد، (اين نضج) به دليل زيادى پيچ و خم اين عروق و زيادى دوران منى در آن مى باشد و نيز همراهى آنچه از كمر مى آيد، بيشترين اين رگ (دو مجراى رو به بيضه ها) در آلت و گردن رحم و آنچه در بحث از شريانها بيان كرديم، پنهان مى گردد.
پس از رويش دو طالع و رشته هاى آن، بقيه وريد اجوف پايين رو از نزديك «۱» بر استخوان پشت تكيه مى نمايد و شروع به پايين رفتن مى كند و نزد هر مهره اى رشته هايى منشعب مى شوند كه به درون مهره وارد مى گردند و در بين ماهيچه هاى واقع در آن پراكنده مى شوند، پس از آن، رگ هايى منشعب مى شوند كه به طرف لگن خاصره مى روند و به ماهيچه هاى شكم منتهى مى گردند، سپس رگ هايى كه از شكاف مهره اى وارد نخاع مى شوند با رسيدن به انتهاى مهرهها «۲» به دو بخش «۳» تقسيم مى گردد، هر يك از ديگرى به سمت چپ و راست دور مى شوند، و در برابر ران قرار مى گيرند.
از هر يك از آن دو رگ پيش از رسيدن به ران، ده دسته وريد «۴» منشعب مى گردد:
۱. دسته اول از آن به سوى دو ماهيچه پشت (متنان) مى روند؛
۲. دسته دوم كه رشته هاى باريك و مويرگى دارد به سوى برخى بخش هاى پايين صفاق (نزديك كمر) مى رود؛
۳. دسته سوم در ماهيچه هاى واقع بر استخوان خاجى پراكنده مى گردد؛
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
۴. دسته چهارم در بين ماهيچه هاى مقعد و سطح خاجى پراكنده مى گردد؛
۵. دسته پنجم به سوى گردن رحم در زنان رو مى آورد و در آن و آنچه مرتبط با آن است پراكنده مى گردد، و در ادامه به مثانه مى رسد، سپس رشته اى كه آهنگ رفتن به سوى مثانه را دارد به دو شاخه تقسيم مى گردد:
__ پانوشت 👇
(۱) بدون پيمودن فاصله زياد.
(۲) مهره هاى كمرى و گفته شده خاجى مقصود است.
(۳) به شكل لام يونانى.
(۴) در برخى نسخهها طبقات ده گانه تعبير مى شود به دليل تفاوت آنها با يكديگر در جرم و در برخى ازواج ده گانه، زيرا هر دسته زوج وريد مى باشند.
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
يك شاخه در مثانه منتشر مى گردد و شاخه ديگر به سوى گردن مثانه مى رود و اين شاخه به دليل وجود آلت در مردان بسيار بزرگ مى باشد و در زنان كوچك است.
از رگ هايى كه از اطراف به سوى رحم مى آيند
رشته هايى منشعب مى گردند كه به طرف پستان بالا مى روند تا بدين وسيله رحم با پستان مشاركت «۱» داشته باشد."۲"
۶. دسته ششم به سوى ماهيچه هاى واقع بر استخوان شرمگاه رو مى آورد؛
۷. دسته هفتم به سوى ماهيچه هاى واقع به صورت مستقيم بر طول شكم بالا مى رود و اين رگها به انتهاى رگ هايى كه گفتيم در سينه، به سوى مراق شكم سرازير است، متصل مى باشند و از ريشه اين رگها در زنان، رگ هايى خارج مى شوند كه به سوى رحم گسيل مى گردند «۳»؛
۸. دسته هشتم به طرف جلو (قُبُل) از مردان و زنان مى آيد؛
۹. دسته نهم به سوى ماهيچه هاى درون ران مى آيد و در آن پراكنده مى گردد؛
۱۰. دسته دهم از قسمت حالب، آشكارا به سوى خاصره مى آيد و به انتهاى رگهاى سرازير شده بويژه از پستان ها، متصل مى گردد و از مجموع آنها رشته اى بزرگ به سوى بيضهها «۴» مى رود.
آنچه از آن (دهم) به جا مى ماند به سوى ران مى رود، پس در آن به صورت شاخه و رشته هايى متفرع مى گردد، يكى از آنها در ماهيچه هاى جلوى ران؛ و شاخه ديگر در
__ پانوشت 👇
(۱) فايده اين مشاركت در اين است كه خون طمث كه غذاى جنين است تبديل به شير مى گردد و از اين طريق به پستان منتقل مى شود.
(۲) عبارت («والعروق التى تاتى الرحم... » ترجمه: از رگ هايى كه از اطراف به سوى رحم مى آيند رشته هايى منشعب مى گردد... ) جالينوس در جوامع مى گويد: «مشاركت رحم با پستان بدين شاخه هفتم است، » و اين رگها را به زبان يونانى «مغسانا» گويند و تفسير آن به تازى ذات الرأسين باشد يعنى دو سر. (ذخيره، ص ۴۴)
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
۵. دسته پنجم به سوى گردن رحم در زنان رو مى آورد و در آن و آنچه مرتبط با آن است پراكنده مى گردد، و در ادامه به مثانه مى رسد، سپس رشته اى كه آهنگ رفتن به سوى مثانه را دارد به دو شاخه تقسيم مى گردد:
__ پانوشت 👇
(۱) بدون پيمودن فاصله زياد.
(۲) مهره هاى كمرى و گفته شده خاجى مقصود است.
(۳) به شكل لام يونانى.
(۴) در برخى نسخهها طبقات ده گانه تعبير مى شود به دليل تفاوت آنها با يكديگر در جرم و در برخى ازواج ده گانه، زيرا هر دسته زوج وريد مى باشند.
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
يك شاخه در مثانه منتشر مى گردد و شاخه ديگر به سوى گردن مثانه مى رود و اين شاخه به دليل وجود آلت در مردان بسيار بزرگ مى باشد و در زنان كوچك است.
از رگ هايى كه از اطراف به سوى رحم مى آيند
رشته هايى منشعب مى گردند كه به طرف پستان بالا مى روند تا بدين وسيله رحم با پستان مشاركت «۱» داشته باشد."۲"
۶. دسته ششم به سوى ماهيچه هاى واقع بر استخوان شرمگاه رو مى آورد؛
۷. دسته هفتم به سوى ماهيچه هاى واقع به صورت مستقيم بر طول شكم بالا مى رود و اين رگها به انتهاى رگ هايى كه گفتيم در سينه، به سوى مراق شكم سرازير است، متصل مى باشند و از ريشه اين رگها در زنان، رگ هايى خارج مى شوند كه به سوى رحم گسيل مى گردند «۳»؛
۸. دسته هشتم به طرف جلو (قُبُل) از مردان و زنان مى آيد؛
۹. دسته نهم به سوى ماهيچه هاى درون ران مى آيد و در آن پراكنده مى گردد؛
۱۰. دسته دهم از قسمت حالب، آشكارا به سوى خاصره مى آيد و به انتهاى رگهاى سرازير شده بويژه از پستان ها، متصل مى گردد و از مجموع آنها رشته اى بزرگ به سوى بيضهها «۴» مى رود.
آنچه از آن (دهم) به جا مى ماند به سوى ران مى رود، پس در آن به صورت شاخه و رشته هايى متفرع مى گردد، يكى از آنها در ماهيچه هاى جلوى ران؛ و شاخه ديگر در
__ پانوشت 👇
(۱) فايده اين مشاركت در اين است كه خون طمث كه غذاى جنين است تبديل به شير مى گردد و از اين طريق به پستان منتقل مى شود.
(۲) عبارت («والعروق التى تاتى الرحم... » ترجمه: از رگ هايى كه از اطراف به سوى رحم مى آيند رشته هايى منشعب مى گردد... ) جالينوس در جوامع مى گويد: «مشاركت رحم با پستان بدين شاخه هفتم است، » و اين رگها را به زبان يونانى «مغسانا» گويند و تفسير آن به تازى ذات الرأسين باشد يعنى دو سر. (ذخيره، ص ۴۴)
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
(۳) در عبارت «و از ريشه اين رگها در زنان» نيز اختلاف در تقديم و تأخير وجود دارد و در نسخه آملى وجود ندارد، در نسخه بولاق در دسته هفتم آورده شده، ليكن اين عبارت با عبارت پيشين «از رگ هايى كه از اطراف... » در ارتباط مى باشد لذا در واقع بايد در يك دسته ذكر شود دسته پنجم يا دسته هفتم.
(۴) در نسخه تهران و جيلانى (الأليتين) دارد يعنى دنبه، مقصود سرين است .
🔹🔸🔻🔸🔹🔻🔹🔸🔻
ماهيچه هاى پايين ران و بخش داخلى آن به صورت عمقى منتشر مى شود و شاخه هاى بسيار ديگرى كه در عمق ران پراكنده مى گردد.
آنچه پس از همه اينها به جا مى ماند وقتى اندكى به وسط مفصل زانو رسيد (و هنوز در عمق آن فرو نرفته) به سه رشته تقسيم مى گردد:
۱. رشته خارجى از آن بر نازك نى به سوى مفصل قوزك پا امتداد پيدا مى كند.
۲. رشته اى كه در وسط (بين داخلى و خارجى) واقع است در محل خم شدن زانو (زير زانو) به سوى پايين امتداد مى يابد، و شاخه هايى را در ماهيچه درون ساق به جا مى گذارد و به دو شعبه تقسيم مى شود:
الف. يك شعبه در اجزاى داخلى ساق پنهان مى شود.
ب. شعبه دوم به طرف وسط دو نى «۱» مى آيد
در حالى كه به جلوى پا كشيده مى شود و با شاخه اى از وريد خارجى كه ذكر شد، مختلط مى گردد.
۳. رشته سوم كه به سمت داخل بدن است به سوى محل بى گوشت ساق «۲» گرايش دارد، سپس به طرف قوزك و برآمدگى درشت نى كشيده مى شود و به سوى داخلى گام پايين مى آيد و اين وريد صافن «۳» مى باشد.
در واقع اين سه شعبه وريد چهار شعبه گرديده است، دو عدد خارجى كه به سوى گام از قسمت نازك نى آمده اند و دو عدد داخلى، پس يكى از شعبه هاى خارجى روى گام قرار گرفته و در بخش هاى فوقانى انگشت كوچك پراكنده شده است و شعبه دوم از خارجى كه با رشته خارجى از قسم داخلى كه ذكر شده مختلط بوده و در بخش هاى پايينى گام پراكنده مى باشند، اين تعداد وريدهاى بدن بود. آنچه ارائه شد تشريح اعضاى مفرد بود و تشريح اعضاى آلى (مركّب) بدن هر يك را در گفتارى كه شامل حالات و درمان آنهاست بيان خواهيم كرد، اينك به يارى خداى بزرگ درباره نيروها ابتداى سخن مى نماييم.
پانوشت 👇
۱.در نسخه آملى «العصبتين» دارد يعنى، وسط دو عصب.
(۲) محل بى گوشت از ساق، نزديك قوزك پا مى باشد.
(۳) وريد صافنوس (Saphenousvein )آنچه بيان شده با صافنوس كوچك مطابق مى باشد.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
(۴) در نسخه تهران و جيلانى (الأليتين) دارد يعنى دنبه، مقصود سرين است .
🔹🔸🔻🔸🔹🔻🔹🔸🔻
ماهيچه هاى پايين ران و بخش داخلى آن به صورت عمقى منتشر مى شود و شاخه هاى بسيار ديگرى كه در عمق ران پراكنده مى گردد.
آنچه پس از همه اينها به جا مى ماند وقتى اندكى به وسط مفصل زانو رسيد (و هنوز در عمق آن فرو نرفته) به سه رشته تقسيم مى گردد:
۱. رشته خارجى از آن بر نازك نى به سوى مفصل قوزك پا امتداد پيدا مى كند.
۲. رشته اى كه در وسط (بين داخلى و خارجى) واقع است در محل خم شدن زانو (زير زانو) به سوى پايين امتداد مى يابد، و شاخه هايى را در ماهيچه درون ساق به جا مى گذارد و به دو شعبه تقسيم مى شود:
الف. يك شعبه در اجزاى داخلى ساق پنهان مى شود.
ب. شعبه دوم به طرف وسط دو نى «۱» مى آيد
در حالى كه به جلوى پا كشيده مى شود و با شاخه اى از وريد خارجى كه ذكر شد، مختلط مى گردد.
۳. رشته سوم كه به سمت داخل بدن است به سوى محل بى گوشت ساق «۲» گرايش دارد، سپس به طرف قوزك و برآمدگى درشت نى كشيده مى شود و به سوى داخلى گام پايين مى آيد و اين وريد صافن «۳» مى باشد.
در واقع اين سه شعبه وريد چهار شعبه گرديده است، دو عدد خارجى كه به سوى گام از قسمت نازك نى آمده اند و دو عدد داخلى، پس يكى از شعبه هاى خارجى روى گام قرار گرفته و در بخش هاى فوقانى انگشت كوچك پراكنده شده است و شعبه دوم از خارجى كه با رشته خارجى از قسم داخلى كه ذكر شده مختلط بوده و در بخش هاى پايينى گام پراكنده مى باشند، اين تعداد وريدهاى بدن بود. آنچه ارائه شد تشريح اعضاى مفرد بود و تشريح اعضاى آلى (مركّب) بدن هر يك را در گفتارى كه شامل حالات و درمان آنهاست بيان خواهيم كرد، اينك به يارى خداى بزرگ درباره نيروها ابتداى سخن مى نماييم.
پانوشت 👇
۱.در نسخه آملى «العصبتين» دارد يعنى، وسط دو عصب.
(۲) محل بى گوشت از ساق، نزديك قوزك پا مى باشد.
(۳) وريد صافنوس (Saphenousvein )آنچه بيان شده با صافنوس كوچك مطابق مى باشد.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرحمن الرحیم
امراض چشم
برد (گل مژه)
یک ضایعه اضافی پلک از نوع عفونی و التهابی از نوع آبسه استافیلوکوکی است که دو نوع میباشد یک نوع آن داخلی است که به ملتحمه سر باز میکند و نوع دوم آن خارجی است که به خارج پوست یا حاشیه پلک می چسبد راه علاج آن در صورتی که در ابتدای بیماری باشد گذاشتن داروهای رساننده دمل و کمپرس بخار یا آب گرم روی ضماد است که بزودی سر باز کند. ضماد رساننده می تواند ترکیبی از تخم مرو و گل ختمی و آویشن و اسفرزه باشد که با شیر داغ یا آب جوش خمیر شده و روی پلک نهاده شود و روی آن بسته و نرم نگهداشته تا سر باز کند. سپس با با دمکرده آویشن شستشو گردد زالو درمانی برای از بین بردن صفرای اضافی و التهاب به تعداد ۲ یا ۳ عدد زالوی ریز زیر پلک کمک شایانی در از بین بردن گل مژه محسوب می شود.
مژه کج و مژه زیادی
درمان این ضایعه به کمک ۲ تا ۳ عدد زالوی ریز همراه با دستورهای دارویی طب سنتی مفید می باشد.
سلاق
کناره پلک کلفت و غلیظ میشود و مژه ها ریزش میکند درمان آن با ضماد سرد و نرم کننده و ضد التهاب همراه با انداختن ۲ تا ۳ عدد زالوی ریز نزدیک پلک ممکن می شود.
شرناق
ورم و زیادتی است در پلک بالا که درمان آن مانند درمان سلاق است.
جرب
ورم و درشتی چشم است که پلک ها را نیز در بر میگیرد همراه با داروهای گیاهی گندزدا انداختن چند عدد زالوی ریز اطراف پلک ها به درمان بیماری کمک می کند.
سبل
پرده ای شبیه به خطوط در هم بافته که مانع دید میشود و علت آن را از امتلاء سر و مغز و غلبه خون در همان نواحی و بزرگ شدن رگ های چشم بر شمرده اند و علاج آن با مصرف داروهای گیاهی و شیاف معروفی بنام احمر میباشد که زالودرمانی کمک شایانی به تأثیر شیاف احمر میکند و هر بار انداختن ۲ تا ۳ عدد زالوی ریز زیر پلک هر چشم کافی است.
خیالات
گرچه علت این بیماری از سوء عملکرد معده و نفوذ بخارات معده میباشد اما در کنار درمان معده انداختن چند زالوی ریز کنار پلک پایینی چشم مفید است. بیمار در مقابل چشم چیزهایی شبیه مگس و پشه و غیر و میبیند.
عشا (شبکوری)
زالودرمانی به تعداد ۲ تا ۳ عدد اطراف چشم برای نفوذ و تأثیر هرچه بیشتر داروهای معالج شب کوری مفید است. بیمار مبتلا به شب کوری شبها دچار ضعف دید شدید میشود درمان آن غیر از زالو درمانی استفاده مداوم از سورمه، قطره های تقویت کننده چشم و چکاندن آب جگر کباب شده بز است.
جهر (روزکوری)
زالودرمانی مانند درمان شب کوری است. در این بیماری ضعف دید برعکس شب کوری است و درمانهای شب کوری بجز جگر بز انجام شود.
💠 پیک شفا 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
ضعف دید
زالوی پشت گوش را به تعداد هر گوش ۱۰ عدد بیاندازید و ۲۰ تا ۲۵ روز بعد روی شقیقه ها انتهای خارجی ابرو ۲ تا ۳ عدد زالو بیاندازید. داروهای معالج ضعف دید اگر همراه با سورمهها و قطره های چشم مصرف شود بسیار مؤثر است.
دمعه (آبریزش و خارش چشم)مانند ضعف دید عمل می کنیم.
آب مروارید
مانند ضعف دید عمل میکنیم و مرتب قطره زعفران در چشم می چکانیم.
بر آمدن چشم و فشارخون چشم
زالودرمانی با مصرف داروهای گیاهی و زالو درمانی آن طور که در درمان ضعف دید گفتیم مؤثر است .
امراض گوش
طنين، وزوز و آواز گوش
پشت هر گوش پس از پاکسازی بدن از خلط غالب ۱۰ عدد زالو متناسب با توان بیمار میاندازیم و با روغنهایی مانند روغن حنظل و یا روغن همیشه بهار به تدریج آواز گوش را از بین میبریم.
عفونت و درد گوش صفراوی و یا صفرا و سودای ترکیبی
باید تا ۷ شب هر شب داخل گوش قطره روغن حنظل و یا همیشه بهار و آب تازه پیاز بچکانید پس از آن غیر از چکاندن آب پیاز و روغن هر شب قبل از خواب گوش پاک کن را با کمی عسل آغشته کنید و مقداری پودر انزروت روی آن بپاشید و آن را در گوش طوری که پرده گوش آسیب نبیند قرار دهید تا صبح بماند؛ با این کار جرمها و عفونتها جذب شده و بیرون می آید. زالودرمانی پشت گوش در کنار داروهای منضج و مسهل خلط غالب و چکاندن روغن حنظل و مانند آن درد گوش را از میان می برد.
زخم گوش
شستشوی گوش با داروهای گیاهی ترمیم زخم گوش و پاکسازی بدن از خلط غالب و زالودرمانی پشت گوش و زیر لاله گوش زخم گوش را از میان میبرد.
💠 پیک شفا 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرحمن الرحیم
امراض چشم
برد (گل مژه)
یک ضایعه اضافی پلک از نوع عفونی و التهابی از نوع آبسه استافیلوکوکی است که دو نوع میباشد یک نوع آن داخلی است که به ملتحمه سر باز میکند و نوع دوم آن خارجی است که به خارج پوست یا حاشیه پلک می چسبد راه علاج آن در صورتی که در ابتدای بیماری باشد گذاشتن داروهای رساننده دمل و کمپرس بخار یا آب گرم روی ضماد است که بزودی سر باز کند. ضماد رساننده می تواند ترکیبی از تخم مرو و گل ختمی و آویشن و اسفرزه باشد که با شیر داغ یا آب جوش خمیر شده و روی پلک نهاده شود و روی آن بسته و نرم نگهداشته تا سر باز کند. سپس با با دمکرده آویشن شستشو گردد زالو درمانی برای از بین بردن صفرای اضافی و التهاب به تعداد ۲ یا ۳ عدد زالوی ریز زیر پلک کمک شایانی در از بین بردن گل مژه محسوب می شود.
مژه کج و مژه زیادی
درمان این ضایعه به کمک ۲ تا ۳ عدد زالوی ریز همراه با دستورهای دارویی طب سنتی مفید می باشد.
سلاق
کناره پلک کلفت و غلیظ میشود و مژه ها ریزش میکند درمان آن با ضماد سرد و نرم کننده و ضد التهاب همراه با انداختن ۲ تا ۳ عدد زالوی ریز نزدیک پلک ممکن می شود.
شرناق
ورم و زیادتی است در پلک بالا که درمان آن مانند درمان سلاق است.
جرب
ورم و درشتی چشم است که پلک ها را نیز در بر میگیرد همراه با داروهای گیاهی گندزدا انداختن چند عدد زالوی ریز اطراف پلک ها به درمان بیماری کمک می کند.
سبل
پرده ای شبیه به خطوط در هم بافته که مانع دید میشود و علت آن را از امتلاء سر و مغز و غلبه خون در همان نواحی و بزرگ شدن رگ های چشم بر شمرده اند و علاج آن با مصرف داروهای گیاهی و شیاف معروفی بنام احمر میباشد که زالودرمانی کمک شایانی به تأثیر شیاف احمر میکند و هر بار انداختن ۲ تا ۳ عدد زالوی ریز زیر پلک هر چشم کافی است.
خیالات
گرچه علت این بیماری از سوء عملکرد معده و نفوذ بخارات معده میباشد اما در کنار درمان معده انداختن چند زالوی ریز کنار پلک پایینی چشم مفید است. بیمار در مقابل چشم چیزهایی شبیه مگس و پشه و غیر و میبیند.
عشا (شبکوری)
زالودرمانی به تعداد ۲ تا ۳ عدد اطراف چشم برای نفوذ و تأثیر هرچه بیشتر داروهای معالج شب کوری مفید است. بیمار مبتلا به شب کوری شبها دچار ضعف دید شدید میشود درمان آن غیر از زالو درمانی استفاده مداوم از سورمه، قطره های تقویت کننده چشم و چکاندن آب جگر کباب شده بز است.
جهر (روزکوری)
زالودرمانی مانند درمان شب کوری است. در این بیماری ضعف دید برعکس شب کوری است و درمانهای شب کوری بجز جگر بز انجام شود.
💠 پیک شفا 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
ضعف دید
زالوی پشت گوش را به تعداد هر گوش ۱۰ عدد بیاندازید و ۲۰ تا ۲۵ روز بعد روی شقیقه ها انتهای خارجی ابرو ۲ تا ۳ عدد زالو بیاندازید. داروهای معالج ضعف دید اگر همراه با سورمهها و قطره های چشم مصرف شود بسیار مؤثر است.
دمعه (آبریزش و خارش چشم)مانند ضعف دید عمل می کنیم.
آب مروارید
مانند ضعف دید عمل میکنیم و مرتب قطره زعفران در چشم می چکانیم.
بر آمدن چشم و فشارخون چشم
زالودرمانی با مصرف داروهای گیاهی و زالو درمانی آن طور که در درمان ضعف دید گفتیم مؤثر است .
امراض گوش
طنين، وزوز و آواز گوش
پشت هر گوش پس از پاکسازی بدن از خلط غالب ۱۰ عدد زالو متناسب با توان بیمار میاندازیم و با روغنهایی مانند روغن حنظل و یا روغن همیشه بهار به تدریج آواز گوش را از بین میبریم.
عفونت و درد گوش صفراوی و یا صفرا و سودای ترکیبی
باید تا ۷ شب هر شب داخل گوش قطره روغن حنظل و یا همیشه بهار و آب تازه پیاز بچکانید پس از آن غیر از چکاندن آب پیاز و روغن هر شب قبل از خواب گوش پاک کن را با کمی عسل آغشته کنید و مقداری پودر انزروت روی آن بپاشید و آن را در گوش طوری که پرده گوش آسیب نبیند قرار دهید تا صبح بماند؛ با این کار جرمها و عفونتها جذب شده و بیرون می آید. زالودرمانی پشت گوش در کنار داروهای منضج و مسهل خلط غالب و چکاندن روغن حنظل و مانند آن درد گوش را از میان می برد.
زخم گوش
شستشوی گوش با داروهای گیاهی ترمیم زخم گوش و پاکسازی بدن از خلط غالب و زالودرمانی پشت گوش و زیر لاله گوش زخم گوش را از میان میبرد.
💠 پیک شفا 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
👍1
بسم الله الرحمن الرحیم
شربت سکنجبین شکری اقتباس از کتاب (قانون)
شکر تصفیه نشده را در دیگ بریز و سرکه بسیار تند و پرمایه بر آن بریز مقدار سر که آنقدر باشد که سرکه روی آن را بگیرد. مگر آنکه بخواهیم زیاد ترش نباشد که در این صورت سرکه را هر چند که بخواهیم کمتر میریزیم روی شعله ملایم بجوشانید تا شکر کاملا حل شود. کف بالا آمده را مرتب با کاسه مسی برچیده و دور می ریزیم.
ولی نباید شکر و سرکه را هم بزنیم پس از تمام شدن کف مقداری آب جوشیده سرد شده بر آن اضافه می کنیم و آنقدر روی شعله می جوشانیم تا قوام گیرد و غلیظ شود.
هنگام مصرف یک لیوان آب را با مقداری از این سکنجبین شیرین کرده میل کنید.در دستورات پاکسازی ۱۵ روزه که در کتب پیک شفا آورده ایم هر روز صبح : ناشتا تناول کرده و بعد از ظهر با مسهل عام و رژیم غذایی ادامه میدهیم : تا اخلاط اضافی بدن پاکسازی شود.
شربت سیب
مقوی معده و قلب ضعیف و آرام کننده تپش قلب است و اشتها را تقویت می کند. آب سیب تازه ۵۰۰ گرم را روی شعله ملایم آنقدر بجوشانید تا نیمی از آن بخار شود.
از پارچه صافی ریز بگذرانید و ۱۲ ساعت در حرارت معمولی مایل به خنک نگهداری کنید. روی شعله ملایم قرار دهید تا نیمی دیگر کم شود باز هم از صافی پارچه ای ریز بگذرانید و مجددا جوشیدن را ادامه دهید تا غلیظ شود اگر میخواهید شیرین تر شود هنگام آخرین جوشش مقداری شکر یا عسل به آن اضافه کرده و پس از قوام آمدن در جای خنک نگهداری کنید. مقدار مصرف آن در هر روز ۲ الی ۳ قاشق غذاخوری است که در یک استکان یا لیوان آب حل کرده میل کنید.
شربت فواکه ضد صرع
ضد تشنج بوده و برای صرع کودکان نافع است.
عرقیات:
گل گاوزبان، پرسیاوشان، اسطوخودوس، بسفاویج افتیمون بهار نارنج، نعناع از هر کدام یک شیشه.
آب میوه ها:
سیب، به، انگور سیاه از گیل آلو قطره طلا کاملا رسیده، شیره توت شیره انگور از هر کدام ۲۵۰ گرم.
طرز تهیه:
آب میوه ها و عرقیات را ۱۰ دقیقه روی شعله ملایم بجوشانید سپس مقداری عسل و یا شکر و یا قند به اندازه ای که شیرین شود وارد کرده و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید.
نصف قاشق چایخوری زعفران سائیده اضافه و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید. در یخچال نگهداری کنید. روزانه بین ۱ تا ۳ استکان میل کنید.
شربت فواکه ضد صرع کودکان
۷ شیشه گلاب، نصف شیشه عرق نعناع.
۵۲۵ گرم قرقات ، ۱۷۵۰ گرم آب سیب.
گلاب را داغ کرده تا به حد جوش برسد قرقات را اضافه کنید و در ظرف لعابی استیل و یا پیرکس ریخته و درب آن را کاملا ببندید ۲۴ ساعت بعد عصاره کشی کرده و تفاله آن را دور بریزید. آب سیب و عرقیات را مخلوط کرده و به مدت ۱۰ دقیقه بجوشانید. نبات یا عسل را وارد کنید و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید، سپس نصف قاشق چایخوری زعفران اضافه و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید. در یخچال نگهداری کرده. روزی ۳ بار هر بار یک قاشق چایخوری تا مرباخوری به کودک بخورانید با رعایت نسبت مواد اولیه را می توانید به میزان دلخواه کاهش دهید تا از فاسد شدن شربت در اثر طول مدت نگهداری جلوگیری شود.
شربت فواکه عفونت کلیه
عرقیات:
خارشتر، خارخاسک، آویشن، گزنه شوید گل ختمی مرزه یا گل گاوزبان از هر کدام یک شیشه.
💠 پیک شفا 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
🌸🌺🌼 @Dissection786
شربت سکنجبین شکری اقتباس از کتاب (قانون)
شکر تصفیه نشده را در دیگ بریز و سرکه بسیار تند و پرمایه بر آن بریز مقدار سر که آنقدر باشد که سرکه روی آن را بگیرد. مگر آنکه بخواهیم زیاد ترش نباشد که در این صورت سرکه را هر چند که بخواهیم کمتر میریزیم روی شعله ملایم بجوشانید تا شکر کاملا حل شود. کف بالا آمده را مرتب با کاسه مسی برچیده و دور می ریزیم.
ولی نباید شکر و سرکه را هم بزنیم پس از تمام شدن کف مقداری آب جوشیده سرد شده بر آن اضافه می کنیم و آنقدر روی شعله می جوشانیم تا قوام گیرد و غلیظ شود.
هنگام مصرف یک لیوان آب را با مقداری از این سکنجبین شیرین کرده میل کنید.در دستورات پاکسازی ۱۵ روزه که در کتب پیک شفا آورده ایم هر روز صبح : ناشتا تناول کرده و بعد از ظهر با مسهل عام و رژیم غذایی ادامه میدهیم : تا اخلاط اضافی بدن پاکسازی شود.
شربت سیب
مقوی معده و قلب ضعیف و آرام کننده تپش قلب است و اشتها را تقویت می کند. آب سیب تازه ۵۰۰ گرم را روی شعله ملایم آنقدر بجوشانید تا نیمی از آن بخار شود.
از پارچه صافی ریز بگذرانید و ۱۲ ساعت در حرارت معمولی مایل به خنک نگهداری کنید. روی شعله ملایم قرار دهید تا نیمی دیگر کم شود باز هم از صافی پارچه ای ریز بگذرانید و مجددا جوشیدن را ادامه دهید تا غلیظ شود اگر میخواهید شیرین تر شود هنگام آخرین جوشش مقداری شکر یا عسل به آن اضافه کرده و پس از قوام آمدن در جای خنک نگهداری کنید. مقدار مصرف آن در هر روز ۲ الی ۳ قاشق غذاخوری است که در یک استکان یا لیوان آب حل کرده میل کنید.
شربت فواکه ضد صرع
ضد تشنج بوده و برای صرع کودکان نافع است.
عرقیات:
گل گاوزبان، پرسیاوشان، اسطوخودوس، بسفاویج افتیمون بهار نارنج، نعناع از هر کدام یک شیشه.
آب میوه ها:
سیب، به، انگور سیاه از گیل آلو قطره طلا کاملا رسیده، شیره توت شیره انگور از هر کدام ۲۵۰ گرم.
طرز تهیه:
آب میوه ها و عرقیات را ۱۰ دقیقه روی شعله ملایم بجوشانید سپس مقداری عسل و یا شکر و یا قند به اندازه ای که شیرین شود وارد کرده و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید.
نصف قاشق چایخوری زعفران سائیده اضافه و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید. در یخچال نگهداری کنید. روزانه بین ۱ تا ۳ استکان میل کنید.
شربت فواکه ضد صرع کودکان
۷ شیشه گلاب، نصف شیشه عرق نعناع.
۵۲۵ گرم قرقات ، ۱۷۵۰ گرم آب سیب.
گلاب را داغ کرده تا به حد جوش برسد قرقات را اضافه کنید و در ظرف لعابی استیل و یا پیرکس ریخته و درب آن را کاملا ببندید ۲۴ ساعت بعد عصاره کشی کرده و تفاله آن را دور بریزید. آب سیب و عرقیات را مخلوط کرده و به مدت ۱۰ دقیقه بجوشانید. نبات یا عسل را وارد کنید و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید، سپس نصف قاشق چایخوری زعفران اضافه و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید. در یخچال نگهداری کرده. روزی ۳ بار هر بار یک قاشق چایخوری تا مرباخوری به کودک بخورانید با رعایت نسبت مواد اولیه را می توانید به میزان دلخواه کاهش دهید تا از فاسد شدن شربت در اثر طول مدت نگهداری جلوگیری شود.
شربت فواکه عفونت کلیه
عرقیات:
خارشتر، خارخاسک، آویشن، گزنه شوید گل ختمی مرزه یا گل گاوزبان از هر کدام یک شیشه.
💠 پیک شفا 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
🌸🌺🌼 @Dissection786
آب میوه ها
انگور، پرتقال، نارنگی ،غوره هویج یا زردک آب تخم و لرد داخل خیار سالادی، ترنج از هر کدام ۲۵۰ گرم.
طرز تهیه:
آب میوه ها و عرقیات را ۱۰ دقیقه روی شعله ملایم بجوشانید سپس مقداری عسل و یا شکر و یا قند به اندازه ای که شیرین شود وارد کرده و ۱۰ دقیقه در دیگر بجو بجوشانید.
نصف قاشق چایخوری زعفران سائیده اضافه و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید در یخچال نگهداری کنید روزانه بین ۱ تا ۳ استکان میل کنید.
شربت فواکه ضد غلظت خون
کبد را از گرمای حار محافظت کرده و بدن را خنک نموده و خارش و التهاب پوست را نافع است. خون را رقیق کرده و تأثیر حجامت و خون درمانی را دو چندان می کند.
عرقیات:
خارشتر، خارخاسک، گشنیز ،بید، کاسنی، شنبلیله بیدمشک از هر کدام یک شیشه.
آب میوه ها: پرتقال گریپ فوروت ،گوجه فرنگی گوجه سبز ،انار انگور گس مزه، سیب از هر کدام ۲۵۰ گرم.
طرز تهیه:
آب میوه ها و عرقیات را ۱۰ دقیقه روی شعله ملایم بجوشانید سپس مقداری عسل و یا شکر و یا قند به اندازه ای که شیرین شود وارد کرده و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید.
نصف قاشق چایخوری زعفران سائیده اضافه و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید در یخچال نگهداری کنید روزانه بین ۱ تا ۳ استکان میل کنید.
شربت غوره
برای خنک کردن معده گرم و گرگرفتگی و بیماریهایی که از اخلاط اضافی گرم برمیخیزد بسیار خوب است: نیم کیلو آب غوره تازه را بگیر و روی شعله ملایم بجوشان تا نیمی از آن بخار شود از پارچه صافی بگذران و یک شب در حرارت معمولی نگهداری کن، سپس مقداری شکر را به اندازه ای که میخواهی شیرین شود به آن اضافه کن یک قاشق چایخوری میخک ساییده و نصف استکان رب انار را مخلوط کن و در کیسه نخی ببند و در دیگ بیانداز و روی شعله ملایم باز هم بجوشان تا قوام آید. سرد که شد در یخچال یا جای خنک نگهداری کن روزانه هر بار چند قاشق آن را با کمی آب مخلوط و نوش جان كن.
شربت غوره دیگر
این شربت کم و بیش با همان خواص راحت تر تهیه میشود:یک صد گرم آب غوره تازه را با ۵۰ گرم شکر یا قند روی شعله ملایم آنقدر بجوشان تا قوام آمده غلیظ گردد. روزی ۳ قاشق چایخوری تا چندین قاشق غذاخوری به مقدار نیاز با آب خنک مخلوط و میل کنید.
شربت فواکه ضد فشار خون
همانطور که در کتاب زالو درمانی توضیح داده شده زالو درمانی ضد فشار خون در کنار شربتهای فواکه درمان قاطع این بیماری
می باشد. عرقیات:
برگ گردو، برگ ،زیتون ،بید ،کاسنی گشنیز گل ختمی همیشه بهار از هر کدام یک شیشه.
آب میوه ها
سیب، هندوانه، آناناس ،لیموشیرین غوره یا توت سیاه گریپ فوروت کیوی از هر کدام ۲۵۰ گرم.
طرز تهیه:
آب میوه ها و عرقیات را ۱۰ دقیقه روی شعله ملایم بجوشانید سپس یک صد گرم طباشیر نیم کوب شده را در یک کیسه نخی یا کتانی بسته وارد کرده و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید نصف قاشق چایخوری زعفران سائیده اضافه و ۱۰ دقیقه دیگر جوشیده شود. در یخچال نگهداری کنید روزانه بین ۱ تا ۳ استکان میل کنید.
💠 پیک شفا 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
🌸🌺🌼 @Dissection786
انگور، پرتقال، نارنگی ،غوره هویج یا زردک آب تخم و لرد داخل خیار سالادی، ترنج از هر کدام ۲۵۰ گرم.
طرز تهیه:
آب میوه ها و عرقیات را ۱۰ دقیقه روی شعله ملایم بجوشانید سپس مقداری عسل و یا شکر و یا قند به اندازه ای که شیرین شود وارد کرده و ۱۰ دقیقه در دیگر بجو بجوشانید.
نصف قاشق چایخوری زعفران سائیده اضافه و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید در یخچال نگهداری کنید روزانه بین ۱ تا ۳ استکان میل کنید.
شربت فواکه ضد غلظت خون
کبد را از گرمای حار محافظت کرده و بدن را خنک نموده و خارش و التهاب پوست را نافع است. خون را رقیق کرده و تأثیر حجامت و خون درمانی را دو چندان می کند.
عرقیات:
خارشتر، خارخاسک، گشنیز ،بید، کاسنی، شنبلیله بیدمشک از هر کدام یک شیشه.
آب میوه ها: پرتقال گریپ فوروت ،گوجه فرنگی گوجه سبز ،انار انگور گس مزه، سیب از هر کدام ۲۵۰ گرم.
طرز تهیه:
آب میوه ها و عرقیات را ۱۰ دقیقه روی شعله ملایم بجوشانید سپس مقداری عسل و یا شکر و یا قند به اندازه ای که شیرین شود وارد کرده و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید.
نصف قاشق چایخوری زعفران سائیده اضافه و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید در یخچال نگهداری کنید روزانه بین ۱ تا ۳ استکان میل کنید.
شربت غوره
برای خنک کردن معده گرم و گرگرفتگی و بیماریهایی که از اخلاط اضافی گرم برمیخیزد بسیار خوب است: نیم کیلو آب غوره تازه را بگیر و روی شعله ملایم بجوشان تا نیمی از آن بخار شود از پارچه صافی بگذران و یک شب در حرارت معمولی نگهداری کن، سپس مقداری شکر را به اندازه ای که میخواهی شیرین شود به آن اضافه کن یک قاشق چایخوری میخک ساییده و نصف استکان رب انار را مخلوط کن و در کیسه نخی ببند و در دیگ بیانداز و روی شعله ملایم باز هم بجوشان تا قوام آید. سرد که شد در یخچال یا جای خنک نگهداری کن روزانه هر بار چند قاشق آن را با کمی آب مخلوط و نوش جان كن.
شربت غوره دیگر
این شربت کم و بیش با همان خواص راحت تر تهیه میشود:یک صد گرم آب غوره تازه را با ۵۰ گرم شکر یا قند روی شعله ملایم آنقدر بجوشان تا قوام آمده غلیظ گردد. روزی ۳ قاشق چایخوری تا چندین قاشق غذاخوری به مقدار نیاز با آب خنک مخلوط و میل کنید.
شربت فواکه ضد فشار خون
همانطور که در کتاب زالو درمانی توضیح داده شده زالو درمانی ضد فشار خون در کنار شربتهای فواکه درمان قاطع این بیماری
می باشد. عرقیات:
برگ گردو، برگ ،زیتون ،بید ،کاسنی گشنیز گل ختمی همیشه بهار از هر کدام یک شیشه.
آب میوه ها
سیب، هندوانه، آناناس ،لیموشیرین غوره یا توت سیاه گریپ فوروت کیوی از هر کدام ۲۵۰ گرم.
طرز تهیه:
آب میوه ها و عرقیات را ۱۰ دقیقه روی شعله ملایم بجوشانید سپس یک صد گرم طباشیر نیم کوب شده را در یک کیسه نخی یا کتانی بسته وارد کرده و ۱۰ دقیقه دیگر بجوشانید نصف قاشق چایخوری زعفران سائیده اضافه و ۱۰ دقیقه دیگر جوشیده شود. در یخچال نگهداری کنید روزانه بین ۱ تا ۳ استکان میل کنید.
💠 پیک شفا 💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
🌸🌺🌼 @Dissection786
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹الجملة الخامسة الأوردة و هي خمسة فصول
🔹🔹الفصل الأول صفة الأوردة
أما العروق الساكنة، فإن منبت جميعها من الكبد و أول ما ينبت من الكبد عرقان: أحدهما من الجانب المقعر، و أكثر منفعته في جذب الغذاء إلى الكبد و يسمى الباب، و الآخر من الجانب المحدب و منفعته إيصال الغذاء من الكبد إلى الأعضاء و يسمى الأجوف.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرحمن الرحیم
🔸آموزش ششم درباره قوا و افعال و آن مشتمل بر يك گفتار و يك فصل مى باشد.
🔸گفتار پيرامون قوا و آن شش فصل مى باشد.
🔸🔸فصل اول:
🔵سخنى كلى پيرامون اجناس نيروها
بدان كه نيروها و كنشها هر يك به وسيله ديگرى شناخته مى شوند، زيرا هر نيرو در بدن، سرمنشأ فعل و كنشى است و هر فعلى نيز از نيرويى در بدن صادر مى گردد و لذا ما آن دو بحث را در ضمن يك آموزش گرد آورديم.
اجناس (سرشاخه هاى) نيروها و افعال صادر از آن، نزد طبيبان سه دسته مى باشند:
۱. جنس قواى نفسانى ؛ ۲. جنس قواى طبيعى ؛ ۳. جنس قواى حيوانى .
بسيارى از فيلسوفان و همه طبيبان، بويژه جالينوس، بر اين باورند كه هر يك از قواى سه گانه داراى عضوى رئيسى در بدن مى باشند كه آن عضو، كانون (براى توليد) آن نيرو بوده و منشأ صدور افعال آن شمرده مى شود. بنا بر اين معتقدند: جايگاه و منشأ صدور افعال نيروى نفسانى در بدن، «مغز» ميباشد و نيروى طبيعى خود دو گونه مى باشد: يك گونه از آن هدفش صيانت از شخص و اداره وى مى باشد و آن سامان بخشيدن در كار تغذيه بدن در مدت حيات و رشد دادن بدن تا پايان رشد است. جايگاه اين گونه و منشأ صدور فعل آن در بدن، «كبد» مى باشد؛ گونه دوم از نيروى طبيعى هدفش حفاظت از نسل است و آن سامان در كار توليد مثل مى باشد تا از آميزه هاى بدن، گوهر نطفه را مجزا ساخته، سپس به اذن خالق متعال آن را مصوّر گرداند؛ جايگاه و منشأ صدور افعال آن در بدن، «بيضه ها» مى باشد.
نيروى حيوانى آن است كه كار روح را كه راهوار حسّ و حركت است، سامان بخشد و روح را آماده براى پذيرش آن دو (حس و حركت) هر آن گاه كه در مغز به وجود آيند، گرداند و روح را چنان گرداند كه حيات را به آنچه (عضوى كه) در آن جريان دارد، ببخشد، جايگاه و منشأ صدور فعل نيروى حيوانى در بدن «قلب» مى باشد.
فيلسوف دانشمند ارسطوتاليس بر اين باور است كه منشأ همه اين نيروها در بدن تنها «قلب» مى باشد، جز اين كه منشأهاى ياد شده (عضوها) صرفاً براى تظاهر كنش هاى نخستين آن تصور مى گردد، چنانچه (از باب مثال) منشأ حس و ادراك نزد طبيبان تنها مغز مى باشد ولى براى هر حسى عضو جداى از مغز وجود دارد كه فعل در آن تظاهر مى يابد، البته اگر بخواهيم از حقيقت امر جستجو كنيم، ديدگاه ارسطوتاليس را درست مى يابيم و گفته هاى ديگران از مقدمات اقناعى غير ضرورى گرفته شده است كه تنها از ظواهر امر پيروى نموده اند، ولى طبيب از آنجا كه طبيب است نبايد به دنبال شناخت نظريه درست از اين دو مقوله باشد، بلكه اين امر بر عهده فيلسوف يا دانشمند طبيعى است و طبيب اگر برايش ثابت شده كه اعضاى ياد شده منشأهاى صدور اين نيروها مى باشند، ديگر بر عهده او نيست از لحاظ فن پزشكى به دنبال اين مدعا باشد كه اين نيرو از منشأ ديگرى كه پيش از آن است ناشى مى گردد يا خير، ليكن ندانستن اين مطلب براى فيلسوف بخشودنى نمى باشد.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹الجملة الخامسة الأوردة و هي خمسة فصول
🔹🔹الفصل الأول صفة الأوردة
أما العروق الساكنة، فإن منبت جميعها من الكبد و أول ما ينبت من الكبد عرقان: أحدهما من الجانب المقعر، و أكثر منفعته في جذب الغذاء إلى الكبد و يسمى الباب، و الآخر من الجانب المحدب و منفعته إيصال الغذاء من الكبد إلى الأعضاء و يسمى الأجوف.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
بسم الله الرحمن الرحیم
🔸آموزش ششم درباره قوا و افعال و آن مشتمل بر يك گفتار و يك فصل مى باشد.
🔸گفتار پيرامون قوا و آن شش فصل مى باشد.
🔸🔸فصل اول:
🔵سخنى كلى پيرامون اجناس نيروها
بدان كه نيروها و كنشها هر يك به وسيله ديگرى شناخته مى شوند، زيرا هر نيرو در بدن، سرمنشأ فعل و كنشى است و هر فعلى نيز از نيرويى در بدن صادر مى گردد و لذا ما آن دو بحث را در ضمن يك آموزش گرد آورديم.
اجناس (سرشاخه هاى) نيروها و افعال صادر از آن، نزد طبيبان سه دسته مى باشند:
۱. جنس قواى نفسانى ؛ ۲. جنس قواى طبيعى ؛ ۳. جنس قواى حيوانى .
بسيارى از فيلسوفان و همه طبيبان، بويژه جالينوس، بر اين باورند كه هر يك از قواى سه گانه داراى عضوى رئيسى در بدن مى باشند كه آن عضو، كانون (براى توليد) آن نيرو بوده و منشأ صدور افعال آن شمرده مى شود. بنا بر اين معتقدند: جايگاه و منشأ صدور افعال نيروى نفسانى در بدن، «مغز» ميباشد و نيروى طبيعى خود دو گونه مى باشد: يك گونه از آن هدفش صيانت از شخص و اداره وى مى باشد و آن سامان بخشيدن در كار تغذيه بدن در مدت حيات و رشد دادن بدن تا پايان رشد است. جايگاه اين گونه و منشأ صدور فعل آن در بدن، «كبد» مى باشد؛ گونه دوم از نيروى طبيعى هدفش حفاظت از نسل است و آن سامان در كار توليد مثل مى باشد تا از آميزه هاى بدن، گوهر نطفه را مجزا ساخته، سپس به اذن خالق متعال آن را مصوّر گرداند؛ جايگاه و منشأ صدور افعال آن در بدن، «بيضه ها» مى باشد.
نيروى حيوانى آن است كه كار روح را كه راهوار حسّ و حركت است، سامان بخشد و روح را آماده براى پذيرش آن دو (حس و حركت) هر آن گاه كه در مغز به وجود آيند، گرداند و روح را چنان گرداند كه حيات را به آنچه (عضوى كه) در آن جريان دارد، ببخشد، جايگاه و منشأ صدور فعل نيروى حيوانى در بدن «قلب» مى باشد.
فيلسوف دانشمند ارسطوتاليس بر اين باور است كه منشأ همه اين نيروها در بدن تنها «قلب» مى باشد، جز اين كه منشأهاى ياد شده (عضوها) صرفاً براى تظاهر كنش هاى نخستين آن تصور مى گردد، چنانچه (از باب مثال) منشأ حس و ادراك نزد طبيبان تنها مغز مى باشد ولى براى هر حسى عضو جداى از مغز وجود دارد كه فعل در آن تظاهر مى يابد، البته اگر بخواهيم از حقيقت امر جستجو كنيم، ديدگاه ارسطوتاليس را درست مى يابيم و گفته هاى ديگران از مقدمات اقناعى غير ضرورى گرفته شده است كه تنها از ظواهر امر پيروى نموده اند، ولى طبيب از آنجا كه طبيب است نبايد به دنبال شناخت نظريه درست از اين دو مقوله باشد، بلكه اين امر بر عهده فيلسوف يا دانشمند طبيعى است و طبيب اگر برايش ثابت شده كه اعضاى ياد شده منشأهاى صدور اين نيروها مى باشند، ديگر بر عهده او نيست از لحاظ فن پزشكى به دنبال اين مدعا باشد كه اين نيرو از منشأ ديگرى كه پيش از آن است ناشى مى گردد يا خير، ليكن ندانستن اين مطلب براى فيلسوف بخشودنى نمى باشد.
💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
👍2
💠 طبابت طیّب
🔹 پزشكان و داروسازان باید مستحضر باشند كه چشمشان تنها به ره آورد علمی آزمایش روی موش و امثال موش نباشد.
ما یك طب داریم و یك بِیطاری؛ اگر چیزی را روی موشِ آزمایشگاه آزمایش كردند اگر چیزی را روی حیوان آزمایش كردند، این برای بِیطار سند علمی است اما برای طبیب هرگز سند علمی نیست مگر در بخش ضعیفش.
🔹 توضیح این مطلب این است كه اگر انسان همین بدن محض بود همین ماده صرف بود همین عناصر و ابزار بدنی بود، محصول علمی آزمایش روی موش و امثال موش مشكلش را حل می كرد، برای اینكه انسان غیر از این بدن چیز دیگری نداشت؛ اما اگر انسان، حقیقتی بود که غیر از ﴿إِنِّی خَالِقٌ بَشَراً مِن طِینٍ﴾، یك ﴿نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُوحِی﴾ هم داشت، این طبیب و این داروساز وقتی كه می خواهد این جسم را درمان كند باید بداند كه آیا این دارو به جان او آسیب می رساند یا نه؛ مثلاً قبلاً درصدی از الكل مست كننده را در این شربت ها می ریختند، خب این گذشته از نجاستش و حرمتش، تیرگی شعور هم می آورد و برای روح انسان خوب نیست. آیا هر دارویی را كه برای حیوان ترخیص و تجویز می كنند، برای انسان هم می توانند تجویز بكنند؟ آیا هر كاری كه در آزمایشگاه جانوران، جواب مثبت داد، برای انسان ها هم همین است؛ چه در بخش پزشكی چه در بخش داروسازی؟
🔹 این دو فن، از فنون بسیار شریف و عزیز ماست منتها یك #طبیب_متأله، ضمن اینكه در صدد درمان جسم است، عظمت روح را فراموش نمی كند، چون «لاَ شِفَاءَ فِی حَرَامٍ».
خب چگونه پزشكی یا داروسازی می تواند شراب را جزء داروها بداند و طبیبی، برای معالجه، ترخیص و تجویز بكند كه شما می توانید شراب بخورید یا چند قطره شراب در شربتی باشد؟! اگر انسان شناسی مشخص شد، پزشكی رو به راه می شود داروسازی رو به راه می شود.
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
🔹 پزشكان و داروسازان باید مستحضر باشند كه چشمشان تنها به ره آورد علمی آزمایش روی موش و امثال موش نباشد.
ما یك طب داریم و یك بِیطاری؛ اگر چیزی را روی موشِ آزمایشگاه آزمایش كردند اگر چیزی را روی حیوان آزمایش كردند، این برای بِیطار سند علمی است اما برای طبیب هرگز سند علمی نیست مگر در بخش ضعیفش.
🔹 توضیح این مطلب این است كه اگر انسان همین بدن محض بود همین ماده صرف بود همین عناصر و ابزار بدنی بود، محصول علمی آزمایش روی موش و امثال موش مشكلش را حل می كرد، برای اینكه انسان غیر از این بدن چیز دیگری نداشت؛ اما اگر انسان، حقیقتی بود که غیر از ﴿إِنِّی خَالِقٌ بَشَراً مِن طِینٍ﴾، یك ﴿نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُوحِی﴾ هم داشت، این طبیب و این داروساز وقتی كه می خواهد این جسم را درمان كند باید بداند كه آیا این دارو به جان او آسیب می رساند یا نه؛ مثلاً قبلاً درصدی از الكل مست كننده را در این شربت ها می ریختند، خب این گذشته از نجاستش و حرمتش، تیرگی شعور هم می آورد و برای روح انسان خوب نیست. آیا هر دارویی را كه برای حیوان ترخیص و تجویز می كنند، برای انسان هم می توانند تجویز بكنند؟ آیا هر كاری كه در آزمایشگاه جانوران، جواب مثبت داد، برای انسان ها هم همین است؛ چه در بخش پزشكی چه در بخش داروسازی؟
🔹 این دو فن، از فنون بسیار شریف و عزیز ماست منتها یك #طبیب_متأله، ضمن اینكه در صدد درمان جسم است، عظمت روح را فراموش نمی كند، چون «لاَ شِفَاءَ فِی حَرَامٍ».
خب چگونه پزشكی یا داروسازی می تواند شراب را جزء داروها بداند و طبیبی، برای معالجه، ترخیص و تجویز بكند كه شما می توانید شراب بخورید یا چند قطره شراب در شربتی باشد؟! اگر انسان شناسی مشخص شد، پزشكی رو به راه می شود داروسازی رو به راه می شود.
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی