طب، تشریح و آناتومی
1.19K subscribers
87 photos
18 videos
57 files
214 links

مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را...
🌺 @Astrology786
🌼 @Marefat786
💐 @Reason786
🔥 @Saqeb786
@Aresmatiq
⁉️ @Farazehn
«وَعَلَامَاتٍ ۚوَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ؛ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ»
💫 @shahab_saqeb
www.shahab-saqeb.com
Download Telegram
[قانون ابن سينا ]
ماهیچه های بازو ،ساعد،مچ،انگشتان دست،پشت ،شکم ،بیضه،مثانه،آلت تناسلی مردان، مقعد،ران،ساق و زانو،مفصل قدم و انگشتان پا
[ پایان فصل ماهیچه ها ]


کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرحمن الرحیم
قانون

فصل سوم: عصب

🔱که شامل شش فصل است

♻️فصل اول - گفتار ویژهای راجع به عصب (۱۸۰)

عصب دارای دو فائده است فائده ذاتی و فائده غرضی. فائده ذاتی آن در این است که مغز بوسیله اعصاب حس و حرکت را به سایر اندامها میرساند .فائده عرضی در آن است که اعصاب گوشت را متراکم میگردانند و تن را تقویت میکنند. اگر اندامهای بدون حس مانند جگر و طحال و شش را آسیبی رسد، بوسیله اعصاب هر چند این اندامها فاقد حس میباشند، لیکن در اعصابی پیچیده اند و غشاءهائی آنها را پوشانده است که وقتی یکی از این اندام ها براثر باد کردن متورم شد و یا بعلت گسترش باد انبساط یافت سنگینی تورم و انتشار باد در اندام به اعصاب پیچیده بر آن اندام و به ریشه این اعصاب سرایت می.کند اعصاب براثر سنگینی (فشار) ورم انقباض حجم و براثر گسترش باد انبساط پیدا میکنند و باین ترتیب اندام ها را از روی آوردها آگاه میسازند (۱۸۱) چنانکه معلوم و مشخص گردیده است منشاء اعصاب مغز است و انتهای آنها به پوست میرسد.

💢نکته ۱۸۰ - اعصاب رشته‌های متشکل از تارهای عصبی هستند که درازی آنها حتی تا یک متر می رسد. این رشته ها هادی تحریک های عصبی بین مغز ، مغز حرام و قسمتهای مختلف بدن میباشند.

💢نکته۱۸۱ - تامین حساسیت اعضای درون شکم بدو وسیله انجام میگیرد یکی بوسیله رشته های اعصاب نباتی خودکار که از امعاء و احشاء و صفاق احشائی (Peritoneum) vicerale) بیرون می آیند و با آنها در ارتباط میباشند موجب احساس دردهای ویسرال می گردند. دیگر ، آنکه از دیواره شکم و همچنین صفاق جداری (Peritoneum Parictale) و پایه و محل ارتباط اسماء و احشاء در شکم، ریشه بند روده ای است که با سلسله اعصاب مرکزی در ارتباط میباشند احساس دردهای احشائی را باعث میشوند. علت اصلی بوجود آمدن دردهای احشائی عبارتست از ایجاد آنی و زیاده از حد بالا رفتن فشار در اعضای تو خالی انبساط پوشش غشائی عضو و همچنین جمع شدن و انقباضهای ماهیچه ای میباشد.

🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786

اعصابی که در اندامهای مجاور پوست قرار دارند تارهائی از خود منشعب میسازند که شاخه های ریز آنها هستند و با پوست آمیخته اند مغز منشاء اعصاب است و این منشاء بودن یا مستقیم است و یا غیر مستقیم در حالت غیر مستقیم واسطه ای وجود دارد که همان نخاع است. اعصابی که مستقیما از مغز بیرون میآیند اعصابی هستند که حس و حرکت را فقط به اندامهای سر و صورت و احشاء درونی میرسانند اندامهای دیگر تن، حس و حرکت را از اعصابی دریافت میدارند که از نخاع منشاء میگیرند و در طول بدن پراکنده میشوند جالینوس توضیح داده است که احشاء در حد زیادی مورد عنایت مغز واقع شده است و از روی اعصابی که از مغز به احشاء رسیده است میتوان دریافت که مغز تا چه اندازه به رعایت احشاء اهمیت داده است آفریدگار دانا و توانا که نامش گرامی باد در حفظ و رعایت وضع احشاء احتیاطهائی را مرعی داشته است که نصیب سایر اندامها .نیست. این رعایت ویژه در مورد اعصاب رسیده به احشاء از آن است که وقتی يك عصب از منشاء دور میشود بایستی تاب و توان بیشتری نصیبش شود و برای این منظور این عصب را بوسیله جسمی که از لحاظ سرشت حد واسط بین عصب و غضروف است پوشانیده است هرجا که عصب برای رسیدن به احشاء به مسیر موربی نیاز داشته است جسم پوشاننده آن نیز شکل جسم عصب را بخود می.گیرد این راه مورب و عبور از پیچ و خم اعصاب در سه موقع پیش می آید بشرح زیر اول در حنجره، دوم در موقعی که به سوی دهان راهی ،دارد سوم هنگامی که سینه را پشت سر می گذارد. سایر اعصاب بخشنده حس که از مغز بیرون میآیند بطور مستقیم و بدون کجروی به مقصد روی می آورند چه راه راست راهی را زودتر بمقصد میرساند. در این راست روی فائده دیگر نیز وجود دارد و آن اینکه اعصاب حسی اگر نرمتر باشند و از همانندی سرشت منشاء خود یعنی مغز که نرم است دور نگردند بهتر میتوانند حس را به اندامها برسانند و اعصاب راست رو نرم میمانند و نیازی به سفت بودن ندارند. لیکن اعصاب حرکتی که به سوی مقصد گسیل شدهاند بایستی پیچ و خم هائی در مسیر خود ببینند کجروی راه را دورتر میسازد و اعصاب بناچار از منشاء دورتر میافتند و از این روی احتیاج به سفتی دارند و باین جهت همینکه از منشاء دور میشوند بتدریج سخت و سخت می گردند. هريك از دو بخش اعصاب حسی و اعصاب حرکتی که بریکی نرمی و بردیگری سختی مقرر است تابع منشاء و خاستگاه خویشند بخش اعظم اعصاب حسی از قسمت جلوی مغز منشاء گرفته اند و این قسمت مغز نرمتر .است بخش اعظم اعصاب حرکتی زاده قسمت عقبی مغز هستند و این قسمت مغز در سرشت خود سخت تر درست شده است.

🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
💠فصل دوم
اعصاب مغز و گذرگاه آنها

مغز رستنگاه هفت زوج عصب است به شرح زیر:
🔰زوج اول (۱۸۲) :

این زوج عصب از انتهای دو بطن واقع در بخش جلوئی مغز در محل عبور دو زائده ای که شبیه نوك پستان است و حس بویایی بوسیله آنهاست روئیده است ودو عصب بزرگ و مجوف است یکی از این دو عصب از طرف راست شروع میشود و بطرف چپ میرود و دیگری از طرف چپ شروع و بطرف راست روی می آورد. این دو عصب بعد صنیبوار با هم تقاطع مییابند و پس از آن فردی که از طرف راست آمده است به سوی کاسه چشم راست و آنکه از طرف چپ آمده است به کاسه چشم چپ راهی میگردد. دهانه این دو گشاد میشود تا بتوانند رطوبتی را که زجاجی مینامند ،در برگیرند. نه جالینوس ، بلکه تشریح کنندگان دیگر گفته اند که این دو عصب بدون هیچ نوع خمیدگی بر تقاطع صلیبی میگذرند و گفته شده است که فراهم آمدن این تقاطع فائده دارد:

فائده اول ،اینکه هرگاه مسیر روحی را که به سوی یکی از دو کاسه چشم جریان دارد آسیبی رسید این کاسه از یاوری مجرای روح کاسد چشم دیگر که گرفتار آسیب نشده است محروم نگردد و آسیب چشم از محل چشم دور از گزند كمك لازم دریافت کند. مگر ند این است که هر گاه یکی از دو چشم بسته شود نیروی دید چشمی که باز است افزایش مییابد و همچنین اگر چشمی نیمه باز و دیگری تمام باز بماند صفای چشم باز زیادتر میگردد. علت این کار آنست که اگر چشمی بر هم نهاده شود. روح بینائی دهنده بسوی چشم باز هجوم می آورد و برای جای دادن این روح سوراخ عنبیه خود بخود فراخ تر میگردد. فائده دوم اینکه آن يك زوج عصب که بهم میرسند و از هم میگذرند، در ضمن تقاطع یکی میشوند. وقتی تصویری که پیش چشم میآید و سرانجام به این مرکز تقاطع که هر دو عصب در آن شریکند میرسد دید بطور یکسان در هر دو چشم قسمت میشود و هر دو دیده باهم و در آن واحد تصویر را در يك مرز مشترک میبینند علت اینکه اشخاص لوچ يك جسم را دوتا می پندارند این است که یکی از کره های چشم بالاتر و یا پائینتر از محل طبیعی قرار دارد و در این بالا و پائین بودن راست روی به سوی محل تقاطع بهم خورده است و قبل از آنکه هر دو چشم تصویر را از مرز مشترک ببینند چون عصب راه خود را کج کرده است از مرز دیگری غیر از مرز مشترک میبینند.
فائده سوم اینکه هريك از این دو عصب در محل تقاطع بر دیگری تکیه داده است و باین ترتیب همدیگر را استواری بخشیده اند و چنانند که گوئی هر دو عصب در نزدیکی کره چشم روئیده اند.

💢نکته ۱۸۲_ زوج اول شامل دو عصب بویائی (Nolfactory) و بینائی (N. optic) است . عصب ہویائی عصبی حسی است که از مخاط بویائی بینی از طریق تیغه غربالی استخوان پرویزنی وارد کاسه سر میشود عصب بینائی عصبی حسی است که از بخش عصبی شبکیه چشم شروع میشود و به داخل کاسه سر میرود.

🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
«ادامه قانون ابن سینا»
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
👍2
بسم الله الرّحمن الرّحیم

💢فصل سوم - اعصاب نخاعی گردن و مسیر آنها

اعصابی که از نخاع منشا گرفته اند و از مهره های گردن عبور میکنند هشت زوج هستند :
زوج اول این اعصاب از دو سوراخ مهره اول گردن بیرون میآید و بطور مجزا وبدون آمیزش با عصب دیگر در ماهیچه های سر منتشر میگردد این زوج عصب كوچك و باريك است چه همانطور که در مبحث استخوانها ، گفتیم محل عبور آن تنگ است و باريك بودن عصب متناسب با قطر کم گذرگاه آن است.
زوج دوم از منفذی که در وسط مهره اول و مهره دوم است بیرون می آید، یعنی همان منفذی که در مبحث استخوانها از آن یاد کردیم بیشترین بخش این زوج عصب برای حساس کردن سر بکار رفته است. این بخش حساس کننده بطور مورب بالا میرود و ببالاترین مهره ها میرسد و بعد به سوی جلو پیچ میخورد و در طبقه خارجی هر دو گوش ریشه میدواند این عمل کمبود و کوتاه آمدن زوج اول را تلافی میکند چه زوج اول نمیتوانست بواسطه کوچکی و کم مایگی اش در محیط اطراف خود بطور کامل منتشر گردد. بخش باقی مانده از این زوج به ماهیچه پهن پشت گردن میآید و موجب حر رکت آنها میگردد. زوج سوم اعصاب از منفذ بین مهره های دوم و سوم خارج می گردد و هر فردی از آن دوشاخه میشود.یکی از این شاخه ها در عمق ماهیچه ای منتشر میگردد که دارای انشعاباتی درمیان دو مهره دوم و سوم است و خاصه در ماهیچه ای نفوذ میکند و پخش میگردد که در محل رگشتن سر بهمراه ،گردن قرار دارد و سپس بطرف خارهای مهره بالا میرود. وقتی این شاخه به این خارها میرسد انشعابات خود را به بیخ آنها میرساند و بطرف راس آنها رویبالا میرود و در آنجا بازردپیهای غشائی که از این خارها روئیده اند می آمیزد. آنگاه هر دوشاخه عصب با هم به سوی دو گوش بر میگردند ولیکن بخود گوش نمی رسند. در بدن غیر آدمیان این دو شاخه در گوش خاتمه می یابند و به ماهیچه های گوش نیروی حرکت میدهند.شاخه دوم از هر يك از دو عصب بطرف جلو میآید تا به ماهیچه های پهن برسد رگها و ماهیچه ها در اولین مرحله ،بالارفتن بر آن میپیچند و آنرا در خود می گیرند.و موجب نيرومندتر و استوارتر شدن آن میگردند در بدن ،حیوانات این شاخه عصبی با ماهیچه های دو گیجگاه و دو گوش در می آمیزد انشعابات این شاخه بیشتر در ماهیچه های دوگونه پخش میگردد. زوج چهارم عصب از منفذی که در بین مهره های سوم و چهارم قرار دارد بیرون میآید و مانند زوج سوم به دوشاخه تقسیم میگردد که عبارتند از شاخه جلوئی و شاخه عقبی شاخه جلوئی چون كوچك است با زوج پنجم می آمیزد و گفته اند كه يك رشته و موجب نيرومندتر و استوارتر شدن آن میگردند در بدن حیوانات این شاخه عصبی با ماهیچه های دوگیجگاه و دو گوش در می آمیزد انشعابات این شاخه بیشتر در ماهیچه های دو گونه پخش میگردد. زوج چهارم عصب از منفذی که در بین مهره های سوم و چهارم قرار دارد بیرون می آید و مانند زوج سوم به دوشاخه تقسیم میگردد که عبارتند از شاخه جلوئی و عقبی شاخه جلوئی چون كوچك است با زوج پنجم می آمیزد و گفته اند كه يك رشته فرعی از آن جدا میشود که به تار عنکبوت میماند و همراه رگ سبات ادامه می یابد تا به حجاب حاجز برسد و بر هر دو نیمه حجاب حاجز که حد وسط سینه است میگذرد شاخه دیگر که بزرگتر از اولی است بطرف عقب بر میگردد و در عمق ماهیچه ها نفوذ میکند و خود را به خارها (سناسن) میرساند و انشعاباتی به ماهیچه های بین سر و گردن میفرستد و بعد از آن به سوی جلو بر میگردد و به ماهیچه های گونه متصل میشود این عصب در جانوران به ماهیچه های گوش می پیوندد و نیز گفته اند که هم از این عصب شاخه ای به سوی پشت سرازیر شده است. زوج پنجم عصب از منفذی بیرون می آید که بین مهره های چهارم و پنجم واقع است. این زوج عصب نیز به دورشته تقسیم میشود یکی رشته جلوئی که کوچکتر است وبه ماهیچه های گونه ها و ماهیچه های خم کننده سر و سایر ماهیچه های مشترك بين سر و گردن میرود و دیگری خود دوشاخه میشود که شاخۀ اول آن بین رشته اول وشاخه دوم قرار دارد و تا بالای شانه میآید. قسمتی از زوج ششم و زوج هفتم با این شاخه در آمیخته اند. شاخه دوم با شاخههایی از زوج پنجم و زوج هفتم یکی میشود و تا وسط حجاب حاجز نفوذ میکند. زوجهای ششم و هفتم و هشتم: این سه زوج عصب نخاعی بترتيب وبحسب نزدیکی شان به مهره ها از سوراخهای بین مهره ها بیرون می آیند و محل خروج زوج هشتم با این ترتیب سوراخی است که بین آخرین مهره گردن واولین مهره پشت قرار دارد. انشعابات این سه
💢- عصب گوشی بزرگ از زوج دوم شبکه گردنی عصبی است حسی که شاخه هائی یه پوست گردن میدهد عصب پوستی قدامی گردن (گلوگاه از زوج سوم شبکه گردنی) است. عضلات گوش را عصب صورتی عصب میدهد.
💢 - مبداء عصب فرنیک حجاب (حاجزی از زوج چهارم شبکه گردنی است که الیافی از زوجهای سوم و پنجم نیز دریافت میکند و به حجاب حاجز (دیافراگم) میرود.
💢- شریان سبات در گردن بطرف بالا (سروصورت) میرود نه بطرف حجاب حاجز.

💢شاخههائی از زوجهای پنجم و ششم و هفتم با هم یکی میشوند وعصب عضله دندانه ای قدامی را بوجود میآورند.



🟢ادامه :: زوج بسیار در هم آمیخته اند لیکن بخش اعظم انشعابات زوج ششم سطح كتفيرا می پوشاند عصب فوق (کتفی و بخش کمتر آن که از بخش آمیخته زوج چهارم بیشتر ولیکن از بخش آمیخته زوج پنجم کمتر است به حجاب وارد .میشود قسمت اعظم انشعابات زوج هفتم در بازو جای میگیرد و بخش دیگر همراه شاخه ای از زوج پنجم به ماهیچه های سرو گردن و پشت و حجاب میرسد زوج هشتم بعد از آمیختن و همراه شدن با قسمتهای دیگر به پوست ساعد و ذراع وارد میشود و انشعاباتی به حجاب نمیفرستد. بخشی از زوج ششم به سوی دست روانه میشود و به کتف نمیرود بخشی از زوج هفتم که به سوی دست میرود از بازو عبور نمیکند آنچه از سوی کتف به ساعد میآید از انشعابات زوج هشتم است که با اولین عصب که از مهره های پشت میروید در آمیخته است. اینکه ملاحظه میشود سهم حجاب از اعصاب منحصر به همان عصبهائی است که ذکر شد و انشعاباتی از اعصاب نخاعی زیرین به آن نمی رسد از این است که هر عصبی به سوی حجاب می آید از بالا به پائین راه می پیماید تا تقسیمات آن بهتر انجام گیرد بخصوص که اولین مقصد آن عصب، غشاء وسط سینه است. اگر عصب نخاعی که به حجاب می آید از طرف پائین می آمد، بدون تشکیل زاویه منکسره نمیتوانست بطور راست و مستقیم به آن برسد و اگر اعصاب وارد به حجاب همگی از مغز به سوی این عضو می آمدند بایست راه دور و درازی را طی کنند باین جهت تمام اعصابی که به حجاب میرسند در وسط آن گرد میآیند تا توزیع و پخش آنها در حجاب بطور متعادل صورت گیرد چه اگر اعصاب مزبور به کناره آن میرسیدند، این عدالت در توزیع از بین می رفت و اگر در تمام کناره ها بودند و دروسط قرار داشتند، کاری را که باید انجام میدادند و وظیفه ای را که ایفا میکردند هدر میرفت؛ چه ماهیچه ها کناره های حجاب را به حرکت در می آورند و این حجاب است که محیط خود را حرکت میدهد و بنابراین انتهای اعصاب باید به کناره ها برسد نه آغاز آنها حال که ثابت شد اعصاب باید دروسط حجاب ،باشند لازم و بایسته است که به حجاب متعلق باشند و در آن منشعب ،گردند و در چنین وضعی باید مستور و محافظت گردند، باین جهت اعصاب وارد شده به حجاب بر آن تکیه کرده اند و بوسیله غشاء وسط سینه پوشیده و محافظت میشوند
.از آنجا که عمل این اندام بسیار مهم است برای عصبهای آن منشاء متعددی منظور شده است تا براثر آسیب وارد شده از کار ،نیافتد چه اگر همۀ اعصاب حجاب منشاء واحدی داشتند هر آسیبی وارد میشد همه را در بر میگرفت.

💢- زوجهای پنجم تا هشتم گردن و شاخه قدامی زوج اول شبکه قفس سینه ای
(پشتی) شبکه بازوئی را بوجود میآورند.
💢- حجاب حاجز از شاخه حرنتی عصب فرنیک و شاخه های حسی از بخش تحتانی اعصاب بین دنده ای و شبکه فرنیک حساب سمپاتیک عصب میگیرد.


💠 قانون 💠

🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
👍1👎1
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرحمن الرحیم

💠تشریح عصب مهره های سینه

محل خروج زوج اول از رشته عصب های سینه ای شکاف بین مهره اول و دوم از مهره های سینه میباشد و به دو شاخه تقسیم میشود .:بزرگ ترین شاخه آن در بین ماهیچه های دنده ای( ۳)و ماهیچه های پشت پراکنده میگردد؛شاخه دوم كوچك تر روی دنده های نخستین امتداد می یابد و با هشتمین عصب گردنی همراه می گردد و هر دو به سمت دو دست امتداد می یابند تا برای رساندن حس و حرکت به ساعد کف دست برسند.و محل خروج زوج دوم از شکاف واقع بعد از شکاف یاد شده میباشد یک شاخه «۴» از آن برای رساندن حس به سطح بازو عصب
رسانی می کند. «۵»شاخه باقی مانده ۶» همراه با دیگر زوجهای به جا مانده «۷» پس از تجمع به سمت ماهیچه های واقع
بر استخوان شانه که حرکت دهنده باشد .
مفصل آن میباشند و نیز ماهیچه های پشت می روند.رشته هایی از این عصب که از مهره های سینه می روید و به سوی شانه نمیرود.برای عصب رسانی به ماهیچه های پشت و ماهیچه های بین دنده ای
متصل به استخوان باشد .جناغ و ماهیچه های واقع در خارج سینه می رسند، و رشته عصب هایی که مبدأ خروجی آن و از مهره های دنده ای کاذب میباشد به سوی ماهیچه های بین دنده ای و ماهیچه های شکم میروند.رگهای ضربان دار و ساکن با رشته‌هاي این اعصاب همراه میگردد و برای خون رسانی از منافذ خروجی این اعصاب وارد طناب نخاعی میگردند.

💢ترویح قلب و رساندن هوا بدان واعصاب نخاعى كه از مهره هاى سينه خارج مى گردد دوازده زوج و يك فرد از عصب مى باشد.
(۳) اعصاب دنده اى (Intercostal Nerves (اعصاب بين دنده اى شاخه هاى قدامى ۱۱ عصب نخاعى سينه اى اول هستند هر عصب بين دنده اى، وارد يك فضاى بين دنده اى مى شود.
۴_اين زوج نيز به دو شاخه از عصب تقسيم مى گردد.
(۵) لذا به دليل همين تقارن عصب در بيمارى ذات الجنب دست دچار درد مى گردد.
(۶) يعنى شاخه دوم از زوج دوم.
(۷) يعنى ده زوج عصب باقى مانده از اعصاب سينه اى.

💠 قانون 💠

🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786

بسم الله الرّحمن الرّحیم

💢فصل پنجم تشریح عصب
مهره های کمر💢

اعصاب کمری همگی در این که
شاخه ای از آنها به سوی عقب
برای عصب رسانی ماهیچه های
پشت و شاخه ای از آنها به سوی
جلو برای عصب رسانی ماهیچه های شکم و ماهیچه های پوشاننده پشت بروند، مشترکند لیکن سه زوج فوقانی از آنها با عصب فرود
آمده از مغز آمیخته می باشند و دو
زوج به جا مانده چنین آمیختگی را
ندارند.دو زوج پایین رو شاخه های بزرگی را به سوی دو ساق پا می فرستند، با این خصوصیت که شاخه ای از زوج سوم و شاخه ای از اولین عصب خاجی با این شاخه ها آمیخته میباشند جز این که دو شاخه یاد شده از مفصل سرین جلوتر نمی روند و در ماهیچه های مفصل آن پراکنده می،گردند ولی این دو زوج با عبور از سرین به سوی دو ساق پا پیش می روند.تفاوت بین عصب رسانی رانها و پاها با عصب رسانی در دستان در این است که اعصاب ران و پا همگی در یك نقطه متمرکز نمیشوند سپس فرو رفته به سوی درون مایل گردند، زیرا شکل پیوند بازو به استخوان شانه مانند پیوند ران به استخوان سرین نمیباشد و همچنین اتصال عصب ران به رویشگاه خود با اتصال عصب بازو به رویشگاه خود متفاوت می باشد.

💠 قانون 💠

🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786

بسم الله الرّحمن الرّحیم

🌿فصل ششم: تشريح عصب خاجى و دنبالچه اى

اولين زوج از رشته عصب هاى خاجى بنابر آنچه گفته شد، با عصب كمرى آميخته مى باشد.آنچه مانده از زوج هاى خاجى و تك عصب روييده از انتهاى دنبالچه در ماهيچه هاى مقعد و در خود آلت تناسلى و ماهيچه هاى مثانه و رحم و در غشاى شكم و در قسمت هاى داخلى عمقى از استخوان شرمگاه و در ماهيچه هاى فرستاده شده از استخوان خاجى پراكنده مى گردد.

🌱الفصل السادس تشريح العصب العجزي و العصعصي

الزوج الأول من العجزي: يخالط القطَنية على ما قيل و باقي الأزواج و الفرد النابت من طرف العصعص يتفرّق في عضل المقعدة و القضيب نفسه، و عضلة المثانة و الرحم و في غشاء البطن و في الأجزاء الانسية الداخلة من عظم العانة و العضل المنبعثة من عظم العجز.

💠 قانون 💠

🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
💫💫❤️بسم الله الرحمن الرحیم.❤️💫💫

((برنامه و ساعات درسی گروهها))

طب و تغذیه:::: شنبه ،پنج شنبه . ساعت ۱۰تا ۱۱صبح🍀

طهارت:::دوشنبه،سه شنبه. ساعت ۱۸تا۱۹ عصر🍀

ادب مع الله:: دوشنبه،پنجشنبه ساعت۱۵تا۱۶ عصر🍀

معرفت نفس جلد اول:: دوشنبه،چهارشنبه
ساعت. ۱۰ تا۱۲ ظهر🍀

معرفت نفس جلد دوم :دوشنبه ساعت۱۳تا۱۴ بعد از ظهر . چهارشنبه ساعت ۲۰:۳۰ تا۲۱:۳۰ 🍀

معرفت نفس جلد سوم::یکشنبه،سه شنبه ساعت: ۱۵ تا۱۷ عصر🍀

گنجینه گوهر روان:: شنبه،سه شنبه.ساعت: ۲۰تا۲۲شب🍀

عربی فوائد صمدیه:: یکشنبه ساعت ۱۰تا۱۲ ظهر. 🍀
صرف ونحو:: چهارشنبه.ساعت:۱۰تا۱۲ظهر🍀

منطق:: شنبه تا پنجشنبه.🍀

هیئت::: شنبه:: ساعت: ۱۷:۳۰تا۱۸:۳۰🍀

هندسه:: سه شنبه.ساعت:۱۷:۳۰تا۱۸:۳۰🍀

شرح عیون:: یکشنبه،چهارشنبه.ساعت:۱۶تا۱۸ عصر🍀

توجه::: دوستان عزیز نکات فایل را فقط به گروه مربوط به درس ارسال نمایید.


شِهابٌ ثاقِبْ
Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺 @Shahab_saqeb
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
بسم الله الرّحمن الرّحیم

فصل اول: تعريف سرخ رگ ها

رگ هاى زننده، همان سرخ رگ‌ها مى باشند، همه آنها به جز يكى، داراى دو لايه ظريف مى باشند، كه لايه زيرين (آسترى) به سبب تماس مستقيم با ضربان و حركت شديد از سوى گوهر روح سفت تر است، كه حفاظت از گوهر روح و نگه دارى آن از هرگونه گزند و تقويت آوند آن، غرض اصلى مى باشد. رويشگاه شريان‌ها از حفره چپ از دو حفره قلب مى باشد زيرا حفره راست آن، نزديك تر به كبد قرار دارد بنا بر اين بايد به جذب غذا و به كارگيرى آن عهده دار باشد.

الفصل الأول صفة الشرايين

العروق الضوارب، و هي الشرايين خلقت إلا واحدة منها، ذات صفاقين، و أصلبهما المستبطن إذ هو الملاقي للضربان. و حركة جوهر الروح القوية المقصود صيانة جوهره و إحرازه و تقوية وعائه و منبت الشرايين هو من التجويف الأيسر من تجويفي القلب، لأن الأيمن منه أقرب من الكبد، فوجب أن يجعل مشغولًا بجذب الغذاء و استعماله.

💠 قانون 💠

🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
[قانون ابن سينا]

🌿الفصل الثاني تشريح الشريان الوريدي🌿

و أوّل ما ينبت من التجويف الأيسر شريانان: أحدهما يأتي الرئة و ينقسم فيها لاستنشاق النسيم و إيصال الدم الذي يغذو الرئة إلى الرئة من القلب، فإن ممر غذاء الرئة هو القلب، و من القلب يصل إلى الرئة، و منبت هذا القسم هو من أرق أجزاء القلب، و حيث تنفذ فيه الأوردة إليه، و هو ذو طبقة واحدة بخلاف سائر الشرايين، و لهذا يسمى الشريان الوريدي، و إنما خلق من طبقة واحدة ليكون ألين و أسلس و أطوع للانبساط و الانقباض و ليكون أطوع لترشح ما يترشح منه إلى الرئة من الدم اللطيف البخاري الملائم لجوهر الرئة الذي قد قارب كمال النضج في القلب. و ليس يحتاج إلى فضل نضج كحاجة الدم الجاري في الوريد الأجوف الذي نورده، و خصوصاً إذ مكانه من القلب قريب فتتأدى إليه قوته الحارة المنضجة بسهولة، و أيضاً فإن العضو الذي ينبض فيه عضو سخيف لا يخشى مصادمته لذلك السخيف عند النبض أن تؤثر فيه صلابته، فاستغنى لذلك عن تثخين لجرمه ما لا يستغنى عنه في كل ما يجاور من الشرايين سائر الأعضاء الصلبة.
و أما الوريد الشرياني الذي نذكره فإنه و إن كان مجاوراً للرئة فإنما يجاور منه مؤخره مما يلي الصلب و هذا الشريان الوريدي إنما يتفرق في مقدم الرئة و يغوص فيها و  قد صار أجزاء و شعباً، بل إذا قيس بين حاجتي هذا الشريان إلى الوثاقة و إلى السلاسة المسهلة عليه الإنبساط و الانقباض، و رشح ما يرشح منه وجدت الحاجة إلى التسليس أمس منها إلى التوثيق و التثخين. و أما الشريان الآخر و هو الأكبر و يسميه" ارسطوطالس"، أورطي فأول ما ينبت من القلب يرسل شعبتين أكبرهما تستدير حول القلب و تتفرق في أجزائه، و الأصغر يستدير و يتفرق في التجويف الأيمن، و ما يبقى بعد الشعبتين، فإنه إذا انفصل انقسم قسمين: قسم أعظم مرشح للإنحدار، و قسم أصغر مرشح للإصعاد. و إنما خلق المرشح للإنحدار زائداً في مقداره على الآخر لأنه يؤم أعضاء هي أكثر عدداً و أعظم مقادير و هي الأعضاء الموضوعة دون القلب. و على مخرج أورطي أغشية ثلاثة صلبة هي من داخل إلى خارج. فلو كانت واحدة أو اثنتين لما كانت تبلغ المنفعة المقصودة فيها إلا بتعظيم مقداره أو مقدارها، فكانت الحركة تثقل بهما و لو كانت أربعة لصغرت جداً و بطلت منفعيتها و إن عظمت في مقاديرها ضيقت المسلك. و أما الشريان الوريدي فله غشاءان موليان إلى داخل و إنما اقتصر على اثنين إذ ليس هناك من الحاجة إلى إحكام السكن ما ههنا بل الحاجة هناك إلى السلاسة أكثر ليسهل اندفاع البخار الدخاني و الدم الصائر إلى الرئة.

🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786

فصل دوم: تشريح شريان وريدى

اولين چيزى كه از حفره چپ قلب رويش مى يابد دو شريان مى باشد:

۱. يكى از آن دو شريان براى استنشاق هواى لطيف و رساندن خونى كه تغذيه ريه را به عهده دارد از جانب قلب به سوى ريه مى رود و در آن توزيع مى گردد، زيرا گذرگاه غذارسانى به ريه قلب و از قلب به سوى ريه است.رويشگاه اين قسم (شريان وريدى) از باريك ترين بخش هاى قلب مى باشد و (اين رويشگاه) در جايى قرار دارد كه وريدها در آن به سوى قلب نفوذ مى كنند. 
اين قسم بر خلاف ديگر شريان‌ها يك لايه مى باشد لذا شريان وريدى ناميده مى شود، و آفرينش يك لايه آن به دليل اين است كه:
الف. نرم تر، روان تر و قابليت باز و بسته شدن بهترى داشته باشد.
ب. قابليت بهترى نسبت به تراوش آنچه (خون) از آن به سوى ريه تراوش مى شود داشته باشد، يعنى تراوش از خون لطيف بخارى كه با گوهر ريه مجانست دارد و در قلب به نهايت پختگى خود نزديك شده و ديگر به پخته شدن مجدد نياز ندارد، بر خلاف خون  جارى در وريد اجوف  كه به پخته شدن نياز دارد و پيرامون آن سخن خواهيم گفت، بويژه اين كه به سبب نزديكى محل آن (شريان وريدى)  به قلب، نيروى حرارت نضج يافته به سهولت بدان مى رسد.
ج. عضوى كه اين شريان در آن ضربان دارد، عضوى نازك و سبك است بنا بر اين ترس از آسيب هنگام ضربان در آن وجود ندارد تا استحكام را برگزيند، لذا به اين دليل از استحكام جرم آن (شريان وريدى) بى نيازى احساس گرديد به گونه اى كه اين بى نيازى در مورد شريان هاى هم جوار با اعضاى سخت وجود ندارد، و وريد شريانى ، كه درباره آن سخن خواهيم گفت، گرچه (مانند شريان وريدى)هم جوار با ريه مى باشد ولى به انتهاى ريه  كه به طرف پشت قرار دارد، مجاور مى باشد، شريان وريدى در بخش قدامى ريه فرو رفته و به صورت بخش‌ها و شاخه هايى در آن پراكنده مى باشد.
بنابر آنچه گذشت هرگاه بين دو نياز اين شريان- يعنى نياز به استحكام و نياز به سلاستى كه باز و بسته شدن و تراوش آنچه تراوش مى شود به عهده آن است. - مقايسه اى صورت پذيرد، نياز به سلاست نسبت به استحكام و ستبرى جرم بيشتر احساس مى گردد.
۲. شريان ديگر كه بزرگ تر مى باشد و ارسطو طاليس آن را ائورتى  ناميده است، در ابتداى رويش از قلب دو شاخه مى فرستد كه بزرگ ترين آن به دور سطح قلب دايره مى زند و در اجزاى آن پراكنده مى گردد،  و شاخه كوچك تر، قلب را دور مى زند و در حفره راست قلب  پراكنده مى گردد.تنه به جا مانده از شريان آئورت ى پس از دو شاخه ياد شده، از قلب جدا مى شود و به دو بخش تقسيم مى گردد: بخش بزرگ تر (آئورت نزولى) به سوى پايين شايستگى دارد سرازير گردد و بخش كوچك تر (آئورت صعودى) به سوى بالا شايستگى دارد صعود نمايد.
بخش شايسته به سوى پايين نسبت به ديگرى از قطر بيشترى آفريده شده است، زيرا اين بخش به سوى اعضايى از بدن گسيل مى گردد كه تعداد آن بيشتر و قطر آنها بزرگ تر است، و آن اعضايى از بدن مى باشد كه پايين قلب قرار گرفته اند.
بر محل خروج شريان اورتى سه غشاى سفت از داخل به سوى خارج وجود دارد، كه اگر تعداد آن يك يا دو عدد بود، فايده  مورد نظر حاصل نمى گرديد مگر در صورت بزرگى قلبى رويش مى يابد و رباطٌّهاى آن از داخل قلب به سوى خارج كه داخل آئورت ى باشد مايل مى گردد اين موضع بهترين جا براى باز شدن هنگام انبساط شريان و دفع روح و خون از قلب مى باشد و براى بسته شدن تا از بازگشت خون به قلب جلوگيرى نمايد... شكل آن هنگام باز شدن مانند سين در كتابت يونانى مى باشد....
فايده مورد نظر چنانچه بيايد جلوگيرى از بازگشت خون شريانى به داخل بطن چپ قلب است. حجم يك غشا يا دو غشا كه در اين صورت، حركت سنگين مى گرديد؛ و اگر تعداد آن چهار عدد بود، جرم آن بسيار كوچك (باريك) مى شد و در اين صورت فايده آن منتفى مى گرديد و اگر جرم آن نيز بزرگ مى بود، مجراى آن تنگ مى گرديد.
شريان وريدى داراى دو غشاى رو به داخل مى باشد و در آن به وجود دو غشا بسنده گرديد، زيرا در خصوص شريان وريدى نياز به استحكام دريچه به اندازه نيازى كه در شريان اورتى احساس مى شود، نيست، بلكه نياز در شريان وريدى به سستى آن بيشتر احساس مى شود تا تخليه گاز دودى و خون جارى به ريه توسط شريان وريدى به سهولت انجام پذيرد.

💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرحمن الرحیم

🔶الفصل الثالث تشريح الشريان الصاعد

أما الجزء الصاعد من جزأي أورطي، فإنه ينقسم إلى قسمين أكبرهما يأخذ مصعداً نحو اللثة، ثم يتورب إلى الجانب الأيمن حتى إذا بلغ اللحم الرخو التوثي الذي هناك انقسم ثلاثة أقسام: اثنان منها هما الشريانان المسميان بالسباتيين و‌ يصعدان يمنة و يسرة مع الوداجين الغائرين اللذين نذكرهما ‌بعد و يرافقانهما في الانقسام على ما نذكره بعد. و أمّا القسم الثالث فيتفرق في القص، و في الأضلاع الأول الخلص و الفقارات الستّ العلا من الرقبة و في نواحي الترقوة حتى يبلغ رأس الكتف ثم يجاوزه إلى أعضاء اليدين. و أما القسم الأصغر من قسمي أورطي الصاعد‌ فانه يأخذ إلى ناحية الإبط و ينقسم انقسام الثالث من القسم الأكبر.

💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786

🔶فصل سوم: تشريح شريان بالارو

شاخه بالارو (آئورت صعودى) از دو بخش شريان اورتى به دو شعبه جداگانه تقسيم مى شود: بزرگ ترين  آن دو به طرف گودى سينه  بالا مى رود، سپس با تمايل به سمت راست به گوشت نرمِ توتى شكل  كه در آنجا قرار دارد، مى رسد و در آنجا به سه شاخه تقسيم مى گردد: دو شاخه از آن دو شريانى مى باشند كه سباتى نام گذارى شده اند و اين دو به سمت راست و چپ همراه با دو وريد عمقى وداج ((وريد جوگولار :Jugular Vein )) كه دربارة آن سخن خواهيم گفت،بالا مى روند، دو شريان سباتى با دو وريد وداج- چنانچه خواهيم گفت- در تقسيم شدن با هم مى باشند. شاخه سوم در جناغ سينه و دنده هاى خالص نخستين و در مهره هاى ششگانه فوقانى گردنى و در اطراف ترقوه پراكنده مى گردد تا به سر شانه مى رسد، سپس از آن عبور كرده به طرف اعضاى هر دو دست مى روند.شعبه كوچك تر از دو شعبة شريان ائورتىِ بالارو به سوى زير بغل مى رود و مانند شاخه سوم از شعبه بزرگ تر شريان ائورتى تقسيم مى پذيرد.

💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
مسیر علمی معرفت نفس
#علامه_حسن_زاده
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
دانلود رایگان جلسات معرفت نفس؛ فایلها و کتابها 👇

🌸🌺🌼 @Marefat786
1👍1
بسم الله الرحمن الرحیم

الفصل الرابع تشريح الشريانين السباتيين

و كل واحد من الشريانين السباتيين ينقسم عند انتهائه إلى الرقبة إلى قسمين: قسم مقدم و واحد مؤخر، و المقدم ينقسم قسمين: قسم يستبطن فيأخذ إلى اللسان و العضل الباطنة من عضل الفك الأسفل، و قسم يستظهر و يرتقي إلى ما يلي قدام الأذنين إلى عضل الصدغين و يجاوزها بعد أن يخلف فيها شعباً كثيرة إلى قلَة الرأس، و تتلاقى أطراف اليمنى مع أطراف اليسرى منها. و أما الجزء الآخر فيتجزأ جزأين، و الأصغر منهما يرتقي كثره إلى خلف و يتفرَق في العضل المحيطة بمفصل الرأس، و بعضه يتوجه إلى قاعدة مؤخر الدماغ داخلًا في ثقب عظيم عند الدرز اللامي.
و أما الأكبر فيدخل قدام هذا الثقب في الثقب الذي في العظم الحجري إلى الشبكة، بل و تنتسج عنه الشبكة عروقاً في عروق و طبقات على طبقات من غضون على غضون من غير أن يمكن أخذ كل واحد منها بانفراده إلا ملتصقاً باخر مربوطاً به كالشبكة، و يتفرق قداماً و خلفاً و يمنةً و يسرةً و ينتشر في الشبكة، ثم يجتمع منها زوج كما كان أولًا و ينثقب له الغشاء و يرتقي إلى الدماغ و يتفرّق منه فيه الغشاء الرقيق، ثم في جرم الدماغ إلى بطونه و صفاق بطونه و يلاقي فوهات شعبها التي قد صعدت، ثم فوهات شعب العروق الوريدية النازلة و إنما أصعدت هذه و أنزلت تلك لأن تلك ساقية صابة للدم الذي أحسن أوضاع أوعيته الساقية أن تكون منتكسة الأطراف. و أما هذه فإنها تنفذ الروح و الروح لطيف متحرّك صاعد لا يحتاج إلى تنكيس وعائه حتى ينصب، بل إن فعل ذلك أدى إلى إفراط إستفراغ الدم الذي يصحبه و إلى عسر حركة الروح فيه لأن حركته إلى فوق أسهل. و بما في الروح من الحركة و اللطافة كفاية في أن ينبث منه في الدماغ ما يحتاج إليه و يسخنه و لهذا فرشت الشبكة تحت الدماغ فيتردّد الدم الشرياني و الروح فيها و يتشبه بمزاج الدماغ بعد النضج، ثم يتخلّص إلى الدماغ على تدريج و الشبكة موضوعة بين العظم و بين الغشاء الصلب.

💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786

بسم الله الرحمن الرحیم
فصل چهارم: تشريح وريدهاى دست

وريد شانه اى همان قيفال مى باشد، اول چيزى كه وقت رسيدن در برابر بازو از آن منشعب مى شود، رشته هايى است كه در سطح پوست و بخش هاى سطحى بازو پراكنده مى گردند، سپس در نزديكى مفصل آرنج به سه شاخه تقسيم مى شوند:
۱.حبل ذراع، رگى كه بر سطح زند بالا امتداد دارد، سپس به طرف خارجى متمایل به برآمدگى زند زيرين كشيده مى گردد و در پايين بخش هاى خارجى از مچ دست پراكنده مى شود؛
۲. رگ دوم به طرف محل خميدگى آرنج در سطح ساعد رو مى آورد و با رشته اى از وريد زير بغلى آميخته مى شود، پس از مجموع آن دو وريد اكحل تشكيل مى گردد؛
۳. رگ سوم در عمق (بازو) فرو مى رود و آن نيز در عمق با رشته اى از وريد زير بغلى آميخته مى گردد.
وريد زير بغلى، اول چيزى كه از آن منشعب مى گردد، رشته هايى است كه در عمق بازو فرو مى روند و در بين ماهيچه هاى موجود در آنجا پراكنده مىگردند و در آن ناپديد مى شوند، مگر رشته اى كه به ساعد مى رسد.
هرگاه وريد زير بغلى به نزديكى مفصل آرنج رسيد، به دو رشته تقسيم مى گردد: يك رشته در عمق فرو مى رود و به رشته عمقى از وريد قيفال متصل مى شود و اندكى با آن همراه مى گردد، سپس از هم جدا مى شوند، يكى رو به پايين به جانب داخلى فرود مى آيد تا به انگشت كوچك و انگشترى و نيمى از انگشت ميانى مى رسد و ديگرى رو به بالا مى رود و در بخش هاى خارجى دست كه با استخوان در تماس است، توزيع مى گردد.
رشته دوم از دو رشته زير بغلى نزد ساعد به شاخه هاى چهارگانه تقسيم مى شوند:
۱. شاخه اول در بخش هاى پايين ساعد به سوى مچ توزيع مى گردد؛
۲. شاخه دوم بالاتر از محل زير شاخه اول و مانند آن (به سوى مچ) توزيع مى گردد؛
۳. شاخه سوم در وسط ساعد مثل پيشين (به سوى مچ) توزيع مى گردد.
۴. شاخه چهارم كه بزرگ ترين آنها است (پس از پنهان و عمقى بودن) آشكار و به سطح پوست مى آيد، پس رشته اى را مى فرستد كه با رشته اى از وريد قيفال يكى مى گردد، پس از مجموع آن دو، وريد اكحل به وجود مى آيد. بقيه وريد زير بغلى همان وريد باسليق مى باشد و آن نيز مجدداً به عمق فرو مى رود.

💠قانون💠
🌹 @Shahab_Saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786

توضيح دربارة اكحل:
وريد اكحل از جانب داخلى(ساعد) شروع مى شود و روى زند فوقانى قرار مى گيرد، سپس رو به جانب خارجى مى نمايد و دو شاخه فرعى به صورت حرف لام يونانى منشعب مى گردد، جزء بالايى لام به سوى انتهاى زند فوقانى مى رود و در ادامه، آهنگ مچ دست مى نمايد و در پشت انگشت شست و بين آن و انگشت اشاره و در انگشت اشاره پراكنده مى گردد. جزء پايينى لام به سوى انتهاى زند تحتانى مى رود و به رشته هاى سه گانه اى تقسيم مى گردد:
👍1