طب، تشریح و آناتومی
1.19K subscribers
87 photos
18 videos
57 files
213 links

مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را...
🌺 @Astrology786
🌼 @Marefat786
💐 @Reason786
🔥 @Saqeb786
@Aresmatiq
⁉️ @Farazehn
«وَعَلَامَاتٍ ۚوَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ؛ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ»
💫 @shahab_saqeb
www.shahab-saqeb.com
Download Telegram
در عقب کره چشم ماهیچه ای وجود دارد که عصب تو خالی را که بعدا به آن اشاره خواهیم کرد در خود جای داده است و آن عصب در کره چشم و آنچه با کره چشم است چنگ میزند و آنراسنگین میکند و نمیگذارد که چشم چنان سست شود که از حدقه بیرون جهد و در موقع خیره شدن آنرا نگه میدارد چون پوششهای رباطی این ماهیچه آنرا از انشعاب باز داشته است پژوهشگران را دچار تردید ساخته است: برخی آنرا يك ماهیچه و عده ای دو ماهیچه و گروهی سه ماهیچه تصور میکنند ولی این ماهیچه ماهیچه بهر صورتی که باشد دارای يك سر است.

فصل پنجم - ماهیچه های پلک

از آنجا که نیازی به حرکت پلک تحتانی وجود ندارد زیرا که کارهای مورد نیاز مانند چشم بر هم نهادن و خیره نگریستن تنها بوسیله پلک فوقانی صورت می پذیرد. و از آنجا که اراده خداوند تعالی بر آن است که برای انجام هر کاری تا سر حد امکان از کمترین ابزار وآلات استفاده شود چه همچنانکه گفته اند هر که بامش بیش برفش بیشتر در تکثیر آفاتی است غیر قابل انکار گرچه ممکن بود این امر بصورت معکوس انجام گیرد در حرکت پلك ها و باز و بسته شدن چشم پلك بالائی ساکن و پائینی متحرك باشد، لیکن حکمت آفریدگار بر این است که کنشها را بر طبق بهترین شیوه و صحیح ترین روشها به منشاء نزديك دارد و مطابق برنامه درست و صحیح سببها را به سوی مقصد گسیل دارد. چون پلک فوقانی به رستگاه اعصاب نزدیکتر از پلک تحتانی است و وقتی عصب به سوی پلک میآید تا آن را بحرکت وادارد اگر به طرف پلک فوقانی میآمد راه مستقیمی سیر میکرد و نیازی به تغییر مسیر و دور زدن و برگشتن نداشت و از آنجا که در حالت چشم گشودن باید پلك بطرف بالا بازشود و در هنگام دیده بر هم نهادن به سوی پایین سرازیر گردد و در آن وضع هنگام چشم بر هم نهادن، پلک نیاز به کشنده ای داشت که آنرا به سوی پائین بکشد بنابراین چاره ای نیست که عصب آنراهم بطرف پائین وهم بطرف بالا بجنبش درآورد.
اگر این کار بعهده پلک تحتانی ،بود عصبی که بطرف او میآمد حتما میبایست راه خود را به سوی پائین انحراف دهد. بعد به سوی بالا رود و اگر آن پی یکی بود، چاره ای نبود که یا بکناره پلك بچسبد و یا به وسط آن ،بپیوندد و اگر بوسط پلک می پیوست موقعی که به سوی بالا روانه میشد حدقه چشم را میپوشاند و اگر به کناره پلک می چسبید، الزاما به تنها یکی از دو کناره میچسبید و در چنین حالتی چشم بر هم نهادن انجام نمیشد و ناچار کجروی رخ میداد و در جائی که وتر با پلک در تماس ،بود بر هم آمدن پلك به تندی بوقوع می پیوست و در آن سوی که از تماس پی دور بود سستی رخ میداد و در نتیجه فرود آمدن پلك در دو طرف یکنواخت نمیشد و این چشم بر هم نهادن به همان حالت دهن کجان برای راست آمدن این عمل نه تنها يك ماهیچه بلکه دو ماهیچه برای پلك میمانست.

ماهیچه بالا برنده پلک فوقانی پلک را بالا می برد. همچنین ماهیچه حلقوی چشم و تنگ کننده فوق مژگانی در بستن پلک ها و فشار بر روی کیسه اشکی و حرکات ابروها نقش عمده ای دارند.
ماهیچه های حلقوی کاسه چشم و پائین کشنده فوق مژگانی فوقانی آفریده شده است و این دو ماهیچه در جانب دو ریزشگاه اشك روئیده اند و در حالت پلك بر هم نهادن بصورت یکنواخت هريك از طرفی پلک را به سوی پائین میکشد و از آنجا که گشودن پلك تنها به يك ماهيچه بالا برنده پلک فوقانی نیاز داشت که از وسط پلك غشاء بگذرد و انتهای و تر را برکناره پلک بگسترد که وقتی زه کشیده شد پلک گشاده شود از این رو یک ماهیچه برای گشودن پلک آفریده شده است که یکراست به میانه دو فرود میآید و به جسمی غضروف بر میخورد که در زیر رستگاه مژه گسترده شده است و به او می پیوندد.
👍2
طب، تشریح و آناتومی:
💢دانستنی

اسکلت انسان در یک بزرگ‌سال از حدود ۲۰۶ تا ۲۱۳ استخوان تشکیل شده‌است. بر خلاف بزرگسالان، اسکلت کودکان، در ابتدا از ۳۰۰ استخوان تشکیل شده‌است. این تعداد با رشد کودک و ادغام برخی استخوان‌ها، به ۸۰ استخوان در اسکلت محوری و ۱۲۶ استخوان در اسکلت ضمیمه‌ای کاهش می‌یابد.با رشد انسان و افزایش سن، برخی از استخوان‌ها طی ادغام استخوانی، به یکدیگر می‌پیوندند. این فرایند معمولاً تا دهه سوم زندگی ادامه دارد؛ بنابراین، ممکن است تعداد استخوان‌های یک فرد در طول زندگی و در سنین مختلف متفاوت باشد. علاوه بر این، استخوان‌های جمجمه و صورت علی‌رغم این‌که به‌طور طبیعی به یکدیگر جوش خورده‌اند، به‌عنوان استخوان‌های جداگانه محسوب می‌شوند.

اسکلت محوری، شامل ستون مهره‌ها، قفسه سینه و سر، شامل ۸۰ استخوان است.اسکلت ضمیمه‌ای نیز شامل بازوها و پاها، از جمله کمربند شانه‌ای و لگن، شامل ۱۲۶ استخوان است که مجموع تعداد استخوان‌ها را به ۲۰۶ استخوان می‌رساند.

یک بزرگ‌سال دارای ۲۶ استخوان در ستون مهره‌ها یا ستون فقرات است، در حالی‌که یک کودک ممکن است تا ۳۴ استخوان در ستون فقرات خود داشته باشد.

مهره‌های گردنی (۷ استخوان)

مهره‌های سینه‌ای (۱۲ استخوان)

مهره‌های کمری (۵ استخوان)

استخوان خاجی (۵ استخوان در بدو تولد که پس از بلوغ، به مرور در یک استخوان ادغام می‌شوند)

دنبالچه (مجموعه ای از ۴ استخوان در هنگام تولد که بعضی یا همگی آن‌ها با هم جوش می‌خورند. در این رابطه، اختلاف نظر بین محققان وجود دارد)

در قفسه سینه معمولاً ۲۵ استخوان وجود دارد اما گاهی اوقات از جمله در صورت ایجاد دنده‌های گردنی ممکن است این تعداد بیشتر باشد.

جناغ (۱ یا ۳ استخوان)

دنده (۲۴ استخوان یا ۱۲ جفت استخوان)

دنده‌های گردنی دنده‌های اضافی هستند که در مواردی نادر، ایجاد می‌شوند.

جمجمه ۲۳ استخوان دارد که با احتساب استخوان‌های گوش میانی، سر انسان مجموعاً شامل ۲۹ استخوان است.

استخوان‌های جمجمه (۸ استخوان)

استخوان پس‌سری(۱ استخوان)

استخوان‌های آهیانه (۲ استخوان)

استخوان پیشانی(۱ استخوان)

استخوان‌های گیجگاهی (۲ استخوان)

استخوان پروانه‌ای (گاهی اوقات جزو استخوان‌های صورت طبقه‌بندی می‌شود)

استخوان پرویزنی (گاهی اوقات جزو استخوان‌های صورت طبقه‌بندی می‌شود)

استخوان‌های صورت (۱۵ استخوان)

استخوان بینی (۲ استخوان)

فک بالا (۲ استخوان)

استخوان اشکی (۲ استخوان)

استخوان گونه (۲ استخوان)

استخوان کامی (۲ استخوان)

استخوان شاخک تحتانی بینی (۲ استخوان)

استخوان خیش (۱ استخوان)

استخوان لامی (۱ استخوان)

فک پایین (۱ استخوان)

استخوان‌های گوش میانی (در کل ۶ استخوان، در هر طرف ۳ استخوان)

استخوان چکشی (۲ استخوان)

استخوان سندانی (۲ استخوان)

استخوان رکابی (۲ استخوان)

در مجموع ۶۴ استخوان در بازوها وجود دارد.

استخوان‌های بازوی فوقانی (در مجموع ۶ استخوان؛ در هر طرف ۳ استخوان)

استخوان بازو (۲ استخوان)

کمربند شانه‌ای (شانه)

کتف (۲ استخوان)

ترقوه (۲ استخوان)

استخوان‌های بازوی تحتانی (در کل ۴ استخوان، ۲ استخوان در هر طرف)

زند زیرین (۲ استخوان)

زند زبرین (۲ استخوان)

دست (در کل ۵۴ استخوان؛ در هر دست ۲۷ استخوان)

استخوان‌های مچ دست

استخوان ناوی (۲ استخوان)

استخوان هلالی (۲ استخوان)

استخوان هرمی (۲ استخوان)

استخوان نخودی (۲ استخوان)

استخوان چهارپهلو (۲ استخوان)

استخوان نیمه‌چهارپهلو (۲ استخوان)

استخوان کله‌ای (۲ استخوان)

استخوان چنگکی (۲ استخوان)

استخوان‌های کف‌دستی (در مجموع ۱۰ استخوان؛ در هر طرف ۵ استخوان)

استخوان‌های بند انگشت

بندهای سرانگشتی (در مجموع ۱۰ استخوان؛ از هر طرف ۵ استخوان)

بندهای میان‌انگشتی (در کل ۸ استخوان؛ از هر طرف ۴ استخوان)

بندهای ته‌انگشتی (در مجموع ۱۰ استخوان؛ در هر طرف ۵ استخوان)

استخوان لگن از سه ناحیه تشکیل شده‌است که با هم ادغام شده و ۲ استخوان کوکسال حاصل شده‌است که عبارت‌اند از: استخوان تهیگاهی، استخوان نشیمنگاهی و استخوان شرمگاهی

استخوان خاجی و دنبالچه به دو استخوان ران متصل شده و لگن را تشکیل می‌دهند.

در مجموع ۶۰ استخوان در پاها وجود دارد.

استخوان ران (۲ استخوان)

کشکک یا زانو (۲ استخوان)

درشت‌نی (۲ استخوان)

نازک‌نی (۲ استخوان)

پیش‌پا (در کل ۵۲ استخوان، ۲۶ استخوان در هر پا)

استخوان‌های مچ پا

استخوان پاشنه (۲ استخوان)

قاپ (۲ استخوان)

استخوان ناوسان (۲ استخوان)

استخوان‌های میخی (۲ استخوان)

استخوان میخی شکل واسط (۲ استخوان)

استخوان میخی شکل جانبی (۲ استخوان)

استخوان تاسی (۲ استخوان)

استخوان‌های متاتارسال (۱۰ استخوان)

استخوان بند انگشت پا

فالانژهای پروگزیمال (۱۰ استخوان)

فالانژهای میانی (۸ استخوان)

فالانژهای دیستال (۱۰ استخوان)

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇
🌸🌺🌼 @Dissection786
👍2
طب، تشریح و آناتومی:
بسم الله الرحمن الرحیم
[قانون ابن سينا ]

فصل هفتم - ماهیچه های لب

همچنانکه ذکر کردیم لب در برخی از ماهیچه ها با گونه اشتراک دارد. لیکن ماهیچه های ویژه خود لب چهارتاست دو تا از این ماهیچه های ویژه لب از بالا و از طرف هر دو گونه به لب میرسند و به نزدیکی کنار لب میچسبند بالابرنده لب بالا و عضله انیابی و دو ماهیچه دیگر در قسمت پائین قرار دارند عضله پائین برنده لب تحتانی و گوشه ای لب وجود این چهار ماهیچه برای حرکات لب کافی است اگر فقط یکی از آنها به تنهایی حرکت کند، لب را به سوی خود میکشد و هرگاه دو ماهیچه در دو طرف با هم به حرکت در آیند لب به هر دو جانب کشیده میشود و باین ترتیب لب میتواند به هر چهار طرف خود حر کت کند. بدیهی است که لب بجز این چهار سوی نیازی بحرکت ندارد و بنابراین چهار ماهیچه مذکور برای لب کافی هستند انتهای ماهیچه هائی که لب و در آمیخته اند که بوسیله حس نمیتوان آنها را ماهیچه های جدا از هم دانست زیرا لب اندامی است نرم و کاملا گوشتی و فاقد هرگونه استخوان.

فصل هشتم - ماهیچه های بینی

دو ماهیچه كوچك و قوی عضله گشاد کننده و تنگ کننده (بینی) به هر دو طرف پره بینی چسبیده اند و از اینروی کوچکند تا برای ماهیچه های دیگر که جهت حرکت اندامها بیشتر مورد نیازند جای تنگ نباشد زیرا اندامهائی مانند گونه و لب بیشتر از پره بینی به جنبش نیازمندند و در حرکات دائمی و جنبشهای پی در پی، کناره پره بینی به آنها نمیرسد و نشاید آنها را در تنگنا گذارد این ماهیچه ها از این روی محکم آفرینش یافته اند تا با نیروی خود نداشتن استخوان را تلافی کنند موضع این دو ماهیچه از سوی گونه است و از همان ابتدا با تارگونه در آمیخته اند و بدانکه از این روی از دو طرف گونه آمده اند که حرکت هر دو به سوی گونه است.

فصل نهم ماهیچه های آرواره ی زیرین

علت اینکه حرکت بعهده آرواره زیرین است و آرواره بالائی در حرکت سهمی ندارد بچند وجه است:
۱- هرآنچه سبکتر است برای جنبش شایسته تر میباشد آرواره زیرین از آرواره زبرین سبکتر است. ۲ _هر آنچه در داخل عاری از اندامهای شریف است که در حرکت زیاد از گزند مصون نیستند حرکت دادنش بهتر و مناسب تر است.
بفرض آنکه آرواره فوقانی در حالتی بود که بتوان به آسانی آنرا بحرکت درآورد در اینصورت مفصل آن که باسر مشترک است تا این حد محکم و نیرومند نبود که مورد اعتماد باشد .واما بعد حرکات آرواره زیرین بیشتر از سه نوع حرکت نیست و آن سه حرکت عبارتند از حرکت گشودن دهان و دهن ،دره حرکت بر هم نهادن و حرکت جویدن و خرد کردن حرکت گشودن عمل آرواره را تسهیل میکند و آن را پائین میآورد حرکت برهم نهادن آنرا بلند میکند و حرکت خرد کننده آنرا میگرداند و در دو طرف حرکت میدهد.
از آنجا که حرکت بر هم نهادن باید بوسیله ماهیچه ای صورت پذیرد که از بالا بپائین آمده باشد و بطرف بالا انقباض پیدا کند و از آنجا که حرکت دهن گشادن ودهن دره بایستی با ماهیچه ای باشد که از پائین بطرف بالا جمع شود و از آنجا که حرکت خرد کننده (جویدن) باید بوسیله ماهیچه مورب صورت گیرد برای حرکت اول برهم نهادن دوماهیچه وجود دارد که آنها را ماهیچه گیجگاهی و رو به عقب مینامند؛ این دو ماهیچه در انسان كوچك هستند زیرا اندامی را بحرکت در می آورند که دارای حجم کم میباشد و علاوه بر آن ماهیچه هائی سبك وزن هستند زیرا حرکاتی که بوسیله آنها بر اندام وارد میآید سبك است. لیکن در تن سایر حیوانات این دو ماهیچه بزرگتر از ماهیچه های انسان است زیرا که آرواره زیرین جانوران دیگر بزرگتر از آرواره زیرین انسان است و حرکت دادن بوسیله این دوماهیچه
در اعمالی نظیر گاز گرفتن دریدن بریدن و خرد کردن از انسان تندتر و سخت تر است دو ماهیچه گیجگاه نرم هستند زیرا به منشاشان که همانا مغز میباشد نزدیکند و مغز جسمی در نهایت نرمی بین این دو ماهیچه و مغز بجز يك ،استخوان ماده واسط دیگری وجود ندارد .

چون بیم آن میرفت که اگر آسیبهائی وارد شود و درد و آزاری روی دهد مغز نیز با دو ماهیچه مذکور در این آسیب سهیم گردد و در نتیجه صاحب مغز به بیماری سرسام و مشابه آن مبتلا گردد ،آفریدگار توانا ماهیچه ها را در نزدیکی منشاء که همانا مغز است در دو استخوان جفت پوشاند و آنها را در محل امنی مستتر کرد بهمان شکل که راس نیزه در پوشش آهنین خود قرار گرفته است این کمینگاه از دو استخوان زوج بوجود آمده است. این ماهیچه ها از شکافهای معبر که ماده پوششی نیز با آنهاست مسافت مناسبی را به طرف زوج همسایه می پیمایند تا بتوانند بتدريج و اندك اندك گوهر خود را سخت سازند و از رستنگاه اول خودشان کم کم فاصله بگیرند هريك از این دو ماهیچه و تر بزرگی دارد که لبه آرواره زیرین را در بر گرفته است وقتی وتر جمع میشود آرواره بلند میشود و دو ماهیچه دیگر که از داخل دهان هريك از معبری میگذرد و به سوی آرواره زیرین سرازیر میشود در بلند کردن آرواره به دو
ماهیچه گیجگاهی کمک میکند چه این بارگران را پشتیبان و نیروی تقویتی لازم است و تری که از این دو ماهیچه بوجود میآید از وسط آنها و نه از کناره های آنهاست نا بیشتر محکم باشند ماهیچه هایی که عمل باز کردن دهان و پائین آوردن آرواره را انجام میدهند منشاء تارهایشان زوائدی سوزنی زائده پستانی است که در عقب گوش قرار دارند از این رشته ها ماهیچه ای بوجود میآید که بعدا به وتری تبدیل میگردد تا بیشتر استحکام یابد و سپس مجددا شاخه شاخه میشود و اکنه گوشت میگردد و باز ماهیچه میشود (ماهیچه دو بطنی) . و این ماهیچه را ماهیچه مکرر مینامند. این اعمال مکرر بدین منظور است که در ضمن گسترش از دسترس آسیبها دور باشد و سرانجام در محلی که جای پیچش آرواره به سوی زنخ است به آرواره میپیوندد و وقتی منقبض میشود لپ صورت را به سوی عقب میکشاند و بدیهی است که از این کشیدن بلند میشود از آنجا که سنگینی طبیعی در پائین آمدن موثر است برای پائین آوردن دوماهیچه کافی بود و نیاز به كمك وجود نداشته است ماهیچه هائی که حرکات جویدن را انجام میدهند از دو ماهیچه تشکیل میشوند که در هر طرف آرواره یکی از آنها قرار دارد این ماهیچه ها بشکل مثلث هستند زاویه ای که راس این مثلث است در گونه جادارد و از دو ساق آن یکی به طرف آرواره زیرین سرازیر است و دیگری بطرف زوج بالا می رود بین این دو ساق قاعده مستقیم مثلث بوجود میآید هريك از زوایای مثلث به جوانب خود نفوذ کرده است تا در حالت انقباض جهات مختلف را در اختیار داشته باشد و حرکاتش یکنواخت نباشد و بتواند بطور منظم و متناسب به گرایشهای لازم بپردازد و عمل خرد کردن و جویدن را بخوبی انجام دهد.


کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
♻️ادامه قانون ابن سينا
🔰ماهیچه سر و حنجره

کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
♻️قانون ابن سينا
🔹ادامه ماهیچه حنجره، و ماهیچه های حلق ، استخوان لامی ،زبان ،گردن و سینه


کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786
[قانون ابن سينا ]
ماهیچه های بازو ،ساعد،مچ،انگشتان دست،پشت ،شکم ،بیضه،مثانه،آلت تناسلی مردان، مقعد،ران،ساق و زانو،مفصل قدم و انگشتان پا
[ پایان فصل ماهیچه ها ]


کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @Dissection786