طب، تشریح و آناتومی
1.19K subscribers
86 photos
18 videos
57 files
208 links

مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را...
🌺 @Astrology786
🌼 @Marefat786
💐 @Reason786
🔥 @Saqeb786
@Aresmatiq
⁉️ @Farazehn
«وَعَلَامَاتٍ ۚوَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ؛ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ»
💫 @shahab_saqeb
www.shahab-saqeb.com
Download Telegram
* فائدة:
بدان از جمله چيزهائى كه دفع سرعت إنزال مى‌كند و از جمله مجرباتست تخم انجره را كوبيده و با پيه بى‌نمك ممزوج كنند و چند دفعه بسر قضيب طلى كنند بغايت نافع است.

#دفع_سرعت_انزال
#دستور_بهداشتی

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
بزرگواران توجه داشته باشند مطالب ارائه شده از کتب و رسائلی هستند که حضرت آقا علامه حسن حسن زاده آملی (روحی فداه) بر آن تعلیقه دارند و معتبر و مجرب می باشد.
فى يوم الثلثاء ساعة
* حديث:
روى فى الكافى عن أبى عبداللّه عليه السّلام أنه قال: فى يوم الثلثاء ساعة من واقفها لم يرقادمه حتى يموت أو ماشاء اللّه. لم يرقادمه أى لم يسكن دمه حتى يموت أو المراد أن فيه ساعة من أراق فيه دمه بحجامة أو فصد لم يسكن دمه حتى يموت.

#دستور_طبی

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
#أقل_مدت_حمل
أقلّ‌ مدّة حمل انسان شش ماه است، و در مرغان بيست و يكروز، و در سگ چهل روز، و در گربه دوماه، و در گوسفند پنجماه، و در شتر و اسب و خر يكسال، و در فيل بعضى دو سال و بعضى هفت سال و بعضى يازده سال گفته‌اند.

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
#الأمراض_تتولد_من_سته
اتفقت حكماء الهند و الروم و الفارس أن الأمراض تتولد من ستة أشياء: سهر الليل، و نوم النهار، و الشرب فى جوف الليل، و حبس البول، و كثرة الجماع و الأكل على الشبع.
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
ما ينبغى للطبيب
محمد بن زكريا: ينبغى للطبيب أن يبشر أبداً بالصحة و إن كان غير واثق فإن مزاج البدن تابع لأغراض النفس.

ترجمه:
طبیب چه باید کند ؟
محمد بن زکریا: طبیب باید همیشه سلامتی را بشارت دهد، هر چند مطمئن نباشد، زیرا خلق و خوی بدن تابع اغراض روح است.

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
#مجرب_لقضاء_الدين

منقول و مجرب است كه هر گاه كسى خواهد طفل پسر شود بعد از آن كه چهار ماه از حمل بگذرد روى زن را به قبله كند و آية الكرسى بخواند و دست بر پهلوى او زند و دست بر شكم او گذارد و بگويد:
«اللهم إنى قدسميته محمداً» و قصد كند كه او را محمد نام كند و بعد از آن كه پسر شد او را محمد نام نهد.

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
كل حيوان متنفس باستثشاق الهواء فهو أنما يتنفس من أنفه فقط‍‌ إلا الإنسان فإنه يتنفس من فمه و أنفه معاً و سبب ذلك أنه يحتاج إلى الكلام بتقطيع الحروف و مخرج بعضها الأنف فيحتاج إلى نفوذ الهواء فيه، و قد فتح بيطار فم الفرس بآلة و سدت منخريه فمات فى المكان

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
قال فى الكشاف عند تفسير قوله تعالى: «رب إنى مسنى الضر» الضر بالفتح الضرر فى كل شىء و بالضم الضرر فى النفس من مرض و هزال.

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
فوائد من #قانون أبى على و شرحه

قال الشيخ أبو على فى الشفاء: كل حيوان ليس على أعلى فكيه أسنان فإن شحمه يجمد بعد ذوبه و لا يجمد شحم غيره.
و قال أيضاً فى معرفة المنى المولد و غيره: إن المولد يرسب فى الماء و الذى لايولد يتحلل فيه.و قال أيضاً: الشحم المسخن يلين قرون الفحل حتى تمتد تحت اليد كيف شئت و تدهين قرونها بمزم أوزفت أوزيت يحمى أرجلها عن الوجع فإن المشى يوجها.


•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
قال #العلامة فى شرح القانون:
الأمراض المتوارثة و المتعدية جمعها الشاعر فى قوله:
متوارث الأمراض عدّ حرفها بنساجمد و جبر حج و ج و هى التى تعد الجسد
فالباء من المتوارثة: البرص، و النون: النقرس؛ و السين: السل؛ و الألف: ابليميا و هو الصرع؛ و الجيم: الجذام، و الميم: الماليخوليا؛ و الدال: الدق؛ و الجيم من المتعدية: الجرب؛ و الباء: البخر؛ و الراء: الرمد؛ و الحاء الحصبة؛ و الجيم الجدرى؛ و الواو: الوباء؛ و الجيم: الجذام.

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
ينبغى للمرأة أن يتخيّل عند الجماع و خصوصاً عند الا نزال أحسن ما يكون من الصور من النساء و الرجال و كذلك الرجال فإن لذلك مدخلاً عظيماً فى صورة الولد عند الأطباء.
قال العلامة الشيرازى فى شرح القانون: حكى لى الفاضل جمال الدين صاعد بن محمد الكاشغرى أن بنت الإمام نجم الدين الحفصى الخوارزمى ولدت ولداً له رأس إنسان و باقى بدنه بدن حية و كان يجيىء إلى امه و يرتضع ثم يخلى الام و يرمى نفسه فى بركة ماء هناك و يغوص و يخرج من الماء كالحية، ثم يعود إلى امه ثم يرمى نفسه فى الماء و على هذا بقى على مدة شهر، ثم إن الائمة أفتوا بأنه واجب القتل فقتل، و لمّا سئل عن المرأة ما كان سبب هذا؟ قالت: لاأدري إلا أنى خفت حية و عند الإنزال تخيلت لى صورتها.
#ترجمه_مفهومی:
یک زن باید بهترین تصاویر را از زنان و مردان (الهی و پاکدامن) و بخصوص مردان(بهترین صورت عالم و استاد الهی) در هنگام مقاربت (جهت انعقاد نطفه برای فرزند آوری) و به ویژه هنگام انزال تصور کند، زیرا این امر تاثیر بسزایی در صورت و شکل کودک(هم صورت ظاهری و هم سیرت باطنی فرزند) نزد حکما دارد.
محقق شیرازی در شرح قانون می گوید: جناب جمال الدین سعید بن محمد کاشغری به من گفت که دختر امام نجم الدین حفصی خوارزمی پسری به دنیا آورد. سر انسان و بقيه بدنش (جسم زنده شبیه گوشت) بود و غوطه ور مي شد و مانند مار از آب بيرون مي آمد، سپس نزد مادرش برمي کشت و سپس خود را در آب مي افكند و يك ماه بر آن مي ماندو... ائمه(علما) فتوا دادند که کشتن واجب است پس او را کشتند و وقتی از زن او پرسیدند علت این که فرزند اینگونه شد چه بود؟ گفت: نمی‌دانم جز این که از مار وحشت داشتم و هنگام انزال تصویر (مار) را تصور کردم.
#تاثیر_قوه_خیال

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
#تاثیر_انار
حكى عنى جالينوس و جماعة أن الرمان إذا اخذ أول ما ينعقد و هو بقدر حب الآس و بلع منه سبعة على الريق أمن من الرمد سنة.
أقول: فيه إبهام لاحتمال إرادة نفس الرمان و إرادة حبه.


•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
بعضى از مدعيان معقولات فرق مى‌گذارند ميان انسان و سائر حيوانات به اينكه إنسان را نفس ناطقه هست و إدراك كليات مى‌كند به خلاف باقىحيوانات و نمى‌دانم دليل ايشان را بر نفى نفس ناطقه و درك كليات از سائر حيوانات چيست‌؟ و حال اينكه ايشان را احاطه بعوالم آنها نيست١.
و در كتاب نوادر از شيخ مقتول نقل كرده كه او مى‌گويد: حيوانات را نفوس ناطقۀ مجرده است همچنان كه مذهب قدما است و شيخ ابوعلى در كتاب أسوله بهمنيار تصريح كرده به صعوبت فرق ميان إنسان و حيوانات ديگر در اين حكم.
و قيصرى در شرح فصوص گويد: قال المتأخرون: من أن المراد بالنطق هو إدراك الكلّيات لا التكلم مع كونه مخالفاً لوضع اللّغة، لا يفيدهم لأنه موقوف على أن النفس الناطقة المجردة للإنسان فقط‍‌ و لا دليل لهم على ذلك و لا شعور لهم بأن الحيوانات ليس لها إدراك الكلّيات، و الجهل بالشىء لا ينافى وجوده، و إمعان النظر فيما يصدر عنهما من العجائب يوجب أن يكون لها إدراك الكلّيات.
و از سخن قيصرى معلوم مى‌شود كه مراد متقدمين از نطق معنى لغويست و شيخ ابو على در اول دانشنامها علائى به اين تصريح كرده.
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
#ساختن_عطر_گل

در ساختن عطر گل: بگيرد سه چهار يك(۳/۴ یک من گل را مثلا) گل و آن را پاك كند و در ديگ سفيد بريزد و يك من و نيم آب يا گلاب بر روى آن بريزد و در آن را به در ديگ سفيد محكم كند به نوعى كه بخار بيرون نيايد و نيچه را در آن استوار كند و شدّ و وصل را محكم نمايد و هر چه نيچه بلندتر باشد بهتر است و هشتاد مثقال روغن بادام يا روغن ديگر كه به قدر يك مثقال كافور جو دانه در آن حل كرده باشند در آفتاب و آن روغن را به پاكيزگى گرفته باشند و در پارچه سفيدى گذارده و در آن را محكم كند و آن را در آب سرد بگذارد و هر وقت كه آب گرم شود آب را عوض كند، و آتش در زير ديگ بيفروزد ابتدا به شدت تا به جوش آيد بعد از آن آتش را ملايم كند مثل چراغ تا اينكه آب در ديگ تمام شود بعد از آن پارچ را برداشته در ظرفى بريزد و آن روغن را از آب جدا كند به نوعى كه در آب چيزى از روغن باقى نماند و باز روغن را در پارچ بريزد و آب يا گلاب غير آن گلاب در روى ارضيه يعنى گل تازه بريزد و به نهج سابق كماً و كيفاً عمل سابق را بريزد و آب (لاحق) كند بعد ارضيه را در ديگ بريزد و آب لاحق را بگذارد بعد از تمام شدن آب لاحق را بريزد و آب سابق را نگهدارد و هكذا يكرر العمل حتى يبلغ الى حد الكمال و يتصل الى مقصوده غاية الاتصال و لا حاجة الى بيان باقى الامور لظهوره غاية الظهور.

طریق دوم:

در اتمام عمل متقدم در گرفتن عطر گل بعد از آنكه تكرار عمل كرد و به مرتبه عاشر بالاتر رسيد سعى بليغى لازم است بر جدا كردن آب از روغن به قدر امكان بعد از جدا شدن معمول را داخل شيشه كندكه جوف آن حبابى باشد و آن را در كاسه‌اى گذارده در آفتاب بهارى گذارد و در آن را از موم يالاك محكم كند كه هوا در آن تصرف نكند كه منجر به فساد مى‌شود و بعد از تربيت آفتاب به دقت تمام ملاحظه كند هر گاه آب در آن باقى مانده است آن را بر روى آتشى بگذارد كه محجوب بر ماد باشد در منتهاى درجه ملايمت مثل حرارت آفتاب تابستانى در بلاد عجم تا آن كه به تدريج آن رطوبت بر طرف شود.
و بدان كه بايد آنچه صاف شد بگيرد و آنچه درد آن باشد به تنكيس جدا كند بعد از آن مشغول تربيت شود به نحوى كه گذشت.

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
#سركۀ_نفى_انگبين_اثبات
گفته‌اند اعظم شرائط‍‌ سلوك راه حق و تبديل اخلاق اشتغال به ذكر است و ذكر به مجرد تلفظ‍‌ مثمر ثمرى معتد به نيست بلكه بايد قلب متذكر معنى آن باشد تا ملكه شود و ذكر زبان هم به سبب انس قلب است و بعد از آن چندان حاجتى به ذكر زبانى نيست واخبار وآيات بر مدح ذكر قلبى بى‌شمار وبسيار است.
و بعضى از عرفاء بعد از نقل بعضى از اين اخبار و آيات شروع به طعن بر علماى شريعت كه تلقين ذكر خفى را تشريع گفته‌اند كرده و گفته است كه اين يا از عدم اطلاع بر اين شواهد است يا از لجاج و بسيار نا معقول گفته است به جهت آن كه ذكر قلبى كه در آيات و احاديث رسيده قلب را متوجه ياد خدا و عجائب صنع و قدرت او و صفات كماليه او كردن است و اين احتياج به تلقين ندارد و خود علماء نيز ترغيب به اين مى‌كنند و حضور قلب در نماز و ادعيه را ذكر مى‌كنند.
سخن در تلقين ذكر به نحو خاص است از صورت ذكر خاصى و نشستن بههيئت مخصوصى و حركت‌هاى مخصوصه و از كدام طرف سينه برداشتن و به كجا فرود آوردن و اگر كسى اينها را تشريع گويد بسيار صحيح گفته است و باز گفته كه تسامح در ادلۀ سنن جايز است و مشايخ صوفيه اين طريقه را مسلسلاً تابائمه نقل مى‌كنند پس داخل در ادله تسامح سنن خواهد بود، علماى شريعت مى‌گويند تسامح در صورت عدم ظن كذب است و مظنون كذب ناقلين است و شواهدى بر اين ذكر مى‌كنند بلكه مى‌گويند تسامح در صورتى است كه ناقل از اهل سنت نباشد و بسيارى از مشايخ را سنى بلكه كافر مى‌دانند.
و بالجمله حجب روندگان راه نسيان است «نسواللّه فنسيهم» و علاج آن به ضد است «اذكرو اللّه ذكراً كثيراً» چنانچه در شفاخانه فرا نرسيده و بهترين اذكار كلمۀ «لا إله إلا اللّه» است كه مركب از سركۀ نفى و انگبين اثبات است به اين سكنجبين دفع صفراى نسيان مى‌شود و به مضمون وعدۀ «اذكرونى أذكركم» البته شفا حاصل مى‌گردد.


•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
في منافع #علم_التشریح
إنّ‌ الإنسان يتنبه على ما يظهر من آثار اللّه الدالّة على قدرته و حكمته، فيدعوه ذلك إلى تمجيده و تسبيحه، و يعرف لطائف إحسانه و انعامه على الإنسان في نفسه أولا قبل انعامه عليه بالأشياء التي من خارج؛ فيدعوه ذلك إلى إخلاص الشكر له، و الثناء عليه، و يعلم مواقع عنايته به و ما قصد فيه جملة و في كل جزء من أجزائه إلى كمال و خير، و لا يستهين بوجود ذاته، و لا يقصد إلى إفساده، و يضيع ما قصد إلى الانتفاع به، بل يتبع مقاصد اللّه فيه في استعمال كلّ‌ عضو و كل قوة على النمو الذي هيّأه له و فيما قصد به إليه؛ ليكون قد أطاع اللّه في إسعاد نفسه و يتصوّر النظام الإلهي الذي هو في غاية الاتقان، و النفع، و الحس، فيجعله دستورا يقتدي به فيما يزاوله من السياسات، و التدابير، و الصناعات، فتّكون أفعاله و سيرته أحكم، و أعجب، و أفضل، و أنفع مايكون و ينتفع في الأعمال الطيّبة؛ فإنه متى عرف منفعة كل عضو عرف صحته من حصول منفعته، و عرف مضرته من بطلان منفعته أو نقصانها، و عرف غناه في قوام البدن فجعل حفظ‍‌ صحته ما دام صحيحا و معالجة أمراضه إذا مرض بحسب ذلك من منافع هذا العلم الشريف


•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
#تركيب_بدن_الإنسان
لما وجب من الحكمة الإلهيّة أن يكون الإنسان موجودا مركبا من الاستقسات مستقلا لأن يدبّر من داخل و خارج فيما به قوام ذاته، باقيا على ذلك بمقدار ما يحتمله موضوعه، جعله جملة مجتمعة من أجسام مختلفة الصّور، و الكيفيات، و الأشكال، و المقادير، و الأوضاع، و من قوى كثيرة مختلفة الأفعال على نحو يتم من هذه الأشياء تلك المقاصد، فصار وجود جملته مقصودا إليه و جعل كل جزء من أجزائه و كلّ‌ معنى من معانيه آلة و معينا في قوام الجملة، فيكون وجود الجملة لذاتها وجود كل جزء للجملة، و لما كان البدن جسما مركبا من الاستقسات المختلفة و الأماكن و القوى؛ جعل فيه قوة قاهرة لاستقساته على الاجتماع معا، يضبطها و يمسكها على تركيبها، و تنقل البدن و تشيله و تحرّكه و تسكّنه على خلاف طبيعته و يقدر على البطش و المقاومة، و الجذب، و الدفع، و الامساك من خارج بتوسط‍‌ الأعضاء، و هذه القوة هي القوة الحيوانية، ثم لما كان هذا البدن الحيّ‌ دائم التحلّك لتضاد كيفيات عناصره، و اختلاف أماكنها جعل فيه قوى و آلات تحفظ‍‌ البدن على مقداره و مزاجه، و هذه القوة هي القوة الغاذية فتمّ‌ البدن الحي و صارت فيه قوة تجعله حيا و قوة تحفظه و تسوّسه من داخل، ثم لما كان البدن تحيط‍‌ به من خارج ما يضرّه و يفسده و ما ينفعه في أن يبقى مثل الغذاء و غيره، و جعل فيه قوة تدرك ما هو خارج منه و قوة تميّز و تحصل ما هو خير مطلوب أو شر مهروب، و قوة تنفعل فتكره أو تشتهي قبل أن تناله و تتأذّى أو تلتذ عنه ما يصيبه فعند ذلك تحرك القوة الحيوانية البدن إليه أو عنه، و هذه القوة التي تدبّر البدن من خارج تسمى القوة الارادية فيتم بهذه القوى البدن الإنساني و يبقى محفوظا ما أمكن، فالقوة الارادية التي توجد في البدن و تفعل من خارج تدرك الحواس، و تحصل بالتمييز ما ينبغي للقوة الحيوانية أن تفعل بحسبه، و تدبر ما ينبغي طلبه أو تكره لمصلحة البدن، فتحرك القوة الحيوانيّة البدن إليه أو عنه فيكون ذلك معونة للقوة الغاذية التي جعلت في موضع القوة الحيوانيّة لبقائه، ثم جعل هذه الجملة أعني البدن الحيّ‌ المغتذي المدرك المريد مولدا لمثله لبقاء النوع، و ذلك بأن تفعل هذه القوى كلّها، لأن المنفعلة تشتهي و الارادية تقصد و الغاذية تفعل المادة، ثم المولدة تكون بدنا آخر بهذه الشرائط‍‌، فيبقى النوع دائما.


•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
#الروح
لما كان بدن الإنسان متحلّلا دائما لم يجعل اللّه تعالى القوة الحيوانية فيه كصورة في موضوع و إلاّ تحلّلت دائما، و انتقصت بتحلله و تنقصه، فلم يكن لحياة البدن وجود إلاّ يسيرا، فجعل لقوة الحياة أصلا و مبدأ و معينا يتولد و ينشأ دائما و يصل إلى جميع البدن دائما ليكون البدن مدّة بقائه حيّا، و لزم لحصول هذا المقصود أمران: أحدهما أن يكون دائما مع تولد قوة الحياة شيء لحملها، و يوصلها إلى جميع البدن، و هذا الشيء هو الروح و ذلك انه جسم رقيق نفاذ في المسالك الضيّقة واصل إلى جميع البدن، و الثّاني أن يكون مع هذين شيء به تمكن الروح إيصال قوة الحياة إلى جميع البدن، و به تمكن البدن قبول قوة الحياة و به تمكن قوة الحياة استعمال البدن، و هذا الشيء هو الحرارة الغريزية أعني حرارة مخصوصة بالحيوان من حيث هو حيوان لا يوجد في شيء آخر، و ذلك أنّ‌ الروح من دون اكتساب هذه الحرارة لا يقوى على حمل قوة الحياة، و كذلك البدن من دون اكتساب هذه الحرارة لا يمكنه قبول قوة الحياة؛ لأنّ‌ هذه الحرارة هي الشيء الذي يتوسّطه توحد قوة الحياة، أمّا في الروح فكالضوء الذي يتوسّطه محمل الهواء اللون و أمّا في البدن فكالشيء في موضعه كالإشفاف الذي يتوسّطه يقبل الهواء الضوء في ذاته، فجعل المبدأ المكوّن المولّد لهذه الأشياء الثلاثة أعني قوة الحياة، و الروح الحيواني، و الحرارة الغريزية، شيئا واحدا لتتوافى ثلاثتها معا على النسبة الواجبة و هذا المبدأ هو القلب، و القلب معين معدن منه يتولّد و ينبع قوة الحياة و الحرارة الغريزيّة دائما لا بأن يستفيد منها أو يستمدّ منها من شيء آخر، و أمّا الروح فلأنّ‌ مادّته الهواء وجب ضرورة أن نستمده دائما بكونه روحا حيوانيا، و يودعه قوة الحياة و الحرارة الغريزية، و يرسل هذه الجملة إلى جميع البدن، فجعل القلب متحركا دائما حركة انبساط‍‌ في ذاته و انقباض إلى ذاته، و جعل فيه تجاويف لها أفواه مفتوحة إلى الهواء ليدخل فيه الهواء بانبساطه، و جعل مجاري الهواء ناشئة منه إلى جميع البدن ليستوي فيها الروح، و الحرارة، و الحياة إلى جميع البدن، و هذه التجاويف تسمّى بطون القلب و هذه المجاري تسمى الشرايين ، و جعل آلة كثيرة لجذب الهواء، و إعداده، و خزنه، و هذه هي آلة التنفس كالمنخرين و ثقبي الحنك و قصبة الرئة و فضاء الصدر و الحجاب و العضلات المنبسطة للأضلاع.

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786
علم تشريح اساس علم طب است، در غالب كتب طبّى علماى پيشين ما نخست در آغاز يك دوره تشريح و آثار و اعمال مترتّبه بر آن را كه امروز به واژه فرانسه فيزيولوژى (physiologie) گويند تعليم و تدوين كرده‌اند و پس از آن به مطالب و مسائل علم طبّ‌ و جرّاحى پرداخته‌اند.
چنانكه قانون جناب شيخ رئيس ابو على سينا - شرّف اللّه نفسه - بر صدق مقالتم حجّتى بالغ است.
در واقع منزلت علم تشريح به علم طب به منزلت دانش ترازو - كه آن را علم ميزان و علم منطق نيز گويند - به حكمت و كلام اصيل اسلامى است كه در افتتاح كتب حكمت و كلام يك دوره دانش ترازو را كه ميزان استدلال است تحرير مى‌كردند و يس از آن علم حكمت و كلام را؛ چنان كه باز اشارات و شفاى شيخ در قسم حكمت، و مطالع و تجريد و تهذيب در كلام، و بسيارى از كتب و رسائل ديگر در هر دو قسم بر مدّعاى ما شاهد عادل‌اند.


•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇

🌸🌺🌼 @dissection786