اگر در مهربانی با مردم به حدی رسیدید که به خودتان آسیب میزدید، متوقف شوید و دست بردارید!
د. ادهم شرقاوی
به یادِ روزهای پُر از خاک و بازی...
نویسنده: توحیدیار حقانی
نمیدانم از کجا بگویم که جگرت کباب نشود. یادش بهخیر، آن وقتها که تمام دنیا برای ما همان کوچهی خاکی بود. ما یک مشت طفل پابرای لُکّه بودیم که دلمان از صد پادشاه کلانتر بود. یکیمان با یک چوبِ شکسته رئیس میشد و باقی ما عسکر میشدیم و با چه غروری پشت سرش راه میرفتیم. گمان میکردیم کلِ مُلک و مملکت از آن ماست.
آن وقتها غمی ما فقط این بود که کلاهِ کاغذیِ عسکریمان پاره نشود. به یادم میآیدمادرم یک تبراق کیسه تکهای برایم دوخته بود که بر داخل آن نان میگذاشتم و سوی مکتب روان میگشتم که همهی آن بوی نانِ خشک و آرزوهای میده میده میداد.
وقتی از مکتب رخصت میشدیم، زیر سایهی یک دیوار گِلی مینشستیم؛ رئیس و عسکر فرقی نداشت، نان را تکه میکردیم و با هم میخوردیم. آنوقتها چقدر دلمان کلان بود و غمهایمان کوچک بودند!
اما حالا که کلان شدیم، ورق زندگی برگشت. آن روزها تمام شد و هر کدامی ما در یک گوشهی دنیا گم شدیم. حالا دیگر از آن عسکرهای وفادار خبری نیست و رئیسها هم دیگر نانشان را با کسی تقسیم نمیکنند.
دلم زیاد درد میکند وقتی میبینم آن پادشاهانی کوچکِ کوچه، حالا در غربت زیر بارِ زندگی کمرشان خم شده و تبراقهای پر از نانشان گم شده است.
میدانید چی بر سرمان آمد؟
ما فقط از آن لحظات خوشی و خاکی تبعید شدیم. حالا هر بار که بوی نانِ گرم به مشامم میرسد، دلم برای آن طفلِ پر از خاک و پِره که در کوچههای قدیم بهجا گذاشتم، زار میزند. کاش هیچوقت از آن بازیِ عسکر و رئیس بیدار نمیشدیم...
نویسنده: توحیدیار حقانی
نمیدانم از کجا بگویم که جگرت کباب نشود. یادش بهخیر، آن وقتها که تمام دنیا برای ما همان کوچهی خاکی بود. ما یک مشت طفل پابرای لُکّه بودیم که دلمان از صد پادشاه کلانتر بود. یکیمان با یک چوبِ شکسته رئیس میشد و باقی ما عسکر میشدیم و با چه غروری پشت سرش راه میرفتیم. گمان میکردیم کلِ مُلک و مملکت از آن ماست.
آن وقتها غمی ما فقط این بود که کلاهِ کاغذیِ عسکریمان پاره نشود. به یادم میآیدمادرم یک تبراق کیسه تکهای برایم دوخته بود که بر داخل آن نان میگذاشتم و سوی مکتب روان میگشتم که همهی آن بوی نانِ خشک و آرزوهای میده میده میداد.
وقتی از مکتب رخصت میشدیم، زیر سایهی یک دیوار گِلی مینشستیم؛ رئیس و عسکر فرقی نداشت، نان را تکه میکردیم و با هم میخوردیم. آنوقتها چقدر دلمان کلان بود و غمهایمان کوچک بودند!
اما حالا که کلان شدیم، ورق زندگی برگشت. آن روزها تمام شد و هر کدامی ما در یک گوشهی دنیا گم شدیم. حالا دیگر از آن عسکرهای وفادار خبری نیست و رئیسها هم دیگر نانشان را با کسی تقسیم نمیکنند.
دلم زیاد درد میکند وقتی میبینم آن پادشاهانی کوچکِ کوچه، حالا در غربت زیر بارِ زندگی کمرشان خم شده و تبراقهای پر از نانشان گم شده است.
میدانید چی بر سرمان آمد؟
ما فقط از آن لحظات خوشی و خاکی تبعید شدیم. حالا هر بار که بوی نانِ گرم به مشامم میرسد، دلم برای آن طفلِ پر از خاک و پِره که در کوچههای قدیم بهجا گذاشتم، زار میزند. کاش هیچوقت از آن بازیِ عسکر و رئیس بیدار نمیشدیم...
❤🔥1
حفظ زبان؛ راه نجات در دنیا و آخرت
پیامبر ﷺ فرمودند:
«هر کس به الله و روز آخرت ایمان دارد، یا سخن نیک بگوید یا خاموش بماند.»
(صحیح بخاری و مسلم)
و نیز فرمودند:
«آیا چیزی جز حاصل زبانها، مردم را به رو در آتش میاندازد؟»
(ترمذی)
نکتههای مهم:
● بسیاری از گناهان از زبان آغاز میشود؛ مانند غیبت، دروغ و تهمت.
● سکوت در جایی که سخن فایده ندارد، عبادت محسوب میشود.
● کنترل زبان نشانه عقل و تقوا است.
● انسان باید قبل از سخن گفتن بیندیشد: آیا این حرف سود دارد یا زیان؟
پیام:
زبان کوچک است، اما اثرش بزرگ؛ میتواند انسان را بالا ببرد یا به سقوط بکشاند.
پس بیاییم زبان خود را جز به حق و خیر به کار نبریم.
پیامبر ﷺ فرمودند:
«هر کس به الله و روز آخرت ایمان دارد، یا سخن نیک بگوید یا خاموش بماند.»
(صحیح بخاری و مسلم)
و نیز فرمودند:
«آیا چیزی جز حاصل زبانها، مردم را به رو در آتش میاندازد؟»
(ترمذی)
نکتههای مهم:
● بسیاری از گناهان از زبان آغاز میشود؛ مانند غیبت، دروغ و تهمت.
● سکوت در جایی که سخن فایده ندارد، عبادت محسوب میشود.
● کنترل زبان نشانه عقل و تقوا است.
● انسان باید قبل از سخن گفتن بیندیشد: آیا این حرف سود دارد یا زیان؟
پیام:
زبان کوچک است، اما اثرش بزرگ؛ میتواند انسان را بالا ببرد یا به سقوط بکشاند.
پس بیاییم زبان خود را جز به حق و خیر به کار نبریم.
آخرین اطلاعات از خسارات سیلاب ها در کشور:
حافظ محمد یوسف حماد، سخنگوی اداره ملی آمادگی مبارزه با حوادث، گفته که طی ۲۴ ساعت گذشته در نتیجه بارش باران و وقوع سیل، ۲۲ نفر جان باخته و ۳۲ نفر دیگر زخمی شدهاند.
وی افزوده که ۵۲ خانه بهطور کامل و ۱۹۸ خانه بهطور نسبی تخریب شده و حاصلات حدود ۲۰۰ جریب زمین نیز از بین رفته است
حافظ محمد یوسف حماد، سخنگوی اداره ملی آمادگی مبارزه با حوادث، گفته که طی ۲۴ ساعت گذشته در نتیجه بارش باران و وقوع سیل، ۲۲ نفر جان باخته و ۳۲ نفر دیگر زخمی شدهاند.
وی افزوده که ۵۲ خانه بهطور کامل و ۱۹۸ خانه بهطور نسبی تخریب شده و حاصلات حدود ۲۰۰ جریب زمین نیز از بین رفته است
#پیام_پروردگار
خداوند به سبب ایمان، زندگی بنده را نور بخشیده و کفر را تاریکی مهلک، قرار داده است.
بخشی از آیه ۲۵۷ سوره بقره
خداوند به سبب ایمان، زندگی بنده را نور بخشیده و کفر را تاریکی مهلک، قرار داده است.
بخشی از آیه ۲۵۷ سوره بقره
#سخن_رسول_الله_ﷺ
رسول الله ﷺ میفرمایند:
آیا تو را از محبوبترین سخن نزد الله باخبر نسازم؟ گفتم: خبر بدهید یا رسول الله! ایشان فرمودند: محبوبترین سخن نزد الله، "سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ " است.
معنی: الله پاک و منزه است و من ستایش او را میگویم.
صحیح مسلم
رسول الله ﷺ میفرمایند:
آیا تو را از محبوبترین سخن نزد الله باخبر نسازم؟ گفتم: خبر بدهید یا رسول الله! ایشان فرمودند: محبوبترین سخن نزد الله، "سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ " است.
معنی: الله پاک و منزه است و من ستایش او را میگویم.
صحیح مسلم
هر كس میخواهد، مردی از اهل بهشت را ببیند، به این مرد، نگاه كند.
«ابوهریره رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ روایت میكند كه: مردی بادیه نشین نزد رسول الله ﷺ آمد و گفت: عملی به من معرفی كن كه اگر آنرا انجام دهم، وارد بهشت شوم. رسول الله ﷺ فرمود: «خدا را عبادت كن و چیزی را با او شریک نگردان، نمازهای فرض را بخوان، زكات مالت را بده و ماه رمضان را روزه بگیر». آن مرد بادیه نشین، گفت: سوگند به ذاتی كه جانم در دست اوست، اضافه بر اینها (كه فرمودی)، هیچ كاری انجام نخواهم داد. هنگامی كه آن مرد رفت، رسول الله ﷺ فرمود: «هر كس میخواهد، مردی از اهل بهشت را ببیند، به این مرد، نگاه كند»».
(صحیح البخارى: 1397)
«ابوهریره رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ روایت میكند كه: مردی بادیه نشین نزد رسول الله ﷺ آمد و گفت: عملی به من معرفی كن كه اگر آنرا انجام دهم، وارد بهشت شوم. رسول الله ﷺ فرمود: «خدا را عبادت كن و چیزی را با او شریک نگردان، نمازهای فرض را بخوان، زكات مالت را بده و ماه رمضان را روزه بگیر». آن مرد بادیه نشین، گفت: سوگند به ذاتی كه جانم در دست اوست، اضافه بر اینها (كه فرمودی)، هیچ كاری انجام نخواهم داد. هنگامی كه آن مرد رفت، رسول الله ﷺ فرمود: «هر كس میخواهد، مردی از اهل بهشت را ببیند، به این مرد، نگاه كند»».
(صحیح البخارى: 1397)
گاهی آدم بی رغبت به همه چیز، با صدها فکر در ذهنش کلنجار میرود، و در همان حال یکی می آید و او را به سرد بودن متهم میکند
✍نوشته مشوش
✍نوشته مشوش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
-
زنجیر است، زنجیر!
روز محشر به پیامبر چه بگوییم!؟❤️🩹💔
زنجیر است، زنجیر!
روز محشر به پیامبر چه بگوییم!؟❤️🩹💔
آنها جهاد کردند و ما سر جای خود نشستیم!
و [همواره] خود را اینگونه تسلّی میدادیم که ما همان «تیراندازان روی کوه» هستیم که از پشت سر آنها محافظت میکنیم؛ پس ما را چه شده که امروز میخواهیم جایگاههای خود را رها کنیم!
احساسات بسیاری از مردم قابل درک است، و گاهی گلایه و سرزنش به اندازۀ میزان محبت است!
اما آیا تا به حال از خود پرسیدیم که چه کسی عرصه را بر آنها چنان تنگ کرد که مجبور شدند به چیزی تن دهند که ما آن را نمیپذیریم؟!
به خدا سوگند، حکایت ما و آنها جز مانند سخن «حلاج» نیست که میگوید:
«او را دستبسته در دریا افکند و به او گفت: مراقب باش، مبادا که به آب خیس شوی!».
شما اولین کسانی بودید که یاری کردید، پس اولین کسانی نباشید که دست میکشید!
آنها برادران شما هستند، کسانی که در اجرای فرایض الهی به جای شما ایستادهاند. معصوم نیستند؛ اما از بهترین بندگان خدا در زمینش هستند!
آنها وعدۀ پروردگارتان هستند که اعلام کرد حتماً آنان را برمیانگیزد، و بشارت پیامبر صلیاللهعلیهوسلم هستند که تا آمدن فرمان خدا، همچنان ثابتقدم و پابرجا باقی میمانند!
اگر به آنها نصیحت و خیرخواهی میکنید، پس با ملایمت و مهربانی برخورد نمایید!
و اگر سرزنش میکنید، این سخن حطیئه را به یاد داشته باشید که گفت:
«ای بیریشهها، سرزنش بر آنان را کم کنید، یا [اگر خود را مرد میدانید] آن خلأ و جایگاهی را پر کنید که آنان پر کردهاند!».
📝 خلیل الرحمن خباب
و [همواره] خود را اینگونه تسلّی میدادیم که ما همان «تیراندازان روی کوه» هستیم که از پشت سر آنها محافظت میکنیم؛ پس ما را چه شده که امروز میخواهیم جایگاههای خود را رها کنیم!
احساسات بسیاری از مردم قابل درک است، و گاهی گلایه و سرزنش به اندازۀ میزان محبت است!
اما آیا تا به حال از خود پرسیدیم که چه کسی عرصه را بر آنها چنان تنگ کرد که مجبور شدند به چیزی تن دهند که ما آن را نمیپذیریم؟!
به خدا سوگند، حکایت ما و آنها جز مانند سخن «حلاج» نیست که میگوید:
«او را دستبسته در دریا افکند و به او گفت: مراقب باش، مبادا که به آب خیس شوی!».
شما اولین کسانی بودید که یاری کردید، پس اولین کسانی نباشید که دست میکشید!
آنها برادران شما هستند، کسانی که در اجرای فرایض الهی به جای شما ایستادهاند. معصوم نیستند؛ اما از بهترین بندگان خدا در زمینش هستند!
آنها وعدۀ پروردگارتان هستند که اعلام کرد حتماً آنان را برمیانگیزد، و بشارت پیامبر صلیاللهعلیهوسلم هستند که تا آمدن فرمان خدا، همچنان ثابتقدم و پابرجا باقی میمانند!
اگر به آنها نصیحت و خیرخواهی میکنید، پس با ملایمت و مهربانی برخورد نمایید!
و اگر سرزنش میکنید، این سخن حطیئه را به یاد داشته باشید که گفت:
«ای بیریشهها، سرزنش بر آنان را کم کنید، یا [اگر خود را مرد میدانید] آن خلأ و جایگاهی را پر کنید که آنان پر کردهاند!».
✍️ د. ادهم شرقاوی
📝 خلیل الرحمن خباب
خوشی ندیده و غم دیده از دنیا خواهیم رفت!
دل از دنیا بریده از دنیا خواهیم رفت!
✍️: م.دخّا
دل از دنیا بریده از دنیا خواهیم رفت!
✍️: م.دخّا
💔1
یک تبر میخواهم!
در کتاب «غذاء الأرواح بالمحادثة والمزاح» از مقدسی رحمهالله آمده است:
«مردی تصمیم گرفت که پیش از فرارسیدن فصل انجیر، برای حجاج بن یوسف ثقفی مقداری انجیر هدیه ببرد تا از او جایزهای بگیرد. چون به در قصر رسید، گزمهای را دید که گروهی از راهزنان و دزدان را میبرد. یکی از دزدان گریخته بود، پس گزمه آن مرد انجیر دار را به جای او دستگیر کرد!
چون آنان را نزد حجاج آوردند، دستور داد گردن همهشان را بزنند!
انجیر دار فریاد برآورد: «من از اینان نیستم!».
حجاج پرسید: «پس ماجرا چیست؟».
مرد ماجرا را تعریف کرد.
حجاج گفت: «لا حول ولا قوة إلا بالله»، نزدیک بود که این ملعون ظالمانه کشته شود!».
سپس رو به مرد کرد و گفت: «چه جایزهای میخواهی؟»
مرد پاسخ داد: «ای امیر، فقط یک تبر میخواهم!».
حجاج پرسید: «با آن چه میکنی؟».
گفت: «میخواهم آن درخت انجیری را که مرا با تو آشنا کرد، از ریشه قطع کنم!».
حجاج خندید و فرمان داد تا به او مالی ببخشند!».
به خدا سوگند، همۀ ما در پی تبری هستیم که با آن، همان درختی را از پا درآوریم که سبب آشنایی ما با برخی آدمها شد!
همۀ ما زخم عمیقی بر تن داریم؛ یادگار کسی که امینش پنداشتیم و او در امانت خیانت کرد. پیمان شکست و رفت، و این زخم هنوز چنان تازه است که با انگشتان درد و ناامیدی لمسش میکنیم!
همۀ ما سخن تلخی را به خاطر داریم که از چاقو تیزتر بود؛ چنان از گوشت گذشت که به استخوان رسید، یا شاید در عمق جان نشست؛ روزها و شبها از پی هم گذشتند، اما آن سخن همچنان باقی است و از درون نیشمان میزند!
همۀ ما روزی از جایی که احساس امنیت میکردیم ضربه خوردیم؛ در لحظهای از روی اعتماد، لباسهای احتیاط را از تن درآوردیم، و چون بیدفاع گشتیم، ضربه به ما وارد شد و خواری و خذلان به ما رسید؛ تا جایی که ضعف و پریشانیمان عریان شد، و اگر تمام برگهای زمین را به هم بدوزیم، باز هم نمیتوانیم این رنج آشکار را بپوشانیم!
اما غمی نیست؛ سختدلان ما را نیرومندتر کردند. اکنون اگر دیگری از راه برسد، با اولین ضربه از پا نمیافتیم و از اولین بیوفایی غافلگیر و شگفتزده نمیشویم!
آسیبزنندگان مانند واکسنها هستند؛ درد خفیفی را به ما تزریق میکنند و میچشانند تا مصونیت کسب کنیم، و اینگونه، اگر بیماری واقعی از راه برسد، ما در بالاترین حد آمادگی برای رویارویی قرار داریم!
ای خیانتکاران، هر کجا که هستید، بخت با شما یار مباد؛ اما بدانید که ما امروز از همیشه قویتریم!
✍️ د. ادهم شرقاوی
📝 خلیل الرحمن خباب
در کتاب «غذاء الأرواح بالمحادثة والمزاح» از مقدسی رحمهالله آمده است:
«مردی تصمیم گرفت که پیش از فرارسیدن فصل انجیر، برای حجاج بن یوسف ثقفی مقداری انجیر هدیه ببرد تا از او جایزهای بگیرد. چون به در قصر رسید، گزمهای را دید که گروهی از راهزنان و دزدان را میبرد. یکی از دزدان گریخته بود، پس گزمه آن مرد انجیر دار را به جای او دستگیر کرد!
چون آنان را نزد حجاج آوردند، دستور داد گردن همهشان را بزنند!
انجیر دار فریاد برآورد: «من از اینان نیستم!».
حجاج پرسید: «پس ماجرا چیست؟».
مرد ماجرا را تعریف کرد.
حجاج گفت: «لا حول ولا قوة إلا بالله»، نزدیک بود که این ملعون ظالمانه کشته شود!».
سپس رو به مرد کرد و گفت: «چه جایزهای میخواهی؟»
مرد پاسخ داد: «ای امیر، فقط یک تبر میخواهم!».
حجاج پرسید: «با آن چه میکنی؟».
گفت: «میخواهم آن درخت انجیری را که مرا با تو آشنا کرد، از ریشه قطع کنم!».
حجاج خندید و فرمان داد تا به او مالی ببخشند!».
به خدا سوگند، همۀ ما در پی تبری هستیم که با آن، همان درختی را از پا درآوریم که سبب آشنایی ما با برخی آدمها شد!
همۀ ما زخم عمیقی بر تن داریم؛ یادگار کسی که امینش پنداشتیم و او در امانت خیانت کرد. پیمان شکست و رفت، و این زخم هنوز چنان تازه است که با انگشتان درد و ناامیدی لمسش میکنیم!
همۀ ما سخن تلخی را به خاطر داریم که از چاقو تیزتر بود؛ چنان از گوشت گذشت که به استخوان رسید، یا شاید در عمق جان نشست؛ روزها و شبها از پی هم گذشتند، اما آن سخن همچنان باقی است و از درون نیشمان میزند!
همۀ ما روزی از جایی که احساس امنیت میکردیم ضربه خوردیم؛ در لحظهای از روی اعتماد، لباسهای احتیاط را از تن درآوردیم، و چون بیدفاع گشتیم، ضربه به ما وارد شد و خواری و خذلان به ما رسید؛ تا جایی که ضعف و پریشانیمان عریان شد، و اگر تمام برگهای زمین را به هم بدوزیم، باز هم نمیتوانیم این رنج آشکار را بپوشانیم!
اما غمی نیست؛ سختدلان ما را نیرومندتر کردند. اکنون اگر دیگری از راه برسد، با اولین ضربه از پا نمیافتیم و از اولین بیوفایی غافلگیر و شگفتزده نمیشویم!
آسیبزنندگان مانند واکسنها هستند؛ درد خفیفی را به ما تزریق میکنند و میچشانند تا مصونیت کسب کنیم، و اینگونه، اگر بیماری واقعی از راه برسد، ما در بالاترین حد آمادگی برای رویارویی قرار داریم!
ای خیانتکاران، هر کجا که هستید، بخت با شما یار مباد؛ اما بدانید که ما امروز از همیشه قویتریم!
✍️ د. ادهم شرقاوی
📝 خلیل الرحمن خباب
جمعه، روز ارتباط دلها با پیامبر ﷺ است.
روزی که صلواتهایمان به او میرسد.
تصور کنید نامتان در میان صلواتفرستندگان باشد،
و پیامبر ﷺ از شما یاد کند.
امروز را با صلوات زنده کنید،
شاید همین ذکر،
نوری در زندگیتان بیفکند.
روزی که صلواتهایمان به او میرسد.
تصور کنید نامتان در میان صلواتفرستندگان باشد،
و پیامبر ﷺ از شما یاد کند.
امروز را با صلوات زنده کنید،
شاید همین ذکر،
نوری در زندگیتان بیفکند.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّیْتَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّكَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ»
❤1
در ولسوالی انجیل ولایت هرات، یک موترسکیل که افراد مسلح سوار آن بودند؛ بالای افراد ملکی تیراندازی نمودند که در نتیجه ۱۱ تن شهید و ۲۵ تن دیگر زخمی شده اند.
💔3
🥀یـــــــــ🕊ــــوم الـــفـــراق🥀»1«
در ولسوالی انجیل ولایت هرات، یک موترسکیل که افراد مسلح سوار آن بودند؛ بالای افراد ملکی تیراندازی نمودند که در نتیجه ۱۱ تن شهید و ۲۵ تن دیگر زخمی شده اند.
چگونه دلهای پیدا میشود که اینگونه بالای مسلمانان بیرحمی میکنند!
به گناهان مردم طوری نگاه نکنید که گویا اربابشان باشید؛ بلکه به گناهان خودتان چنان بنگرید که بندۀ خطاکاری هستید.
مردم یا گرفتارند یا در نعمت و سلامت؛ پس با گرفتاران مهربانی کنید و خدا را برای عافیت شکرگزار باشید.
✍️ د. سلمان العوده
📝 خلیل الرحمن خباب
#ترجمه_ها
مردم یا گرفتارند یا در نعمت و سلامت؛ پس با گرفتاران مهربانی کنید و خدا را برای عافیت شکرگزار باشید.
✍️ د. سلمان العوده
📝 خلیل الرحمن خباب
#ترجمه_ها
ظلم تاریکیِ قیامت
از عبدالله بن عمر رضیاللهعنهما روایت است که پیامبر ﷺ فرمودند:
«الظُّلْمُ ظُلُمَاتٌ يَوْمَ القِيَامَةِ»
منبع: صحیح بخاری ۲۴۴۷ ، صحیح مسلم ۲۵۷۹
ترجمه
ظلم و ستم، در روز قیامت به صورت تاریکیهای شدید ظاهر میشود
و انسان را در سختی و عذاب قرار میدهد.
الله متعال میفرماید:
وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ. سوره ابراهیم، آیه ۴۲
ترجمه
گمان مکن که الله از کارهای ظالمان غافل است،
بلکه آنان را تا روزی مهلت میدهد که چشمها از شدت ترس خیره میشود.
ظلم شاید در دنیا ساده و بیپاسخ به نظر برسد،
اما هیچ ظلمی در نزد الله گم نمیشود.
دل شکستن، حقخوری، بیعدالتی…
همه روزی حساب دارد.
در روزی که هیچ سایهای جز عدالت خدا نیست،
ظلم به شکل تاریکیهایی ظاهر میشود که راه نجات را میبندد.
پس اگر قدرتی دارید، عادل باشید…
و اگر حقی از کسی ضایع کردید، امروز جبران کنید
قبل از روزی که جبران دیگر ممکن نیست.
از عبدالله بن عمر رضیاللهعنهما روایت است که پیامبر ﷺ فرمودند:
«الظُّلْمُ ظُلُمَاتٌ يَوْمَ القِيَامَةِ»
منبع: صحیح بخاری ۲۴۴۷ ، صحیح مسلم ۲۵۷۹
ترجمه
ظلم و ستم، در روز قیامت به صورت تاریکیهای شدید ظاهر میشود
و انسان را در سختی و عذاب قرار میدهد.
الله متعال میفرماید:
وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ. سوره ابراهیم، آیه ۴۲
ترجمه
گمان مکن که الله از کارهای ظالمان غافل است،
بلکه آنان را تا روزی مهلت میدهد که چشمها از شدت ترس خیره میشود.
ظلم شاید در دنیا ساده و بیپاسخ به نظر برسد،
اما هیچ ظلمی در نزد الله گم نمیشود.
دل شکستن، حقخوری، بیعدالتی…
همه روزی حساب دارد.
در روزی که هیچ سایهای جز عدالت خدا نیست،
ظلم به شکل تاریکیهایی ظاهر میشود که راه نجات را میبندد.
پس اگر قدرتی دارید، عادل باشید…
و اگر حقی از کسی ضایع کردید، امروز جبران کنید
قبل از روزی که جبران دیگر ممکن نیست.
آنچه سهم شما باشد، به شما خواهد رسید؛ و آنچه نزد خداست، جز با طاعت و خشنودی او به دست نمیآید!
✍️ د. ادهم شرقاوی
📝 خلیل الرحمن خباب
🔸 پیج اینستاگرام
🔹 کانال تلگــــــرام
🔸 کانال واتســـاپ
✍️ د. ادهم شرقاوی
📝 خلیل الرحمن خباب
🔸 پیج اینستاگرام
🔹 کانال تلگــــــرام
🔸 کانال واتســـاپ