سال تحويل امسال غروب جمعه ست،
یه همچین سکانس غم انگیزی برای پایان این سال غم انگیز لازم بود...
یه همچین سکانس غم انگیزی برای پایان این سال غم انگیز لازم بود...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه شبایی رو اینجوری صبح کردم
ولی تو خواب بودی💔
ولی تو خواب بودی💔
من گریستهام؛ آری، مدتیست که با هر ضربهٔ کوچکی،
با هر بهانهٔ اندکی، به گریه میافتم.
دوستِ من، دلم زخم دارد. همین.
با هر بهانهٔ اندکی، به گریه میافتم.
دوستِ من، دلم زخم دارد. همین.
«با همهٔ خندهها و کتمانها،
پیدا بود در چشمهایش ردپایی از رفتگانِ بیوداع.»
پیدا بود در چشمهایش ردپایی از رفتگانِ بیوداع.»
𝘐'𝘮 𝘴𝘮𝘪𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘣𝘶𝘵 𝘮𝘺 𝘴𝘰𝘶𝘭 𝘪𝘴 𝘤𝘳𝘺𝘪𝘯𝘨
لبخند میزنم ولی روحم گریه میکنه
🥹•┈๑⋅⋯ ⋯⋅๑┈•🥺
لبخند میزنم ولی روحم گریه میکنه
🥹•┈๑⋅⋯ ⋯⋅๑┈•🥺
گاهی اوقات رها میکنی، نه اینک نخاستی چون از اذیت شدن خسته شدی...😔✌️
🥹•┈๑⋅⋯ ⋯⋅๑┈•🥺
🥹•┈๑⋅⋯ ⋯⋅๑┈•🥺
فکر می کردم دارم خوب میشم ، اما حقیقت این بود که داشتم احساساتم رو از دست می دادم.
دیگر حضورش برایم ارزشی نداشت؛
وقتی در اوجِ رنج و اندوه، دستم از گرمایِ دستهایش خالی میماند.
وقتی در اوجِ رنج و اندوه، دستم از گرمایِ دستهایش خالی میماند.
مرز بین عشق و نفرت خیلی باریکه یهو میبینی کسی که نمیذاشتی گرد و غبار روش بشینه ، داری از تماشا کردنش وقتی تو گل گیر کرده لذت میبری...
💯1