Forwarded from کانال آموزش کسبوکار؛ هادی افشاری
یادداشتهای_هادی_افشاری_از_سخنرانی.pdf
126.7 KB
یادداشتهای هادی افشاری از روز سوم کنفرانس بینالمللی مدیریت ۱۳۹۶ - سخنرانی دکتر سریعالقلم
@afsharientp
@afsharientp
Forwarded from کانال آموزش کسبوکار؛ هادی افشاری
Forwarded from Deleted Account
http://sharenovate.com/posts/527
ایران و چالشهای پیش رو
سپهر قاضینوری (استاد دانشگاه تربیت مدرس)
در طی چند دهۀ گذشته، دلمشغولیها و دغدغههای سیاستگذاران و سیاستمداران ایران، عمدتاً متمرکز بر مسائلی بوده که جنبههای کوتاهمدت و میانمدت داشتهاند، و یا نهایتاً به یک نسل محدود میشدهاند: قیمت نفت، جنگ تحمیلی، تورم، بحران مسکن و ... .
مهمترین مسألۀ رسانهای کشور نیز دعوای دو جناح سیاسی بوده که با اسامی مختلفی شناخته شدهاند و تطور زیادی نیز در اندیشههای خود بروز دادهاند، ولی کماکان هسته اصلی نقشآفرینان خود را حفظ کردهاند.
اما شاید بتوان گفت رقابت این دو جناح تا حد زیادی موجب مکتوم ماندن مسائل زیربنایی و بحرانهای فرانسلی در کشور شده است. امروز ایران با ابرچالشهایی مواجه است که حقیقتاً ظرفیتی بیش از یک نسل را برای مواجهه میطلبند: بحران زیستمحیطی و آب (که کل تمدن چندهزارسالۀ ایرانی را تهدید میکند)، پایان دوران نفت در جهان (ولو هنوز نفت زیادی در زیرزمین وجود دارد)، ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی (که به معنای چندین برابر شدن حقوقبگیران دولت است)، رقابتپذیری ناچیز در عرصۀ بینالمللی، اوضاع دشوار سیاسی و قومی منطقه پیرامون ایران، و از همه بدتر، از دست رفتن سرمایههای اجتماعی که بدون آنها هیچ اقدام مهمی قابل اجرا نیست.
واقعیت این است که کشور دچار وضعیت قفلشدگی در همه عرصهها است. به لحاظ سیاسی میتوان این قفلشدگی را ناشی از وضعیت دو جناح دانست. جناح اصلاحطلب، در طول بیش از ربع قرن گذشته آموخته است که از مشاغل غیرانتخابی دست بکشد و صرفاً امیدوار به کسب رأی مردم در دولت و مجلس باشد و لذا طبعاً جرأت جراحیهای دردناک و زیربنایی را ندارد. جناح اصولگرا هم میداند که به جز مشاغل انتصابی، فقط وقتی میتواند مشاغل انتخابی را کسب کند که از ابزار رد صلاحیت گسترده بهره ببرد. بنابراین تمایلی به انجام اصلاحاتی ندارد که موفقیت در آن به حساب رقیب گذاشته شود. حتی در دورۀ هشت سالهای که این رقابت وجود نداشت و همۀ قوا در دست یک جناح بود نیز شاهد تحولات گسترده و تصمیمات دشوار نبودیم.
اما واقعیت این است که پارادایم مدیریتی حاکم بر دو جناح و کل نظام، تقریباً ثابت است: گذران روزمرۀ امور و تعویق تصمیمات سخت، وسوسهای که شیطان همواره در دل فرزندان آدم میافکند تا آنان را از رستگاری بازدارد.
به عبارت دیگر، مدیریت در جمهوری اسلامی به روش آتشنشانی انجام میشود. هرجا مشکلی بروز کند، به شکلی فوری با تخصیص بودجۀ دولتی، ترمیم و استمالتی صورت میپذیرد و ریشهیابی به فراموشی سپرده میشود. شاید تنها نمونۀ تصمیمات سخت و اساسی سالهای اخیر، هدفمندی یارانهها بود که اجرای آن قریب 10 سال به طول انجامید و نهایتاً در اجرا، به شکلی انجام گرفت که اکنون، خود تبدیل به یکی از چالشهای بزرگ کشور شده است.
نظام مدیریتی جمهوری اسلامی نشان داده است تنها زمانی در برابر یک تحول فرهنگی، اجتماعی یا فناورانه تسلیم میشود و به مواجهۀ مدبرانه با آن میپردازد که واقعاً چارۀ دیگری نداشته باشد و حتماً مراحل بیتوجهی، مبارزه، پذیرش لفظی و عملی و ... را گذرانده باشد تا نهایتاً به مرحلۀ سیاستگذاری مناسب برسد.
ایران و چالشهای پیش رو
سپهر قاضینوری (استاد دانشگاه تربیت مدرس)
در طی چند دهۀ گذشته، دلمشغولیها و دغدغههای سیاستگذاران و سیاستمداران ایران، عمدتاً متمرکز بر مسائلی بوده که جنبههای کوتاهمدت و میانمدت داشتهاند، و یا نهایتاً به یک نسل محدود میشدهاند: قیمت نفت، جنگ تحمیلی، تورم، بحران مسکن و ... .
مهمترین مسألۀ رسانهای کشور نیز دعوای دو جناح سیاسی بوده که با اسامی مختلفی شناخته شدهاند و تطور زیادی نیز در اندیشههای خود بروز دادهاند، ولی کماکان هسته اصلی نقشآفرینان خود را حفظ کردهاند.
اما شاید بتوان گفت رقابت این دو جناح تا حد زیادی موجب مکتوم ماندن مسائل زیربنایی و بحرانهای فرانسلی در کشور شده است. امروز ایران با ابرچالشهایی مواجه است که حقیقتاً ظرفیتی بیش از یک نسل را برای مواجهه میطلبند: بحران زیستمحیطی و آب (که کل تمدن چندهزارسالۀ ایرانی را تهدید میکند)، پایان دوران نفت در جهان (ولو هنوز نفت زیادی در زیرزمین وجود دارد)، ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی (که به معنای چندین برابر شدن حقوقبگیران دولت است)، رقابتپذیری ناچیز در عرصۀ بینالمللی، اوضاع دشوار سیاسی و قومی منطقه پیرامون ایران، و از همه بدتر، از دست رفتن سرمایههای اجتماعی که بدون آنها هیچ اقدام مهمی قابل اجرا نیست.
واقعیت این است که کشور دچار وضعیت قفلشدگی در همه عرصهها است. به لحاظ سیاسی میتوان این قفلشدگی را ناشی از وضعیت دو جناح دانست. جناح اصلاحطلب، در طول بیش از ربع قرن گذشته آموخته است که از مشاغل غیرانتخابی دست بکشد و صرفاً امیدوار به کسب رأی مردم در دولت و مجلس باشد و لذا طبعاً جرأت جراحیهای دردناک و زیربنایی را ندارد. جناح اصولگرا هم میداند که به جز مشاغل انتصابی، فقط وقتی میتواند مشاغل انتخابی را کسب کند که از ابزار رد صلاحیت گسترده بهره ببرد. بنابراین تمایلی به انجام اصلاحاتی ندارد که موفقیت در آن به حساب رقیب گذاشته شود. حتی در دورۀ هشت سالهای که این رقابت وجود نداشت و همۀ قوا در دست یک جناح بود نیز شاهد تحولات گسترده و تصمیمات دشوار نبودیم.
اما واقعیت این است که پارادایم مدیریتی حاکم بر دو جناح و کل نظام، تقریباً ثابت است: گذران روزمرۀ امور و تعویق تصمیمات سخت، وسوسهای که شیطان همواره در دل فرزندان آدم میافکند تا آنان را از رستگاری بازدارد.
به عبارت دیگر، مدیریت در جمهوری اسلامی به روش آتشنشانی انجام میشود. هرجا مشکلی بروز کند، به شکلی فوری با تخصیص بودجۀ دولتی، ترمیم و استمالتی صورت میپذیرد و ریشهیابی به فراموشی سپرده میشود. شاید تنها نمونۀ تصمیمات سخت و اساسی سالهای اخیر، هدفمندی یارانهها بود که اجرای آن قریب 10 سال به طول انجامید و نهایتاً در اجرا، به شکلی انجام گرفت که اکنون، خود تبدیل به یکی از چالشهای بزرگ کشور شده است.
نظام مدیریتی جمهوری اسلامی نشان داده است تنها زمانی در برابر یک تحول فرهنگی، اجتماعی یا فناورانه تسلیم میشود و به مواجهۀ مدبرانه با آن میپردازد که واقعاً چارۀ دیگری نداشته باشد و حتماً مراحل بیتوجهی، مبارزه، پذیرش لفظی و عملی و ... را گذرانده باشد تا نهایتاً به مرحلۀ سیاستگذاری مناسب برسد.
Forwarded from Deleted Account
به هر صورت، امروز زمان مواجهه با نتایج این روش مدیریتی فرا رسیده است: کشور در طول چهل سال، تمام منابع اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی خود را مصرف کرده است و در مواجهه با ابرچالشهای پیش رو، منابع و سلاحهای سنتی خود را از دست داده است. دیگر بودجهای نداریم که حلال همۀ مشکلات باشد. دیگر نمیتوانیم هم آب رایگان و نامحدود در اختیار کشاورزان بگذاریم و هم دریاچهها و تالابها و منابع زیرزمینی را حفاظت کنیم. دیگر نمیتوانیم خودمان با بهترین امکانات زندگی کنیم و از مردم بخواهیم که برای پیشرفت انقلاب ایثار کنند. نمیتوانیم هم به کارمندان حقوق مکفی بدهیم و هم در مقابل ناکارآمدی آنان سکوت کنیم. نمیتوانیم به تناقضات خندهآوری مثل برگزاری مسابقات بینالمللی ورزش بانوان در داخل ادامه دهیم. نمیتوانیم انحصارات دولتی و خصوصی را نگه داریم و انتظار بهرهوری و نوآوری داشته باشیم. نمیتوانیم فضای کسبوکار را به بدترین شکل مدیریت کنیم و شاهد عقب افتادن روزافزون از همسایگان خود نباشیم. نمیتوانیم انرژی ارزان بدهیم و منتظر اتلاف و آلودگی حاصل از آن نباشیم. نمیتوانیم انرژی گران بدهیم و مردم را هم راضی از قیمت آن ببینیم. نمیتوانیم در سازمان تجارت جهانی نباشیم و به صادرکنندۀ واقعی هم تبدیل شویم. نمیتوانیم اقتصاد را خصولتی کنیم و هرروز فسادهای گسترده را کشف نکنیم. نمیتوانیم به خوردنیها و پوشیدنیها و آشامیدنیها و دیدنیها و خواندنیهای مردم دخالت کنیم، اما در برابر اشتغال و رفاه و سلامت آنان مسئولیت نپذیریم. در عرصۀ روابط بینالمللی، شاهد بحران با اغلب کشورهای قدرتمند باشیم و توقع سرمایهگذاری خارجی هم داشته باشیم. نمیتوانیم روز انتخابات، به حضور اقشاری با پوششی خاص ببالیم و فردای انتخابات، آنان را به خاطر همان پوشش، دستگیر کنیم. نمیتوانیم با استخدام و ارتقاء و پذیرش دانشجوی دانشگاهیان برخوردهای غیرعلمی کنیم و انتظار داشته باشیم آنان مشکلات جامعه را به شکل علمی حل کنند. نمیتوانیم اختیارات مدیران را به نهادهای غیرمسئول فرهنگی و امنیتی بسپاریم و از مدیران توقع پاسخگویی داشته باشیم، و الی آخر... .
از این تناقضات، در جامعۀ ما فراوان است و امروز، روز حل آنهاست. همۀ این بحرانها به شکلی با هم مرتبط هستند و امکان ندارد که بتوانیم برخی از آنها را واقعاً درمان ( و نه تخدیر) کنیم و بعضی دیگر را نادیده بگیریم.
همۀ اینها، به معنای ناامیدی از اصلاح نیست. حل همۀ این مشکلات فقط نیازمند اصلاح روش حکمرانی است. معضلاتی چون فقر و فساد و تبعیض، زاییدۀ حکمرانی نادرست ما هستند. باید اصول حکمرانی خوب را که در تمام دنیا پذیرفته شده است، ما هم بپذیریم. این اصول، جهانشمول هستند و ربطی به فرهنگ و دین و ویژگیهای جوامع مختلف ندارند. یک نمونه از آنها، انتقال و جذب و کاربرد فناوری برای حل مشکلات است. هم مشکلات اقتصادی (نظیر فقدان رقابتپذیری)، هم مشکلات اجتماعی (نظیر فساد و عدم شفافیت) و هم مشکلات زیستمحیطی (نظیر کمآبی) میتوانند از کاربرد فناوریهای مناسب، تخفیف بپذیرند. در کنار آن، باید به اصول دیگری نظیر صداقت، عدالت، شفافیت، تنشزدایی و ... نیز اندیشید. نسل جوان و تحصیلکردهای که پس از انقلاب تولد یافته و رشد کردهاند، میتوانند زمام امور را به دست بگیرند و چالشهای پیش رو را حل کنند، البته اگر به حساب آورده شوند.
از این تناقضات، در جامعۀ ما فراوان است و امروز، روز حل آنهاست. همۀ این بحرانها به شکلی با هم مرتبط هستند و امکان ندارد که بتوانیم برخی از آنها را واقعاً درمان ( و نه تخدیر) کنیم و بعضی دیگر را نادیده بگیریم.
همۀ اینها، به معنای ناامیدی از اصلاح نیست. حل همۀ این مشکلات فقط نیازمند اصلاح روش حکمرانی است. معضلاتی چون فقر و فساد و تبعیض، زاییدۀ حکمرانی نادرست ما هستند. باید اصول حکمرانی خوب را که در تمام دنیا پذیرفته شده است، ما هم بپذیریم. این اصول، جهانشمول هستند و ربطی به فرهنگ و دین و ویژگیهای جوامع مختلف ندارند. یک نمونه از آنها، انتقال و جذب و کاربرد فناوری برای حل مشکلات است. هم مشکلات اقتصادی (نظیر فقدان رقابتپذیری)، هم مشکلات اجتماعی (نظیر فساد و عدم شفافیت) و هم مشکلات زیستمحیطی (نظیر کمآبی) میتوانند از کاربرد فناوریهای مناسب، تخفیف بپذیرند. در کنار آن، باید به اصول دیگری نظیر صداقت، عدالت، شفافیت، تنشزدایی و ... نیز اندیشید. نسل جوان و تحصیلکردهای که پس از انقلاب تولد یافته و رشد کردهاند، میتوانند زمام امور را به دست بگیرند و چالشهای پیش رو را حل کنند، البته اگر به حساب آورده شوند.
Forwarded from Alireza. Jafari
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#هوش_هیجانی یا EQ چیست؟
Forwarded from رادمان
#ممالک_جلو_افتاده
اینجا هم یکبار شد که ویدئو پروژکتور کار نکند،
اینجا که خارج است و لزوماً همهچیزش بهتر است از داخل هم یکبار شد که ویدئو پروژکتور کار نکند.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد این را دلیلی بر بدبختی محتوم ملت و محکوم به شکست بودن هر تلاشی بهسوی بهبود در کشورهای جهان سوم ندانست.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد نیم ساعت از وقت کلاس را به برشمردن متهمان از رئیس دانشگاه تا وزارت علوم تا بالاتر صرف نکرد.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد تمام سعیاش را کرد که بتواند کلاس آن روز را به بهترین نحو بدون ویدئو پروژکتور برگزار کند.
اینجا که یعنی خارج فرقش با داخل این نیست که مشکلی وجود ندارد، فرقش این است که آدمها پذیرفتهاند مشکل پیش میآید و تمام سعی خود را بهجای پیدا کردن متهم بر حل مشکل میگذارند.
@RRadmann
اینجا هم یکبار شد که ویدئو پروژکتور کار نکند،
اینجا که خارج است و لزوماً همهچیزش بهتر است از داخل هم یکبار شد که ویدئو پروژکتور کار نکند.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد این را دلیلی بر بدبختی محتوم ملت و محکوم به شکست بودن هر تلاشی بهسوی بهبود در کشورهای جهان سوم ندانست.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد نیم ساعت از وقت کلاس را به برشمردن متهمان از رئیس دانشگاه تا وزارت علوم تا بالاتر صرف نکرد.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد تمام سعیاش را کرد که بتواند کلاس آن روز را به بهترین نحو بدون ویدئو پروژکتور برگزار کند.
اینجا که یعنی خارج فرقش با داخل این نیست که مشکلی وجود ندارد، فرقش این است که آدمها پذیرفتهاند مشکل پیش میآید و تمام سعی خود را بهجای پیدا کردن متهم بر حل مشکل میگذارند.
@RRadmann
Forwarded from مصطفی ملکیان
⭕️اهمیت شناخت خود واقعی
🔹 هرکدام از ما اگر به خود واقعی همواره تاکید کنیم میفهمیم که این من مصطفی نقاط ضعفش کجا است، نقاط قوتش کجا است، حد دانایی و تواناییاش چقدر است اما وقتی که به سراغ من سوم و چهار و پنج رفتم دیگر با خود من، سر و کار ندارم و در این شرایط من هیچگاه نمیتوانم یک تصور واقعی از خود به دست بیاورم و انتظارات متناسب با تواناییهای واقعی خود از خود داشته باشم.
ملکیان افزود: مثال دیگری که من میتوانم بزنم در خصوص خرید یک یخچال است. اگر هنگام خرید و استفاده از یخچال، ساختاری که از یخچال در ذهن من است به ساختار واقعی آن نزدیک باشد و دوم آنکه علاوه بر شناخت ساختار، قوانین حاکم بر یخچال را بشناسم و سوم نیز بدانم که یخچال در مجموعه اسباب و اثاثیه خانه چه نقشی دارد در آن صورت از یخچالم تا آنجا که دوام داشته باشد استفاده میکنم و با مشکلی نیز مواجه خواهم نشد. اما اگر در یکی از این سه دانش نقصی داشته باشم یخچالم را از بین خواهم برد در حالی که هیچ نیت شری نسبت به یخچالم نداشتهام و من اتفاقا میخواستهام این یخچال بماند.
🔹حال ما نیز مانند همین یخچال هستیم. من باید دو چیز را درباره خودم بدانم یکی اینکه ببینم من واقعی چه هستم، اینکه شما نسبت به من چه حسی دارید را باید رها کنم چون این من واقعیت دارد نه آن، آنها تصورات هستند. ما باید خود را اصلاح کنیم، تصورات به خودی خود اصلاح خواهندشد. چرا باید خود را اصلاح کنم چون که این تصورات دیگران رنگی از واقعیت من هستند و بنابراین اگر میخواهم اصلاحی کنم باید این اصلاح در درون خودم صورت بگیرد به جای آنکه رنگ و تصویر خود را اصلاح کنم.
🔹به عبارت دیگر قوانین؛ حاکم بر واقعیتها هستند نه بر تصوراتی که ما از واقعیت داریم. قوانین شیمی، قوانین زیست شناختی و روانشناختی و الی آخر حاکم بر واقعیتهای انسانی اند نه تصورات.
حال اگر شناختم از خودم ناقص باشد یعنی به جای آنکه نگاه من به خودم باشد به تصویری که شما از من دارید و تصویری که من از تصویرشما از خود، دارم؛ باشد شما میگویید تو دونده موفقی هستی و من هم میگویم هرکه میخواهد بیاید با من مسابقه دهد چون شماها گمان میکردید که من دونده خوبی هستم اما در نهایت اتفاقی که میافتد این است که من در مسابقه پیروز نخواهم شد چون مصطفی واقعی که دونده خوبی نیست.
🔹بنابراین من باید اولا تواناییها و ضعفهای خودم را و ثانیا قوانین حاکم بر ذهن خودم را و قوانین حاکم بر جسم و ذهن و روان خودم را هم بدانم و ثانیا بدانم که شان من در عالم هستی چه هست. به عنوان مثال بدانم که هستی مهمانخانهای نیست که برای من آماده کرده باشند یا هتلی نیست که فقط برای من آماده شده باشد.
وی افزود: اگر چنین توقعاتی نداشته باشیم اساسا نگاه ما به زندگی نگاه واقعبینانهتری خواهدبود. حال اگر ما این سه شناخت را نداشته باشیم و با تصوراتی که دیگران از ما دارند یا با تصوری که دیگران از تصور ما دارند زندگی میکنیم، دائما شکست خواهیم خورد زیرا اساسا هرگاه واقعیتی را نشناسیم یکجا در باب آن واقعیت، سرمان به سنگ خواهدخورد.
🔹 به عنوان مثال ضریب هوشی من 70 است اما توقع دارم که رتبه من تک رقمی شود و وقتی این اتفاق نیافتاد من ناکام میشوم و وقتی ناکام میشوم دو اتفاق ممکن است رخ دهد: نگاه اول این است که من بگویم عجب پس من، با من توهمی خودم مواجه شدهبودم. اما اکثر ما با وجود این فکر این تصور را رها نمیکنیم و نگاه دوم را انتخاب میکنیم یعنی تصور را ادامه میدهم و این ادامه تصور اولین مشکلی که ایجاد میکند پارانویا است. یعنی من فکر میکنم در کنکور پارتیبازی شدهاست یا با من به خاطر پدرم اینگونه رفتار کردهاند و این میشود هرمنوتیک سوءظن، یعنی تفسیر ناصواب بر اساس بدگمانی. وی ادامه داد: دیگر اینکه بدبینی مفرط پیدا میکنم نسبت به تمام کسانی که در زندگی من تاثیر داشته اند و میگویم پدر و مادر و معلم من، وظیفه خود را به خوبی انجام ندادهاند و نمیگویم که ذهنیت من از خودم غلط بوده است که چنین اتفاقی برای من رخ داده است. سوم نسبت به شما پرخاشگر میشوم چون فکر میکنم شما حق من را خوردهاید و در نهایت فکر میکنم اساسا جهان بر اساس عدالت بنا نهاده نشده است چون من با آیکیو 140 باید رتبه اول میشدم و نمیگویم که آیکیو من 70 است بعد کمکم فکر میکنم که اصلا در جهان تلاش به نتیجه نمیرسد و یک نیهیلیزم نسبت به جهان پیدا میکنم و فکر میکنم جهان پوچ اندر پوچ است و اینها است که باعث میشود من به شما ضرر و زیان برسانم.
🔅سخنرانی معرفی کتاب سرشت شر ؛ پردیس کتاب مشهد،آذر96
@mostafamalekian
🔹 هرکدام از ما اگر به خود واقعی همواره تاکید کنیم میفهمیم که این من مصطفی نقاط ضعفش کجا است، نقاط قوتش کجا است، حد دانایی و تواناییاش چقدر است اما وقتی که به سراغ من سوم و چهار و پنج رفتم دیگر با خود من، سر و کار ندارم و در این شرایط من هیچگاه نمیتوانم یک تصور واقعی از خود به دست بیاورم و انتظارات متناسب با تواناییهای واقعی خود از خود داشته باشم.
ملکیان افزود: مثال دیگری که من میتوانم بزنم در خصوص خرید یک یخچال است. اگر هنگام خرید و استفاده از یخچال، ساختاری که از یخچال در ذهن من است به ساختار واقعی آن نزدیک باشد و دوم آنکه علاوه بر شناخت ساختار، قوانین حاکم بر یخچال را بشناسم و سوم نیز بدانم که یخچال در مجموعه اسباب و اثاثیه خانه چه نقشی دارد در آن صورت از یخچالم تا آنجا که دوام داشته باشد استفاده میکنم و با مشکلی نیز مواجه خواهم نشد. اما اگر در یکی از این سه دانش نقصی داشته باشم یخچالم را از بین خواهم برد در حالی که هیچ نیت شری نسبت به یخچالم نداشتهام و من اتفاقا میخواستهام این یخچال بماند.
🔹حال ما نیز مانند همین یخچال هستیم. من باید دو چیز را درباره خودم بدانم یکی اینکه ببینم من واقعی چه هستم، اینکه شما نسبت به من چه حسی دارید را باید رها کنم چون این من واقعیت دارد نه آن، آنها تصورات هستند. ما باید خود را اصلاح کنیم، تصورات به خودی خود اصلاح خواهندشد. چرا باید خود را اصلاح کنم چون که این تصورات دیگران رنگی از واقعیت من هستند و بنابراین اگر میخواهم اصلاحی کنم باید این اصلاح در درون خودم صورت بگیرد به جای آنکه رنگ و تصویر خود را اصلاح کنم.
🔹به عبارت دیگر قوانین؛ حاکم بر واقعیتها هستند نه بر تصوراتی که ما از واقعیت داریم. قوانین شیمی، قوانین زیست شناختی و روانشناختی و الی آخر حاکم بر واقعیتهای انسانی اند نه تصورات.
حال اگر شناختم از خودم ناقص باشد یعنی به جای آنکه نگاه من به خودم باشد به تصویری که شما از من دارید و تصویری که من از تصویرشما از خود، دارم؛ باشد شما میگویید تو دونده موفقی هستی و من هم میگویم هرکه میخواهد بیاید با من مسابقه دهد چون شماها گمان میکردید که من دونده خوبی هستم اما در نهایت اتفاقی که میافتد این است که من در مسابقه پیروز نخواهم شد چون مصطفی واقعی که دونده خوبی نیست.
🔹بنابراین من باید اولا تواناییها و ضعفهای خودم را و ثانیا قوانین حاکم بر ذهن خودم را و قوانین حاکم بر جسم و ذهن و روان خودم را هم بدانم و ثانیا بدانم که شان من در عالم هستی چه هست. به عنوان مثال بدانم که هستی مهمانخانهای نیست که برای من آماده کرده باشند یا هتلی نیست که فقط برای من آماده شده باشد.
وی افزود: اگر چنین توقعاتی نداشته باشیم اساسا نگاه ما به زندگی نگاه واقعبینانهتری خواهدبود. حال اگر ما این سه شناخت را نداشته باشیم و با تصوراتی که دیگران از ما دارند یا با تصوری که دیگران از تصور ما دارند زندگی میکنیم، دائما شکست خواهیم خورد زیرا اساسا هرگاه واقعیتی را نشناسیم یکجا در باب آن واقعیت، سرمان به سنگ خواهدخورد.
🔹 به عنوان مثال ضریب هوشی من 70 است اما توقع دارم که رتبه من تک رقمی شود و وقتی این اتفاق نیافتاد من ناکام میشوم و وقتی ناکام میشوم دو اتفاق ممکن است رخ دهد: نگاه اول این است که من بگویم عجب پس من، با من توهمی خودم مواجه شدهبودم. اما اکثر ما با وجود این فکر این تصور را رها نمیکنیم و نگاه دوم را انتخاب میکنیم یعنی تصور را ادامه میدهم و این ادامه تصور اولین مشکلی که ایجاد میکند پارانویا است. یعنی من فکر میکنم در کنکور پارتیبازی شدهاست یا با من به خاطر پدرم اینگونه رفتار کردهاند و این میشود هرمنوتیک سوءظن، یعنی تفسیر ناصواب بر اساس بدگمانی. وی ادامه داد: دیگر اینکه بدبینی مفرط پیدا میکنم نسبت به تمام کسانی که در زندگی من تاثیر داشته اند و میگویم پدر و مادر و معلم من، وظیفه خود را به خوبی انجام ندادهاند و نمیگویم که ذهنیت من از خودم غلط بوده است که چنین اتفاقی برای من رخ داده است. سوم نسبت به شما پرخاشگر میشوم چون فکر میکنم شما حق من را خوردهاید و در نهایت فکر میکنم اساسا جهان بر اساس عدالت بنا نهاده نشده است چون من با آیکیو 140 باید رتبه اول میشدم و نمیگویم که آیکیو من 70 است بعد کمکم فکر میکنم که اصلا در جهان تلاش به نتیجه نمیرسد و یک نیهیلیزم نسبت به جهان پیدا میکنم و فکر میکنم جهان پوچ اندر پوچ است و اینها است که باعث میشود من به شما ضرر و زیان برسانم.
🔅سخنرانی معرفی کتاب سرشت شر ؛ پردیس کتاب مشهد،آذر96
@mostafamalekian
Forwarded from دغدغه ایران
بازنگری و خویشتنداری
(محمد فاضلی)
وقت آن است که نخبگان و روشنفکران، آنها که نگران ایران هستند، قدرت سیاسی را به بازنگری انتقادی در خود و شنیدن صدای مردم دعوت کنند؛ و همزمان معترضان را به خویشتنداری و نفی خشونت فرابخوانند. صاحبان قدرت و تودههای معترض اغلب اوقات در یک ویژگی شبیهاند: هر دو تاریخ نخواندهاند و اگر خواندهاند هر کدام به دلایلی کاملاً متفاوت بدان توجهی ندارند. آنها که تاریخ خواندهاند بیشتر میتوانند بگویند که از خشونت، آن هم در بستر خاورمیانه پرآشوب، درخت دموکراسی، توسعه و حقوق بشر؛ کرامت انسانی، اشتغال و رونق نمیروید. قدرت را به بازنگری و خویشتنداری، و معترضان را به نفی خشونت فرابخوانیم. ناسزا گفتن، مشت بر دیوار کوفتن، و کافه را به هم ریختن، گاه دل آدم را خنک میکند، اما هیچ بیکاری را شاغل نمیکند و هیچ کارخانهای را به رونق نمیرساند.
(این پیام را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
(محمد فاضلی)
وقت آن است که نخبگان و روشنفکران، آنها که نگران ایران هستند، قدرت سیاسی را به بازنگری انتقادی در خود و شنیدن صدای مردم دعوت کنند؛ و همزمان معترضان را به خویشتنداری و نفی خشونت فرابخوانند. صاحبان قدرت و تودههای معترض اغلب اوقات در یک ویژگی شبیهاند: هر دو تاریخ نخواندهاند و اگر خواندهاند هر کدام به دلایلی کاملاً متفاوت بدان توجهی ندارند. آنها که تاریخ خواندهاند بیشتر میتوانند بگویند که از خشونت، آن هم در بستر خاورمیانه پرآشوب، درخت دموکراسی، توسعه و حقوق بشر؛ کرامت انسانی، اشتغال و رونق نمیروید. قدرت را به بازنگری و خویشتنداری، و معترضان را به نفی خشونت فرابخوانیم. ناسزا گفتن، مشت بر دیوار کوفتن، و کافه را به هم ریختن، گاه دل آدم را خنک میکند، اما هیچ بیکاری را شاغل نمیکند و هیچ کارخانهای را به رونق نمیرساند.
(این پیام را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
Forwarded from مدرسه زندگی فارسی
در هر حرفه و شغلی که هستید، نه اجازه دهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تاسف بار که برای هر ملتی پیش می آید شما را به یاس و نا امیدی بکشاند.
در آرامش و متانت حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید.
نخست از خود بپرسید: "من برای یادگیری خود چه کرده ام؟"
سپس همچنان که پیش تر می روید بپرسید: "من برای کشورم چه کرده ام؟"
و این پرسش را آنقدر ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که: "شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته اید."
اما صرفنظر از هر پاداشی که زندگی به تلاش هایمان بدهد یا ندهد، آنگاه که لحظه مرگ فرا می رسد هر کدام از ما باید قادر باشیم که بگوییم:
«من آنچه در توان داشتم انجام دادم»
لوئی پاستور
@persianschooloflife
در آرامش و متانت حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید.
نخست از خود بپرسید: "من برای یادگیری خود چه کرده ام؟"
سپس همچنان که پیش تر می روید بپرسید: "من برای کشورم چه کرده ام؟"
و این پرسش را آنقدر ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که: "شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته اید."
اما صرفنظر از هر پاداشی که زندگی به تلاش هایمان بدهد یا ندهد، آنگاه که لحظه مرگ فرا می رسد هر کدام از ما باید قادر باشیم که بگوییم:
«من آنچه در توان داشتم انجام دادم»
لوئی پاستور
@persianschooloflife
Forwarded from Poytek | پویتک
Audio
🎤سخنرانی مهم دکترسریعالقلم
▫️جایگاه تصمیمگیری درتوسعهیافتگی
📌کنفرانس مدیریت۹۶
ایران،کشور افراد است،نه سیستمها.سیستمها توسعه راهدایت میکنند.
#سخنرانی #توسعه #تفکر_سیستمی #تصمیم_گیری
@poytek
▫️جایگاه تصمیمگیری درتوسعهیافتگی
📌کنفرانس مدیریت۹۶
ایران،کشور افراد است،نه سیستمها.سیستمها توسعه راهدایت میکنند.
#سخنرانی #توسعه #تفکر_سیستمی #تصمیم_گیری
@poytek
Forwarded from idreporter
«دیزاینشناسی» موضوع جدیدیست که فیلسوف و روشنفکر ایرانی مصطفی ملکیان در مورد آن سخن خواهد گفت و تورج صابریوند هم در مورد زیبایی، زشتی و دیگری و ربط آنها با دیزاین بحث خواهد کرد.
goo.gl/YDWsHU
goo.gl/YDWsHU
Forwarded from ICT TechBiz Incubator
دستورالعمل_تامین_مالی_جمعی_کسب_و.pdf
195.9 KB
Forwarded from Deleted Account
👁🗨منافع ملی؛ نیازمند نگاه بلندمدت
💢 بخش عمدهای از مسائل و چالشهای انباشته و برجای مانده از گذشته در اقتصاد ایران، ریشه در نگرشی دارد که نقش دولتها را توزیعکننده رانت در اقتصاد میداند. محصول غلبه این نگرش بر سیاستگذاری، انواع سیاستهایی است که به جای تشویق بنگاهها و شهروندان به نوآوری و تلاش بیشتر، مبتنی بر توزیع منابع اقتصاد است.
💢 رفاه امروزجامعه به بهای افزایش بدهیهای دولت، روند نزولی سرمایهگذاریها، تخلیه منابع زیرزمینی، کاهش رفاه نسلهای آینده و البته به قیمت هوای آلودهای که تنفس میکنیم و خودروی بیکیفیتی که سوار میشویم و کیفیت پایین خدمات عمومی که دریافت میکنیم، حاصل شده است.
💢 دهها سال خطاهای سیاستگذاری اقتصادی و تبعات آن، به تدریج بر روحیه کار و تولید در جامعه تاثیر منفی گذاشته و انگیزه رقابت در اقتصاد را کاهش داده است.
💢 با وجود تمام مشکلات و مخالفتها، دولت ناچار به اصلاح سیاستهای اقتصادی است. البته باید در نظر داشت که هرگونه موفقیت در اصلاح سیاستهای اقتصادی مستلزم حصول یک اجماع و اراده سیاسی بین افراد موثر در تصمیمگیریهای کلان کشور است.
💢 مردم زمانی با برنامههای دولت همراه خواهند شد که بپذیرند منافع آتی اصلاحات اقتصادی بیش از هزینههای فعلی ناشی از تغییر سیاستهای اقتصادی است.
💢 اقتصاد ایران ظرفیت بازسازی را دارد و از مزیتها و فرصتهای فراوانی برای رشد و شکوفایی برخوردار است؛ ولی فعال کردن این ظرفیتها مستلزم نگاه بلندمدت به منافع کشور و تغییر رویکرد در سیاستگذاریها است
💢 بخش عمدهای از مسائل و چالشهای انباشته و برجای مانده از گذشته در اقتصاد ایران، ریشه در نگرشی دارد که نقش دولتها را توزیعکننده رانت در اقتصاد میداند. محصول غلبه این نگرش بر سیاستگذاری، انواع سیاستهایی است که به جای تشویق بنگاهها و شهروندان به نوآوری و تلاش بیشتر، مبتنی بر توزیع منابع اقتصاد است.
💢 رفاه امروزجامعه به بهای افزایش بدهیهای دولت، روند نزولی سرمایهگذاریها، تخلیه منابع زیرزمینی، کاهش رفاه نسلهای آینده و البته به قیمت هوای آلودهای که تنفس میکنیم و خودروی بیکیفیتی که سوار میشویم و کیفیت پایین خدمات عمومی که دریافت میکنیم، حاصل شده است.
💢 دهها سال خطاهای سیاستگذاری اقتصادی و تبعات آن، به تدریج بر روحیه کار و تولید در جامعه تاثیر منفی گذاشته و انگیزه رقابت در اقتصاد را کاهش داده است.
💢 با وجود تمام مشکلات و مخالفتها، دولت ناچار به اصلاح سیاستهای اقتصادی است. البته باید در نظر داشت که هرگونه موفقیت در اصلاح سیاستهای اقتصادی مستلزم حصول یک اجماع و اراده سیاسی بین افراد موثر در تصمیمگیریهای کلان کشور است.
💢 مردم زمانی با برنامههای دولت همراه خواهند شد که بپذیرند منافع آتی اصلاحات اقتصادی بیش از هزینههای فعلی ناشی از تغییر سیاستهای اقتصادی است.
💢 اقتصاد ایران ظرفیت بازسازی را دارد و از مزیتها و فرصتهای فراوانی برای رشد و شکوفایی برخوردار است؛ ولی فعال کردن این ظرفیتها مستلزم نگاه بلندمدت به منافع کشور و تغییر رویکرد در سیاستگذاریها است
دکتر شیری
DrShiri – سپید و سیاه
🔸کمپین #خدمات_خوب
در پایان این گوش نیوش دکتر شیری در مورد #خدمات_خوب صحبت میکنند. در مورد اینکه در همین اوضاع هم ما دسترسی به خدماتی داریم که خوب ارائه میشوند. شما هم نه به قصد تبلیغ، بلکه به قصد ترویج ارائهی خدمت خوب، اگر #خدمات_خوب دریافت کردهاید، میتوانید با این هشتگ تجربهی خودتان را به اشتراک بگذارید.
آژانس دیزاین دیگرگون نیز که بر طراحی خدمات متمرکز است، از این کمپین حمایت میکند.
در پایان این گوش نیوش دکتر شیری در مورد #خدمات_خوب صحبت میکنند. در مورد اینکه در همین اوضاع هم ما دسترسی به خدماتی داریم که خوب ارائه میشوند. شما هم نه به قصد تبلیغ، بلکه به قصد ترویج ارائهی خدمت خوب، اگر #خدمات_خوب دریافت کردهاید، میتوانید با این هشتگ تجربهی خودتان را به اشتراک بگذارید.
آژانس دیزاین دیگرگون نیز که بر طراحی خدمات متمرکز است، از این کمپین حمایت میکند.
Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
.
پویش فکری توسعه
ــــــــــــــــــــــــــــــ
از هنگامی که اعلام کردم میخواهم از حوزه اقتصاد سیاسی فاصله بگیرم و بر حوزه توسعه متمرکز شوم، جمعی از دانشآموختگان و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری رشتههای اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی، روانشناسی، انسانشناسی، تاریخ و ... گرد هم آمدند تا مرا در حوزه مطالعات توسعه یاری کنند.
آنان نام خود را «پویش فکری توسعه» گذاشتند، چرا که معتقد بودند باید اندیشیدن برای مساله توسعه کشور را به یک حرکت مستمر در بین نخبگان و روشنفکران تبدیل کنیم.
این جمع، اکنون به چند گروه تقسیم شده و هر گروه در حال خواندن منابع علمی کلاسیک و معاصر در حوزه توسعه است تا به شیوه ای کاملا آکادمیک (مطالعه کیفی) روایت نظریه پردازان جهانی توسعه را استخراج کند. به گمان من دو تا سه سال طول خواهد کشید تا این کار بزرگ به پایان یابد.
همزمان پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس نیز پیشنهاد من برای برگزاری سلسله نشستهایی با عنوان «گفتوگوهای توسعه» را پذیرفت.
هدف این بود که در سلسله نشستهایی بین صاحبنظران ایرانی که مساله توسعه دغدغه آنان بوده است برگزار شود تا گفتوگوهایی درباره مساله توسعه ملی شکل بگیرد و این گفتوگوها منجر به استخراج روایت دقیقتر و شفاتتری از دیدگاه صاحب نظران ایرانی درباره مساله توسعه ایران شود. با این امید که این گفتوگوها کم کم به تولید گفتارهای منظم در حوزه توسعه ملی منجر شود و سپس این گفتارها در بلندمدت به پدیداری گفتمانی نو از توسعه ایران بینجامد.
نخستین دور از «گفتوگوهای توسعه» پیرامون نظریات دکتر محمود سریع القلم در مهر و آبان ۱۳۹۶ درپژوهشکده اقتصاد تربیت مدرس برگزار شد. یاران «پویش فکری توسعه» همت کردند و همه نوشتارهای دکتر سریعالقلم را بازخوانی کردند و روایت اولیهای از دیدگاه سریع القلم استخراج شد و سپس نشستها حول این متن اولیه آغاز شد.
این گفتوگوها با حضور گروه بازخوانی و سه استاد ناقد، ۱۶ ساعت به طول انجامید و نهایتا «روایت محمود» درباره توسعه ایران استخراج شد که به زودی نهایی و منتشر میشود. (روزنامه شرق امروز، گزیده ای از مباحث این نشستها را منتشر کرده است).
در آذر و دی ماه نیز دور دوم گفتوگوهای توسعه پیرامون نظریات دکتر مقصود فراستخواه برگزار شد تا بتوانیم «روایت مقصود» از مساله توسعه ایران را استخراج کنیم. گزارشی از این نشستها نیز به زودی منتشر می شود.
انشاءالله در بهمن ماه نیز دور سوم گفتوگوهای توسعه با حضور دکتر مسعود نیلی برگزار خواهد شد تا «روایت مسعود» از مساله توسعه در ایران استخراج شود. و اگر توفیق الهی همراه باشد این گفتوگوها تا استخراج روایت دهها نفر از صاحبنظران این دیار که درباره توسعه کشور دغدغهمند بوده و اندیشه کرده اند، ادامه خواهد یافت.
این نشستها به صورت غیرعمومی و بدون حضور خبرنگاران و تنها با حضور اعضای تیم بازخوانی و استادانی که به عنوان ناقد علمی دعوت میشوند برگزار میشود تا گفتوگوها بتواند در فضایی کاملا آرام و علمی پیش برود.
علاقه مندان میتوانند گزارش منظم برگزاری سلسله نشستهای «گفتوگوهای توسعه» و همچنین متن کامل روایت صاحب نظران از توسعه ایران را که در آینده به تدریج منتشر می شود، در کانال تلگرامی زیر دنبال کنند.
لطفا عضو کانال تلگرامی زیر شوید و آن را به همه علاقه مندان و دغدغه مندان توسعه کشور نیز معرفی کنید.
محسن رنانی / دوم بهمن ماه ۱۳۹۶
👇👇👇👇
https://t.me/pooyeshfekri/11
https://t.me/pooyeshfekri/9
پویش فکری توسعه
ــــــــــــــــــــــــــــــ
از هنگامی که اعلام کردم میخواهم از حوزه اقتصاد سیاسی فاصله بگیرم و بر حوزه توسعه متمرکز شوم، جمعی از دانشآموختگان و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری رشتههای اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی، روانشناسی، انسانشناسی، تاریخ و ... گرد هم آمدند تا مرا در حوزه مطالعات توسعه یاری کنند.
آنان نام خود را «پویش فکری توسعه» گذاشتند، چرا که معتقد بودند باید اندیشیدن برای مساله توسعه کشور را به یک حرکت مستمر در بین نخبگان و روشنفکران تبدیل کنیم.
این جمع، اکنون به چند گروه تقسیم شده و هر گروه در حال خواندن منابع علمی کلاسیک و معاصر در حوزه توسعه است تا به شیوه ای کاملا آکادمیک (مطالعه کیفی) روایت نظریه پردازان جهانی توسعه را استخراج کند. به گمان من دو تا سه سال طول خواهد کشید تا این کار بزرگ به پایان یابد.
همزمان پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس نیز پیشنهاد من برای برگزاری سلسله نشستهایی با عنوان «گفتوگوهای توسعه» را پذیرفت.
هدف این بود که در سلسله نشستهایی بین صاحبنظران ایرانی که مساله توسعه دغدغه آنان بوده است برگزار شود تا گفتوگوهایی درباره مساله توسعه ملی شکل بگیرد و این گفتوگوها منجر به استخراج روایت دقیقتر و شفاتتری از دیدگاه صاحب نظران ایرانی درباره مساله توسعه ایران شود. با این امید که این گفتوگوها کم کم به تولید گفتارهای منظم در حوزه توسعه ملی منجر شود و سپس این گفتارها در بلندمدت به پدیداری گفتمانی نو از توسعه ایران بینجامد.
نخستین دور از «گفتوگوهای توسعه» پیرامون نظریات دکتر محمود سریع القلم در مهر و آبان ۱۳۹۶ درپژوهشکده اقتصاد تربیت مدرس برگزار شد. یاران «پویش فکری توسعه» همت کردند و همه نوشتارهای دکتر سریعالقلم را بازخوانی کردند و روایت اولیهای از دیدگاه سریع القلم استخراج شد و سپس نشستها حول این متن اولیه آغاز شد.
این گفتوگوها با حضور گروه بازخوانی و سه استاد ناقد، ۱۶ ساعت به طول انجامید و نهایتا «روایت محمود» درباره توسعه ایران استخراج شد که به زودی نهایی و منتشر میشود. (روزنامه شرق امروز، گزیده ای از مباحث این نشستها را منتشر کرده است).
در آذر و دی ماه نیز دور دوم گفتوگوهای توسعه پیرامون نظریات دکتر مقصود فراستخواه برگزار شد تا بتوانیم «روایت مقصود» از مساله توسعه ایران را استخراج کنیم. گزارشی از این نشستها نیز به زودی منتشر می شود.
انشاءالله در بهمن ماه نیز دور سوم گفتوگوهای توسعه با حضور دکتر مسعود نیلی برگزار خواهد شد تا «روایت مسعود» از مساله توسعه در ایران استخراج شود. و اگر توفیق الهی همراه باشد این گفتوگوها تا استخراج روایت دهها نفر از صاحبنظران این دیار که درباره توسعه کشور دغدغهمند بوده و اندیشه کرده اند، ادامه خواهد یافت.
این نشستها به صورت غیرعمومی و بدون حضور خبرنگاران و تنها با حضور اعضای تیم بازخوانی و استادانی که به عنوان ناقد علمی دعوت میشوند برگزار میشود تا گفتوگوها بتواند در فضایی کاملا آرام و علمی پیش برود.
علاقه مندان میتوانند گزارش منظم برگزاری سلسله نشستهای «گفتوگوهای توسعه» و همچنین متن کامل روایت صاحب نظران از توسعه ایران را که در آینده به تدریج منتشر می شود، در کانال تلگرامی زیر دنبال کنند.
لطفا عضو کانال تلگرامی زیر شوید و آن را به همه علاقه مندان و دغدغه مندان توسعه کشور نیز معرفی کنید.
محسن رنانی / دوم بهمن ماه ۱۳۹۶
👇👇👇👇
https://t.me/pooyeshfekri/11
https://t.me/pooyeshfekri/9
Forwarded from دکتر محمود سریع القلم
"محور توسعه نخبگان اند یا مردم؟"
یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم در روزنامه شرق
تبدیل مسئله توسعه ملی به یک دغدغه عمومی و مسئله جدی فکری در میان اندیشمندان حوزههای اجتماعی کشور و زمینهسازی برای تولید گفتارهای منظم در حوزه توسعه ملی یکی از دغدغههای «محسن رنانی» است. او به امید پدیداری تدریجی یک «گفتمان ملی توسعه» در ایران، تصمیم گرفته سلسله «گفتوگوهای توسعه» را. اندیشمندان حوزههای علوم اجتماعی ایران برگزار کند. برایناساس و با همکاری پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس، برگزاری سلسلهگفتوگوهای توسعه از مهرماه سال جاری آغاز شده است. در «گفتوگوهای توسعه»، پس از انتخاب صاحبنظر، تمامی نوشتهها، منشورات و مکتوبات او را یک «گروه بازخوان» مطالعه میکنند و آنگاه از مجموعه آنها «روایت توسعه» مبتنی بر نگاه آن صاحبنظر استخراج میشود. این روایت در یک نشست طولانی با صاحبنظر، بررسی و تنقیح و تکمیل میشود. سپس روایت استخراجی در اختیار ناقدان قرار میگیرد و آنان با مطالعه «روایت» در چند جلسه گفتوگوی مفصل با صاحبنظر به واکاوی نقد و تحلیل ابعاد مختلف آن نظریه میپردازند. در پایان این فرایند ما به یک «روایت نهایی و بسطیافته از مسئله توسعهنیافتگی ایران» از نگاه یک صاحبنظر خاص دست خواهیم یافت. دکتر محمود سریعالقلم، نخستین متفکری بود که برای دور اول این گفتوگوها انتخاب شد. ناقدان «روایت محمود سریعالقلم» نیز – که روایت او را از سه منظر آکادمیک، اجتماعی و سیاسی نقد میکردند- آقایان دکتر عباس حاتمی (دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان)، دکتر احمد توکلی (عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی و نماینده سابق مجلس) و دکتر علیرضا علویتبار (عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل مدنی ایران) بودند. گزارش زیر چکیدهای از مباحث مطرحشده در دور اول «گفتوگوهای توسعه» است که در مهر و آبان سال جاری در پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس برگزارشده است.
محمود سریعالقلم بیشتر به بنیان توسعهنیافتگی در ایران توجه میکند؛ یعنی خلقوخوی شخصیت ایرانی و البته آنچه در ذیل «اقتدارگرایی» اکثریت ایرانیان قابل توضیح است. او درسگرفتن از تجربههای جهانی توسعه و حکمرانی را معیار و مبنا میداند. به روندهای «سیاستگذاری» اقتصادی و نیز «مباحث سیاسی، اجتماعی روز و در سطح ملی، جهانی و منطقهای»، اهمیت بیشتری میدهد و بهتبعآن، عملا بینالمللیتر از بقیه نظریهپردازان توسعه فکر میکند.
سریعالقلم به ایرانی جهانیشده میاندیشد که بتواند از پس تاریخ درآید و روبهسوی افقهای آینده گذار کند. ازاینمنظر میتوان او را ذیل اندیشمندان گفتمان گذار قرار داد. گفتمانی که به تجربههای جهانی کشور- ملتهای موفق نظر میکند: از چین و کشورهای آمریکای لاتین تا آلمان، ژاپن، ترکیه و کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس؛ بنابراین تمام تلاش سریعالقلم بر این است که اسباب و لوازم این گذار را فراهم آورد. او به نسلهای آینده ایرانیان امیدوار است و تصویر مطلوب خود را از شهروند ایرانی شایسته، سیاستمدار، سیاست خارجی ایرانی و… ارائه میدهد. البته این کندن از گذشته و دلبستن به آینده او را از لحظه حال غافل نمیکند. الگو و نقشه راهی برای هیئت حاکمه سیاستمداران امروز جمهوریاسلامی ترسیم میکند تا شاید در پرتو چنین نقشهای، جهتگیری این سیاستمداران را از:
– سیاست خارجی «تقابلی» و امنیتگرا که صرفا «حفظ تمامیت ارضی و [بقای] نظام سیاسی» را سرلوحه اهداف خود دارد؛
– «کلیگوییهای مبتنیبر اصول ثابت انقلاب اسلامی، بهسمت ریزنگریهای دقیق و معطوف به توسعهخواهی» رهنمون کند. برای تحقق این نقشه راه، به جز حاکمان سیاسی، درهمینزمینه نقش نخبگان فکری یا همان «اندیشمندان دینی [یا متخصص] در توسعهیافتگی» نیز مهم است. پس هرچند در مسیر توسعهخواهی، او معتقد است «گفتوگو، تبادل افکار، میزگردگذاشتن یا راهانداختن بحثهای دانشگاهی» میان این اندیشمندان بیفایده است، ولی بههرحال فراتر از بحثهای دانشگاهی و انتزاعی، همچنان اولویت «نخبگان فکری حوزه دانشگاه، علم و نظریهپردازی» و نیز «نخبگان ابزاری سیاستمدار و تصمیمگیرنده» را در این میداند که در نقش «گروههای نافذ حکومت، پایههای فلسفی- نظری توسعهیافتگی را در میان خود حلوفصل کنند» و به این هدف – آنطور که «از حکومتداری چوئنلای در چین مثال میزند» – در مسیر رسیدن توافق بر سر «پایههای فلسفی- نظری توسعهیافتگی»، «نظم جهانی را بپذیرند»؛ «قبولکردن نظمی که غرور ایرانی، تن به پذیرفتن آن نمیدهد»، نظمی که در ضمن آن فرقی میان «شانگهای، پاریس، نیویورک، فرانکفورت» و احتمالا در آینده تهران وجود ندارد و ایرانی هم ورای «بادگیرهای یزد و افتخارش به ساز ...
ادامه مطلب و ارسال نظر در لینک زیر 👇
sariolghalam.com/?p=1586
کانال تلگرام 👇
@sariolghalam
یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم در روزنامه شرق
تبدیل مسئله توسعه ملی به یک دغدغه عمومی و مسئله جدی فکری در میان اندیشمندان حوزههای اجتماعی کشور و زمینهسازی برای تولید گفتارهای منظم در حوزه توسعه ملی یکی از دغدغههای «محسن رنانی» است. او به امید پدیداری تدریجی یک «گفتمان ملی توسعه» در ایران، تصمیم گرفته سلسله «گفتوگوهای توسعه» را. اندیشمندان حوزههای علوم اجتماعی ایران برگزار کند. برایناساس و با همکاری پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس، برگزاری سلسلهگفتوگوهای توسعه از مهرماه سال جاری آغاز شده است. در «گفتوگوهای توسعه»، پس از انتخاب صاحبنظر، تمامی نوشتهها، منشورات و مکتوبات او را یک «گروه بازخوان» مطالعه میکنند و آنگاه از مجموعه آنها «روایت توسعه» مبتنی بر نگاه آن صاحبنظر استخراج میشود. این روایت در یک نشست طولانی با صاحبنظر، بررسی و تنقیح و تکمیل میشود. سپس روایت استخراجی در اختیار ناقدان قرار میگیرد و آنان با مطالعه «روایت» در چند جلسه گفتوگوی مفصل با صاحبنظر به واکاوی نقد و تحلیل ابعاد مختلف آن نظریه میپردازند. در پایان این فرایند ما به یک «روایت نهایی و بسطیافته از مسئله توسعهنیافتگی ایران» از نگاه یک صاحبنظر خاص دست خواهیم یافت. دکتر محمود سریعالقلم، نخستین متفکری بود که برای دور اول این گفتوگوها انتخاب شد. ناقدان «روایت محمود سریعالقلم» نیز – که روایت او را از سه منظر آکادمیک، اجتماعی و سیاسی نقد میکردند- آقایان دکتر عباس حاتمی (دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان)، دکتر احمد توکلی (عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی و نماینده سابق مجلس) و دکتر علیرضا علویتبار (عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل مدنی ایران) بودند. گزارش زیر چکیدهای از مباحث مطرحشده در دور اول «گفتوگوهای توسعه» است که در مهر و آبان سال جاری در پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس برگزارشده است.
محمود سریعالقلم بیشتر به بنیان توسعهنیافتگی در ایران توجه میکند؛ یعنی خلقوخوی شخصیت ایرانی و البته آنچه در ذیل «اقتدارگرایی» اکثریت ایرانیان قابل توضیح است. او درسگرفتن از تجربههای جهانی توسعه و حکمرانی را معیار و مبنا میداند. به روندهای «سیاستگذاری» اقتصادی و نیز «مباحث سیاسی، اجتماعی روز و در سطح ملی، جهانی و منطقهای»، اهمیت بیشتری میدهد و بهتبعآن، عملا بینالمللیتر از بقیه نظریهپردازان توسعه فکر میکند.
سریعالقلم به ایرانی جهانیشده میاندیشد که بتواند از پس تاریخ درآید و روبهسوی افقهای آینده گذار کند. ازاینمنظر میتوان او را ذیل اندیشمندان گفتمان گذار قرار داد. گفتمانی که به تجربههای جهانی کشور- ملتهای موفق نظر میکند: از چین و کشورهای آمریکای لاتین تا آلمان، ژاپن، ترکیه و کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس؛ بنابراین تمام تلاش سریعالقلم بر این است که اسباب و لوازم این گذار را فراهم آورد. او به نسلهای آینده ایرانیان امیدوار است و تصویر مطلوب خود را از شهروند ایرانی شایسته، سیاستمدار، سیاست خارجی ایرانی و… ارائه میدهد. البته این کندن از گذشته و دلبستن به آینده او را از لحظه حال غافل نمیکند. الگو و نقشه راهی برای هیئت حاکمه سیاستمداران امروز جمهوریاسلامی ترسیم میکند تا شاید در پرتو چنین نقشهای، جهتگیری این سیاستمداران را از:
– سیاست خارجی «تقابلی» و امنیتگرا که صرفا «حفظ تمامیت ارضی و [بقای] نظام سیاسی» را سرلوحه اهداف خود دارد؛
– «کلیگوییهای مبتنیبر اصول ثابت انقلاب اسلامی، بهسمت ریزنگریهای دقیق و معطوف به توسعهخواهی» رهنمون کند. برای تحقق این نقشه راه، به جز حاکمان سیاسی، درهمینزمینه نقش نخبگان فکری یا همان «اندیشمندان دینی [یا متخصص] در توسعهیافتگی» نیز مهم است. پس هرچند در مسیر توسعهخواهی، او معتقد است «گفتوگو، تبادل افکار، میزگردگذاشتن یا راهانداختن بحثهای دانشگاهی» میان این اندیشمندان بیفایده است، ولی بههرحال فراتر از بحثهای دانشگاهی و انتزاعی، همچنان اولویت «نخبگان فکری حوزه دانشگاه، علم و نظریهپردازی» و نیز «نخبگان ابزاری سیاستمدار و تصمیمگیرنده» را در این میداند که در نقش «گروههای نافذ حکومت، پایههای فلسفی- نظری توسعهیافتگی را در میان خود حلوفصل کنند» و به این هدف – آنطور که «از حکومتداری چوئنلای در چین مثال میزند» – در مسیر رسیدن توافق بر سر «پایههای فلسفی- نظری توسعهیافتگی»، «نظم جهانی را بپذیرند»؛ «قبولکردن نظمی که غرور ایرانی، تن به پذیرفتن آن نمیدهد»، نظمی که در ضمن آن فرقی میان «شانگهای، پاریس، نیویورک، فرانکفورت» و احتمالا در آینده تهران وجود ندارد و ایرانی هم ورای «بادگیرهای یزد و افتخارش به ساز ...
ادامه مطلب و ارسال نظر در لینک زیر 👇
sariolghalam.com/?p=1586
کانال تلگرام 👇
@sariolghalam