Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تشنگی حیوانی ما برای مصرف!
Forwarded from نیلوفر مرداب (˙·٠•●♥نیلوفرمرداب♥●•٠·˙)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مصطفی ملکیان
#معرفی_کتاب
♦️ چهار کتاب مهم و ساده در زمینهی تفکر نقادانه
کتاب «مغالطههای پرکاربرد»
کتاب «ماهیت و کارکردهای تفکر نقادانه و خلاقانه»
کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم»
کتاب «مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه»
✔️این کتاب ها توسط #استاد_ملکیان جهت مطالعه در زمینه تفکر نقادانه معرفی شده اند .
نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر
ترجمهی مهدی خسروانی
ناشر: فرهنگ نشر نو
🔹معرفی مختصر هر یک از کتابها
✅ کتاب «مغالطههای پرکاربرد»
یکی از مهمترین ابزارهای ما برای خودفریبیها و دیگرفریبیها «مغالطه» است. به استدلالهای نادرستی که برای اقناع خودمان و دیگران مورد استفاده قرار میدهیم «مغالطه» گفته میشود.
نویسندگان کتاب «مغالطههای پرکاربرد» در ظاهر میخواهند استفاده از مغالطهها را به خواننده بیاموزند اما در واقع سعی میکنند او را با پرکاربردترین مغالطهها که در دنیای سیاست و تبلیغات و ... مورد استفاده قرار میگیرند آشنا کنند تا هم خودش قربانی مغالطهها نشود و هم از به کار بردن مغالطهها در مقابل دیگران بپرهیزد.
✅ کتاب «ماهیت و کارکردهای تفکر نقادانه و خلاقانه»
رابطهی میانِ جنبهی خلّاقانه و جنبهی نقادانهی تفکر غالباً بهدرستی فهمیده نمیشود. رسانهها همواره شخصِ خلّاق را شبیه یک دانشمند خلوضع نشان میدهند که قدرت تخیل بالایی دارد اما غالباً در عالمی دیگر سیر میکند و از واقعیتهای روزمره فاصله دارد. در عوض، شخصِ نقّاد را، بهغلط، شخصی صرفاً ایرادگیر، شکّاک، منفینگر، خردهگیر، انعطافناپذیر، و عیبجو نشان میدهند. در نگاه اول به نظر میرسد که تفکر نقادانه و تفکر خلاقانه با هم ارتباطی ندارند یا حتی در تضاد با یکدیگرند. ظاهر قضیه این است که تفکر نقادانه خودآگاه و قابل آموزش است و تفکر خلاقانه ناخودآگاه و غیر قابل آموزش. این دیدگاه کاملاً غلط نیست، اما بهرهی بسیار اندکی از حقیقت دارد.
این کتاب رابطهی میان وجه خلاقانه و وجه نقادانهی تفکر را بررسی میکند و نشان میدهد که تفکر نقادانه و خلاقانه نیازمند یکدیگرند. همچنین نشان میدهد که ذهنهای بزرگ در نتیجهی بهکارگیری همزمان تفکر نقادانه و خلاقانه پدید آمدهاند.
✅ کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم»
تقریباً همهی رسانههای جهان مدعیاند که گزارشهای خبریشان را به صورت مستقل، بیطرفانه، و محققانه تولید میکنند. مدعیاند که صرفاً به گزارش و توصیف «واقعیت عینی» میپردازند و از هر گونه نتیجهگیری و قضاوت پرهیز میکنند. از سوی دیگر، ادعا میکنند که رسانههای رقیب این واقعیتها را به نحو توطئهآمیز تحریف کرده و به آن جهت میدهند.
آیا این مدعا درست است؟
پوشش خبری غالب در یک جامعه بر اساس اصلهای زیر عمل میکند:
• «ماجرا از نظرگاه ما (و جامعهی ما) چنین به نظر میرسد؛ بنابراین، ماجرا چنین است.»
• «این واقعیتها باورهای ما را تأیید میکنند؛ بنابراین، اینها مهمترین واقعیتها هستند.»
• «این کشورها با ما دوست نیستند؛ بنابراین، این کشورها شایستهی انتقادند.»
• «این گزارشها بیشترین جذابیت یا هیجان را برای خوانندگان ما دارند؛ بنابراین، اینها مهمترین گزارشهای خبریاند .»
کسانی که خبرها را نقّادانه دنبال میکنند تکتکِ این اصلها را معکوس میکنند.
کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم» نحوهی انجام این کار را توضیح میدهد و بنابراین تأثیر سوگیری و تبلیغات بر اندیشیدنِ افراد را کاهش میدهد.
✅ کتاب «مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه»
این کتاب شامل مفهومها و ابزارهای اصلیِ تفکر نقّادانه از دیدگاه ریچارد پُل میشود و این مفهومها و ابزارها را به صورت فشرده بیان میکند. این کتاب (که مبنای سایر کتابهای «مجموعهی راهنمای اندیشهورزان» است) حاوی برداشتی از تفکر نقادانه است که نوعی توافق عمومی بر سر آن وجود دارد؛ از این جهت، به کار استادان میآید. برای دانشجویان نیز، یک کتاب تکمیلیِ تفکر نقادانه در کنار کتابهای درسی دیگر است. استادان میتوانند از آن در طراحی برنامهی آموزشی، تکلیفهای درسی، و آزمونها برای موضوعهای گوناگون استفاده کنند. دانشجویان نیز میتوانند از آن برای ارتقای یادگیری خودشان در هر زمینههای مختلف استفاده کنند.
مهارتهای مطرحشده در این کتاب در هر موضوعی به کار میآیند و افراد نقّاد از آنها در خواندن و نوشتن، و نیز در صحبتکردن و شنیدن، استفاده میکنند. این مهارتها را میتوان هم در زندگی شخصی و روزمره و هم در فعالیتهای علمی (از تاریخ و ریاضیات گرفته تا فلسفه و هنر) به کار برد.
🔅تذکر:معرفی کتابها توسط آقای مهدی خسروانی _مترجم کتابها_نوشته شده اند.
@naqqadaneh
🔻
@mostafamalekian
https://t.me/arshiv_arshiv/28
♦️ چهار کتاب مهم و ساده در زمینهی تفکر نقادانه
کتاب «مغالطههای پرکاربرد»
کتاب «ماهیت و کارکردهای تفکر نقادانه و خلاقانه»
کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم»
کتاب «مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه»
✔️این کتاب ها توسط #استاد_ملکیان جهت مطالعه در زمینه تفکر نقادانه معرفی شده اند .
نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر
ترجمهی مهدی خسروانی
ناشر: فرهنگ نشر نو
🔹معرفی مختصر هر یک از کتابها
✅ کتاب «مغالطههای پرکاربرد»
یکی از مهمترین ابزارهای ما برای خودفریبیها و دیگرفریبیها «مغالطه» است. به استدلالهای نادرستی که برای اقناع خودمان و دیگران مورد استفاده قرار میدهیم «مغالطه» گفته میشود.
نویسندگان کتاب «مغالطههای پرکاربرد» در ظاهر میخواهند استفاده از مغالطهها را به خواننده بیاموزند اما در واقع سعی میکنند او را با پرکاربردترین مغالطهها که در دنیای سیاست و تبلیغات و ... مورد استفاده قرار میگیرند آشنا کنند تا هم خودش قربانی مغالطهها نشود و هم از به کار بردن مغالطهها در مقابل دیگران بپرهیزد.
✅ کتاب «ماهیت و کارکردهای تفکر نقادانه و خلاقانه»
رابطهی میانِ جنبهی خلّاقانه و جنبهی نقادانهی تفکر غالباً بهدرستی فهمیده نمیشود. رسانهها همواره شخصِ خلّاق را شبیه یک دانشمند خلوضع نشان میدهند که قدرت تخیل بالایی دارد اما غالباً در عالمی دیگر سیر میکند و از واقعیتهای روزمره فاصله دارد. در عوض، شخصِ نقّاد را، بهغلط، شخصی صرفاً ایرادگیر، شکّاک، منفینگر، خردهگیر، انعطافناپذیر، و عیبجو نشان میدهند. در نگاه اول به نظر میرسد که تفکر نقادانه و تفکر خلاقانه با هم ارتباطی ندارند یا حتی در تضاد با یکدیگرند. ظاهر قضیه این است که تفکر نقادانه خودآگاه و قابل آموزش است و تفکر خلاقانه ناخودآگاه و غیر قابل آموزش. این دیدگاه کاملاً غلط نیست، اما بهرهی بسیار اندکی از حقیقت دارد.
این کتاب رابطهی میان وجه خلاقانه و وجه نقادانهی تفکر را بررسی میکند و نشان میدهد که تفکر نقادانه و خلاقانه نیازمند یکدیگرند. همچنین نشان میدهد که ذهنهای بزرگ در نتیجهی بهکارگیری همزمان تفکر نقادانه و خلاقانه پدید آمدهاند.
✅ کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم»
تقریباً همهی رسانههای جهان مدعیاند که گزارشهای خبریشان را به صورت مستقل، بیطرفانه، و محققانه تولید میکنند. مدعیاند که صرفاً به گزارش و توصیف «واقعیت عینی» میپردازند و از هر گونه نتیجهگیری و قضاوت پرهیز میکنند. از سوی دیگر، ادعا میکنند که رسانههای رقیب این واقعیتها را به نحو توطئهآمیز تحریف کرده و به آن جهت میدهند.
آیا این مدعا درست است؟
پوشش خبری غالب در یک جامعه بر اساس اصلهای زیر عمل میکند:
• «ماجرا از نظرگاه ما (و جامعهی ما) چنین به نظر میرسد؛ بنابراین، ماجرا چنین است.»
• «این واقعیتها باورهای ما را تأیید میکنند؛ بنابراین، اینها مهمترین واقعیتها هستند.»
• «این کشورها با ما دوست نیستند؛ بنابراین، این کشورها شایستهی انتقادند.»
• «این گزارشها بیشترین جذابیت یا هیجان را برای خوانندگان ما دارند؛ بنابراین، اینها مهمترین گزارشهای خبریاند .»
کسانی که خبرها را نقّادانه دنبال میکنند تکتکِ این اصلها را معکوس میکنند.
کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم» نحوهی انجام این کار را توضیح میدهد و بنابراین تأثیر سوگیری و تبلیغات بر اندیشیدنِ افراد را کاهش میدهد.
✅ کتاب «مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه»
این کتاب شامل مفهومها و ابزارهای اصلیِ تفکر نقّادانه از دیدگاه ریچارد پُل میشود و این مفهومها و ابزارها را به صورت فشرده بیان میکند. این کتاب (که مبنای سایر کتابهای «مجموعهی راهنمای اندیشهورزان» است) حاوی برداشتی از تفکر نقادانه است که نوعی توافق عمومی بر سر آن وجود دارد؛ از این جهت، به کار استادان میآید. برای دانشجویان نیز، یک کتاب تکمیلیِ تفکر نقادانه در کنار کتابهای درسی دیگر است. استادان میتوانند از آن در طراحی برنامهی آموزشی، تکلیفهای درسی، و آزمونها برای موضوعهای گوناگون استفاده کنند. دانشجویان نیز میتوانند از آن برای ارتقای یادگیری خودشان در هر زمینههای مختلف استفاده کنند.
مهارتهای مطرحشده در این کتاب در هر موضوعی به کار میآیند و افراد نقّاد از آنها در خواندن و نوشتن، و نیز در صحبتکردن و شنیدن، استفاده میکنند. این مهارتها را میتوان هم در زندگی شخصی و روزمره و هم در فعالیتهای علمی (از تاریخ و ریاضیات گرفته تا فلسفه و هنر) به کار برد.
🔅تذکر:معرفی کتابها توسط آقای مهدی خسروانی _مترجم کتابها_نوشته شده اند.
@naqqadaneh
🔻
@mostafamalekian
https://t.me/arshiv_arshiv/28
Forwarded from لیبر (Mohammad Kahrobi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔶 کنفرانس سار پاییز 96
🔷 ایده هایی برای دنیای نو
🔖 کد تخفیف پنجاه درصدی: digargoon
📆 جمعه 24 آذر
✍ لینک ثبت نام و اطلاعات تکمیلی:
https://evnd.co/UadhD
@servdes
🔷 ایده هایی برای دنیای نو
🔖 کد تخفیف پنجاه درصدی: digargoon
📆 جمعه 24 آذر
✍ لینک ثبت نام و اطلاعات تکمیلی:
https://evnd.co/UadhD
@servdes
Forwarded from padpors
ایران از نظر تولید تکنولوژی دقیقا کجا ایستاده؟ (تصویر: goo.gl/JciWW3)
ما در تولید تکنولوژی و نه در مونتاژ یا کپی اون، کجای کاریم؟ چی داریم؟ چی نداریم؟ و چی لازم داریم؟
برای همفکری دربارهی پرسشهای مشابه راجع به تکنولوژی، میخوایم از خود #تکنولوژی کمک بگیریم و در بستر مجازی به گفتگو بپردازیم.
⚙️ میزگرد مجازی نُوآ۰۰۸، حول محور تکنولوژی در تاریخ ۸ تا ۱۴ دی ماه ۱۳۹۶ با پشتیبانی و میزبانی پادپُرس برگزار میشه.
اگه احساس میکنی جای لوگوی برند شما در میان حامیان این میزگرد خالیه، همین الان با ما تماس بگیر:
@Padpors_Support
اطلاعات بیشتر دربارهی این میزگرد مجازی:
👉 https://nova008.padpors.com
@padpors
ما در تولید تکنولوژی و نه در مونتاژ یا کپی اون، کجای کاریم؟ چی داریم؟ چی نداریم؟ و چی لازم داریم؟
برای همفکری دربارهی پرسشهای مشابه راجع به تکنولوژی، میخوایم از خود #تکنولوژی کمک بگیریم و در بستر مجازی به گفتگو بپردازیم.
⚙️ میزگرد مجازی نُوآ۰۰۸، حول محور تکنولوژی در تاریخ ۸ تا ۱۴ دی ماه ۱۳۹۶ با پشتیبانی و میزبانی پادپُرس برگزار میشه.
اگه احساس میکنی جای لوگوی برند شما در میان حامیان این میزگرد خالیه، همین الان با ما تماس بگیر:
@Padpors_Support
اطلاعات بیشتر دربارهی این میزگرد مجازی:
👉 https://nova008.padpors.com
@padpors
Forwarded from Rahnema College
🔸دوره چهارم #رهنماکالج یک اتفاق نو!🔸
من یک طراح UX/UI هستم!
🔸بعد از گذروندن کارآموزی برای استخدام به شرکتهای معتبر معرفی میشی
🔸این دوره کاملا رایگانه
🔸مهلت ثبتنام تا ۲۲ دیماه
goo.gl/SfcGM9
من یک طراح UX/UI هستم!
🔸بعد از گذروندن کارآموزی برای استخدام به شرکتهای معتبر معرفی میشی
🔸این دوره کاملا رایگانه
🔸مهلت ثبتنام تا ۲۲ دیماه
goo.gl/SfcGM9
Forwarded from بهمن دارالشفایی
شهرداري تهران:
«نقشه تخلیه امن تهران منتشر شد.
با مراجعه به لینک زیر و انتخاب منطقه زندگی خود راههای رسیدن به مناطق امن را یافته و پیش از وقوع حادثه تمرین کنید.»
http://bit.ly/2phGtBe
«نقشه تخلیه امن تهران منتشر شد.
با مراجعه به لینک زیر و انتخاب منطقه زندگی خود راههای رسیدن به مناطق امن را یافته و پیش از وقوع حادثه تمرین کنید.»
http://bit.ly/2phGtBe
Forwarded from کانال آموزش کسبوکار؛ هادی افشاری
یادداشتهای_هادی_افشاری_از_سخنرانی.pdf
138.4 KB
یادداشتهای هادی افشاری از روز سوم کنفرانس بینالمللی مدیریت ۱۳۹۶ - سخنرانی دکتر نیلی
@afsharientp
@afsharientp
Forwarded from کانال آموزش کسبوکار؛ هادی افشاری
Forwarded from کانال آموزش کسبوکار؛ هادی افشاری
یادداشتهای_هادی_افشاری_از_سخنرانی.pdf
126.7 KB
یادداشتهای هادی افشاری از روز سوم کنفرانس بینالمللی مدیریت ۱۳۹۶ - سخنرانی دکتر سریعالقلم
@afsharientp
@afsharientp
Forwarded from کانال آموزش کسبوکار؛ هادی افشاری
Forwarded from Deleted Account
http://sharenovate.com/posts/527
ایران و چالشهای پیش رو
سپهر قاضینوری (استاد دانشگاه تربیت مدرس)
در طی چند دهۀ گذشته، دلمشغولیها و دغدغههای سیاستگذاران و سیاستمداران ایران، عمدتاً متمرکز بر مسائلی بوده که جنبههای کوتاهمدت و میانمدت داشتهاند، و یا نهایتاً به یک نسل محدود میشدهاند: قیمت نفت، جنگ تحمیلی، تورم، بحران مسکن و ... .
مهمترین مسألۀ رسانهای کشور نیز دعوای دو جناح سیاسی بوده که با اسامی مختلفی شناخته شدهاند و تطور زیادی نیز در اندیشههای خود بروز دادهاند، ولی کماکان هسته اصلی نقشآفرینان خود را حفظ کردهاند.
اما شاید بتوان گفت رقابت این دو جناح تا حد زیادی موجب مکتوم ماندن مسائل زیربنایی و بحرانهای فرانسلی در کشور شده است. امروز ایران با ابرچالشهایی مواجه است که حقیقتاً ظرفیتی بیش از یک نسل را برای مواجهه میطلبند: بحران زیستمحیطی و آب (که کل تمدن چندهزارسالۀ ایرانی را تهدید میکند)، پایان دوران نفت در جهان (ولو هنوز نفت زیادی در زیرزمین وجود دارد)، ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی (که به معنای چندین برابر شدن حقوقبگیران دولت است)، رقابتپذیری ناچیز در عرصۀ بینالمللی، اوضاع دشوار سیاسی و قومی منطقه پیرامون ایران، و از همه بدتر، از دست رفتن سرمایههای اجتماعی که بدون آنها هیچ اقدام مهمی قابل اجرا نیست.
واقعیت این است که کشور دچار وضعیت قفلشدگی در همه عرصهها است. به لحاظ سیاسی میتوان این قفلشدگی را ناشی از وضعیت دو جناح دانست. جناح اصلاحطلب، در طول بیش از ربع قرن گذشته آموخته است که از مشاغل غیرانتخابی دست بکشد و صرفاً امیدوار به کسب رأی مردم در دولت و مجلس باشد و لذا طبعاً جرأت جراحیهای دردناک و زیربنایی را ندارد. جناح اصولگرا هم میداند که به جز مشاغل انتصابی، فقط وقتی میتواند مشاغل انتخابی را کسب کند که از ابزار رد صلاحیت گسترده بهره ببرد. بنابراین تمایلی به انجام اصلاحاتی ندارد که موفقیت در آن به حساب رقیب گذاشته شود. حتی در دورۀ هشت سالهای که این رقابت وجود نداشت و همۀ قوا در دست یک جناح بود نیز شاهد تحولات گسترده و تصمیمات دشوار نبودیم.
اما واقعیت این است که پارادایم مدیریتی حاکم بر دو جناح و کل نظام، تقریباً ثابت است: گذران روزمرۀ امور و تعویق تصمیمات سخت، وسوسهای که شیطان همواره در دل فرزندان آدم میافکند تا آنان را از رستگاری بازدارد.
به عبارت دیگر، مدیریت در جمهوری اسلامی به روش آتشنشانی انجام میشود. هرجا مشکلی بروز کند، به شکلی فوری با تخصیص بودجۀ دولتی، ترمیم و استمالتی صورت میپذیرد و ریشهیابی به فراموشی سپرده میشود. شاید تنها نمونۀ تصمیمات سخت و اساسی سالهای اخیر، هدفمندی یارانهها بود که اجرای آن قریب 10 سال به طول انجامید و نهایتاً در اجرا، به شکلی انجام گرفت که اکنون، خود تبدیل به یکی از چالشهای بزرگ کشور شده است.
نظام مدیریتی جمهوری اسلامی نشان داده است تنها زمانی در برابر یک تحول فرهنگی، اجتماعی یا فناورانه تسلیم میشود و به مواجهۀ مدبرانه با آن میپردازد که واقعاً چارۀ دیگری نداشته باشد و حتماً مراحل بیتوجهی، مبارزه، پذیرش لفظی و عملی و ... را گذرانده باشد تا نهایتاً به مرحلۀ سیاستگذاری مناسب برسد.
ایران و چالشهای پیش رو
سپهر قاضینوری (استاد دانشگاه تربیت مدرس)
در طی چند دهۀ گذشته، دلمشغولیها و دغدغههای سیاستگذاران و سیاستمداران ایران، عمدتاً متمرکز بر مسائلی بوده که جنبههای کوتاهمدت و میانمدت داشتهاند، و یا نهایتاً به یک نسل محدود میشدهاند: قیمت نفت، جنگ تحمیلی، تورم، بحران مسکن و ... .
مهمترین مسألۀ رسانهای کشور نیز دعوای دو جناح سیاسی بوده که با اسامی مختلفی شناخته شدهاند و تطور زیادی نیز در اندیشههای خود بروز دادهاند، ولی کماکان هسته اصلی نقشآفرینان خود را حفظ کردهاند.
اما شاید بتوان گفت رقابت این دو جناح تا حد زیادی موجب مکتوم ماندن مسائل زیربنایی و بحرانهای فرانسلی در کشور شده است. امروز ایران با ابرچالشهایی مواجه است که حقیقتاً ظرفیتی بیش از یک نسل را برای مواجهه میطلبند: بحران زیستمحیطی و آب (که کل تمدن چندهزارسالۀ ایرانی را تهدید میکند)، پایان دوران نفت در جهان (ولو هنوز نفت زیادی در زیرزمین وجود دارد)، ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی (که به معنای چندین برابر شدن حقوقبگیران دولت است)، رقابتپذیری ناچیز در عرصۀ بینالمللی، اوضاع دشوار سیاسی و قومی منطقه پیرامون ایران، و از همه بدتر، از دست رفتن سرمایههای اجتماعی که بدون آنها هیچ اقدام مهمی قابل اجرا نیست.
واقعیت این است که کشور دچار وضعیت قفلشدگی در همه عرصهها است. به لحاظ سیاسی میتوان این قفلشدگی را ناشی از وضعیت دو جناح دانست. جناح اصلاحطلب، در طول بیش از ربع قرن گذشته آموخته است که از مشاغل غیرانتخابی دست بکشد و صرفاً امیدوار به کسب رأی مردم در دولت و مجلس باشد و لذا طبعاً جرأت جراحیهای دردناک و زیربنایی را ندارد. جناح اصولگرا هم میداند که به جز مشاغل انتصابی، فقط وقتی میتواند مشاغل انتخابی را کسب کند که از ابزار رد صلاحیت گسترده بهره ببرد. بنابراین تمایلی به انجام اصلاحاتی ندارد که موفقیت در آن به حساب رقیب گذاشته شود. حتی در دورۀ هشت سالهای که این رقابت وجود نداشت و همۀ قوا در دست یک جناح بود نیز شاهد تحولات گسترده و تصمیمات دشوار نبودیم.
اما واقعیت این است که پارادایم مدیریتی حاکم بر دو جناح و کل نظام، تقریباً ثابت است: گذران روزمرۀ امور و تعویق تصمیمات سخت، وسوسهای که شیطان همواره در دل فرزندان آدم میافکند تا آنان را از رستگاری بازدارد.
به عبارت دیگر، مدیریت در جمهوری اسلامی به روش آتشنشانی انجام میشود. هرجا مشکلی بروز کند، به شکلی فوری با تخصیص بودجۀ دولتی، ترمیم و استمالتی صورت میپذیرد و ریشهیابی به فراموشی سپرده میشود. شاید تنها نمونۀ تصمیمات سخت و اساسی سالهای اخیر، هدفمندی یارانهها بود که اجرای آن قریب 10 سال به طول انجامید و نهایتاً در اجرا، به شکلی انجام گرفت که اکنون، خود تبدیل به یکی از چالشهای بزرگ کشور شده است.
نظام مدیریتی جمهوری اسلامی نشان داده است تنها زمانی در برابر یک تحول فرهنگی، اجتماعی یا فناورانه تسلیم میشود و به مواجهۀ مدبرانه با آن میپردازد که واقعاً چارۀ دیگری نداشته باشد و حتماً مراحل بیتوجهی، مبارزه، پذیرش لفظی و عملی و ... را گذرانده باشد تا نهایتاً به مرحلۀ سیاستگذاری مناسب برسد.
Forwarded from Deleted Account
به هر صورت، امروز زمان مواجهه با نتایج این روش مدیریتی فرا رسیده است: کشور در طول چهل سال، تمام منابع اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی خود را مصرف کرده است و در مواجهه با ابرچالشهای پیش رو، منابع و سلاحهای سنتی خود را از دست داده است. دیگر بودجهای نداریم که حلال همۀ مشکلات باشد. دیگر نمیتوانیم هم آب رایگان و نامحدود در اختیار کشاورزان بگذاریم و هم دریاچهها و تالابها و منابع زیرزمینی را حفاظت کنیم. دیگر نمیتوانیم خودمان با بهترین امکانات زندگی کنیم و از مردم بخواهیم که برای پیشرفت انقلاب ایثار کنند. نمیتوانیم هم به کارمندان حقوق مکفی بدهیم و هم در مقابل ناکارآمدی آنان سکوت کنیم. نمیتوانیم به تناقضات خندهآوری مثل برگزاری مسابقات بینالمللی ورزش بانوان در داخل ادامه دهیم. نمیتوانیم انحصارات دولتی و خصوصی را نگه داریم و انتظار بهرهوری و نوآوری داشته باشیم. نمیتوانیم فضای کسبوکار را به بدترین شکل مدیریت کنیم و شاهد عقب افتادن روزافزون از همسایگان خود نباشیم. نمیتوانیم انرژی ارزان بدهیم و منتظر اتلاف و آلودگی حاصل از آن نباشیم. نمیتوانیم انرژی گران بدهیم و مردم را هم راضی از قیمت آن ببینیم. نمیتوانیم در سازمان تجارت جهانی نباشیم و به صادرکنندۀ واقعی هم تبدیل شویم. نمیتوانیم اقتصاد را خصولتی کنیم و هرروز فسادهای گسترده را کشف نکنیم. نمیتوانیم به خوردنیها و پوشیدنیها و آشامیدنیها و دیدنیها و خواندنیهای مردم دخالت کنیم، اما در برابر اشتغال و رفاه و سلامت آنان مسئولیت نپذیریم. در عرصۀ روابط بینالمللی، شاهد بحران با اغلب کشورهای قدرتمند باشیم و توقع سرمایهگذاری خارجی هم داشته باشیم. نمیتوانیم روز انتخابات، به حضور اقشاری با پوششی خاص ببالیم و فردای انتخابات، آنان را به خاطر همان پوشش، دستگیر کنیم. نمیتوانیم با استخدام و ارتقاء و پذیرش دانشجوی دانشگاهیان برخوردهای غیرعلمی کنیم و انتظار داشته باشیم آنان مشکلات جامعه را به شکل علمی حل کنند. نمیتوانیم اختیارات مدیران را به نهادهای غیرمسئول فرهنگی و امنیتی بسپاریم و از مدیران توقع پاسخگویی داشته باشیم، و الی آخر... .
از این تناقضات، در جامعۀ ما فراوان است و امروز، روز حل آنهاست. همۀ این بحرانها به شکلی با هم مرتبط هستند و امکان ندارد که بتوانیم برخی از آنها را واقعاً درمان ( و نه تخدیر) کنیم و بعضی دیگر را نادیده بگیریم.
همۀ اینها، به معنای ناامیدی از اصلاح نیست. حل همۀ این مشکلات فقط نیازمند اصلاح روش حکمرانی است. معضلاتی چون فقر و فساد و تبعیض، زاییدۀ حکمرانی نادرست ما هستند. باید اصول حکمرانی خوب را که در تمام دنیا پذیرفته شده است، ما هم بپذیریم. این اصول، جهانشمول هستند و ربطی به فرهنگ و دین و ویژگیهای جوامع مختلف ندارند. یک نمونه از آنها، انتقال و جذب و کاربرد فناوری برای حل مشکلات است. هم مشکلات اقتصادی (نظیر فقدان رقابتپذیری)، هم مشکلات اجتماعی (نظیر فساد و عدم شفافیت) و هم مشکلات زیستمحیطی (نظیر کمآبی) میتوانند از کاربرد فناوریهای مناسب، تخفیف بپذیرند. در کنار آن، باید به اصول دیگری نظیر صداقت، عدالت، شفافیت، تنشزدایی و ... نیز اندیشید. نسل جوان و تحصیلکردهای که پس از انقلاب تولد یافته و رشد کردهاند، میتوانند زمام امور را به دست بگیرند و چالشهای پیش رو را حل کنند، البته اگر به حساب آورده شوند.
از این تناقضات، در جامعۀ ما فراوان است و امروز، روز حل آنهاست. همۀ این بحرانها به شکلی با هم مرتبط هستند و امکان ندارد که بتوانیم برخی از آنها را واقعاً درمان ( و نه تخدیر) کنیم و بعضی دیگر را نادیده بگیریم.
همۀ اینها، به معنای ناامیدی از اصلاح نیست. حل همۀ این مشکلات فقط نیازمند اصلاح روش حکمرانی است. معضلاتی چون فقر و فساد و تبعیض، زاییدۀ حکمرانی نادرست ما هستند. باید اصول حکمرانی خوب را که در تمام دنیا پذیرفته شده است، ما هم بپذیریم. این اصول، جهانشمول هستند و ربطی به فرهنگ و دین و ویژگیهای جوامع مختلف ندارند. یک نمونه از آنها، انتقال و جذب و کاربرد فناوری برای حل مشکلات است. هم مشکلات اقتصادی (نظیر فقدان رقابتپذیری)، هم مشکلات اجتماعی (نظیر فساد و عدم شفافیت) و هم مشکلات زیستمحیطی (نظیر کمآبی) میتوانند از کاربرد فناوریهای مناسب، تخفیف بپذیرند. در کنار آن، باید به اصول دیگری نظیر صداقت، عدالت، شفافیت، تنشزدایی و ... نیز اندیشید. نسل جوان و تحصیلکردهای که پس از انقلاب تولد یافته و رشد کردهاند، میتوانند زمام امور را به دست بگیرند و چالشهای پیش رو را حل کنند، البته اگر به حساب آورده شوند.
Forwarded from Alireza. Jafari
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#هوش_هیجانی یا EQ چیست؟
Forwarded from رادمان
#ممالک_جلو_افتاده
اینجا هم یکبار شد که ویدئو پروژکتور کار نکند،
اینجا که خارج است و لزوماً همهچیزش بهتر است از داخل هم یکبار شد که ویدئو پروژکتور کار نکند.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد این را دلیلی بر بدبختی محتوم ملت و محکوم به شکست بودن هر تلاشی بهسوی بهبود در کشورهای جهان سوم ندانست.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد نیم ساعت از وقت کلاس را به برشمردن متهمان از رئیس دانشگاه تا وزارت علوم تا بالاتر صرف نکرد.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد تمام سعیاش را کرد که بتواند کلاس آن روز را به بهترین نحو بدون ویدئو پروژکتور برگزار کند.
اینجا که یعنی خارج فرقش با داخل این نیست که مشکلی وجود ندارد، فرقش این است که آدمها پذیرفتهاند مشکل پیش میآید و تمام سعی خود را بهجای پیدا کردن متهم بر حل مشکل میگذارند.
@RRadmann
اینجا هم یکبار شد که ویدئو پروژکتور کار نکند،
اینجا که خارج است و لزوماً همهچیزش بهتر است از داخل هم یکبار شد که ویدئو پروژکتور کار نکند.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد این را دلیلی بر بدبختی محتوم ملت و محکوم به شکست بودن هر تلاشی بهسوی بهبود در کشورهای جهان سوم ندانست.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد نیم ساعت از وقت کلاس را به برشمردن متهمان از رئیس دانشگاه تا وزارت علوم تا بالاتر صرف نکرد.
اینجا هم یکبار ویدئو پروژکتور کار نکرد و استاد تمام سعیاش را کرد که بتواند کلاس آن روز را به بهترین نحو بدون ویدئو پروژکتور برگزار کند.
اینجا که یعنی خارج فرقش با داخل این نیست که مشکلی وجود ندارد، فرقش این است که آدمها پذیرفتهاند مشکل پیش میآید و تمام سعی خود را بهجای پیدا کردن متهم بر حل مشکل میگذارند.
@RRadmann
Forwarded from مصطفی ملکیان
⭕️اهمیت شناخت خود واقعی
🔹 هرکدام از ما اگر به خود واقعی همواره تاکید کنیم میفهمیم که این من مصطفی نقاط ضعفش کجا است، نقاط قوتش کجا است، حد دانایی و تواناییاش چقدر است اما وقتی که به سراغ من سوم و چهار و پنج رفتم دیگر با خود من، سر و کار ندارم و در این شرایط من هیچگاه نمیتوانم یک تصور واقعی از خود به دست بیاورم و انتظارات متناسب با تواناییهای واقعی خود از خود داشته باشم.
ملکیان افزود: مثال دیگری که من میتوانم بزنم در خصوص خرید یک یخچال است. اگر هنگام خرید و استفاده از یخچال، ساختاری که از یخچال در ذهن من است به ساختار واقعی آن نزدیک باشد و دوم آنکه علاوه بر شناخت ساختار، قوانین حاکم بر یخچال را بشناسم و سوم نیز بدانم که یخچال در مجموعه اسباب و اثاثیه خانه چه نقشی دارد در آن صورت از یخچالم تا آنجا که دوام داشته باشد استفاده میکنم و با مشکلی نیز مواجه خواهم نشد. اما اگر در یکی از این سه دانش نقصی داشته باشم یخچالم را از بین خواهم برد در حالی که هیچ نیت شری نسبت به یخچالم نداشتهام و من اتفاقا میخواستهام این یخچال بماند.
🔹حال ما نیز مانند همین یخچال هستیم. من باید دو چیز را درباره خودم بدانم یکی اینکه ببینم من واقعی چه هستم، اینکه شما نسبت به من چه حسی دارید را باید رها کنم چون این من واقعیت دارد نه آن، آنها تصورات هستند. ما باید خود را اصلاح کنیم، تصورات به خودی خود اصلاح خواهندشد. چرا باید خود را اصلاح کنم چون که این تصورات دیگران رنگی از واقعیت من هستند و بنابراین اگر میخواهم اصلاحی کنم باید این اصلاح در درون خودم صورت بگیرد به جای آنکه رنگ و تصویر خود را اصلاح کنم.
🔹به عبارت دیگر قوانین؛ حاکم بر واقعیتها هستند نه بر تصوراتی که ما از واقعیت داریم. قوانین شیمی، قوانین زیست شناختی و روانشناختی و الی آخر حاکم بر واقعیتهای انسانی اند نه تصورات.
حال اگر شناختم از خودم ناقص باشد یعنی به جای آنکه نگاه من به خودم باشد به تصویری که شما از من دارید و تصویری که من از تصویرشما از خود، دارم؛ باشد شما میگویید تو دونده موفقی هستی و من هم میگویم هرکه میخواهد بیاید با من مسابقه دهد چون شماها گمان میکردید که من دونده خوبی هستم اما در نهایت اتفاقی که میافتد این است که من در مسابقه پیروز نخواهم شد چون مصطفی واقعی که دونده خوبی نیست.
🔹بنابراین من باید اولا تواناییها و ضعفهای خودم را و ثانیا قوانین حاکم بر ذهن خودم را و قوانین حاکم بر جسم و ذهن و روان خودم را هم بدانم و ثانیا بدانم که شان من در عالم هستی چه هست. به عنوان مثال بدانم که هستی مهمانخانهای نیست که برای من آماده کرده باشند یا هتلی نیست که فقط برای من آماده شده باشد.
وی افزود: اگر چنین توقعاتی نداشته باشیم اساسا نگاه ما به زندگی نگاه واقعبینانهتری خواهدبود. حال اگر ما این سه شناخت را نداشته باشیم و با تصوراتی که دیگران از ما دارند یا با تصوری که دیگران از تصور ما دارند زندگی میکنیم، دائما شکست خواهیم خورد زیرا اساسا هرگاه واقعیتی را نشناسیم یکجا در باب آن واقعیت، سرمان به سنگ خواهدخورد.
🔹 به عنوان مثال ضریب هوشی من 70 است اما توقع دارم که رتبه من تک رقمی شود و وقتی این اتفاق نیافتاد من ناکام میشوم و وقتی ناکام میشوم دو اتفاق ممکن است رخ دهد: نگاه اول این است که من بگویم عجب پس من، با من توهمی خودم مواجه شدهبودم. اما اکثر ما با وجود این فکر این تصور را رها نمیکنیم و نگاه دوم را انتخاب میکنیم یعنی تصور را ادامه میدهم و این ادامه تصور اولین مشکلی که ایجاد میکند پارانویا است. یعنی من فکر میکنم در کنکور پارتیبازی شدهاست یا با من به خاطر پدرم اینگونه رفتار کردهاند و این میشود هرمنوتیک سوءظن، یعنی تفسیر ناصواب بر اساس بدگمانی. وی ادامه داد: دیگر اینکه بدبینی مفرط پیدا میکنم نسبت به تمام کسانی که در زندگی من تاثیر داشته اند و میگویم پدر و مادر و معلم من، وظیفه خود را به خوبی انجام ندادهاند و نمیگویم که ذهنیت من از خودم غلط بوده است که چنین اتفاقی برای من رخ داده است. سوم نسبت به شما پرخاشگر میشوم چون فکر میکنم شما حق من را خوردهاید و در نهایت فکر میکنم اساسا جهان بر اساس عدالت بنا نهاده نشده است چون من با آیکیو 140 باید رتبه اول میشدم و نمیگویم که آیکیو من 70 است بعد کمکم فکر میکنم که اصلا در جهان تلاش به نتیجه نمیرسد و یک نیهیلیزم نسبت به جهان پیدا میکنم و فکر میکنم جهان پوچ اندر پوچ است و اینها است که باعث میشود من به شما ضرر و زیان برسانم.
🔅سخنرانی معرفی کتاب سرشت شر ؛ پردیس کتاب مشهد،آذر96
@mostafamalekian
🔹 هرکدام از ما اگر به خود واقعی همواره تاکید کنیم میفهمیم که این من مصطفی نقاط ضعفش کجا است، نقاط قوتش کجا است، حد دانایی و تواناییاش چقدر است اما وقتی که به سراغ من سوم و چهار و پنج رفتم دیگر با خود من، سر و کار ندارم و در این شرایط من هیچگاه نمیتوانم یک تصور واقعی از خود به دست بیاورم و انتظارات متناسب با تواناییهای واقعی خود از خود داشته باشم.
ملکیان افزود: مثال دیگری که من میتوانم بزنم در خصوص خرید یک یخچال است. اگر هنگام خرید و استفاده از یخچال، ساختاری که از یخچال در ذهن من است به ساختار واقعی آن نزدیک باشد و دوم آنکه علاوه بر شناخت ساختار، قوانین حاکم بر یخچال را بشناسم و سوم نیز بدانم که یخچال در مجموعه اسباب و اثاثیه خانه چه نقشی دارد در آن صورت از یخچالم تا آنجا که دوام داشته باشد استفاده میکنم و با مشکلی نیز مواجه خواهم نشد. اما اگر در یکی از این سه دانش نقصی داشته باشم یخچالم را از بین خواهم برد در حالی که هیچ نیت شری نسبت به یخچالم نداشتهام و من اتفاقا میخواستهام این یخچال بماند.
🔹حال ما نیز مانند همین یخچال هستیم. من باید دو چیز را درباره خودم بدانم یکی اینکه ببینم من واقعی چه هستم، اینکه شما نسبت به من چه حسی دارید را باید رها کنم چون این من واقعیت دارد نه آن، آنها تصورات هستند. ما باید خود را اصلاح کنیم، تصورات به خودی خود اصلاح خواهندشد. چرا باید خود را اصلاح کنم چون که این تصورات دیگران رنگی از واقعیت من هستند و بنابراین اگر میخواهم اصلاحی کنم باید این اصلاح در درون خودم صورت بگیرد به جای آنکه رنگ و تصویر خود را اصلاح کنم.
🔹به عبارت دیگر قوانین؛ حاکم بر واقعیتها هستند نه بر تصوراتی که ما از واقعیت داریم. قوانین شیمی، قوانین زیست شناختی و روانشناختی و الی آخر حاکم بر واقعیتهای انسانی اند نه تصورات.
حال اگر شناختم از خودم ناقص باشد یعنی به جای آنکه نگاه من به خودم باشد به تصویری که شما از من دارید و تصویری که من از تصویرشما از خود، دارم؛ باشد شما میگویید تو دونده موفقی هستی و من هم میگویم هرکه میخواهد بیاید با من مسابقه دهد چون شماها گمان میکردید که من دونده خوبی هستم اما در نهایت اتفاقی که میافتد این است که من در مسابقه پیروز نخواهم شد چون مصطفی واقعی که دونده خوبی نیست.
🔹بنابراین من باید اولا تواناییها و ضعفهای خودم را و ثانیا قوانین حاکم بر ذهن خودم را و قوانین حاکم بر جسم و ذهن و روان خودم را هم بدانم و ثانیا بدانم که شان من در عالم هستی چه هست. به عنوان مثال بدانم که هستی مهمانخانهای نیست که برای من آماده کرده باشند یا هتلی نیست که فقط برای من آماده شده باشد.
وی افزود: اگر چنین توقعاتی نداشته باشیم اساسا نگاه ما به زندگی نگاه واقعبینانهتری خواهدبود. حال اگر ما این سه شناخت را نداشته باشیم و با تصوراتی که دیگران از ما دارند یا با تصوری که دیگران از تصور ما دارند زندگی میکنیم، دائما شکست خواهیم خورد زیرا اساسا هرگاه واقعیتی را نشناسیم یکجا در باب آن واقعیت، سرمان به سنگ خواهدخورد.
🔹 به عنوان مثال ضریب هوشی من 70 است اما توقع دارم که رتبه من تک رقمی شود و وقتی این اتفاق نیافتاد من ناکام میشوم و وقتی ناکام میشوم دو اتفاق ممکن است رخ دهد: نگاه اول این است که من بگویم عجب پس من، با من توهمی خودم مواجه شدهبودم. اما اکثر ما با وجود این فکر این تصور را رها نمیکنیم و نگاه دوم را انتخاب میکنیم یعنی تصور را ادامه میدهم و این ادامه تصور اولین مشکلی که ایجاد میکند پارانویا است. یعنی من فکر میکنم در کنکور پارتیبازی شدهاست یا با من به خاطر پدرم اینگونه رفتار کردهاند و این میشود هرمنوتیک سوءظن، یعنی تفسیر ناصواب بر اساس بدگمانی. وی ادامه داد: دیگر اینکه بدبینی مفرط پیدا میکنم نسبت به تمام کسانی که در زندگی من تاثیر داشته اند و میگویم پدر و مادر و معلم من، وظیفه خود را به خوبی انجام ندادهاند و نمیگویم که ذهنیت من از خودم غلط بوده است که چنین اتفاقی برای من رخ داده است. سوم نسبت به شما پرخاشگر میشوم چون فکر میکنم شما حق من را خوردهاید و در نهایت فکر میکنم اساسا جهان بر اساس عدالت بنا نهاده نشده است چون من با آیکیو 140 باید رتبه اول میشدم و نمیگویم که آیکیو من 70 است بعد کمکم فکر میکنم که اصلا در جهان تلاش به نتیجه نمیرسد و یک نیهیلیزم نسبت به جهان پیدا میکنم و فکر میکنم جهان پوچ اندر پوچ است و اینها است که باعث میشود من به شما ضرر و زیان برسانم.
🔅سخنرانی معرفی کتاب سرشت شر ؛ پردیس کتاب مشهد،آذر96
@mostafamalekian
Forwarded from دغدغه ایران
بازنگری و خویشتنداری
(محمد فاضلی)
وقت آن است که نخبگان و روشنفکران، آنها که نگران ایران هستند، قدرت سیاسی را به بازنگری انتقادی در خود و شنیدن صدای مردم دعوت کنند؛ و همزمان معترضان را به خویشتنداری و نفی خشونت فرابخوانند. صاحبان قدرت و تودههای معترض اغلب اوقات در یک ویژگی شبیهاند: هر دو تاریخ نخواندهاند و اگر خواندهاند هر کدام به دلایلی کاملاً متفاوت بدان توجهی ندارند. آنها که تاریخ خواندهاند بیشتر میتوانند بگویند که از خشونت، آن هم در بستر خاورمیانه پرآشوب، درخت دموکراسی، توسعه و حقوق بشر؛ کرامت انسانی، اشتغال و رونق نمیروید. قدرت را به بازنگری و خویشتنداری، و معترضان را به نفی خشونت فرابخوانیم. ناسزا گفتن، مشت بر دیوار کوفتن، و کافه را به هم ریختن، گاه دل آدم را خنک میکند، اما هیچ بیکاری را شاغل نمیکند و هیچ کارخانهای را به رونق نمیرساند.
(این پیام را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
(محمد فاضلی)
وقت آن است که نخبگان و روشنفکران، آنها که نگران ایران هستند، قدرت سیاسی را به بازنگری انتقادی در خود و شنیدن صدای مردم دعوت کنند؛ و همزمان معترضان را به خویشتنداری و نفی خشونت فرابخوانند. صاحبان قدرت و تودههای معترض اغلب اوقات در یک ویژگی شبیهاند: هر دو تاریخ نخواندهاند و اگر خواندهاند هر کدام به دلایلی کاملاً متفاوت بدان توجهی ندارند. آنها که تاریخ خواندهاند بیشتر میتوانند بگویند که از خشونت، آن هم در بستر خاورمیانه پرآشوب، درخت دموکراسی، توسعه و حقوق بشر؛ کرامت انسانی، اشتغال و رونق نمیروید. قدرت را به بازنگری و خویشتنداری، و معترضان را به نفی خشونت فرابخوانیم. ناسزا گفتن، مشت بر دیوار کوفتن، و کافه را به هم ریختن، گاه دل آدم را خنک میکند، اما هیچ بیکاری را شاغل نمیکند و هیچ کارخانهای را به رونق نمیرساند.
(این پیام را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
Forwarded from مدرسه زندگی فارسی
در هر حرفه و شغلی که هستید، نه اجازه دهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تاسف بار که برای هر ملتی پیش می آید شما را به یاس و نا امیدی بکشاند.
در آرامش و متانت حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید.
نخست از خود بپرسید: "من برای یادگیری خود چه کرده ام؟"
سپس همچنان که پیش تر می روید بپرسید: "من برای کشورم چه کرده ام؟"
و این پرسش را آنقدر ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که: "شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته اید."
اما صرفنظر از هر پاداشی که زندگی به تلاش هایمان بدهد یا ندهد، آنگاه که لحظه مرگ فرا می رسد هر کدام از ما باید قادر باشیم که بگوییم:
«من آنچه در توان داشتم انجام دادم»
لوئی پاستور
@persianschooloflife
در آرامش و متانت حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید.
نخست از خود بپرسید: "من برای یادگیری خود چه کرده ام؟"
سپس همچنان که پیش تر می روید بپرسید: "من برای کشورم چه کرده ام؟"
و این پرسش را آنقدر ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که: "شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته اید."
اما صرفنظر از هر پاداشی که زندگی به تلاش هایمان بدهد یا ندهد، آنگاه که لحظه مرگ فرا می رسد هر کدام از ما باید قادر باشیم که بگوییم:
«من آنچه در توان داشتم انجام دادم»
لوئی پاستور
@persianschooloflife