يادداشتها
نقد کتاب.pdf
کدام قله، کدام اوج؟
مراکز اسنادی امروز به دلایل مختلف به لیسانسیه های علاقه مند و کنجکاو فقه کلام، حقوق، انسان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، جغرافیا و حسابداری، ... برای فهرست نویسی و بازنگری فهرستها نیازمندترند تا تاریخ و سندشناسی و اسناد.
دکتر محمدی از فارغ التحصیلان دانشگاه تهران و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و از کارمندان سازمان اسناد ملی ایران است. وی در نوشتار فوق دو سوال درباره کتاب فهرست مجموعه قباله ها دارد:
اول اینکه این اثر چیست، فهرست است یا چیز دیگری؟ دوم اینکه در فهرست نویسی اسناد تاریخی باید چه موضوعاتی لحاظ شود؟
که در آخر چنین نتیجه گیری کرده است: رضایی چون قواعدی را که سازمان اسناد ملی ایران، خصوصا شیوه نامه آقای دکتر عزیزی و استاد شیخ الحکمایی را رعایت نکرده و چون سیاق نمی داند چون اطلاعات کتابچه را نیاورده یا چون از عبارتی یکسان برای معرفی دهها نوع کاغذ فرنگی ناشناخته استفاده نکرده، و چون اصالت سند را از نوع سند جدا نکرده اند، و چون تعداد نسخه ها را در ملاحظات ننوشته، ... اثرش را فهرست نیست.
یادم آمد جایی نوشتم آثار الرضویه فهرست است، یکی نوشت آثار الرضویه فهرست نیست بلکه کتاب است. بهرحال، دعوا سر لحاف ملاست.
هر چند محمدی بدرستی تاکید کرده عنوان کتابم ابهام دارد اما ایشان نیز عنوان کتاب را دو بار مبهم تر کرده اند:
"فهرست نویسی مجموعه قباله های اسناد محاکم شرع فارس و زنجان در مجلس شورای اسلامی (دوره قاجار)"
همین طور که محمدی عنوان دیگری ساخته اند یعنی "فهرست" را دو بار به "فهرست نویسی" تغییر داده اند دوست دیگری هم عنوان را دستکاری کرده بود و در نهایت بجای ":" از "ی" استفاده کرده بود. عنوان درست کتاب چنین است:
"فهرست مجموعه قباله ها: اسناد محاکم شرع فارس و زنجان ..."
شاید دکتر محمدی بهتر بود در مقام مقایسه از فهرست "هزارنامه" و "مجموعه مشیردیوان" نمونه هایی می آورد و صرفا از روشهایی که دیگران معرفی کرده اند و به کار گرفته اند نام نمی بردند.
در این کتاب همانطور که اسمش نشان می دهد چند آلبوم به ترتیب فهرست شده اند. ترتیب تاریخی کردن لزومی نداشت چون دستیابی آنها در آینده سهل الوصول تر بود و برای من هم رفع اشکال دقیق تر. حالا چرا آنجا "مصالحه نامه" است و اینجا "مصالحه نامچه" مگر چند مورد از این موارد وجود دارد و مگر اصلا فرقی بین معنای این دو کلمه وجود دارد؟
اما چرا بجای "ذمه نامه" از "اجاره نامه" استفاده کرده ام، چون محرر سند، خودش سند را اینطور نامیده بود. و اینکه چرا جایی را "مصالحه ناتمام" و جایی "مصالحه نامه لاشه شده"، و جایی "مبایعه نامه ناقص" چون از نظر معنایی ناتمام، ناقص و لاشه شده سه معنی جداگانه دارند.
آنچه مهم است این است:
آرشیوهای ما عمومی نیستند و دیدن یک سند حتی گاهی بدون ارتباطات قوی امکان پذیر نیست. حال آنکه شاید اولین رکن فهرست نویسی مطابق با استانداردهای بین المللی عمومی سازی بی قید و شرط اسناد باشد.
مجلدات فهرست اسناد موقوفات ایران نمونه هایی از این قبیل اسناد هستند که چند سال پس از انتشار برخی مسئولان تصمیم گرفتند نسخه های چاپی آن را جمع آوری و خمیر کنند اما وقتی دیدند امکان پذیر نیست، منصرف شدند.
فهرست های من چند گونه است. بنظرم ساده ترین نوع فهرست نویسی همان است که ذهن دکتر محمدی پذیرفته است و دیگران بهتر از او اصول آن را در چند مقاله در مجلات سازمان اسناد ملی معرفی کرده اند.
فهرست نویسی اسناد چه در قالب دفاتر یا فرمهای چند صفحه ای و پایگاه های اطلاعات آرشیوی، پروژه ای است که باید به پیمانکاران پرداختی داشته باشد که یکی از مبانی محاسبه مالی تعداد کلمات و فیلدهاست.
هرچند بانکهای فهرست نویسی در سالهای اخیر با توجه به انباشت تجریبات روندی تکاملی را طی کرده است اما سازمانی به دلایلی از جمله ادعای جعل، یا مشخص نبودن حدود اربعه آنها، یا بحث تولیت دسترسی عموم حتی به فهرست اسنادش را صلاح نمی داند. حتی سازمان اسناد ملی نیز ثابت کرد در کنار اهتمام به روزآمد کردن بانکهای اطلاعات اسنادی روزآمد شده که با حداقل دانش اسنادی می توان آنها را بسرعت تکمیل کرد، تضمینی برای دسترسی آسان به اصل منبع وجود ندارد و می توان همان اطلاعات پاره پاره شده را نیز از عموم دریغ کرد.
فهرست مجموعه قباله ها تلاشی است برای انتقال پیام صوری و محتوایی سند با رعایت زبان متن. بر اساس نمونه های موجود میتوان متوجه شد هر فهرستی به تجربه کاری و آموزشی، مقتضیات زمانی مکانی، تعهد اخلاقی و انگیزه فردی، و میزان سرمایه گذاری مالک یا حامی پروژه بستگی دارد. که البته سطح دانش، خواسته ها و مطالبات جستجوگران نیز یکسان نیست.
افراد دانشگاهی در این فلات بجای مباحث سطحی و تلقین ذهنیاتشان لازم است جای خالی ستوده و دانش پژوه را پر کنند و دنباله رو مدرسی طباطبایی باشند تا دنباله رو قائم مقامی باشند.
مراکز اسنادی امروز به دلایل مختلف به لیسانسیه های علاقه مند و کنجکاو فقه کلام، حقوق، انسان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، جغرافیا و حسابداری، ... برای فهرست نویسی و بازنگری فهرستها نیازمندترند تا تاریخ و سندشناسی و اسناد.
دکتر محمدی از فارغ التحصیلان دانشگاه تهران و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و از کارمندان سازمان اسناد ملی ایران است. وی در نوشتار فوق دو سوال درباره کتاب فهرست مجموعه قباله ها دارد:
اول اینکه این اثر چیست، فهرست است یا چیز دیگری؟ دوم اینکه در فهرست نویسی اسناد تاریخی باید چه موضوعاتی لحاظ شود؟
که در آخر چنین نتیجه گیری کرده است: رضایی چون قواعدی را که سازمان اسناد ملی ایران، خصوصا شیوه نامه آقای دکتر عزیزی و استاد شیخ الحکمایی را رعایت نکرده و چون سیاق نمی داند چون اطلاعات کتابچه را نیاورده یا چون از عبارتی یکسان برای معرفی دهها نوع کاغذ فرنگی ناشناخته استفاده نکرده، و چون اصالت سند را از نوع سند جدا نکرده اند، و چون تعداد نسخه ها را در ملاحظات ننوشته، ... اثرش را فهرست نیست.
یادم آمد جایی نوشتم آثار الرضویه فهرست است، یکی نوشت آثار الرضویه فهرست نیست بلکه کتاب است. بهرحال، دعوا سر لحاف ملاست.
هر چند محمدی بدرستی تاکید کرده عنوان کتابم ابهام دارد اما ایشان نیز عنوان کتاب را دو بار مبهم تر کرده اند:
"فهرست نویسی مجموعه قباله های اسناد محاکم شرع فارس و زنجان در مجلس شورای اسلامی (دوره قاجار)"
همین طور که محمدی عنوان دیگری ساخته اند یعنی "فهرست" را دو بار به "فهرست نویسی" تغییر داده اند دوست دیگری هم عنوان را دستکاری کرده بود و در نهایت بجای ":" از "ی" استفاده کرده بود. عنوان درست کتاب چنین است:
"فهرست مجموعه قباله ها: اسناد محاکم شرع فارس و زنجان ..."
شاید دکتر محمدی بهتر بود در مقام مقایسه از فهرست "هزارنامه" و "مجموعه مشیردیوان" نمونه هایی می آورد و صرفا از روشهایی که دیگران معرفی کرده اند و به کار گرفته اند نام نمی بردند.
در این کتاب همانطور که اسمش نشان می دهد چند آلبوم به ترتیب فهرست شده اند. ترتیب تاریخی کردن لزومی نداشت چون دستیابی آنها در آینده سهل الوصول تر بود و برای من هم رفع اشکال دقیق تر. حالا چرا آنجا "مصالحه نامه" است و اینجا "مصالحه نامچه" مگر چند مورد از این موارد وجود دارد و مگر اصلا فرقی بین معنای این دو کلمه وجود دارد؟
اما چرا بجای "ذمه نامه" از "اجاره نامه" استفاده کرده ام، چون محرر سند، خودش سند را اینطور نامیده بود. و اینکه چرا جایی را "مصالحه ناتمام" و جایی "مصالحه نامه لاشه شده"، و جایی "مبایعه نامه ناقص" چون از نظر معنایی ناتمام، ناقص و لاشه شده سه معنی جداگانه دارند.
آنچه مهم است این است:
آرشیوهای ما عمومی نیستند و دیدن یک سند حتی گاهی بدون ارتباطات قوی امکان پذیر نیست. حال آنکه شاید اولین رکن فهرست نویسی مطابق با استانداردهای بین المللی عمومی سازی بی قید و شرط اسناد باشد.
مجلدات فهرست اسناد موقوفات ایران نمونه هایی از این قبیل اسناد هستند که چند سال پس از انتشار برخی مسئولان تصمیم گرفتند نسخه های چاپی آن را جمع آوری و خمیر کنند اما وقتی دیدند امکان پذیر نیست، منصرف شدند.
فهرست های من چند گونه است. بنظرم ساده ترین نوع فهرست نویسی همان است که ذهن دکتر محمدی پذیرفته است و دیگران بهتر از او اصول آن را در چند مقاله در مجلات سازمان اسناد ملی معرفی کرده اند.
فهرست نویسی اسناد چه در قالب دفاتر یا فرمهای چند صفحه ای و پایگاه های اطلاعات آرشیوی، پروژه ای است که باید به پیمانکاران پرداختی داشته باشد که یکی از مبانی محاسبه مالی تعداد کلمات و فیلدهاست.
هرچند بانکهای فهرست نویسی در سالهای اخیر با توجه به انباشت تجریبات روندی تکاملی را طی کرده است اما سازمانی به دلایلی از جمله ادعای جعل، یا مشخص نبودن حدود اربعه آنها، یا بحث تولیت دسترسی عموم حتی به فهرست اسنادش را صلاح نمی داند. حتی سازمان اسناد ملی نیز ثابت کرد در کنار اهتمام به روزآمد کردن بانکهای اطلاعات اسنادی روزآمد شده که با حداقل دانش اسنادی می توان آنها را بسرعت تکمیل کرد، تضمینی برای دسترسی آسان به اصل منبع وجود ندارد و می توان همان اطلاعات پاره پاره شده را نیز از عموم دریغ کرد.
فهرست مجموعه قباله ها تلاشی است برای انتقال پیام صوری و محتوایی سند با رعایت زبان متن. بر اساس نمونه های موجود میتوان متوجه شد هر فهرستی به تجربه کاری و آموزشی، مقتضیات زمانی مکانی، تعهد اخلاقی و انگیزه فردی، و میزان سرمایه گذاری مالک یا حامی پروژه بستگی دارد. که البته سطح دانش، خواسته ها و مطالبات جستجوگران نیز یکسان نیست.
افراد دانشگاهی در این فلات بجای مباحث سطحی و تلقین ذهنیاتشان لازم است جای خالی ستوده و دانش پژوه را پر کنند و دنباله رو مدرسی طباطبایی باشند تا دنباله رو قائم مقامی باشند.
article_15066_85596675920158ac30c357262fd3b30d.pdf
559.6 KB
article_15066_85596675920158ac30c357262fd3b30d.pdf
بررسی پیامدهای اصلاحات ارضی در استان فارس (مطالعه موردی؛ روستای قلات)
https://localhistories.journals.pnu.ac.ir/article_5587.html
https://localhistories.journals.pnu.ac.ir/article_5587.html
localhistories.journals.pnu.ac.ir
بررسی پیامدهای اصلاحات ارضی در استان فارس (مطالعه موردی؛ روستای قلات)
اصلاحات ارضی نخستین لایحه از لوایح ششگانة انقلاب سفید (انقلاب شاه و ملت) بود که توسط محمّدرضا شاه پهلوی در سال 1340 با اهداف مختلف به اجرا گذاشته شد. برانداختن ملوک الطوایفی و از بین بردن نظام ارباب و رعیتی از جمله اهداف اصلاحات ارضی بود. استان فارس ـ که…