https://bbc.com/news/articles/c62xyq195leo
خانه اوشاو، کتابخانهای کلاسیک با ۵۰ هزار نسخه و قدمتی ۱۷۵ ساله در بریتانیا
یکی از نسخههای این کتابخانه، وقایعنگاری نورنبرگ، چاپ شده در سال ۱۴۹۳، که موضوع آن تاریخ جهان بر اساس روایت کتاب مقدس از خلقت است.
خانه اوشاو، کتابخانهای کلاسیک با ۵۰ هزار نسخه و قدمتی ۱۷۵ ساله در بریتانیا
یکی از نسخههای این کتابخانه، وقایعنگاری نورنبرگ، چاپ شده در سال ۱۴۹۳، که موضوع آن تاریخ جهان بر اساس روایت کتاب مقدس از خلقت است.
Bbc
Historic library to let public peruse rare books
For one day a month, people can view important volumes usually only seen by researchers.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سه دقیقه درخشان در تاریخ ورزش ایران.
موزه هنرهای معاصر
تابلوهایی از هنرمندان اروپای پساجنگ اول و دوم جهانی:
هانس هارتونگ ۱۹۷۳
خطوط روی کاغذ، یا خراش ناخن بر پوست
آرنولدو پومدورو ۱۹۷۷ -۱۹۷۶
گونتر اوکر ۱۹۶۰
عضو گروه زیرو (صفر) که کودکی را در جنگ گذرانده بودند و اشباع ذهن از خشونت به انتزاع روی آوردند و نقطه صفر نقاشی
فرانسیس بیکن ۱۹۶۰-۱۹۶۱
بازتاب دهنده خشنونت در پیکر انسان
ماکس بکمان، ۱۹۲۲
چاپ چوب
اگر میخواهی امر نادیدنی را ببینی تا حد امکان در امر دیدنی نفوذ کن
جورج موراندی
گریز از انسان و تقلیل گرایی به بطریها یا جهان خالی از انسان
تابلوهایی از هنرمندان اروپای پساجنگ اول و دوم جهانی:
هانس هارتونگ ۱۹۷۳
خطوط روی کاغذ، یا خراش ناخن بر پوست
آرنولدو پومدورو ۱۹۷۷ -۱۹۷۶
گونتر اوکر ۱۹۶۰
عضو گروه زیرو (صفر) که کودکی را در جنگ گذرانده بودند و اشباع ذهن از خشونت به انتزاع روی آوردند و نقطه صفر نقاشی
فرانسیس بیکن ۱۹۶۰-۱۹۶۱
بازتاب دهنده خشنونت در پیکر انسان
ماکس بکمان، ۱۹۲۲
چاپ چوب
اگر میخواهی امر نادیدنی را ببینی تا حد امکان در امر دیدنی نفوذ کن
جورج موراندی
گریز از انسان و تقلیل گرایی به بطریها یا جهان خالی از انسان
اهمیت آپاچی برای آمریکا از زبان یکی از طراحان ایرانی این بالگردها https://www.radiofarda.com/a/33777720.html?withmediaplayer=1
رادیو فردا
اهمیت آپاچی برای آمریکا از زبان یکی از طراحان ایرانی این بالگردها
مدتها بود که موزه هنرهای معاصر نرفته بودم. دیروز رفتم و تابلوهایی را که دوست داشتم برای اولین بار ببینم دیدم. آنها با روش چاپ دستی و قلم مو ارائه شده بودند.
از بالا در کف ساختمان صفحه سياه چندین متری توجه ام را جلب کرد نتوانستم جلو کنجکاوی ام را بگیرم. شیب چرخان را چرخیدم و در میان ستونها اثر را تماشای می کردم. ذهن از هر زوایه نمایی زیبا ثبت میکرد.
اولین یادداشتی که روی آخرین ستون جا داشت مرا به فکر واداشت: "این اثر جهت حفاظت پیشگیرانه به طور موقت جمعآوری شده است."
بالاخره روی تابلو روی زمین نام خالق اثر را خواندم: "نوریوکی هاراگوچی ۱۹۴۶، ماده و فکر"
سپس گالون های سياه دور آن توجه ام را جلب کردم.
با خودم گفتم: چه چیزی جمعآوری شده؟
امروز که دوباره ذهنم خاطره دیروز را یادآوری کرد و موضوع را بررسی کردم، به دو نکته پی بردم:
اول، در این اثر دخل و تصرفی باورنکردنی صورت گرفته است. چراکه چندین گالون سياه در اثر اولیه وجود نداشته است.
دوم، ۸۰۰ لیتر روغن وجود ندارد، احتمالا به داخل همین گالون ها باشد و وقتی قرار است روغن همچنان در این فضا باشد چرا باید با این هنری این چنین رفتار میکردند؟
از بالا در کف ساختمان صفحه سياه چندین متری توجه ام را جلب کرد نتوانستم جلو کنجکاوی ام را بگیرم. شیب چرخان را چرخیدم و در میان ستونها اثر را تماشای می کردم. ذهن از هر زوایه نمایی زیبا ثبت میکرد.
اولین یادداشتی که روی آخرین ستون جا داشت مرا به فکر واداشت: "این اثر جهت حفاظت پیشگیرانه به طور موقت جمعآوری شده است."
بالاخره روی تابلو روی زمین نام خالق اثر را خواندم: "نوریوکی هاراگوچی ۱۹۴۶، ماده و فکر"
سپس گالون های سياه دور آن توجه ام را جلب کردم.
با خودم گفتم: چه چیزی جمعآوری شده؟
امروز که دوباره ذهنم خاطره دیروز را یادآوری کرد و موضوع را بررسی کردم، به دو نکته پی بردم:
اول، در این اثر دخل و تصرفی باورنکردنی صورت گرفته است. چراکه چندین گالون سياه در اثر اولیه وجود نداشته است.
دوم، ۸۰۰ لیتر روغن وجود ندارد، احتمالا به داخل همین گالون ها باشد و وقتی قرار است روغن همچنان در این فضا باشد چرا باید با این هنری این چنین رفتار میکردند؟
Forwarded from میراث امامان (امیرحسن خوروش)
📜 تطبیق سنگنوشتههای کهن اسلامی با شخصیتهای شناختهشده
در سالهای اخیر سایتهای باستانشناسی زیادی در عربستان کشف میشود که حاوی سنگنوشتههایی از دورۀ اسلام و دورۀ پیش از اسلام است. اخیراً نیز کمیسیون میراث (تابع وزارت فرهنگ عربستان سعودی)، اطلاع داد که در منطقۀ مهد در استان مدینه، 1774 اثر باستانی کشف کرده که شامل 461 سنگنوشته از دورۀ اسلامی میشود.
یکی از این سنگنوشتهها که در مهد کشف شده، کتیبهای است که به خلیفۀ دوم، عمر بن خطاب (د. 23ق) نسبت داده میشود. این سنگنوشته در فضای توییتر عربی و انگلیسی بسیار مورد توجه قرار گرفت و بحثهای جدلی پیرامون آن شکل گرفت. متعاقباً هم بحثهای جدلیای پیرامون دیگر سنگنوشتههایی که در سالهای گذشته کشف شده بود، از جمله سنگنوشتههای منسوب به زید بن حسن و امام صادق (ع) درگرفت.
متن سنگنوشتۀ منسوب به عمر بن خطاب از این قرار است: «الله ولي عمر بن الخطاب في الدنیا والآخرة: خدا سرپرستِ عمر بن خطاب در دنیا و آخرت است» (تصویر اول). این عبارت که بیشتر صورت دعایی دارد، معمولاً چنین تفسیر میشود که توسط شخصی نوشته شده که مورد دعا قرار گرفته است (در اینجا: "عمر بن الخطاب"). همچنین با توجه با خط کهن سنگنوشته بسیاری فرض کردهاند که این میتواند از شخص خلیفۀ دوم باشد.
با این حال، نباید شواهد باستانی تازهکشفشده را به همین سادگی تفسیر و تاریخگذاری کرد. وحید صفا، محقق زبانهای سامی، این کتیبه را از منظر کهنخطشناسی (paleography) بررسی کرده و نشان داده که سبک نگارش الف متصل در این کتیبه موافق با کتیبههای پالیوعربی و کتیبههای نیمۀ اول قرن اول نیست و مطابق با کتیبههای اواخر قرن اول است. وی نتیجه میگیرد که این کتیبه باید از یک "عمر بن خطاب" دیگر باشد که از خلیفۀ دوم متأخر بوده است.
این مورد نشان میدهد که نباید در تطبیق سنگنوشتهها با شخصیتهای مشهور شتابزده عمل کرد. مثلاً در کتیبۀ دیگری هم آمده: «اللهم إن حسن بن علي مؤمن بك وبرسلك ویشهد ألا إله إلا أنت ویستغفرك لذنبه فاغفر له...» (تصویر دوم). دربارۀ این کتیبه هم از آقای صفا پرسیدم و ایشان توضیح دادند که فرم خطّش مربوط به قرن دوم به بعد است لذا نمیتواند از امام حسن مجتبی (ع) باشد.
در سوی دیگر با شواهد باستانی میتوان درستی انتساب برخی از سنگنوشتهها را به شخصیتهای متقدم اسلامی نشان داد:
برای نمونه، احمد جلاد و هیثم صدقی براساس شواهد زبانشناختی و رسمالخطی زمان نگارش دو کتیبه را مشخص میکنند و نویسندۀ یکی از آن دو کتیبه را با احتمال زیاد، صحابیِ مشهور، حنظلۀ غسیلالملائکه که در جنگ اُحد (سال 3ق) شهید شد، تعیین میکنند. در کتیبۀ حنظله آمده است: «بسمك ربنا أنا حنظلة بن عمرو أوصي ببر الله: به نامِ تو، پروردگارِ ما! من حنظله پسر عمرو هستم؛ سفارش میکنم به نیکی به الله» (تصویر سوم).
@Al_Meerath
در سالهای اخیر سایتهای باستانشناسی زیادی در عربستان کشف میشود که حاوی سنگنوشتههایی از دورۀ اسلام و دورۀ پیش از اسلام است. اخیراً نیز کمیسیون میراث (تابع وزارت فرهنگ عربستان سعودی)، اطلاع داد که در منطقۀ مهد در استان مدینه، 1774 اثر باستانی کشف کرده که شامل 461 سنگنوشته از دورۀ اسلامی میشود.
یکی از این سنگنوشتهها که در مهد کشف شده، کتیبهای است که به خلیفۀ دوم، عمر بن خطاب (د. 23ق) نسبت داده میشود. این سنگنوشته در فضای توییتر عربی و انگلیسی بسیار مورد توجه قرار گرفت و بحثهای جدلی پیرامون آن شکل گرفت. متعاقباً هم بحثهای جدلیای پیرامون دیگر سنگنوشتههایی که در سالهای گذشته کشف شده بود، از جمله سنگنوشتههای منسوب به زید بن حسن و امام صادق (ع) درگرفت.
متن سنگنوشتۀ منسوب به عمر بن خطاب از این قرار است: «الله ولي عمر بن الخطاب في الدنیا والآخرة: خدا سرپرستِ عمر بن خطاب در دنیا و آخرت است» (تصویر اول). این عبارت که بیشتر صورت دعایی دارد، معمولاً چنین تفسیر میشود که توسط شخصی نوشته شده که مورد دعا قرار گرفته است (در اینجا: "عمر بن الخطاب"). همچنین با توجه با خط کهن سنگنوشته بسیاری فرض کردهاند که این میتواند از شخص خلیفۀ دوم باشد.
با این حال، نباید شواهد باستانی تازهکشفشده را به همین سادگی تفسیر و تاریخگذاری کرد. وحید صفا، محقق زبانهای سامی، این کتیبه را از منظر کهنخطشناسی (paleography) بررسی کرده و نشان داده که سبک نگارش الف متصل در این کتیبه موافق با کتیبههای پالیوعربی و کتیبههای نیمۀ اول قرن اول نیست و مطابق با کتیبههای اواخر قرن اول است. وی نتیجه میگیرد که این کتیبه باید از یک "عمر بن خطاب" دیگر باشد که از خلیفۀ دوم متأخر بوده است.
این مورد نشان میدهد که نباید در تطبیق سنگنوشتهها با شخصیتهای مشهور شتابزده عمل کرد. مثلاً در کتیبۀ دیگری هم آمده: «اللهم إن حسن بن علي مؤمن بك وبرسلك ویشهد ألا إله إلا أنت ویستغفرك لذنبه فاغفر له...» (تصویر دوم). دربارۀ این کتیبه هم از آقای صفا پرسیدم و ایشان توضیح دادند که فرم خطّش مربوط به قرن دوم به بعد است لذا نمیتواند از امام حسن مجتبی (ع) باشد.
در سوی دیگر با شواهد باستانی میتوان درستی انتساب برخی از سنگنوشتهها را به شخصیتهای متقدم اسلامی نشان داد:
برای نمونه، احمد جلاد و هیثم صدقی براساس شواهد زبانشناختی و رسمالخطی زمان نگارش دو کتیبه را مشخص میکنند و نویسندۀ یکی از آن دو کتیبه را با احتمال زیاد، صحابیِ مشهور، حنظلۀ غسیلالملائکه که در جنگ اُحد (سال 3ق) شهید شد، تعیین میکنند. در کتیبۀ حنظله آمده است: «بسمك ربنا أنا حنظلة بن عمرو أوصي ببر الله: به نامِ تو، پروردگارِ ما! من حنظله پسر عمرو هستم؛ سفارش میکنم به نیکی به الله» (تصویر سوم).
@Al_Meerath