کتابی از کتابخانه خانلر میرزای احتشام الدوله حاکم اصفهان (وفات ۱۲۷۸ هـ. ق فرزند هفدهم عباس میرزا) در کتابخانه مدرسه فخریه مروی.
امروزه پژوهشگران در سراسر دنیا برای یادداشت های روی نسخ خطی از جنبه های گوناگون ارزش زیادی قائل هستند.
این نمونه هم شاید جرقه ای باشد برای پژوهش درباره یک کتابخانه خصوصی متلاشی شده
امروزه پژوهشگران در سراسر دنیا برای یادداشت های روی نسخ خطی از جنبه های گوناگون ارزش زیادی قائل هستند.
این نمونه هم شاید جرقه ای باشد برای پژوهش درباره یک کتابخانه خصوصی متلاشی شده
پذیرش تدریجی سودمندی و اعتبار سند شفاهی و دسترسی بیش از پیش به ضبط صوت، نوزایی تاریخ شفاهی پس از جنگ جهانی دوم را بنیاد نهاد.
اولین طرح سازمان یافته تاریخ شفاهی را آلن نوینز در دانشگاه کلمبیا به سال ۱۹۴۸ آغاز کرد.
در بریتانیای دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، پشگامان تاریخ شفاهی، بیشتر به ضبط تجارب کارگران یا همان مردم معمولی علاقه مند بودند.
پل تامپسون، مورخ اجتماعی در دانشگاه اسکس، مهمترین نقش را در ایجاد تاریخ شفاهی بریتانیای دهه ۱۹۷۰ و در پی آن توسعه جنبش بین المللی تاریخ شفاهی در پایان همان دهه بازی کرد. او در سال ۱۹۸۷ کتاب "صدای گذشته: تاریخ شفاهی" را منتشر کرد که کتاب درسی استانداردی برای مورخان سراسر جهان شد.
در اواخر دهه ۱۹۷۰، تاریخ شفاهی در طرحهای آرشیوی و میان مورخان دانشگاهی در بخش بسیاری از جهان جا افتاده بود اما مشکلات جدیدی به وجود آورد.
در ۱۹۷۹ نخستین همایش بین المللی تاریخ شفاهی در اسکس انگلستان برگزار شد.
در ۱۹۸۰ مجله اینترنشنال ژورنال او اورال هیستوری و یک سری جنگ بین المللی شفاهی انتشار یافت.
در ۱۹۸۷ لوئیزا پازرینی نقش سوبژکتیویته و سکوت در تاریخ را برجسته کرد.
تاریخ شفاهی، مقدمه: ۱۸-۲۵
اولین طرح سازمان یافته تاریخ شفاهی را آلن نوینز در دانشگاه کلمبیا به سال ۱۹۴۸ آغاز کرد.
در بریتانیای دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، پشگامان تاریخ شفاهی، بیشتر به ضبط تجارب کارگران یا همان مردم معمولی علاقه مند بودند.
پل تامپسون، مورخ اجتماعی در دانشگاه اسکس، مهمترین نقش را در ایجاد تاریخ شفاهی بریتانیای دهه ۱۹۷۰ و در پی آن توسعه جنبش بین المللی تاریخ شفاهی در پایان همان دهه بازی کرد. او در سال ۱۹۸۷ کتاب "صدای گذشته: تاریخ شفاهی" را منتشر کرد که کتاب درسی استانداردی برای مورخان سراسر جهان شد.
در اواخر دهه ۱۹۷۰، تاریخ شفاهی در طرحهای آرشیوی و میان مورخان دانشگاهی در بخش بسیاری از جهان جا افتاده بود اما مشکلات جدیدی به وجود آورد.
در ۱۹۷۹ نخستین همایش بین المللی تاریخ شفاهی در اسکس انگلستان برگزار شد.
در ۱۹۸۰ مجله اینترنشنال ژورنال او اورال هیستوری و یک سری جنگ بین المللی شفاهی انتشار یافت.
در ۱۹۸۷ لوئیزا پازرینی نقش سوبژکتیویته و سکوت در تاریخ را برجسته کرد.
تاریخ شفاهی، مقدمه: ۱۸-۲۵
دستک حاجی محمدمهدی تاجر نراقی مربوط به سالهای ۱۲۴۳ تا ۱۲۷۹ ه.ق حاوی اسناد مختلف از جمله طلب ها، محاسبه شراکت، مصالحه نامه ها، نذرنامه، وصیت وقفنامه
در این دستک دو بار از وقوع وبا یاد شده است یکی در سال ۱۲۶۴ و دیگری در ۱۲۷۹ ه.ق و همین دلیلی بر نگاشتن نذرنامه و وصیت وقفنامه بوده است.
وی بر حسب وصیت، در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
بخشی از موقوفات ایشان شامل کاروانسرا، آب انبار و حسینیه و شبستان و اراضی کشاورزی در نراق و محلات همچنان پابرجاست.
اکثر صفحات آن نانوشته است. ابتدا و انتهای آن مربوط به مطالبات و محاسبات است. در صفحات داخلی تر چند مصالحه نامه و ... ثبت گردیده است. (با تشکر از آقای م. مهدوی که اجازه دادند این چند عکس را بگیرم.)
در این دستک دو بار از وقوع وبا یاد شده است یکی در سال ۱۲۶۴ و دیگری در ۱۲۷۹ ه.ق و همین دلیلی بر نگاشتن نذرنامه و وصیت وقفنامه بوده است.
وی بر حسب وصیت، در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
بخشی از موقوفات ایشان شامل کاروانسرا، آب انبار و حسینیه و شبستان و اراضی کشاورزی در نراق و محلات همچنان پابرجاست.
اکثر صفحات آن نانوشته است. ابتدا و انتهای آن مربوط به مطالبات و محاسبات است. در صفحات داخلی تر چند مصالحه نامه و ... ثبت گردیده است. (با تشکر از آقای م. مهدوی که اجازه دادند این چند عکس را بگیرم.)
نگاهی به چاپخانههای ایرانی در آلمان در دوره قاجار و پهلوی (مطالعه موردی منابع موجود در کتابخانه آیتالله العظمی بروجردی)
https://jap.isca.ac.ir/article_76123.html
https://jap.isca.ac.ir/article_76123.html
jap.isca.ac.ir
نگاهی به چاپخانههای ایرانی در آلمان در دوره قاجار و پهلوی (مطالعه موردی منابع موجود در کتابخانه آیتالله العظمی بروجردی)
تاریخ پیدایش نخستین کتاب چاپی فارسی چندان ارتباطی با ورود صنعت چاپ و نشر در ایران ندارد. چاپ کتابهای فارسی در کشورهای اروپایی و پیشتازی آن نسبت به ایران پیشینهای طولانی دارد. این مقاله به کتابها و مجلات فارسی چاپ شده در کشور آلمان و به ویژه دو چاپخانه…
به پنبه کاران روستایی در گرگان
جهنم سبز
سیاه روزترین مردمان روی زمین
که شانه هایشان
از تازیانه خورشید
و گونه هاشان، از سیلی ستمکاران
و دیده شان، از گریه های پنهانی
همیشه خونین بود؛
و در سیاه ترین فصل -فصل جان کندن-!
به چارسوی افق روزنی نمی دیدند؛
در آن جهنم سبز ،
گل سپید؟ نه، مرگ سیاه می چیدند!
□
سیاه روزترین مردمان روی زمین
در آن مزارع بی انتها، در آن مرداب
پسر پس از پدر، ای داد
نسل بعد از نسل
فقیر می زادند،
فقیر می ماندند،
فقیر می مردند.
□
سیاه روزترین مردمان روی زمین
نه تن، که حسرت یک بار مرگ راحت را
فریدون مشیری، آه باران
جهنم سبز
سیاه روزترین مردمان روی زمین
که شانه هایشان
از تازیانه خورشید
و گونه هاشان، از سیلی ستمکاران
و دیده شان، از گریه های پنهانی
همیشه خونین بود؛
و در سیاه ترین فصل -فصل جان کندن-!
به چارسوی افق روزنی نمی دیدند؛
در آن جهنم سبز ،
گل سپید؟ نه، مرگ سیاه می چیدند!
□
سیاه روزترین مردمان روی زمین
در آن مزارع بی انتها، در آن مرداب
پسر پس از پدر، ای داد
نسل بعد از نسل
فقیر می زادند،
فقیر می ماندند،
فقیر می مردند.
□
سیاه روزترین مردمان روی زمین
نه تن، که حسرت یک بار مرگ راحت را
فریدون مشیری، آه باران
تهران، دروس. اراضی و خانه وقفی میرزا مهدیقلی خان هدایت مخبرالسلطنه که سقوط درختان تنومند آن را در هم کوبیده است. (عکسها از دوست گرامی م. عظیمی)
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA
قدیمیترین نقشه جهان؛ لوح گلی بابلی که رشتهکوه زاگرس را به تصویر میکشد | Euronews
https://parsi.euronews.com/culture/2024/09/10/babylonian-map-of-the-world-the-oldest-known-map-which-shows-zagros-mountains
https://parsi.euronews.com/culture/2024/09/10/babylonian-map-of-the-world-the-oldest-known-map-which-shows-zagros-mountains
euronews
قدیمیترین نقشه جهان؛ لوح گلی بابلی که رشتهکوه زاگرس را به تصویر میکشد
یک لوح گلی کوچک که موقعیت شهر باستانی بابل را به عنوان مرکز جهان ترسیم کرده است، به عنوان کهنترین نقشه تاریخ شناخته میشود.
دو فتوای بسیار مهم از حضرت آیت الله خامنه ای درباره تولیت در شرایط خاص
VID-20240913-WA0001.mp4
9 MB
ویدیوی دوم نشست نخست
«ما نیز روزگاری»
گفتگو با جناب حاجحیدر دهقانی
کانون نگاهبانی از فرهنگ دوان
نقش یک نجار در ممانعت از انتقال ۲۷ صندوق اسناد صنعت نفت به انگلستان در زمان اخراج بریتانیایی ها از ایران
«ما نیز روزگاری»
گفتگو با جناب حاجحیدر دهقانی
کانون نگاهبانی از فرهنگ دوان
نقش یک نجار در ممانعت از انتقال ۲۷ صندوق اسناد صنعت نفت به انگلستان در زمان اخراج بریتانیایی ها از ایران
نه به ادبیات فارسی و نه به تاریخ ایران!
اگر بخواهید نظر مرا درباره تشکیلات سازمان اوقاف و امور خیریه در دو دهه اخیر بدانید، میتوانم بگویم تشکیلاتی است که زبان ادبیات فارسی و تاریخ ایران برای مسئولانش نه تنها اهمیت ندارد بلکه غیرمرتبط محسوب میشود.
وقتی پس از سه معلمی در کازرون و تهران در سال ۱۳۷۶ برای کار به این سازمان رفتم از دانشگاه آزاد واحد فسا لیسانس ادبیات فارسی داشتم. دانشگاهی که به لطف استاد بسیار محترم و فرهیخته جناب دکتر منصور رستگار فسایی، گروهی از استادان دانشگاه شیراز را با خود همراه داشت.
پس از چند سال کار روزمزد مسئولان سازمان رشته ادبیات فارسی را غیرضروری دانستند و فارغ التحصیلان این رشته را از تبدیل وضعیت و جذب از طریق آزمون استخدامی نادیده گرفته و حذف کردند. این سهمیه را به چند رشته دیگر مثل مدیریت دولتی، علوم قرآنی، فقه و حقوق اضافه کردند.
پس از هفده سال که دوباره ادامه تحصیل دادم و در رشته تاریخ ایران دانشگاه علوم و تحقیقات تهران خدمت اساتید بسیار محترم و ارزشمندی رسیدم که از دانشگاه شهید بهشتی تشریف می آوردند، درس خواندم و فارغالتحصیل شدم این بار هم سازمان اوقاف اعلام کرد به رشته تاریخ حتی تاریخ اسلام نیاز ندارد و سهمیه آن را به رشتههای دیگر اضافه کرد.
من هم چنان با قریب سی سال خدمت در آموزش و پرورش و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و اکثرا در سازمان اوقاف و امورخیریه، یک کارگر-کارمند غیردولتی و پژوهشگر مستقل هستم.
بهرحال، نادیده گرفتن این دو رشته برای تشکیلاتی که چند قرن سابقه اداری و متون نوشتاری دارد سبب شده تا در اجرای مفاد موقوفات بیش از پیش در مشکلات فروبرود:
۱. بی اعتنایی به مکان و زمان تاسیس وقف (مرزبندیهای جغرافیایی و قومی و طایفه ای) و عمومی سازی در راستای سیاستهای جناحی و گروهی
به عبارت دیگر سازمان اوقاف بهاین تشخیص رسیده است که فلان پیرمرد و پیرزن و حتی کدخدا و مالکی که در فلان روستا زندگی میکرده و دغدغهای بجز مرزبندی منزل و مزرعه و باغ و ده اش را نداشته چون بطور کاملا مشخص قید نکرده درآمدش حتما باید در همین روستای فلان شهر فلان استان هزینه گردد پس ما امروز بدون هیچ ایراد شرعی و عرفی، مصلحت میدانیم و مختار هستیم آن را در هر جایی و هر طوری که تشخیص دادیم هزینه کنیم هرچند اهالی آن روستا ناراضی و معترض هم باشند.
۲. ناآشنایی با ادبیات تاریخی و برداشت و تفسیر ناصواب از واژگان و متن.
سوای اصطلاحات، واژگان در طول زمان چند معنایی می شوند. مثلا واژه حفاظ در عبارت "سهمی درآمد به حفاظ اختصاص دارد" مربوط دوره صفوی.
حال سوال این است: آیا از این سهم میتوان هزینههای نرده کشی و دوربین مداربسته را تأمین نمود. فقط میگویم نه. اما چرا؟
۳. تلاش برای کمرنگ کردن وقف خاص (اولادی)
توهمات اقتصادی جای انديشههای اقتصادی را اشغال کرده است. هر فردی ممکن با خواندن یک مقاله یا با جستجو در گوگل و دو بار سفر به دبی و چین دچار این توهم شود که به عمق مسائل اقتصادی راه پیدا کرده است. گذشته تاریخی بناگاه در چشم ضعیف و ذهن آشفته اش حقیر میشود. حافظه تاریخی و کلمات و اسامی و ... را الفاظ بیمعنایی فرض میکند. بنظرش می رسد که گذشته، گذشته است، چه رسد به خانواده و خاندان. ازینرو به خود میگوید یعنی چه که امروز باید درآمد فلان هکتار زمین در اختیار بازماندگان فلان کس باشد آن هم مشتی آدم ... . یعنی فقط، روی گوشه شکسته لیوان متمرکز میشود و افرادی را که به دلايل مختلف از تحصیلات بازماندهاند و تا کمر در سطل زباله خم شدهاند نمیبینند اما اگر پیامدهای بهداشتی درمانی و فرهنگی و اقتصادی هر دو وضعیت و گروه را با هم مقایسه میکردند متوجه میشدند باید قدردان این واقفان باشند که هزاران فرد تحصیلکرده را در خانواده خود برای خدمت به کشور و بشریت پرورش دادهاند.
ازینرو افراد با توجه به منصبی چند روزه ضربات مهلکی به این موقوفات وارد می کنند که آیندگان معایب آن را به چشم خواهند دید.
احتمال داشت اگر مسئولان سازمان اوقاف ادبیات فارسی و تاریخ ایران و اسلام خوانده بودند مسیر دیگری پیش گرفته بودند.
اگر بخواهید نظر مرا درباره تشکیلات سازمان اوقاف و امور خیریه در دو دهه اخیر بدانید، میتوانم بگویم تشکیلاتی است که زبان ادبیات فارسی و تاریخ ایران برای مسئولانش نه تنها اهمیت ندارد بلکه غیرمرتبط محسوب میشود.
وقتی پس از سه معلمی در کازرون و تهران در سال ۱۳۷۶ برای کار به این سازمان رفتم از دانشگاه آزاد واحد فسا لیسانس ادبیات فارسی داشتم. دانشگاهی که به لطف استاد بسیار محترم و فرهیخته جناب دکتر منصور رستگار فسایی، گروهی از استادان دانشگاه شیراز را با خود همراه داشت.
پس از چند سال کار روزمزد مسئولان سازمان رشته ادبیات فارسی را غیرضروری دانستند و فارغ التحصیلان این رشته را از تبدیل وضعیت و جذب از طریق آزمون استخدامی نادیده گرفته و حذف کردند. این سهمیه را به چند رشته دیگر مثل مدیریت دولتی، علوم قرآنی، فقه و حقوق اضافه کردند.
پس از هفده سال که دوباره ادامه تحصیل دادم و در رشته تاریخ ایران دانشگاه علوم و تحقیقات تهران خدمت اساتید بسیار محترم و ارزشمندی رسیدم که از دانشگاه شهید بهشتی تشریف می آوردند، درس خواندم و فارغالتحصیل شدم این بار هم سازمان اوقاف اعلام کرد به رشته تاریخ حتی تاریخ اسلام نیاز ندارد و سهمیه آن را به رشتههای دیگر اضافه کرد.
من هم چنان با قریب سی سال خدمت در آموزش و پرورش و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و اکثرا در سازمان اوقاف و امورخیریه، یک کارگر-کارمند غیردولتی و پژوهشگر مستقل هستم.
بهرحال، نادیده گرفتن این دو رشته برای تشکیلاتی که چند قرن سابقه اداری و متون نوشتاری دارد سبب شده تا در اجرای مفاد موقوفات بیش از پیش در مشکلات فروبرود:
۱. بی اعتنایی به مکان و زمان تاسیس وقف (مرزبندیهای جغرافیایی و قومی و طایفه ای) و عمومی سازی در راستای سیاستهای جناحی و گروهی
به عبارت دیگر سازمان اوقاف بهاین تشخیص رسیده است که فلان پیرمرد و پیرزن و حتی کدخدا و مالکی که در فلان روستا زندگی میکرده و دغدغهای بجز مرزبندی منزل و مزرعه و باغ و ده اش را نداشته چون بطور کاملا مشخص قید نکرده درآمدش حتما باید در همین روستای فلان شهر فلان استان هزینه گردد پس ما امروز بدون هیچ ایراد شرعی و عرفی، مصلحت میدانیم و مختار هستیم آن را در هر جایی و هر طوری که تشخیص دادیم هزینه کنیم هرچند اهالی آن روستا ناراضی و معترض هم باشند.
۲. ناآشنایی با ادبیات تاریخی و برداشت و تفسیر ناصواب از واژگان و متن.
سوای اصطلاحات، واژگان در طول زمان چند معنایی می شوند. مثلا واژه حفاظ در عبارت "سهمی درآمد به حفاظ اختصاص دارد" مربوط دوره صفوی.
حال سوال این است: آیا از این سهم میتوان هزینههای نرده کشی و دوربین مداربسته را تأمین نمود. فقط میگویم نه. اما چرا؟
۳. تلاش برای کمرنگ کردن وقف خاص (اولادی)
توهمات اقتصادی جای انديشههای اقتصادی را اشغال کرده است. هر فردی ممکن با خواندن یک مقاله یا با جستجو در گوگل و دو بار سفر به دبی و چین دچار این توهم شود که به عمق مسائل اقتصادی راه پیدا کرده است. گذشته تاریخی بناگاه در چشم ضعیف و ذهن آشفته اش حقیر میشود. حافظه تاریخی و کلمات و اسامی و ... را الفاظ بیمعنایی فرض میکند. بنظرش می رسد که گذشته، گذشته است، چه رسد به خانواده و خاندان. ازینرو به خود میگوید یعنی چه که امروز باید درآمد فلان هکتار زمین در اختیار بازماندگان فلان کس باشد آن هم مشتی آدم ... . یعنی فقط، روی گوشه شکسته لیوان متمرکز میشود و افرادی را که به دلايل مختلف از تحصیلات بازماندهاند و تا کمر در سطل زباله خم شدهاند نمیبینند اما اگر پیامدهای بهداشتی درمانی و فرهنگی و اقتصادی هر دو وضعیت و گروه را با هم مقایسه میکردند متوجه میشدند باید قدردان این واقفان باشند که هزاران فرد تحصیلکرده را در خانواده خود برای خدمت به کشور و بشریت پرورش دادهاند.
ازینرو افراد با توجه به منصبی چند روزه ضربات مهلکی به این موقوفات وارد می کنند که آیندگان معایب آن را به چشم خواهند دید.
احتمال داشت اگر مسئولان سازمان اوقاف ادبیات فارسی و تاریخ ایران و اسلام خوانده بودند مسیر دیگری پیش گرفته بودند.
نجمه: کتابی بسیار سودمند در فقه شیعه
https://jap.isca.ac.ir/article_1757.html
https://jap.isca.ac.ir/article_1757.html
در "رسالهای در سیاق" رویه نگهداری اسناد مالی دوره صفوی در "کیسه" آمده است. در نمایه سرنخی نیامده. در دو صفحه موضوع موردنظر آمده است: صفحه ۸۴ و ۱۴۸.